تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: در سوگ ققنوس ( درگذشت عبدی یمینی )

  1. #1
    Leon آواتار ها
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    726
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    نوشته ها
    1,907
    میانگین پست در روز
    0.39
    تشکر از پست
    960
    7,752 بار تشکر شده در 1,683 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 18/9
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    15

    پیش فرض در سوگ ققنوس ( درگذشت عبدی یمینی )


    0 Not allowed! Not allowed!


    به گزارش اعتماد عبدی یمینی آهنگساز و تنظيم کننده موسيقي پاپ در سقوط هواپيماي توپولف روسي در شهر قزوين درگذشت. يميني از جمله چهره هاي تاثيرگذار حوزه آهنگسازي موسيقي پاپ بود که تجربيات ويژه يي از او بر جاي مانده است. اين آهنگساز که تحصيلات آکادميک خود را تا مقطع فوق ليسانس در کشور انگلستان گذرانده بود هم در داخل و هم در خارج از کشور فعاليت هاي خود را دنبال مي کرد. روز گذشته پيکر اين هنرمند از پزشکي قانوني به سمت قبرستان امامزاده طاهر در کرج تشييع شد.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    از جمله آثار يميني در ايران مي توان به آهنگسازي و تنظيم آلبوم «پل» با صداي محمد خاکپور ياد کرد.
    خبرنامه گویا - خارج از کشور عبدی یمینی آهنگ ساز و تنظیم کننده کارهایی از داریوش، ابی و منصور بود. او به دعوت ابی راهی ارمنستان بود تا بعد از سالها دوباره او را از نزدیک ببیند.










    دیگر تلخ تر از این نمی شد . در روزهای تلخ و گس واره.
    خبر کوتاه بود.

    در سقوط پروازتهران – ایروان هواپیمایی کاسپین که منجر به کشته شدن 169 نفر از هموطنانمان شد عبدی یمینی آهنگشاز و تنظیم کننده شهیر میهنمان نیز یکی از مسافران پرواز بوده و متاسفانه در این حادثه جان باخت.
    عبدالرضا یمینی مشهور به عبدی یمینی در سال 1332 در تهران به دنیا آمد. پس از به پایان رساندن تحصیلات مقدماتی موسیقی خود در southend college انگلستان ، تحصیلات عالی موسیقی را در دانشگاه university of surreyانگلیس ادامه داده و در سال 1983 با اخذ درجه فوق لیسانس فارغ التحصیل گردید.
    عبدی یمینی در دهه 80 میلادی به عنوان رهبر ارکستر داریوش ونوازنده کیبورد آن گروه و با حضور نوازندگانی چون آرمیک ، band بی نظیری را گردهم جمع کرده بود. البته حضور عبدی منحصر به نوازندگی برای داریوش نشد بلکه در ارکستر هایده و معین نیز حضور چشم گیری داشت به شکلی که در آخرین شب برنامه هایده او نیز حضور داشت.

    عبدی یمینی اما در وهله نخست یک تنظیم کننده خارق العاده بود . تنظیم کننده ای که اگر به آثارش اشاره کنم به قدرت تنظیم آن آثار و ساختارشکنی او در دهه 80 میلادی پی خواهید برد. نخستین تنظیم جدی عبدی یمینی تنظیم ملودی« دلبر» فرید زولاند بود که با صدای ابی منتشر شد (تو ای بال و پر من رفیق سفر من ...)
    اما شاید جاودانه ترین کار عبدی یمینی آهنگسازی و تنظیم آلبوم امان از با صدای داریوش اقبالی باشد که در سال 1992 (1371) منتشر شد.

    البته به اعتقاد من زیباترین ملودی عبدی یمینی ملودی به بچه هامون چی بگیم با کلام اردلان سرفراز و صدای داریوش اقبالی است. تنظیم شاهکار عبدی در این کار و استفاده از ساز گیتار برای همخوانی کلام و ملودی بی نظیر است.

    از همکاری های عبدی یمینی به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده می توان به همکاری با داریوش ، ابی ، معین ، منصور ، هاتف ، شهیار قنبری نام برد. یکی از آخرین کارهای شنیده شده عبدی تنظیم آهنگ سفیر با صدای هاتف بود. عبدی یمینی در اواخر دهه 90 به ایران بازگشت و به همکاری با خوانندگان جوان داخل میهن از جمله محمدخاکپور فعالیتش را ادامه داد.

    آثار عبدی یمینی :

    داریوش : ملودی و تنظیم کل آلبوم امان از (اشعار شهیار قنبری) 1992 ، ملودی و تنظیم به بچه هامون چی بگیم (شعر اردلان سرفراز) و به تکرار غم نیما (شعر شهریار دادور) از آلبوم بچه های ایران 1995 (1374) ، تنظیم آهنگ سهم من (ترانه : اردلان سرفراز) آلبوم نون و پنیر وسبزی 1992، تنظیم بالای نی (شعر شهیار قنبری) از آلبوم سفره سین

    ابی : تنظیم آهنگ دلبر (شعر اردلان سرفراز) 1988

    منصور : ملودی و تنظیم خانگی(شعر شهیار قنبری) و فرفره های بی باد از آلبوم فرفره های بی باد 1994 ؛ ملودی و تنظیم آواره (شعر مسعود امینی) از آلبوم دریچه 1997،ملودی و تنظیم «دریچه» (شعر اردلان سرفراز) از آلبوم دریچه1997، ملودی و تنظیم شاخه شکسته(شعر دکتر ایرج رزمجو) از آلبوم دریچه 1997، آهنگ و ملودی دوباره ها و تصویر آخر (ترانه سرا شهیار قنبری) از آلبوم تصویر آخر 1996 ، تنظیم قاب (شعر همایون هوشیار نژاد) آلبوم تصویر آخر 1996 ،

    شهیار قنبری: تنظیم دلریخته ، تنظیم غسل تعمید(کل آلبوم سفرنامه 1994)

    نوش آفرین : ملودی و تنظیم اکسیژن و همیشه من دیر می رسم ، ترانه سرا شهیار قنبری از آلبوم اکسیژن 1995 ،

    ناهید : تنظیم سکه دو رو (شعر اردلان سرفراز) 1998 آلبوم هدیه.

    معین : تنظیم هیچ کی مثل تو نبود آلبوم پنجره 1996 ، تنظیم میلاد (شعر همایون هوشیارنژاد) آلبوم تولد عشق 1994 ،
    شهرام شب پره : تنظیم کتاب عشق ، چادری (اشعار همایون هوشیار نژاد) از آلبوم شاگرد اول 1991 (1370) ،
    فرزین: تنظیم عشق و دختراپسرا (اشعار جهانبخش پازوکی) از آلبوم عشق

    مهرداد: تنظیم نازنین (شعر همایون هوشیارنژاد) از آلبوم آنتیک .

    امید: تنظیم آهنگ چرا با من (شعر همایون هوشیار نژاد) از آلبوم پرسه های عاشقانه .


    در این هواپیما کنار شهروندان ایران و ارمنستان، تعدادی از اعضای تیم جوانان جودوی ایران و نماینده مجلس ارمنی‌های شمال ایران و نیز یک موسیقی‌دان نام‌دار ایران هم بود که آهنگ‌های او را بارها شنیده‌ایم و لذت برده‌ایم. یعنی عبدی یمینی.

    عبدی یمینی فعالیت‌های هنری خود را از دهۀ هشتاد میلادی با تشکیل گروهی همراه آرمیک آغاز کرد. او که در وین و لندن موسیقی کلاسیک آموخته بود در دنیای موسیقی پاپ آثار زیادی برای اغلب خوانندگان ایرانی ساخت که یکی از مشهورترین آن‌ها شاید آلبوم «امان از» با صدای داریوش باشد.

    عبدی و داریوش و شهیار قنبری مثلث هنری متفاوتی را در عرصۀ موسیقی پاپ ایرانی ایجاد کردند که به نوعی یاد‌آور مثلث هنری «اسفندیار منفرد‌زاده، فرهاد و شهیار قنبری» بود در نسل پیش.

    موسیقی عبدی یمینی هم را می‌توان در نسل جدید «موسیقی معترض» تعریف کرد. موسیقی عبدی یمینی، هم متفاوت بود؛ هم جدی بود و هم معترض. از آثار دیگر او می‌توان به «به بچه‌هامون چی بگیم؟» (با صدای داریوش) ، «به تکرار غم نیما» (با صدای داریوش) و ترانه‌های بسیار مشهوری چون «نون و پنیر و سبزی» (با صدای ابی و داریوش) اشاره کرد. او آثار دیگری نیز برای هاتف و منصور و دیگر هنرمندان ساخته که همه نگاه متفاوت و جدی او را به موسیقی پاپ ایرانی نشان می‌دهند.

    به سراغ دو یار عبدی یمینی می‌رویم: به سراغ داریوش و شهیار قنبری.

    نخست، نظر شهیار قنبری را پیرامون آلبوم «امان از» می‌پرسیم که برخی می گویند از بهترین‌های پس از انقلاب است.

    شهیار قنبری: بی‌تردید! بی‌تردید! من عبدی بزرگ را، عبدی یمنی را که واقعاً یکی از بزرگان هنر ایران است در لوس آنجلس شناختم. تازه از پاریس آمده‌بودم و در این آشفته بازار غم‌انگیزی که اینجاست، عبدی را مانند گلی در شوره زار پیدا کردم و از آشنائی‌اش سرمست شدم. به ویژه این که خطوط مشترکی هم داشتیم. مثل زندگی در بریتانیای نه چندان کبیر، عشق به موسیقی جهان، و فاصله‌ای که با بسیاری از همکاران هنرمندان‌مان در لوس آنجلس داشتیم، باعث شد که ما بیشتر به هم نزدیک بشویم.

    اولین جرقه‌های این نزدیکی بر می‌گردد به سال ۱۹۹۱ که «فرفره‌های بی‌باد» و ترانه « خانگی» با صدای منصور را تهیه کردیم. آغاز کار منصور بود و هر‌دومان به‌اش امید داشتیم و فکر می‌کردیم راه ترانه نوین را ادامه خواهد داد. اما اوج این پیوند و همکاری برای من آلبوم «امان از» با صدای داریوش است. این آلبوم با ترانه‌هایی چون «تمام من»، «تا روز مبادا»، «شاید باید» و ... آثار متفاوت دیگر از زمان خود جدا می‌شود. متاسفم که این آلبوم آن‌طور که شاید و باید به گوش همه نرسید.

    رادیو فردا: البته در ایران به گوش علاقمندان رسید. اما به چه دلیلی فکر می‌کنید آن‌طور که شاید به گوش همگان نرسید؟

    شهیار قنبری: منظورم اجرای صحنه است.

    رادیو فردا: عبدی یمینی بر این باور بود که موسیقی را نباید خیلی ساده گرفت و به کار با ارکستر، به ویژه ارکستر بزرگ، خیلی علاقه داشت. البته این نوع اجرا خیلی هزینه دارد. خیلی از خواننده‌ها حاضر نبودند که این هزینه‌ها را متحمل شوند.

    شهیار قنبری: بلی. یکی‌اش دقیقا این است. فراموش نکنید که عبدی به باور من، دانا‌ترین موسیقی‌دانی است که من در همه‌ی این سال‌ها باهاش کار کرده‌ام. عبدی تحصیلات عالی موسیقی داشت. در اتریش و انگلیس. یعنی عبدی یک موسیقی دان «تصادفی» نبود. عبدی همه‌ی زندگی‌اش را وقف موسیقی کرده بود. حتی به خاطر موسیقی به خواسته‌ی پدرش تن در نداد و راه موسیقی را ادامه داد. اما متاسفانه روز یکشنبه که به خواهرش تلفن کردم، خواهرش گفت حتی یک نفر از دوستان و همکاران عبدی هم به او تلفن نکرده تا مرگ عبدی را تسلیت بگوید. و این یک «تراژدی ایرانی» است. تاریخ به شکل غم‌انگیزی تکرار شده. واروژان بزرگ هم چنین سرنوشتی داشت. در مراسم خاک‌سپاری واروژان از بزرگان (نامداران) خبری نبود!

    رادیو فردا: آقای قنبری. حالا در مورد مشخصه‌های ملموس کاری آقای یمینی صحبت کنید. به ویژه از آثاری که تم اعتراضی داشت مانند «امان از».

    شهیار قنبری: عبدی یمینی را دانائی‌اش از دیگران جدا می‌کرد. این که به هنر جهان وصل بود... این که گروه‌های موسیقی جهان را می‌شناخت... رنگ ساز‌ها را می‌شناخت و آن‌ها را می‌نواخت... رنگ کلمه‌ها را می‌شناخت. عبدی پس از واروژان تنها کسی بود که رنگ کلمه‌ها را می‌شناخت. او یک خردمند بود. اینجا باید اضافه کنم که مهم ترین آلبوم خود، من یعنی «سفرنامه» هم محصول همکاری با عبدی است. تمام آهنگ‌های این آلبوم را عبدی یمینی عبدی ساخته و تنظیم کرده‌است. عقیده داشت که «دلریخته» از همین آلبوم بهترین تنظیمی است که در زندگی‌اش انجام داده‌است. قرار بود که با هم کار های زیادی بکنیم. روی «جمعه‌ها» مان قرار بود کار بکنیم و ... آخرین آن‌ها یک موسیقی بدون کلام بود که قرار بود شعرش را بنویسم. قرار بود به پرواز‌های دیگری دست بزنیم. اما پرواز نیمه کاره ماند. من به شدت «بی‌نفس» شده‌ام!

    ***

    به سراغ داریوش می‌رویم. ضلع دیگر مثلث عبدی و شهیار. داریوش یک خواننده معترض است که به خاطر حوادث خون‌بار ایران دو ترانه خوانده‌است. «نترسون» و «انسان». ترانه‌ی سومی نیز در راه است...

    ترانه معترض و نوین ایران دوباره جان گرفته‌است؟ پاسخ را از خواننده ترانه «بوی گندم» می شنویم.


    داریوش: طبیعی است. ببینید نسل کنونی که جوانان انقلاب هستند، طبیعتاً با شرایط دوران ما آشکارا فرق دارد. در این دوره، یک زبان اعتراض و حتی زبان خشم یا تهاجم منطقی هم وجود دارد. زبان موسیقی زبانی است برنده و تاثیر‌گذار که گاهی لرزه بر تن حاکمان هم انداخته است. شاید بتوان گفت که آن دوره «مخملی» بود. چون تاریخ نشان داده که ایرانیان، همواره، موقعی که مورد تهاجم و ظلم قرار می‌گیرند در انزوا و تنهائی خودشان «خلاقیت»‌های خود را نشان می‌دهند. حرکت جوانان ما پاسخی است به مبارزه‌های آزادی‌خواهانه صد‌سال اخیر مردم ما که آن را کامل می‌کند.

    رادیو فردا: زبان این نسل با زبان نسل شما چه فرق‌هائی دارد؟

    داریوش: حالا زمانه عوض شده‌است. در عصر ارتباطات، ما خیلی سریع حرکت را می‌شنویم و می‌بینیم. در دوره‌ی ما حرکت‌ها خیلی دیر به گوش می‌رسید و خزنده بود. امروزه، با وجود وزارت ارشاد و دیگر نهاد‌ها در ایران، بچه‌ها نشان می‌دهند که نا امید نشده‌اند. به ویژه کسانی مثل استاد شجریان قاطعانه ایستادگی می‌کند و یک همبستگی ملی اعلام می‌کند. این‌ها برای من پند و درسی است که چگونه با موسیقی برخورد بکنم. من باور دارم که باید با زبان عشق سخن بگوئیم. باید در زبان موسیقی عشق را در مقابل گلوله قرار بدهیم. من شعار «برادر ارتشی، چرا برادر‌کشی؟» را دوست دارم.

    ترانه‌ای در دست تهیه دارم با شعر دوست نازنینم ایرج جنتی عطائی خطاب لباس شخصی‌ها ، که خیلی دوست دارم. کلام چنین آغاز می‌شود:

    تو به خود نگاه می کنی/ آئینه سیاه می‌کنی/ پرده بر ترانه می‌کشی/ پنجره تباه می‌کنی/ من ستاره آه می کشم/ دست روی ماه می‌کشم/ نوازش نسیم می‌کنم/ روی شب نگاه می‌کشم/ ولی ... میعاد‌گاه ما «انسان» و «آزادی»/ تاریخ آینده «میدان آزادی»/ تو با گلوله من با گل/ تو با شلیک، من با آگاهی ...

    من به حرکت جوانان اعتقاد دارم ولی دلم نمی‌خواهد حتی یکی از آنان جریحه دارد بشود. ولی همه‌ی ما قبول داریم که آزادی هزینه دارد. باید در کنار هم بود. فرا‌جناحی...

    رادیو فردا: حتما شما هم خبر اندوه‌ناک درگذشت عبدی یمینی را شنیده‌اید...

    داریوش: آه ه ه ... من با عبدی کارهای مشترک بسیاری داشتم. آلبوم «امان از» یکی از کارهای مشترک‌مان بود. سفرهای زیادی با هم داشتیم. در سفرهای دور و درازی که باهم داشتیم همواره می‌گفت که دلش نمی‌خواهد به هنگام مرگ به خاک بسپارندش. می‌گفت: «دلم می‌خواهد مرا بسوزانند. » او از محیط خارج از کشور آزرده‌خاطر بود. به همین دلیل کوچ کرد و رفت به ایران... به یاد عبدی عزیز مراسمی در پاریس خواهیم داشت و من ترانه‌هایش را خواهم خواند. با گل و شمعی و نوای پیانوئی ... یادش به‌خیر باد در کنار دیگر عزیزان و به ویژه ورزشکاران جوان کشورمان که بر فراز کشورمان سوختند و خاکستر شدند.


  2. 3 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند:


  3. # ADS
     

  4. #2
    Leon آواتار ها
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    726
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    نوشته ها
    1,907
    میانگین پست در روز
    0.39
    تشکر از پست
    960
    7,752 بار تشکر شده در 1,683 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 18/9
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    15

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    پرشیامگ - این روزها ، روزهای تلخی برای ماست. اتفاقی که جامعه هنری ایران را در سوگ فرو برد. درگذشت عبدی یمینی؛همین دو-سه ماه پیش بود که از آقای فرید زلاند خبر سلامتی عبدی یمینی را گرفتم ... اما چند روز پیش ...
    عبدی یمینی حافظه تاریخی سه نسل بود ... سه نسلی که در سخت ترین دوران ، رشد کردند و شکوفا شدند... برای موسیقی این مرز و بوم زحمت کشیدند و هرکدام حقی عظیم بر گردن موسیقی ایران دارند... عزیزانی که هرکدام شاگردانی تربیت کردند که ادامه دهنده راه آنان باشند ... یادش تا ابد در دلهای ما باقی ست...
    وقتی که به آرشیو موسیقی و عکس هایم نگاه می کنم ، می بینم چه عزیزانی را از دست داده ایم... واروژان (سایه اش بر موسیقی ایران مستدام باد) ، بابک بیات ، افشین مقدم ، فریدون فروغی ، کیوان ، فرزین ، فرهاد مهراد ، مازیار ، بانو هایده ، بانو مهستی ، تورج نگهبان و... عبدی یمینی
    عبدالرضا یمینی مشهور به عبدی یمینی در سال 1332 در تهران متولد شد . وی یکی از نوازندگان شبه کنسرت فریدون فروغی در سال 1358 بود که این کار در استودیو ضبط شد . پس از آن برای ادامه تحصیل به انگلستان مهاجرت کرد و پس از به پایان رساندن تحصیلات مقدماتی موسیقی خود در soutbend college انگلستان ، تحصیلات عالی موسیقی را در دانشگاه university of surrey انگلیس ادامه داده و در سال 1983 با اخذ درجه فوق لیسانس فارغ التحصیل گردید. یمینی بعد از آن همکاری خود را به عنوان نوازنده و رهبر ارکستر با خوانندگان پاپ ایرانی آغاز کرد . او در مقام آهنگساز و به خصوص تنظیم کننده همکاری خود را با خوانندگان ایرانی شروع کرد و توانست با تنظیمهای زیبایش ، نام خود را به عنوان یک چهره مطرح نماید . اوج فعالیتهای وی از میانه دهه 60 تا اواخر دهه هفتاد بود . در این مدت با خوانندگانی چون : داریوش ، ابی ، هاتف ، لیلا فروهر ، معین ، منصور ، عارف ، نوش آفرین ، فرزین ، شهیار قنبری ، ناهید ، شهرام شب پره ، امید و ... به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده به همکاری پرداخت. عبدی یمینی در دهه 80 میلادی به عنوان رهبر ارکستر داریوش و نوازنده کیبورد در آن گروه ، با حضور نوازندگان برجسته ای همچون آرمیک دشتچی(نوازنده مطرح گیتار) ، گروه بی نظیری را گردهم جمع کرده بود.
    البته حضور یمینی منحصر به نوازندگی برای داریوش نشد بلکه در ارکستر مرحوم هایده و استاد معین نیز حضور چشم گیری داشت. او در آخرین شب زندگی مرحوم هایده در کنسرت ایشان در باشگاه کازابلانکا حوالی شهر سانفرانسیسکو به همراه نوازندگان برجسته ای همچون پرویز رحمان پناه (نوازنده تار) و سیامک پویان (نوازنده تمبک) ، نیز حضوری چشمگیر داشت.
    عبدی یمینی در وهله نخست یک تنظیم کننده خارق العاده بود . تنظیم کننده ای که اگر به آثارش اشاره کنیم به قدرت تنظیم آن آثار و ساختارشکنی او در دهه 80 میلادی پی خواهید برد. شاید نخستین تنظیم جدی عبدی یمینی ، تنظیم ملودی« دلبر» از آقای فرید زلاند بود که با صدای ابی منتشر شد. یمینی حدود سال 1377 به ایران بازگشت و با چند خواننده داخل کشور نیز به همکاری پرداخت. اولین کار وی در ایران آهنگسازی و تنظیم 4 قطعه در آلبوم پل به خوانندگی محمد خاکپور در سال 78 می باشد (بعد از آلبوم قایق کاغذی منصور)... یکی از نکات قابل تامل در آن آلبوم ، حضور شادمهرعقیلی و بهنام ابطحی در کنار عبدی یمینی بود.
    وی پس از آن در حدود سال 1380دو قطعه برای احمد کربلایی آهنگسازی و تنظیم کرد که جزو تولیدات مرکز موسیقی صدا و سیما بود که کارهای موفقی بودند و بسیار هم از این رسانه پخش شده اند . آخرین کاری که از وی منتشر شده تنظیم آهنگ خسته با صدای محسن آصف بود که حدود 4 سال پیش به بازار آمد . کارهای منتشرنشده زیادی هم از این تنظیم کننده برجسته باقی مانده که می توان به آلبوم عزیزقصه با صدای عارف اشاره کرد که وی چند کار در این مجموعه دارد. همچنین آلبومی با صدای داریوش در فضای عرفانی با اشعار حافظ که تمام بار موسیقی آن برعهده یمینی بوده است و کارهایی دیگر که شاید در روزگاری منتشر شوند...
    عبدی یمینی پس از بازگشت به ایران بسیار کم کار بود و با خوانندگان معدودی به همکاری پرداخت. معلوم نشد که خود راغب به همکاری نبود و یا خوانندگان به این درک نرسیده اند که از وجود یک تنظیم کننده باتجربه و مطرح استفاده کنند . حتی طی این سالها هیچ نشریه ای هم به سراغ وی نرفت و ما شاهد مصاحبه ای با این هنرمند باتجربه نبودیم. وی سرانجام در روز چهارشنبه مورخ 24/تیر/1388 هنگامی که برای دیدار دوستان قدیمی خود (داریوش و ابی) عازم شهر ایروان پایتخت ارمنستان بود ، در سانحه هوایی جان خود را از دست داد...

    عبدی یمینی و تنظیم قطعات موسیقی
    در ابتدای این قسمت سوالی را مطرح می کنم که زمانی دوستی از من پرسیده بود. چرا عبدی یمینی را بعنوان مرد اول پیانوی ایران می شناسیم... ؟ در علم موسیقی همیشه هر نوازنده یا خواننده یا شاعری را که با عنوان اولی می شناسیم ، باید دارای ویژگی هایی باشد که سایرین بعضا فاقد آن ویژگی ها باشند. حتی گاهی اوقات صفاتی که به این افراد داده می شود هم با توجه به همان ویژگی های فردی آنهاست.







    داریوش را بعنوان صدای بیدار می شناسیم. چرا که داریوش تنها خواننده ای است که اوقات زیادی از کارش را صرف آگاهی و خدمت به جامعه خویش کرده.
    ابی را بعنوان آقای صدای ایران زمین می شناسیم چرا که در بین خوانندگان مرد ، دارای بیشترین وسعت صداست. ایرج جنتی عطایی را بعنوان ابرمرد ترانه نوین ایران زمین می شناسیم. چرا که اشعار و ترانه هایش حاوی بسیاری از نکات قابل تامل است و اشاره به نکاتی می کند که بسیاری از مردم اصلا به آنها فکر هم نمی کنند. همیشه وقتی نام جنتی عطایی آورده می شود ، در کنار او نام افرادی همچون اردلان سرفراز ، شهیارقنبری و مسعود امینی نیز آورده می شود. اما تاثیرگذاری کلام جنتی عطایی در اکثر موارد بیشتر از سایر این عزیزان است.




  5. 3 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: Wednesday 18 August 2010, 11:53 PM
  2. درگذشت استاد علی تجویدی
    توسط ????? در انجمن ویولن ایرانی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: Wednesday 15 March 2006, 10:15 PM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •