از زماني كه بشر توانست واكنش هاي دروني خود را بوسيله صدا نمايش دهد و وزن را از صداهاي منظم و گوناگون طبيعت بدست آورد ، موسيقي را به وجود آورد ؛ زيرا جهان پر از اصوات است و عالم خلقت بر نظم و توازن برقرار است
موسيقي در ايران به دو بخش متمايز تقسيم ميگردد:
1- از آمدن نژاد آريايي به سرزمين ايران تا پايان دوره ساساني
2- از طلوع اسلام تا عصر حاضر
هخامنشی
موسیقی مذهبی: بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی
چگونگي آفرينش در اوستا ريشه بابلي دارد مانند آفرينش جهان در شش مرحله؛ايرانيان باستان و پس از آنها زرتشتيان عقيده دارند كه جهان در شش نوبت خلق شده است. در اين اوقات كه شش بار در طول يك سال مي باشند، جشن آفرينش برگزار ميشود و از آنجا كه در عصر باستان موسيقي يك هنر كاربردي شمرده ميشد، حتما در اين مراسم نقش داشته است
از نوع سرايش و خواندن سرودهاي كتاب اوستا (يسناو يشتها(مشخص ميشود كه موسيقي در آن دوران در وزني يكنواخت و ابتدايي و در تناليته گام بزرگ) ماژور) اجرا ميشده است.
موسیقی رزمی: گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می نویسد :
"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند.."
"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."
کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می شد."
موسیقی مجلسی: گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس شرکت می کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن ها سهم اساسی داشتند."
در زمينه اجراي موسيقي و آواز مي توان به اين نكته اشاره نمود كه در ايران باستان هر يك از روزهاي ماه نامي خاص داشت كه به اسامي فرشتگان بود و روز شانزدهم ماه هفتم سال به نام (مهر) بود و دراين روز جشن بزرگي برپا مي داشتند ، كه پس از نوروز بزرگترين جشن ايرانيان بود ، اين جشن شش روز طول مي كشيد و به روز بيست و يك كه آن را (رام روز) مي ناميدند ختم مي شد. آغاز مهرگان را مهرگان عام مي گفتند و روز انجام آنرا مهرگان خاص مي ناميدند. مراسم جشن مهرگان در دوره ساسانيان كه سخت پايبند مذهب و دستورات كتاب مقدس زرتشت (اوستا) بودند به بهترين وجه و با شكوه تمام انجام مي شد. در اين دوره سرايندگان موظف بودند كه براي هر روز آهنگي نو بسازند و با سرودن شاعران در آميزند و بنوازند و بخوانند و هر يك از اين نغمه ها به نام همان روز ناميده مي شد. >> مهرگان بزرگ << و >> مهرگان خردك << كه نام دو لحن از موسيقي قديمي و اصيل ايراني است از يادگارهاي آن دوره است.بعيد نسيت كه "مقام مهرگاني" بعد ها به "مهرباني" تغيير نام داده باشد و اكنون لحني به نام "مهرباني" در دستگاه ماهور و همان آهنگ با مختصر تغيير حالتي به نام هاي "چهارپاره" و "چهارباغ" در ابوعطاي شور متداول است.
حكيم نظامي گنجوي در خسرو و شيرين ميان سي و يك لحن باربد ، لحن دوازدهم را "مهرگاني" نام برده است و گويد:
چو نو كردي نواي "مهرگاني"
ببردي هوش خلق از مهرباني
تبادل فرهنگي ميان ايران و يونان در دوره ي اشكانيان و سلوكيان نيز موجب نوعي تاثير پذيري متقابل ميان دو تمدن شد و اين نظام موسيقايي كه در دوران ساساني به اوج شكوفايي خود رسيد. از آن دوره نام الحان باربدي در آثار شعراي دوره اسلامي نيز به چشم مي خورد.
ساساني
ابداع الحان موسيقي ايران مربوط به دوره باربد است. درواقع اين مقامات پيش از باربد هم وجود داشته اند، ولي محل ترديد نيست كه اين آهنگساز بزرگ تاثير به سزايي در موسيقي ساساني داشته است
نوآوری و اختراع دستگاه های موسیقی ایرانی را به وی پیوند داده و آهنگ هایی چون 7 خسروانی, 30 لحن و 360 دستان – با چیدمان(ترتیب) روزهای هفته(7), ماه(30) و سال(360)- را از ساخته های او برمی شمارند. همگی این آهنگ ها گویا به مناسبت های گوناگون و برای اجرا در نشست ها و بزم های خسروپرویز ساخته و پرداخته شده بوده اند و از این روست که آنان را خسروانیات نیز نامیده اند. می توان گمان برد که این آهنگ های شگفت منتسب به باربد, پیش از او نیز وجود داشته اند و او آنها را به ریختی فراگیر و بی کاستی درآورده است.
نظامی گنجوی در فصل هفتم«صفت باربد مطرب» داستان خسرو و شیرین نام 29 لحن از سی لحن باربد را –هر یک را در بیتی- آورده است.(خسرو و شیرین, ثروتیان, 42-339)
از ميان اسامي بجا مانده از دوران باربد و نكيسا، دو خنياگر عصر ساساني، ميتوان به پاليزبان- دل انگيزان- چكاوك- خسرواني- نهفت- جامه دران- تخت اردشير و ...اشاره كرد. اما معلوم نيست از ميان آنچه بر جاي مانده است، چقدر اصالت واقعيشان حفظ شده باشد
از جمله موسيقي دانان معروف زمان خسروپرويز مي توان "باربد" ، "نكيسا" ، "بامشاد" ، "رامتين" ، "آزاد وار چنگي" و "كوسان نواگير" را نام برد
و همچنين ماني دانشمند ايراني را ازموسيقي دانان نوشته اند ؛ اعتبار و اهميت موسيقي در عهد ساساني از آئين مزدك نيز نمودار است.
مزدك در اصول دين خود چنين آورده است كه : خداوند آسمان ها مانند پادشاهي بر تخت نشسته و چهار قوه يعني ( شعور – عقل – حافظه – شادي ) در پيش او ايستاده اند. قراردادن يكي از نيروهاي معنوي چهارگانه ، كه قوه شادي و نماينده موسيقي است در رديف سه قوه ديگر دليل بر اهميت موسيقي نزد ايرانيان آن دوره است .
هنر موسيقي در روزگار ساساني تا آنجا رشد يافت كه علاوه بر آوازها كه داراي اسمي ويژه بودند ؛ ترانه هاي ضربي كه براي آنها شعر ساخته نشده بود نيز نامي داشتند، مانند پيش درآمد هاي امروزي
برخي اختراع "مقامات" را به باربد نسبت مي دهند ؛ يكي از زيباترين نغماتي را كه به او نسبت مي دهند و به يادگار مانده قسمت هايي از نغمه " خسرواني " مي باشد
موسيقي بعد از اسلام : به نظر مي رسد خسرواني ها در دوره بعد از اسلام تغيير نام ميدهند و به موسيقي مقامي تبديل مي شوند. 12 مقام مشهور 6 اواز ، 24 شعبه و تعدادي دستان در دوره بعد از اسلام موجود بوده اند .
فارابي رایکی از بینانگذاران علم موسیقی در جهان اسلامی می توانیم به شمار بیاوریم که تمام ادامه دهندگان این علم از آراء او شروع کرده و تعاریف فلسفی، علمی ریاضی، موسیقی و غیره او چون چتری بر علم موسیقی سایه افکنده و خط و مشی را نشان داده است. کتاب موسیقی کبیر است که نگرش کلی که دارد تشریحی است تا توصیفی و جداولی را به صورت جدول های ریاضی ارایه می دهد که در آن ساختارهایی که از گام ریتم و ملودی است موسیقی کبیر تشکیل شده از یک مقدمه و سه کتاب، هر کدام در دو بخش، مقدمه وسیعی توجه خاصش به متودولوژی است کتاب اول با فیزیک صوت شروع می شود و سپس به بحث فاصله روابط فواصل و انواع دانگ ها می پردازد. در بخش دوم کتاب اول به تقسیمات اکتاو می پردازد به نیت رسیدن به یک سیستم بزرگ ترو کاملتر و در ادامه با مفهوم کوچکترین واحد زمانی شروع می کند و از آنجا انواع ساختارهای ریتمیک را بررسی و تشریح می کند
کتاب سوم در برگیرنده بخش دیگری راجع به ادوار "ایقایی" است اما این بار به ساختار الحان می پردازد و در آخر بررسی انواع مجموعه نغماتی که انواع مدل های ملودیک را می سازند
در موسيقي دوره اسلام يك سلسه لحن هاي ضربي معمول بود كه دستانات ناميده ميشد و تصنيف و يا تأليف آنها را به باربد نسبت مي دادند و فارابي و حتي دانشمند معروف عرب الكندي نيز درباره آنها توضيحاتي دادهاند.
ابن سينا در كتاب شفاء بيست قطعه از اين آوازهاي ضربي را نام مي برد و از فحواي كلام او چنين برميآيد كه دستانات در زمان حيات وي معمول بوده و نوازندگان آنها را مي نواخته اند. در زمان صفي الدين عبد المؤمن فقط شش تا از آنها معمول بوده است. ابن سينا نقل ميكند كه حتي در اسپانيا اين آهنگهاي ضربي رواج داشته.
ابن سينا درباره اينكه هر مقام اختصاص به موقع معيني از شبانه روز دارد مي نويسد كه صبح كاذب مختص آواز «رهاوي» است و صبح صادق مختص آواز «حسين». موقع برآمدن آفتاب براي آواز «راست» مناسب است و پيش از ظهر براي آواز «ابوسليك». موقع نصفالنهار مختص آواز «زنگوله» است و ظهر مختص آواز «عشاق». بين دو نماز آواز «حجاز» مناسب است و عصر آواز «عراق». هنگام فرو نشستن آفتاب (غروب) «اصفهان» و كمي بعد از آن (مغرب) آواز «نوا» و بعد از نماز عشاء آواز «بزرگ» و هنگام خفتن آواز «مخالف» يا «زيرافكند» بايد نواخت
صفی الدین ارموی که مهمترین و تاثیرگذارترین کار او "ادوارش" است که از دانگ های برگرفته شده از پرده بندی تنبور خراسانی توسط فارابی ارائه می شود ، این سیستم به خصوص فواصل غیرمنطقی که در عمل وجود داشته و این فواصل به شکل علمی و منطقی نمی توانسته توجیه شود به تبعیت از گام "فیثاغورث" آنها را به فواصل نسبتا درستی تبدیل می کند او "اکتاو" را به 17 فاصله تقسیم می کند و "اکتاو" را به دو دانگ و یک پرده در بالاتر و "دانگ" را به دو پرده و یک لیما بالاتر و هر پرده را به دو لیما و یک کما در بالاتر تقسیم می کند و این سیستم یک سیستم بسیار زیبا و خوش مننظری برای یک مساله تحلیلی پیچیده است
خواجه نصير الدين طوسي كتابها و رسالات زيادي از خود بجا گذاشته و از جمله تحقيقاتي كه در باره علم رياضي بعمل آورده رساله ايست تحت عنوان «علم موسيقي». اولياء چلبي در كتاب آلات موسيقي خود ابتكار ناي مخصوصي را كه «مهتر دودوك» ناميده مي شد نيز به خواجه نصير نسبت داده است. و بزرگترين و معروفترين شاگردش علامه قطب الدين شيرازي مؤلف كتاب درّه التاج است.
قطب الدین در دایره المعارف مهم اش به اسم "دره التاج" تسلطش به علوم وسیعی نشان می دهد و در میان علوم، ریاضی بخش مهمی به موسیقی اختصاص داده شده این بخش تاکیدی بر تئوری پایه گذاری شده توسط صفی الدین است
كتاب بهجت الروح در دوره حكومت غزنويان توسط عبدالمؤمن بن صفي الدين كه از خاندان نعمت بن قابوس و شمگير بوده تدوين شده است. و رساله موسيقي عبدالرحمن جامي در روسيه شوروي چاپ شده .
عبدالقادر مراغی" است که یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین نظریه پردازان مکتب منتظمی است مهمترین آثار به جا مانده او "جامع الحان و مقاصد الحان" که به فارسی نوشته شده و آثار و افکار او بعدها در قرن نهم هجری نیز تاثیرگذار بوده است
كلمه مقام كه امروزه اغلب در مورد تعبير فرنگي «گام» و گاهگاه در مورد دستگاه به كار برده مي شود در زمان صفي ا لدين عبدالمؤمن به مايه آوازهاي عمده اطلاق مي شد كه در زمان ابن سينا آنها را «جماعات المشهوره» مي ناميدند و در مورد ابتكارات نو كه اغلب در نتيجه نفوذ موسيقي ايران به ظهور مي پيوست اصطلاح فارسي «آواز» و جمع آن يعني «آوازات» را بكار مي بردند.
استاد روح اله خالقی در بارهء ردیف های موسیقی ایران می گوید : در کتاب های قدیم راجع به موسیقی ایرانی ، دوازده مقام را موضوع بحث قرار می دادند :
عشاق ، نوا ، بوسلیک ، راست، عراق ، اصفهان ،زیر افکند، بزرگ ، زنگوله ، راهوی ، حسینی ، حجازی
برخی چند دایره را هم ملایم طبع دانسته و آنها را چنین نوشته اند :
زنگبار ، گلستان ، بهار ، بوستان ، عذری ، وامق ، زیر کش ، حسینی ، نهفت ، حجاز .
علاوه بر دوایر فوق ، شش آواز نیز ذکر کرده اند :
گوشت (گواشت ) ، گردانیا ، سلمک ، نوروز ، مایه ، شهناز.
اضافه بر آن 24 شعبه هم تشخیص داده اند :
دو گاه ، سه گاه ، چهار گاه ، پنج گاه ، عشیران ، نوروز خارا ، نوروز بیانی ، نوروز عرب ، نوروز صبا ، حصار ، نهفت ، عزال ، اوج ، نیریز ، مبرقع ، ماهور ، همایون ، زابلی ، اصفهانک ، نهاوند ، محیر ، خوزی ، رکب ، روی عراق ؛
که چند نام دیگر هم در کتب پیشینیان آمده است ، مثل مغلوب ، بسته نگار ، نیشابور (نیشابوری ) و کوچک .
در دیوان شاعران پارسی گوی نیز نام بسیاری نغمه های موسیقی به میان آمده است
خسروانی ، آئین جمشید ، نوروز بزرگ ، سروستان ، جامه دران ، بلغ سیاوشان ،پالز بان ، گل نوش ، مشکدانه ، نخجیر کان ، نوش لبنیان ، نهاوندی ، نا قوسی ، حقهء کاووس ، سیوار تیر ، تخت اردشیر ، کین ایرج ، نوروز کوچک ، روشن چراغ ، گنج باد آورد ، شاد باد ، دل انگیزان ، آزاد وار ، مهر گانی ، کبک دری ، سبزه در سبزه ،راح روح ، شیشم ، تخت طاقدیس ، مروای نیک ، باغ شهریار ، کین سیاوش ، شب فرخ ، نیمروز ، گنج کاوه ، سبز بهار ، چکاوک ، سرو سهی ، اورنگی ، اورامن ، نوشین باده ، هفت گنج ، قالوسی ، قفل روی ، شبدیز ، کـیخسرو ، بلغ سیرین ، فرخ روز ، گلزار ، گنج سوخته ، راه گل ، در غم ، سروستا ، آرایش خورشید ، شادروان مروارید ، دلـنـــواز ، رامش جان ، ماه بر کوهان ، زیر قیصران ريا، ساز نوروز
در موسيقي ايراني (و شرق) فاصله هشتم یا «هنگام»2 را به هشت گاه تقسيم ميكردند
مقام راست، بيات، صبا، سهگاه، عجم، نهاوند، كرد، حجاز مقامهاي عربي را تشكيل ميدهند كه هر يك از اين مقامها در دل خود داراي مقامهاي فرعي نيز هستند؛ مطابق با آنچه در موسيقي ايراني نسبت به دستگاهها و گوشهها اتفاق ميافتد
موسيقي معاصر : از اوايل قاجار (كه تاريخ دقيق مشخصي ندارد) موسيقي مقامي به موسيقي رديف تبديل مي شود كه شامل 7 دستگاه و 5 آواز است . مجموع آنها همان 12 ، يعني 12 مقام گذشته است . موسيقي رديف در واقع همان مقامهاي جهان اسلام است كه امروزه نيز همچنان مورد استفاده اند
پس از تغيير سيستم موسيقی ايران از ۱۲ مقام به هفت دستگاه فعلی، از اين ۱۲ مقام بعضی از آنها امروزه جزو محورهای اصلی [دستگاهها] است، و بعضی از آنها به پنج آواز ... منتقل شده، و بعضی از آنها نيز از رديف رسمی ايران بيرون برده شده و هماكنون در موسيقی مناطق مختلف ايران به حيات خود ادامه میدهد. »
واژهی « گوشه » در موسيقی عهد ساسانيان مشاهده نمیشود، و احتمال قريب میرود كه بعد از مرسومشدن تعزيه و كاربرد آن، به منظور نشان دادن « گوشهای » از واقعهی كربلا در يك تعزیهی كامل، در موسيقی نيز مصداق پيدا نموده است(واژهنامهی موسيقی ايرانزمين، مهدی ستايشگر)
لحن یا ملودی در موسیقی به معنای توا لی چند نت است که بهگوش شنونده احساس آغاز و انجام داشتن این سلسله از نتها را میدهد.
لحن آن بخش از یک قطعه موسیقی است که به آسانی در یاد میماند
ایجاد و پرورش ردیف موسیقی سنتی ایرانی و تغییر نظام مقامی (که در آن، مبنای کار قطعههای طولانی قابل تجزیه ولی دارای هویت مستقل هستند که «مقام» نامیده میشوند) به نظام ردیفی (که در آن، مبنای کار قطعههایی کوتاه هستند که در کنار هم شخصیت «دستگاه» را تشکیل میدهند) را معمولاً به آقا علیاکبر فراهانی و دو پسرش، میرزاعبدالله و آقاحسینقلی نسبت میدهند
رديف نام نظامي است از دستگاهها (و گوشههاي اين دستگاهها) در موسيقي ايراني که بيشتر براي تعليم و آموزش منظم شده است. در گذشته منظور از رديف ترتيب و توا لي گوشهها در يک دستگاه بود.
رديف موسيقي شامل هفت دستگاه شور ، ماهور ، نوا ، همايون ، سه گاه ، راست و پنجگاه و چهارگاه است. اين دستگاه ها کوک منحصر به خود را دارند. که البته اين کوک ها نيز در سازهاي مختلف متفاوت است.
رديف شامل پنج آواز نيز هست آواز هاي ابوعطا بيات ترک دشتي وافشاري که در کوک شور نواخته مي شوند و آواز بيات اصفهان که در کوک همايون نواخته مي شود.اين آواز ها داراي حال و هواي مخصوص به خود و نت شروع وپايان متفاوت از يکديگرند.
دستگاه
هر دستگاه موسيقي ايراني، تواليي از پردههاي مختلف موسيقي ايراني است که انتخاب آن توا لي حس و شور خاصي را به شنونده انتقال ميدهد. هر دستگاه از تعداد بسياري گوشه موسيقي تشکيل شده است .
دستگاه از بهم پيوستن چند مقام شكل مي گيرد و از اين چند مقام، مقامي به عنوان مقام اصلي ، نقش شروع ، خاتمه و همچنين رابطه ميان مقامها را به عهده دارد.
به مجموع اجزاي يك آهنگ در يك گام يا يك مقام ، با حفظ فواصل مخصوص آن ، دستگاه گفته ميشود.
كلمه « دستگاه » به سادگي مي تواند به مفهوم محل قرارگرفتن دست نوازنده روي دسته ساز باشد.
گوشه
گوشه ها قطعههاي ثبت شده از موسيقي سنتي ايراني هستند که در طول زمان توسط استادان موسيقي ايراني گردآوري شده و به هنرجويان آموخته ميشود. هر دستگاه موسيقي سنتي داراي تعدادي گوشه است که توسط استادهاي مختلف به شکل هاي متفاوت ولي بسيار متشابه ثبت شده اند. منبع جمع آوري گوشه ها عموماً قطعات نواخته شده در ميان نوازندههاي بومي نواحي مختلف ايران است
دکترمحمد تقی مسعودیه: قسمت اواز در دستگاه که معمولاً به آن ردیف می گویند ، شامل توالی تثبیت شده و مدونی از گوشه هاست که در مجموع متر ازاد دارند تعداد گوشه ها ، عناوین وچگونگی توالی آن ها در ردیف به مکاتب مختلف بستگی داد » و همچنین : « مقایسه ی ملودی های ردیف موسیقی سنتی ایران با یکدیگر نشان می دهد که نه فقط گوشه های هر یک از دستگاه ها بلکه کلیه ی ملود های ردیف موسیقی سنتی ایران از تغییر وتحول تعداد محدودی نمونه های مبنایی شکل گرفته و تکامل یافته اند .خویشاوندی گوشه ها خصوصا در شروع وخاتمه ی پریودها ،جملات و قسمت های ملودی به چشم می خورد شروع و خاتمه یکی پریودها، جملات و قسمت های ملودی اغلب مشابهند
از اولین راویان ردیف می توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیفهایی که اکنون موجود می باشند : ردیف میرزا عبدالله - ردیف آقاحسینقلی –رديف علينقي وزيري- ردیف ابوالحسن صبا - ردیف موسی معروفی - ردیف دوامی - ردیف طاهرزاده - ردیف محمود کریمی-رديف ابراهيم منصوري - ردیف سعید هرمزی - ردیف مرتضی نی داوود و... اشاره نمود.
در كتب قدما ، سيم دست باز را « مطلق » و محل قرارگرفتن انگشت دوم - سوم - چهارم و پنجم را بر روي دسته ساز بترتيب با نامهاي « سبابه - وسطي - بنصر و خنصر » نامگذاري كرده اند.
آواز هم به معني بانگ و لحن است و هم به نوعي از موسيقي اطلاق مي شود كه وزني آزاد داشته باشد( در قديم به آن نواخت گفته ميشد).
موسيقي ايران در زمان قديم به سه قسمت « آوازه - شعبه - مقام » تقسیم ميشد
آوازه : مشتمل بود بر شش قسمت « گردانيه ، گواشت ، نوا ، نوروز، سلمك و شهناز
شعبه : موسيقي قديم شامل 24 شعبه بود كه عبارت بودند از : « اوج ، چهارگاه ، حجازي ، پنجگاه ، حسيني ، حصار ، دوگاه ، راهوي ، زاول ، زنگوله ، زيرافكند ، سلمك ، عشيران ، عراق ، عشاق ، گردانيه ، گواشت ، ماهور ، مبرقع ، محيّـر ، نوروز خارا ، نوا ، نهفت ، نيريز
مقام : اين كلمه ريشه تازي و عربي داشته و در ايران براي اولين بار در قرن هشتم در رابطه با موسيقي دوره اسلامي عنوان شده و موسيقيدانان قبل از آن ، اصطلاحات « دور ، الحان ، اجناس » را در مقابل كلمه مقام بكار مي گرفتند.
این سوال قابل طرح است که در چه تاریخی دستگاه جایگزین مقام شده است و علت این جای گزینی چیست ؟ علّت جایگزینی دستگاه به جای مقام شاید در فرم آن توجیه کننده باشد زیرا دستگاه به طور کلی شامل توالی قسمت های سازی و آوازی است.
محمد تقی مسعودیه
مفهوم مقام عمدتاً حاکی از توالی های ویژه ای از اصوات در ارتباط با لحن یا ملودی بوده است . در واقع ادوار یا مُد های موسیقی در رسالات موسیقایی قرون میانه ی اسلامی ، به ویژه در مکتب منتظمیه ، بر اساس میزان ملایمت معمولاً به سه گونه ی اصلی تقسیم می شده اند : ملایم ، خفی التنافر و ظاهرالتنافر . تعداد ادوار در رسالات غالباً 91 و حتی در برخی موارد 133 ذکر شده است ، که از این میان 12 دور ملایم که مشهور تر بوده اند و رواج بیشتری داشتند تحت عنوان مقام نامیده می شدند .
این مقامات عبارت بوده اند از عشاق ، نوا ، بوسلیک ، راست ، زنگوله ، اصفهان ، حسینی ، حجازی ، زیر افکند ، را هوی ، عراق و بزرگ .
قدما مفهوم موسيقي مقامي را در مقابل موسيقي رديفي ( دستگاهي ) بكار برده اند. مقام تحت عناويني همچون « مُــقام ، مَــقوم ، مُــقُـوم » وجود دارد كه اين كلمه ( مُــقام ) در برخي از موسيقي هاي نواحي ايران بخصوص موسيقي آذربايجان متداول است. واژه مقام گاهي به معني موضع و محل قرارگرفتن انگشتان نوازنده روي ساز بكار رفته است ، چون هريك از پرده هاي بسته شده بر روي ساز، نشانگر لحن يا آواز و شعبه ايست ، از اين رو برخي از آوازها از همان گام يا محل يا مقام آغاز مي شده است.
تقسيمات موسيقي در قديم بگونه اي بوده كه بسياري از گوشه هاي رديف امروز ، بصورت مستقل تشكيل مقامهاي بلندي را مي دادند و بسط و گسترش آن مقام سبب بوجود آمدن يكسري شاخه هاي ديگري مي شد.
مقامهاي موسيقي زمان صفي الدين ارموي ( موسيقيدان قرن هفتم هجري ) به 12 مقام « راست ، اصفهان ، عراق ، كوچك ، بزرگ ، حجاز ، بوسليك ، عشاق ، حسيني ، زنگوله ، نوا و رهاوي شامل مي شد. تغيير سيستم مقامي به احتمال از سده يازدهم هجري به بعد صورت گرفته كه آخرين تحولات آن مربوط به دوره قاجاريه مي باشد كه موسيقي ايراني بصورت هفت دستگاه « ماهور ، شور ، سه گاه ، چهارگاه ، راست پنجگاه ، همايون و نوا » و پنج آواز « ابوعطا ، دشتي ، بيات ترك ، افشاري و بیات اصفهان» مرسوم و رايج گرديد.
از لحاظ علمي و عملي دستگاه مفصّـل تر از آواز است چنانچه آوازها از دستگاهها مشتق مي شوند ( آوازهاي ابوعطا ، دشتي ، بيات ترك ، افشاري از دستگاه شور و آواز بيات اصفهان از دستگاه همايون مشتق مي شوند).
مفهوم دستگاه در موسیقی معاصر ایران عبارت است از مجموعه ای از گوشه ها که بر اساس منطقی درونی به طور سنتی کنار هم قرار گرفته اند و معمولاً دارای مُدهای خاص خود می باشند، اگرچه این واژه غالباً تداعی گر هویت مُدال گوشه ی آغازین ( در آمد ) در هر یک از مجموعه های مذکور نیز می باشد .
دستگاه را همچنین می توان توالی قسمت های سازی و آوازی دانست که به طور سنتی دارای طرح یک فرم سیکلیک پنج قسمتی متشکل از پیش درآمد ، چهارمضراب ، آواز ، تصنیف و رنگ می باشد .(محمدتقی مسعودیه)
استاد حنانه:
مجموع اجزاء یک آهنگ که در یک گام یا مقام با حفظ فواصل خاص آن مورد استفاده قرار گرفته باشد
اگرچه به طور کلی چنین به نظر می رسد که « مفهوم دستگاه امروز محتوای تثبیت شده ای را دارا نیست و در باره ی ردیف موسیقی سنتی ایران نیز اطلاق می گردد»
هر دستگاه را فواصل مشخص نتها در یک گام، فیگور یا حالت خاص یک نت تشکیل میهد. و در واقع این حالت نتها و فاصلهی آنها هستند که لحن و حال و هوای خاص دستگاه را موجب میشوند.
بنابراین بر روی دستهی تار، دست نوازنده باید بر روی نتهای گام آن دستگاه گردش کند (دستگاه)
معمولا" گوشه هاي دستگاهها از مايه هاي بم شروع ميشوند و پس از اجراي درآمد ويا درآمد هايي به تدريج اوج گرفته و به فاصله اكتاو ( نت هشتم ) ميرسند ( گوشه هاي اجرا شده در فاصله اكتاو : « گوشه منصوري در دستگاه چهارگاه ، عراق در دستگاه ماهور ، حسيني در دستگاه شور ، مغلوب در دستگاه سه گاه و .. » ).
اما در آوازها ، نغمات معمولا" از مايه هاي متوسط از لحاظ توناليته آغاز ميشوند و اغلب در يك اوج خاتمه مي پذيرند. البته بنا به سليقه هنري آوازخوان ، خواننده ممكن است از اوج ، پس از گردشهاي ملوديك مختلف ، به مايه اول درآمد ويا حتي دستگاه اصلي مراجعت كند ( مانند آواز ابوعطا كه فرود آن اغلب در دستگاه شور صورت مي پذيرد). وسعت نغمات دستگاهها از دودانگ گرفته تا سه دانگ هم ميرسد در صورتيكه گستره نغمات در آوازها از دودانگ تجاوز نمي كند.
اكثرا" ديده و شنيده ميشود كه به غلط اصطلاح دستگاه را براي مشتقات آنها ( آوازها ) بكار مي برند ، براي مثال : دستگاه بيات اصفهان - دستگاه بيات ترك و... كه در ميان خوانندگان و نوازندگان بي توجه به موسيقي علمي و تئوريك اين مسئله مشهود است . پس منطقي نيست كه آوازها را دستگاه ناميد و بهتر است از مشتقات دستگاهها با عنوانهايي همچون « آواز ، نغمه ، مايه ، مقام » ياد نمود.