تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

نمایش نتایج: از 1 به 12 از 12

موضوع: تعاریف جامع (انجمن گیتار الکتریک)

  1. #1
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض تعاریف جامع (انجمن گیتار الکتریک)


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام

    امیدوارم این توضیحات مفید واقع بشه .

    گیتار الکتریک مبنی کارش به این صورت هستش که سیم های فلزی اون بر روی یکسری آهنربای سیم پیچی شده که تولید میدا مغناطیسی میکنند (پیک آپ ها) به لرزش در میاد ... در فیزیک میدونیم که هر گاه جسمی در میدان مغناطیسی ارتعاش کنه جریان مغناطیسی تولید میشه ... این جریان در اصل سیگنالهای صوتی هستند ... پیک آپ های در اصل لرزش سیم ها رو به صورت یک سیگنال یا موج الکترو مغناطیس ثبت میکنند و سپس اون رو از طریق خروجی خود انتقال میدن .

    موج الکتریکی انتقال یافته بایستی وارد یک دستگاهی شود که برای شنیده شدن و استفاده برای پخش تقویت شود (تقویت این موج صرفاً روی دامنه آن صورت میگیرد زیر تغییر طول موج باعث تغییر فرکانس شده و نت تغییر میکند ! در زبان انگلیسی به دامنه موج Amplitude گفته میشود) . موج پس ایجاد شدن در گیتار وارد دستگاهی به نام Pre - Amplifire میشود ... این دستگاه وظیفه اش امپلی فای کردن یا همان تقویت کردن امپلیتیود یا دامنه است... البته این دستگاه به خودی خود این کار رو انجام نمیده و فقط موجها رو جهت تقویت شدن نشانه دار و آماده میکنه ... سپس اون رو تحویل طبقه بعدی میده که اسمش آمپلیفایر یا تقویت کننده هستش ... در این طبقه موجها طبق دستور پری امپلیفایر تقویت میشن (دامنه اشان زیاد میشه یا همان تقویت میشه) . سپس موج تقویت شده جهت تبدیل از صورت الکتریکی به مکانیکی قابل شنیده شدن تحویل یه ترانسدیوسر یا مبدل صورت انرژی میشه که اون ترانس دیوسر باید یک بلند گو باشه .

    در Amp های گیتار الکتریک و بیس کلیه مراحل تقویت و ابدیل موج از الکتریکی به مکانیکی در یک مجموعه انجام میشه . پس در اصل آمپلیفایر وسیله ای است برای تقویت و سپس پخش موج یا همان صدای ایجاد شده توسط گیتار الکتریک .

    در کنار این امر اگر دامنه صدا بیشتر از توان خروجی تقویت شود موج اصطلاحا ً دچار اعوجاج یا دیستورت شدن میشه ... این باعث ایجاد صدا گز گز یا خر خر در سیستم پخش میشه ! درست زمانی که شما حجم صدای سیستم پخش موسیقی منزل یا ماشین رو زا میکنید و بلند گو ها توانشون کم هست و خر خر میکنند ... در آمپلیفایر ها نیز همین امر در طبقه آمپلیفایر اتفاق می افتد البته با کمی تغییرات و دستکاری در موج و سپس موج آماده شده به سمت بلند گو ها میروند ... این صدا همان صدای دیستورشن محبوب گیتاریست های الکتریک هستش .

    حال برای ایجاد دیستورشن به وسیله متد های مختلف دستگاه های جانبی ساخته شده در قالب پدالهایی که در مسیر گیتار و آپلیفایر و یا به موازات آن قرار میگرفت... این پدال ها در اصل ایجاد یه تاثیر یا افکت رو روی موج یا صدا دارند و هر یک به طور مجزا عمل میکنند . این پدال های بعد ها به نام یونیت یا استامپ باکس نامگذاری شدند .

    بعد ها با پیشرفت علم تغییرات دیگری نیز بر روی موج داده شد مثل تاخیر (Delay) تاخیر با سرعت تکرار خیلی زیاد (Reverb) ... کامپرس کردن موج ها (یعنی موج ها رو همگی در یک آستانه مشخص دامنه اشان رو تقویت یا کاهش میدهد - کامپرسور) , لیمیتر (یعنی موج های بیش از حد آستانه را کاهش میدهد) و سایر افکت ها مثل فلنجر - ترمولو - فیزر - پیچ شیفتر و ... که اکثرا ً با دامنه و یا تغییر فاز موج و یا تکثیر موج کار میکنند ... کلیه این افکت ها به طور جداگانه در پدال هایی ساخته شد (توسط شرکت های گوناگون که اکثرا ً فقط اسم شرکت Boss که زیر مجموعه شرکت Roland هستش رو شنیدیم !) . به این پدال ها که هر یک وظیفه اعمال یک تغییر رو روی موج صوتی دارند رو همونطور که گفتیم یونیت یا استامپ باکس یا افکت پدال میگویند .

    با پیشرفت علم و دنیای دیجیتال همه این پدال ها رو که هر کدوم افکت یا تاثیر خاصی روی صدا میگذارند رو در کنار هم در قالب یک مجموعه جمع کردند و مولتی افکت ها پا به عرصه وجود گذاشتند ... مولتی افکت ها در اصل همون کار افکت ها رو میکنند اما با یک سریع محدودیت... از جمله این محدودیت ها محدودیت چیدمان افکت ها پشت سر هم هستش ... زیرا وقتی صدا دچار تغییر میشه و میره برای تغییر بعدی (یعنی از یک افکت به افکت دیگه) این نوع چیدمان خیلی در نوع صدا تاثیر میگذاره ... مثلا ً صدایی که ابتدا از لایه دیستورشن میگذرد و سپس وارد ریورب میشود خیلی با صدایی که ابتدا از لایه ریورب میگذرد و سپس وارد لایه دیستورشن میشود فرق دارد , خیلی اوقات نوازندگان از طریق جابه جا کردن محل قرار گیری افتک های خود میتوانند صدا های عجیبی تولید کنند و یا اینکه دچار سردرگمی میشوند که چرا از یک یونیت گران قیمت و خوب نمیتوانند صدا مطلوب بگیرند .

    صحبت در توضیح افکت ها , تغییرات که در موجها ایجاد میکنند , تغییراتی که در صدا های ایجاد میشود , نحوه قرار گیریشون پشت هم و ... زیاد هستش ... من به توضیح در همین حد بسنده میکنم.

    موفق باشید
    ویرایش توسط Honey_Shababi : Wednesday 12 June 2013 در ساعت 12:02 PM

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  2. # ADS
     

  3. #2
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    من به زودی تا جایی که بتونم و عکس گیر بیارم اکثر افکت ها رو به صورت ریاضی و تفاوتی که در صدا ایجاد میکنند اینجا ازشون صحبت میکنم و اگر اجازه بدید در مورد اکولایزر که خیلی مبحث مهمی هست در کنار کامپرسور و لیمیتر هم مفصل توضیح بنویسم (البته شاید یکم در حد گیتار الکتریک نباشه ولی شناختش موجب میشه که بتونیم با افکت های اکولایزر و اکولایزر های امپ ها خیلی بهتر کار کنیم ...)

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  4. #3
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض در رابطه با گیتار الکتریک و تنظیمات قسمت های مختلف آن - بخش اول ( مفاهیم اولیه )


    0 Not allowed! Not allowed!
    با اجازه از اساتید محترم , امیدوارم در اصلاح و تکمیل موارد بیان شده همکاری لازم رو انجام دهند .

    برای تنظیم گیتار باید چه نکاتی رو مد نظر داشته باشیم :


    1) بریج گیتار ثابت هستش یا متحرک (ثابت : Stop Tail - متحرک : Trem Bridge) :


    ثابت



    متحرک



    2) گیتار تاپ لاک یا نات لاک داره یا نه (Guitar Nut Lock ) :


    نات لاک




    3) ارتفاع بریج توسط دو پیچ کنترل میشه یا هر Saddle به طور مجزا تنظیم میشه :


    بریج با تنظیم دو پیچ


    برای تنظیم ارتفاع این نوع بریج ها دو تا پیچ آلن دو سمت بریج هست که به طور عمده بریج رو بالا و پایین میبرد



    بریج با تنظیم برای هر سدل



    در این نوع بریج ها ارتفاع هر سیم با دو پیچ بر روی هر سدل تنظیم میشود ... البته شش پیچ بزرگ هم وجود دارد که ارتفاع کلی بریج را نیز تنظیم میکند



    4) نوع اتصال Neck به Body یا همان اتصال دسته به بدنه (Neck Joint) :


    این نوع اتصال ها چهار نوع هستند :


    اول - Bolt On یا اتصال با پیچ .

    دوم - Glued یا اتصال با چسب با عمق کم (دست تا نیمه های بدنه در بدنه فرو میرود و با فشار و چسب چسبانده میشود) .

    سوم - Neck Thru The Body یا همان نک ترو که در این نوع اتصال دسته تا انتهای بدنه امتداد دارد و در اصل بدنه از دو طرف به آن چسبیده میشود .

    چهارم - One Piece Guitar که در این مدل در اصل گیتار و بدنه هیچگونه شکستگی ندارند و از یک چوب یک تکه تهیه شده اند .



    Bolt On



    Glued



    Neck Thru The Body



    One Piece Guitar



    5) محل قرار گیری Truss Rod یا اهرم تنظیم انجنا دسته :


    تراس راد (Truss Rod) در اصل میله ای است که در زیر فینگر بورد گیتار بر روی دسته کار گذاشته میشود تا در صورتی که دسته شکم یا Hump یا قوز یا Bow پیدا کرد بتوانیم دسته را تنظیم کرده و به حالت طبیعی بازگردانیم . به انحنا عرضی دسته Radius و به انحنا طولی دسته Neck Relief میگوییم . در اصل تراس راد برای کنترل Neck Relief کار گذاشته شده است. توجه داشته باشید که Radius دسته یا انحنا عرضی فینگر برد قابل تنظیم نیست و مقداری است که کارخانه خود آنرا تعیین میکند و چوب را به آن نسبت برش میدهد (چوب فینگر برد رو) .


    محل قرار گیری پیچ تنظیم تراس راد عمدتا ً در گیتار های امروزی در بالای دسته هست که یا به صورت بدون سرپوش است (مثل گیتار های فندر) و یا با سرپوش (مثل گیتار های PRS و Ibanez و گیبسون) در اصل برای تنظیم بایستی سر پوش برداشته شود تا با آچار مخصوص تنظیمات صورت گیرد . آچار های معمولا ً آچار های آلن با اندازه خاص هستند که همراه با گیتار به مشتری ارائه داده میشوند . (آچار های تنظیم بریج و سدل ها نیز آلن های خاص هستند که همراه با گیتار به مشتری ارائه داده میشوند . در صورتی که آچار ها رو به هر دلیلی در اختیار ندارید میتوایند یک پک کامل آچار های آلن تهیه کنید و از آنها استفاده کنید . برخی تراس راد ها آچار های شش ضلعی خاص خودشون رو دارند) .


    مسئله دیگری بحث Neck Shape یا فرم دسته است که در اصل شکل قسمت پشت فینگر برد یا گردن گیتار است که انواع مختلف دارد و دارای استاندارد های گوناگون هر کارخانه برای خودش .



    محل قرارگیری تراس راد در بالا



    انواع Neck Relief ها



    تراس راد در درون دسته



    Neck Shape



    Neck Radius



    حال با دانستن مطالب فوق (که البته در رابطه با سخت افزار گیتار کامل نیست و بایستی مسائلی در مورد Pick up ها , Nut و Guitar Machine Head ها و Volume and Tone Knob و Pick Up Selector ها و فرت ها و چوب های بدنه و دسته و فینگر بورد را نیز برای تکمیل بدانیم) میپردازیم به نحوه تنظیم گیتار های بریج ثابت و بریج متحرک .



    Machine Head



    Volume And Tone Knob




    Guitar Nut





    Pick Up



    Pick up Selector

    ویرایش توسط hvnprs : Sunday 12 September 2010 در ساعت 12:50 PM

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  5. #4
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض در رابطه با گیتار الکتریک و تنظیمات قسمت های مختلف آن - بخش دوم ( عیب یابی و رفع مشکلات )


    0 Not allowed! Not allowed!
    زمانی که گیتار دچار عیب ها و مشکلاتی بشود میباست آنرا تنظیم نمود ... برخی از این عیب ها عمومی است (مثل Intonation یا تنظیم نبودن محل هر نت بر روی فرت آن در هنگامی که سیم ها به طور آزاد کاملا ً کوک هستند) و برخی دیگر مشکلاتی است که هر نوازنده بنا به سلیقه خود با آن برخورد میکند (مثل Action گیتار یا فاصله سیم ها تا فینگر برد) .

    در این قسمت به بخشی از این عیوب و مشکلات میپردازیم :


    1) Intonation :


    اینتونیشن زمانی اتفاق می افتد که مثلا ً شما سیم آزاد ششم خود را (بم ترین سیم را) بر روی نت می - E - دقیق کوک میکنید اما بعد از اینکه فرت دوازدهم رو میگیرید و بایستی آن فرت هم می صدا دهد , کم بالاتر یا پایین تر از می صدا میدهد (تیونر چندین Cent بالاتر یا پایین تر از نت می را نمایش میدهد) . به این خطا اینتونیشن میگویند .

    اگر بخوام اینتونیشن رو علمی توضیح بدم یکم شاید طولانی بشه اما در حد معمول میشه این پدیده رو اینطوری توضیح داد که :

    زمانی که سیسم رو از دو طرف ببندیم یا در دو طرف آن ایجاد گره بکنیم و بعد اونرو به ارتعاش در بیاریم , سیم با لرزش خودش ایجاد فرکانس میکنه . وقتی یکی از گره ها رو از یک طرف نزدیک تر بکنیم به گره دیگر , این فرکانس ها تغییر میکنند . زمانی که گره اول یا مثلا ً گره بالا رو به وسط سیم منتقل کنیم همان فرکانس اولیه ایجاد میشود اما به صورت اکتاو یا مضربی از 2 فرکانس اولیه ... مثلا ً اگر فرکانس اولیه 440 هرتز باشد و بعد گره را به وسط سیم منتقل کنیم فرکانس ثانویه سیم 880 یعنی دو برابر میشود .

    این سیستم در اصل پایه و اساس صدا در گیتار است. دو گره ایجاد شده در گیتار یکی در Nut وجود دارد و دیگری در بریج (محلی که سیم وارد Saddle های بریج میشود) . حال زمانی که ما انگشت خود را روی سیم میگذاریم و آنرا به فرت های میچسبانیم در اصل گره بالا یا گره نات را جلوتر می آوریم و فرکانس رو تغییر میدهیم , این قضیه مبنای تولید نت های مختلف در انواع ساز های زهی است (حتی در پیانو نیز با کوتاه یا بلند وصل کردن سیم ها این نت ها ایجاد میشود) .

    حال محل قرار گیری نت ها در کاخانه ها با محاسبات دقیق بر روی فینگر بورد به شکل محل قرار گیری فرت ها اعمال میشود . اما بعد از مدتی با تغییر زاویه بریج یا تراس راد ممکن است مقدار کمی این محل ها جا به جا شوند ! در این حالت نمیتوان فرت ها را جا به جا کنیم ! و حتی نات رو هم نمیتوانیم جا به جا کنیم ! پس چاره چیست ؟

    چاره کار در بریج گیتار ها تعبیه شده است. در بریج گیتار ها برای هر یک از Saddle ها یا محل قرارگیری هر سیم در بریج , یک پیچ در نظر گرفته شده است برای عقب یا جلو بردن اون سدل جهت تغییر در اندازه گره پایین سیم و تنظیم مجدد محل قرار گیری هر فرکانس بر روی فرت مشخص شده .


    پیچ های اینتونیشن بر روی بریج ثابت



    پیچ های اینتونیشن بر روی بریج متحرک


    توجه داشته باشید که کار به این پیچ ها کمی پیچیده است و نباید به هیچ عنوان به شکلی عمده تنظیمات اولیه کارخانه را بر هم بزنیم .

    همونطور که گفتیم از روی کوک گیتار و سپس چک کردن کوک فرت دوازدهم و یا فرت 24 برای گیتار های 24 فرت که در اصل هر دوی فرت 12 و 24 اکتاو های سیم آزاد هستند , میتوانیم مشکل اینتونیشن رو شناسایی کنیم .

    حال چگونه این مشکل رو رفع کنیم ؟

    ابتدا گیتار رو کامل کوک میکنیم و سپس به سراغ اولین سیم (مثلا ً سیم شش یا سیم یک) میرویم ... اینتونیشن را بر روی آن چک میکنیم . اگر فرت دوازدهم کم بالاتر از نت سیم آزاد نمایش داد (مثلا ً نت می رو کمی بالاتر نشنا داد یعنی چندین سنت بالاتر از می) بایستی پیچ اینتونیشن اون سیم رو به سمت عقب تر ببریم یعنی فاصله گره ها رو زیاد تر کنیم ... با پیچاندن پیچ معمولا ً پیچ به عقب میرود ... توجه داشته باشید که این کار رو کم کم انجام دهید دو باره گیتار رو کوک کنید و دوباره تست کنید ! اگر احتیاج بود دوباره کمی پیچ رو به سمت عقب ببرید .

    به همین ترتیب اگر کوک پایین تر از نت نمایش داده شد بایستی کمی پیچ اینتونیش اون سیم رو باز کنیم تا سدل به جلو برود و فاصله گره ها کمتر شود .

    حتما ً تاکید میکنم که پیچ ها رو کم کم بچرخانید و سپس بعد از کوک مجدد گیتار , اینتونیشن رو تست کنید ! اگر بر طرف شده بود که هیچ ولی اگر نشده بود دوباره این مراحل رو انجام دهید .


    2) تغییر در Neck Relief :


    گاهی اوقات در اثر تغییر رطوبت و دما و یا فشار آمدن به Neck گیتار و یا بد قرار گرفتن گیتار بر روی Stand یا محل قرار گیری گیتار و مسائل دیگری , انحنا دسته گیتار در طول تغییر میکند . این امر عمدتا ً باعث تغییر Action یا فاصله سیم ها تا دسته و بعضا ً موجب میشود که بر روی برخی از فرت ها هنگام نواختن صدا گز گز داشته باشیم .

    برای رفع این عیب بایستی از پیچ تنظیم انحنا طولی دسته یا Truss Rod استفاده کنیم . دسته چهار حالت ممکن است برایش پیش آید که دو تا از آنها توسط تراس راد حل میشه و دو تای دیگر حل نمیشود (و اصولا ً هم موجب میشود تا Neck گیتار به طور کامل تعویض شود) .

    اولین حالت حالت شکم دار شدن یا Hump هستش . در این حالت فینگر برد از قسمت وسط به سمت بالا می آید و در اصل مثل یک سرعت گیر در خیابان میشود !!

    حالت دوم حالت قوز یا Bow هستش ... در این حالت گیتار به سمت پشت از وسط قوز پیدا میکند .

    حالت سوم حالت پیچش دسته است! این حالت خیلی کم اتفاق می افتد و برای جلوگیری از آن بایشتی گیتار رو از رطوبت و برخورد با آب و فشار های زیاد و تغییرات ناگهانی آب و هوا دور نگه داشت! در این حالت دسته به اصطلاح میپیچد , درست مثل اینکه یک پارچه رو از دو طرف بچرخانید تا خشک شود ! این حالت یا تراس راد حل نمیشه و بایستی نک مورد نجاری قرار بگیره و یا تعویض بشه .

    حالت چهارم زمانی است که Hump و Bow به طور نا متقارن در چند قسمت دسته تفاق بیافتد ! این حالت خیلی نادر است و معمولا ً در اثر فشار یا نا مرغوب بودن چوب های بکار رفته در گیتار بوجود می آید ... این حالت نیز توسط تراس راد حل نمیشود و بایستی نک را یا تعویض کرد و یا تعمیر کرد .

    در اینجا میپردازیم به شناسایی دو حالت اول و رفع اون ها توسط تراس راد .


    در حالت Hump چون وسط گیتار به سیم ها نزدیک میشود اصولا ً صدا گز گز یا خفه شدن برخی فرت ها رو در قسمت های بالای دسته ما بین فرت های پنج تا نزدیکی فرت دوازده داریم !

    در حالت Bow به علت نزدیک شدن سیم ها به دو سمت بالا و پایین گیتار صدا گز رو در فرت های نزدیک به بالا و پایین دسته داریم .

    اما این مسائل نکات دقیقی برای قضاوت نیستند ! زیرا ممکن است در قسمتی فرتی پایین یا بالا آمده باشد که موجب گز زدن شود ! و یا سیم گیتار در قسمت از فرت ها دچار خوردگی و شکستگی شده باشد ! برای همین نمیتوان به مسائل بالا زیاد استناد کرد .

    حال همونطور که در تصویر میبینید میتوان با اندازه گیری فاصله سیم ها تا دسته نیز پی به مسئله Hump یا Bow گیتار برد . برای اندازه گیری فاصله سیم ها تا دسته بایستی ابتدا با یک انگشت فرت یک سیم شش را نگهداشت و با انگشت دیگر فرتی را که دقیقا ً بر روی اتصال دسته و بدنه قرار دارد را نگه داریم (که این در گیتار های مختلف متفاوت هستش و عمدتا ً به طور دقیق در دفترچه های راهنما و یا سیات های کارخانه ها محل دقیق این دو فرت ذکر شده - میتونید در قسمت Support و یا FAQ سایت های شرکت های سازنده در قسمت های Repair And Care و یا قسمت هایی شبیه به این ها نیز اطلاعات مربوط رو استخراج کنید .)

    حال زمانی که دو فرت گرفته شد بایستی در فرت دوازده یا فرت هشت فاصله سیم تا دسته چک شود ... این کار چون دقیق است توصیه میشود با ابزاری مثل کولیس (ابزار اندازه گیری خیلی دقیق در حد صدم میلیمتر) انجام گردد . مقدار استاندارد این فاصله در دفترچه راهنمای گیتار ها و یا سایت های کارخانه ها ذکر شده است.

    پس از تشخیص Hump یا Bow میریم سراغ تراس راد .

    کار با تراس راد حساس و در عین حال ساده هستش . به طور کلی وقتی گیتار رو از پشت جلوی خود قرار دهید به طوری که پشت گیتار به شما باشد , وقتی آچار تراس راد رو در محل خودش بگذارید . با چرخاندن آن به سمت راست یا در جهت عقربه های ساعت ایجاد Hump میکنید و با چرخاندن آن به سمت چپ یعنی خلاف جهت عقربه های ساعت ایجاد Bow میکنید .

    بدیهی است که اگر گیتاری دارای Hump باشد ما بایستی در آن ایجاد Bow کنیم تا گیتار به حالت عادی برگردد و بر عکس .

    فقط اکیدا ً این نکته رو فراموش نکنید که چرخش تراس راد باید کم کم در حد کمتر از یک ربع چرخش انجام شود , مدتی صبر کنید تا دسته گیتار تغییر شکل را بدهد و سپس دوباره Neck Relief رو چک کنید ! اگر باز هم احتیاج به تنظیم تراس راد بود , دوباره همین کار رو با دقت و کم انجام دهید . این کار احتیاج به حوصله و مهارت دارد .

    توجه داشته باشید که جنس گیتار از چوب هستش و برای تغییر شکل به زمان احتیاج داره ! و چرخاندن بیش از حد تراس راد و تغییر شکل زیاد دسته موجب آسیب دیدن دسته میشود . بهتر است این کار رو در چند بار اول زیر نظر اساتید و یا اشخاص متخصص انجام دهید .


    3) تنطیم Action گیتار یا فاصله سیم ها تا فینگر بودر گیتار :


    برای این تنظیم که تنظیمی کاملا ً دلبخواه هستش در بخش بعدی توضیحات تکمیلی ارائه خواهد شد ... فقط چند نکته رو مد نظر داشته باشید که اکشن خیلی پایین (اکشن پایین یعنی سیم های گیتار نزدیک به فینگر بورد باشند - اکشن بالا یعنی سیم ها از فینگر بورد فاصله اشان زیاد باشد) باعث سهولت در نوازندگی و اجرای برخی تکنیک ها میشود اما عموما ً موجب اختلال در صدای گیتار میشود و در خیلی از موارد گیتار صدای مورد نظر رو تولید نمیکند , همچنین اکشن های خیلی پایین تولید گز در اکثر سیم ها میکنند ! برای همین اکشن گیتار برای گیتار های مختلف با رادیوس های دسته مختلف , دارای آستانه ای هست که پایین تر از آن موجب گز زدن در ساز میشود .


    تنظیم اکشن گیتار در گیتار های بریج ثابت و متحرک متفاوت است.

    برای تنظیم اکشن میبایست با تراس راد , بریج , سدل های قابل تنظیم ارتفاع و فنر های پشت بریج در پشت گیتار برای بریج های متحرک کار کرد و مهم تر از اون بایستی بعد از تنظیم اکشن و زاویه بریج , اینتونیشن نیز تست شود و در صورت بروز مشکل اینتونیشن بر طرف شود . خیلی از عزیزان بعد از تنظیم اکشن به زاویه بریج متحرک خود و همچنین اینتونیشن توجه نمیکنند !

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  6. #5
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض موسیقی و الکترونیک - بررسی افکت های گیتار


    0 Not allowed! Not allowed!
    افکت در موسیقی و صوت تغییراتی است که در فاز , دامنه , و طول موج یک موج صوتی ایجاد میشود . در کل تمامی تغییراتی که از طریق افکت ها بر روی صوت تولیدی ما ایجاد میشود حاصل این سه المان موج هستند که در هر افکت به نحوی خاص یکی یا دو تا و شایدم هر سه دستخوش تغییر میشوند . در این بحث سعی میکنم توضیحی بدم در مورد این تغییرات و ا این طریق افکت های مختلف رو توضیح بدم . البته هر چه که به ذهنم برسه رو توضیح میدم و ممکنه ترتیب خاصی نداشته باشه .

    معمولا ً افکت ها رو برای گیتار به چند طبقه مختلف تقسیم میکنند :

    طبقه اول بوستر ها هستند ... یعنی افکت هایی که دامنه رو تقویت میکنند و صدا ها رو به اصطلاح خودمانی چاق و چله میکنند ... این کار انقدر انجام میشه که دامنه صدا از آستانه توان خروجی میگذره و اصطلاحا ً موج دیستورت میشه .

    طبقه دوم طبقه FX هستند ... در اصل توابعی هستند که موجب تغییر فاز و دامنه میشن , مثل فلنجر و کورس و فیزر و ...

    طبقه بعدی اکولایزر ها هستند ... که فقط در توضیح میتونم بگم پدال های واه و کرای بیبی هم در این طبقه هستند .

    طبقه بعدی هم Delay و Reverb هستش .

    و یک طبقه هم طبقه کامپرسور ها و محدود کننده ها لیمیتر ها هستند .

    البته افکت های دیگری هم هست مثل ***** های مختلف ... که قسمتی از فرکانس ها رو حذف یا محدود میکنند ... مهمترین و پر کاربرد ترین اونها نویز گیت هستش .

    خب بریم سراغ دونه دونه این افکت ها که چکار میکنند و بهتره در کجا قرار بگیرند و انتظار چه تغیراتی ازشون داشته باشیم :

    1) کامپرسور (Compressor) :

    این افکت در اصل تابعی است که دامه امواج شما رو کم میکنه و نزدیک میکنه به پایین ترین دامنه های موجود در موج اتون ... یادتون باشه که کامپرسور دامنه های کم رو هم زیاد میکنه ! و دامنه های زیاد رو در سطح دامنه های کم میاره و این موجب میشه که شما صدا رو یکنواخت و جمع و جور بشنوید ... پس با زیاد کردن مقدار کامپروسور دامنه ها شما به سمت یک آستانه حرکت میکنند .

    2) لیمیتر (Limiter) :

    این اکفت در اصل دامنه های بالای شما رو از یک حد به بالا محدود میکنه ... اما در سطح دامنه های پایین نمیاره ... برای همین هم صدای شما فقط تا یک آستانه محدود میشه اما جمع و جور نمیشه مثل کامپرسور .

    3) انواع بوستر ها و درایو ها و دیستورشن ها و اور درایو ها و ... :

    این افکت ها در اصل دامنه ها رو به حد زیادی افزایش میدهند تا که موج دچار اعوجاج یا دیستورت شدن میشه ... چون این کار رو با توابع مختلف و طرق مختلف و وسایل مختلف انجام میدن ... جنس صدا رو به شکل های مختلف تغییر میدند . و در ضمن در برخی اوقات المان هایی هم برای تغییر توناژ صدا دارند .

    4) کورس ( Chorus) :

    اتفاقی که در این افکت می افته اینه که از موج شما یک کپی برداشته میشه و به تغییر فاز در کنار موج اصلی پخش میشه ... یعنی موج رو میگیره و کپی اش رو مثلا ً با نیم ثانیه تاخیر در کنار موج اصلی پخش میکنه ! پس پارامتری که وجود داره در این افکت اینه که تا چه اندازه تاخیر موج کپی شده رو در کنار موج اصلی پخش کنه . با کم بودن این تاخیر یکم صدای تولیدی این افکت شبیه به Reverb کم میشه و زیاد بودنش هم مثل یک Delay با تکرار یک مرتبه و کم میشه !

    5) فلنجر (Flanger) :

    در این افکت میشه گفت یک موج صوتی با دامنه ای کم و زیاد شونده با موج صوتی شما تلفیق میشه و موجب میشه که با سرعت فرکانس شما هم در بازه ای تغییر کنه البته با ضریبی خاص... خلاصه اون صدایی که مثل آژیر میشه برای این هستش ... این افکت ها پارامتر های زیادی داره یک تغییر زیاد دامنه و یکی گستره زیاد تغییر فرکانس موجی که با موج صوتی شمت تلفیق میشه .

    6) ترمولو (Tremolo) :

    این افکت در اصل با تغییر دائمی و یکنواخت دامنه موج در بازه های مختلف موجب میشه صدا در یک بازه کم و زاد شه با سرعت های مختلف و این امر تداعی گر تکان دادن ترمولو میشه ! دو المان میزان تغییرات دامنه و سرعت یکنواختی این تغییرات میتونه این افکت رو تغییر بده .

    7) پیچ شیفتر (Pitch Shifter) :

    در این افکت در اصل فرکانس شما تغییر میکند . میزان این تغییر در افکت های مختلف تولید کننده پیچ شیفتر مختلف هست... برخی از نمونه های جدید این فکت هارمونایزر ها هستند که میتوانند از موج شما کپی بگیرند و آنرا در فرکانس های مختلف تغییر دهند و بعد آن را با موج اصلی پخش کنند ... این امر موجب هارمونایز شدن موج اصلی میشه .

    8) فیزر (Phaser) :

    این افکت اگر اشتباه نکنم با تغییر فاز موج و پخش موج اصلی در فاز های مختلف با یک الگوی خاص (البته به طور همزمان با موج اصلی) موجب تغییر صدا موج اصلی به صورت تغییر تون میشه . یعنی موجب میشه رنگ صدا تغییر کنه ... نقریبا ً ب طور اتوماتیک و یکنواخت مثل پدال واه عمل میکنه اما با تفاوت شیوه عملکرد ... چون پدال واه در اکولایزر تغییر ایجاد میکنه .

    9) اکولایزر (Equalizer) :

    در رابطه با این افکت تقریبا ً به طور تکمیل در پست های گذشته صحبت شد اما بخوام دوباره بگم اینه که در اکولایزر ها شما میتویند با انتخاب قسمتی از فرکانس یک موج , دامنه اون رو تغییر بدید یعنی کم و یاد کنید و این موجب افزایش حجم صدا موج شما یا صدا شما در اون فرکانس میشه . تغییر دامنه در فرکانس هایی با مقدار عددی بالا (بالا هفت الی هست هزار هرتز !) موجب تیز شدن صدا و در فرکانس هایی با مقدار عدد کم موجب بم شدن صدا میشه و همچنین در قسمت های میانی نیز صدا به نسبت های مختلف در مید رنج یا قسمت میانی صدا تغییر میکند .

    10) ریورب (Reverb) :

    در این افکت از موج شما چند کپی تهیه میشه و با فواصل زمانی خیلی کم پخش میشه به طوری که این چند موج خیلی پیوسته شنیده میشه و گوش انسان نمیتونه تاخیر بینشون رو حس کنه ... هر چی تعداد کپی ها بیشتر باشه میزان ریورب بیشتر خواهد بود .

    11) دیلی (Delay) :

    در این افکت از موج شما تعدادی کپی گرفته میشود و با تاخیر و تعداد خاصی تاخیر پخش میشود ... و صدایی پژواک گونه (اکو !) شنیده میشود ... المانهای زیادی در دیلی وجود دارد ... یکی میزان تاخیر پخش این امواج نسبت به موج اصلی و نسبت یه یکدیگر است! میزان میرا بودن و طول کپی که از موج گرفته میشه ... و میزان کاهش دامنه در هر بار پخش با تاخیر موج یعنی رفته رفته صدا کم میشود یا همونطور بالا باقی میماند .

    12) سایر افکت ها :

    نوع های دیگری از افکت ها وجود دارند که با تغییر همین پارامتر های بیان شده در بالا صدا های دیگری را ایجاد میکنند ! مثل برخی از افکت هایی که برخی از شرکت ها بر روی مالتی افکت های خود میگذارند مثل Zoom و Digitec و ... !

    برخی دیگر پارامتر های مهم وجود دارند مثل Attack و Release در صدا ... اتک میزان دامنه ورودی موج و رلیس میزان دامنه خروجی آن است! ... با تغییر اتک و رلیس شما میتوانید حجم صدای اولیه و انتهایی خود رو تنظیم کنید .

    افکت دیگر ساستینر ها هستند که ماندگاری صدا را زیاد میکنند عمدتا ً این کار را با کپی برداری از انتهای موج و چسباندن متداوم آن به انتهای موج انجام میدهند .

    اصطلاح های دیگری هم در برخی افکت ها مثل دیلی دیده میشود به نام Decay... دی کی همان ماندگاری یا میرایی صدا دیلی هست که رفته رفته از بین برود یا ماندگاریش بیشتر باشد ...

    پدال WAH :

    در این پدال یکسری پیوسته از حالتهای مختلف اکولایزر وجود دارد که با پایین و بالا نمودن پدال تابع تغییر دهنده موج بین آنها تغییر میکند و در اصل میزان تیز بودن یا بم بودن صدا رو کم و زیاد میکند (با تابعی مشخص) ... انواع این پدال ها صدای خاص خود را دارند زیرا از طریق مدارهای مختلف این عمل رو انجام میدهند و برای همین هم صدا تغییرات مختلف خواهد داشت.


    در نهایت باید بگم که این مطالب خیلی آماتور و خرد نوشته شده ... اگر دوستان سوالی داشتند مطحر کنند و همچنین دوستان متخصص توضیحات بنده رو اصلاح و در صورت لزوم تکمیل نمایند .

    متشکرم

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  7. #6
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض در رابطه با گیتار الکتریک و تنظیمات قسمت های مختلف آن - بخش سوم ( تنظیم اکشن گیتار )


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام دوستان عزیز

    مطالبی که در اینجا برای تنظیمات اکشن مینویسم خیلی مختصر هستش و ممکنه احتیاج به مطالب تکمیلی داشته باشه که از دوستان خواهشمندم برای تکمیلش , بحث رو یاری کنند .


    -------------------------------------------

    باز هم در ابتدا توضیح برای افرادی که مفهوم اکشن گیتار رو نمیدونند ... اکشن در اصل فاصله سیم های گیتار به طور آزاد با فینگر بورد هستش که در گیتار های مختلف قابل تنظیم هستش و این تنظیمات ربطی به عیوب گیتار نداره و کاملا ً سلیقه ای هستش .

    برای اینکه اکشن رو درست تنظیم کنیم بایستی ابتدا گیتار حتما ً کوک باشه ... و اینکه خیلی از دوستان اکشن سازشون رو بر روی سیم های قدیمیشون مثلا ً با سایز 09 تنظیم میکنند و بعدش سیم ها رو عوض میکنند ! سیم هایی متفاوت با Gauge یا همان اندازه متفاوت روی گیتار می اندازند و انتظار دارند اکشن تنظیم شده ثابت بمونه .

    کشش سیم ها , جنسشون و گیج یا اندازشون کاملا ً متفاوت هستش با یکدیگر . سیم گیتار در صدا , نوازندگی و اجرای تکنیک ها و عمر فرت ها و به طور کلی سلامت گیتار خیلی نقش عمده ای دارند !

    روکش سیم ها با هم متفاوت هستش , همچنین هر چه سیم ها گیج بالاتری داشته باشند صدای بهتری تولید میکنند ! (خیلی از عزیزان اعتقاد دارند سیم هایی مثل 52-10 برای تکنیک نواختن بیش از حد قطور هستند ! اما اینطور نیست! معمولا ً دست بعد از چند روز مطمئنا ً به قطر سیم عادت کرده و تفادت صدای خوب رو احساس خواهید کرد ... این حس خوب رو از خودتون دریغ نکنید !)

    توصیه میشه تنظیم اکشن رو اصولا ً زمانی انجام بدید که سازتون رو جدید سیم انداختید .

    خب قبل از انداختن سیم جدید توصیه میکنم که فرت ها رو فرت بورد کلینر های مثل Dunlop یا PRS تمیز کنید ... و هر 6 ماه یکبار چوب فینگر بورد رو با روغن های مخصوص Refresh کنید تا چوب روان و خوب بشه و به اصطلاح چوبتون زنده بشه .

    توجه داشته باشید که بعد از اینکه فینگر بورد و فرت ها رو تمیز کردید بلافاصله سیم ها روی گیتار نصب نکنید ... بعد از روغن کاری پیشنهاد میشه که حدود یک روز بگذارید تا روغن به خورد فینگر بورد بره و مواد تمیز کننده اثرشون رو روی فرت ها بگذارند و بعد از اینکه شما سیم رو روی گیتار انداختید از مواد تمیز کننده و روغن ها چیزی به سیم منتقل نشود .


    بعد از انداختن سیم ها بر روی گیتار , اگر گیتار شما با بریج ثابت هستش که لازم نیست زاویه بریج رو نسبت به بدنه با فنر های پشت آن تنظیم کنید ! اما اگر گیتار شما دارای بریج متحرک هستش بعد از انداختن سیم ها باید این مراحل رو طی کنید .


    1) ابتدا از ارتفاع بریجتون اطمینان حاصل کنید و این قضیه رو باید نسبت به زاویه دسته به بدنه و ارتفاع Nut چک کنید ... البته نترسید کار زیاد سختی نیست! نسبت به سلیقه اتون که چقدر میخواید اکشنتون پایین باشه از انتهای گیتار به سمت نات نگاه کنید (البته این روش نگاه کردن از انتهای بریج به نات برای چک کردن تابیده شدن یا سالم بودن دسته هم هستش) ... البته این کار رو میتونید با نگاه به عرض گیتار هم انجام بدید و تقریبی با چشم اون رو تخمین بزنید ...

    برای گیتارهایی که تنظیم ارتفاع بریجشون سدل به سدل انجام میشه (مثل PRS) این مرحلهباید برای هر سدل انجام بشه ... و توجه داشته باشید که ارتفاع سدل ها طوری باید انجام بشه که منطبق با Radius دسته باشه ! یعنی شما نمیتوانید تمام سدل ها رو در یک خط مستقیم پایین یا بالا ببرید ! اگر به سازتون دقت کنید میبینید سیم های وسط (سیم 3 و 4 (از بقیه سیم ها بالاتر هستند و سیم ها یک و شش از همه پایین تر هستند .

    برای بریج های متحرک با تنظیم دو پیچ نیز بایستی با توجه به رادیوس دسته بریج پایین آورده بشه ! البته بهتر اینه که هر دو طرف رو به یک اندازه پایین یا بالا ببرید .

    برای بریج های ثابت هم که دو پیچ تعبیه شده رو به راحتی میتونید بالا یا پایین ببرید .

    توجه داشته باشید که گیتار در این مرحله بایستی تقریبا ً کوک باشه یا بهتر بگم یک کوک کم دقت داشته باشه .


    بعد از تنظیم ارتفاع بریج , بریج شما اگر متحرک باشه زاویه اش مطمئنا ً نسبت به بدنه تغییر خواهد کرد . توجه داشته باشید که بعد از تنظیم هر مرحله بایستی گیتار رو کوک کنید !

    بعد از تنظیم ارتفاع اگر زاویه بریج نسبت به بدنه تغییر کرد بایستی با باز کردن پوشش بزرگ پشت گیتار به فنر های بریج دسترسی پیدا کنید و اتصال اونها رو به بدنه که با پیچ انجام شده رو بنا به زاویه بریج تنظیم کنید .

    این کار به این صورت هستش که اگ بریج بالا ایستاده باشه بایستی پیچ ها رو سفت تر کنید تا کشش فنر ها بیشتر شود و بریج به سمت پایین هدایت شود ... یا اینکه اگر بریج خیلی بالا تر ایستاده (این زمانی است که تنظیم گیتارتان برای سیم های گیج پایین بوده و حالا گیج بالا انداختید !) میتونید فنر یدک گیتارتون رو بهش اضافه کنید ! ... اگر هم بریج بر روی بدنه خوابیده باشه که یا باید پیچ ها رو شل تر کنید تا کشش فنر کمتر بر روی بریج اثر بگذارد و یا اگر خیلی خوابیده یکی از فنر ها رو به صورت متقارن بردارید (این کار برای سازهایی میتواند انجام شود که بیش از دو فنر دارند !) .


    بعد از تنظیم حدودی باید حتما ً گیتار خودتون رو کوک کنید ... یادتون باشه که این تنظیم رو حدودی انجام بدید زیرا بعد از کوک کردن گیتار باز هم زاویه بریج کمی تغییر میکند ... پس بهتر است این تلورانس رو در نظر بگیرید و زاویه رو کمی مانه به موازی با بدنه تنظیم کنید و بعد از اون با کوک کردن گیتار و چند بار بازی کردن با بریج از طریق ترمولو , زاویه دقیق میشود .

    طبیعی است که این مرحله برای گیتار های بریج ثابت بی معنی است!!

    بعد از این مرحله نوبت به تنظیم تراس راد میرسد ... تنظیم Neck Relief بوسیله تراس راد رو قبلا ً توضیح دادم , فقط دوستان در نظر داشته باشند که بخشی از اکشن از طریق بریج تنظیم میشود و بقیه آن توسط تراس راد تنظیم میگردد !

    حال که اکشن رو تنظیم کردید دوباره گیتار رو کوک کنید ! و حال تک تک فرت هارو برای صدای گز امتحان کنید ! و همچنین بر روی تک تک فرت ها بند یک پرده رو امتحان کنید و مطمئن بشید که صدای ساز کاملا ً سالم هستش .

    سپس با کوک دقیق , اینتونیشن رو هم تست کنید .

    این توضیحات خیلی کوتاه و مختصر هستش ... توصیه میکنم اولین بار برای تنظیم اکشن گیتارتون این کار رو زیر نظر استادتون (اگر بر این کار مسلط هستند !) و یا زیر نظر یک فرد متخصص انجام دهید .



    چند نکته :

    گاهی اوقات بعد از مدتی که سیم ها رو جدید تعویض کردید و اکشن رو هم تنظیم کردید , بعد از حدود یک هفته احساس میکنید اکشن کمی تغییر کرده است! این حس تقریبا ً درست هستش زیرا سیم های بعد از مدتی به ثبات کششی خود میرسند و یا تراس راد به جایی که باید برسه میرسه ! برای همین یکم ممکنه تنظیمات بر هم بخوره .

    گاهی وقت ها هم بعد از مدت مثلا ً دو ما الی سه ما ممکنه بر روی یک فرتی صدا گز بشنوید ... این امر ممکنه یا برای تغییرات آب و هوا باشه ! و یا اینکه سیم شما بر روی اون قسمت از فرت دچار خوردگی و شکستگی شده باشه ! این مشکل میشه تا حدودی با تنظیمات مجد حل بشه ! اما بهترین راه حل تعویض سیم ها هستش !

    موفق باشید

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  8. #7
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض توصیحات تکمیلی در مورد Intonation و نامگذاری نت ها و نحوه کوک گیتار


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط farshidmtl [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    من بیشتر میخوام در مورد دلیل اسم نتها روی دسته و این که اصلا چرا سیم ها رو با این ترتیب اسم گذاری کردن و همون دلایل علمی اینتونیشن بدونم .
    دلیل علمی انتونیشن رو تقریبا ً توضیح دادم ... باز به صورت مختصر اینجا میگم :

    ببینید در علم فیزیک وقتی شما تار قابل ارتعاشی رو از دو سمت توسط اصطلاحا ً یک گره یا همون دو نقطه محدود کنید تا این تار بتون در حد فاصل این دو گره نوسان کنه ... این نوسان تولید فرکانس یا موج میکنه ! شاید بیراه نباشه اگر بگیم تمام طبیعت موج هستش !



    بشر با حواس پنجگانه اش میتونه فرکانس های مختلف رو در بازه های مختلف دریافت کنه ! و یا المانهای گوناگون رو به فرکانس تبدیل کنه ! مثلا ً فرکانس های قابل رویت رو در قالب نور و رنگ ها میبینه ! برخی از گستره فرکانس ها رو با اعصاب پوستش به عنوان گرما حس میکنه ! و فرکانس های بین 20 هرتز تا 20 کیلو هرتز (یعنی 20 هرتز تا 20000 هرتز) رو میشنوه .

    تار مرتعش اگر موج تولیدیش در حیطه 20 هرتز تا 20 کیلو هرتز باشه انسان اون رو به شکل صدا میشنوه ...

    در روزگار خیلی خیلی قدیم برخی از این فرکانس ها رو که بشر به طور عمومی به گوشش خوش میومد رو بدون دونستن فرکان هاش نامگذاری کردند ! و اسم اونها رو گذاشتن نت!



    حال همونطور که در تصویر بالا هم میبینید اگر محل گره سیم جا به جا بشه و سیم مرتعش کوتاه و بلند بشه در اصل فرکانس تغییر کرده و صدا نت ها عوض میشه ! برای همین هم با انگشت گذاشتن روی فرت ها ما در اصل اون نقطه گره رو منتقل میکنیم و طول سیم گیتار کم و زیاد میشه و فرکانس ها تغییر میکنه و صدای نت ها عوض میشه !

    حالا چرا اینتونیشن پدید میاد ؟

    ببینید هر چقدر اندازه سیم کوتاه تر بشه در گیتار ! فرکانس تغییر میکنه ! اما چون فقط فرکانس های خاص (همون هایی که در جدول هست یعنی نت ها استاندارد موسیقی مبتنی بر فاصله نیم پرده) مد نظر هستش کارخانه تولید کنند میاد با توجه به اندازه گیتارش با محاسباتی (که اگر خواستید محاسباتش هم میتونم بهتون بگم !) میاد جای این نت ها رو مشخ میکنه و اونجا رو روی فینگر بورد فرت میذاره . این کار در شرایط خاص زاویه دسته به بدنه و انحنا طولی دسته انجام میشه و همچنین محل قرار گیری بریج (زاویه بریج متحرک نسبت به بدنه !) برای همین وقتی شما تنظیم گیتارتون رو تغییر میدید این پارامتر ها تغییر میکنه و در اصل وقتی شما انگشتتون رو میگذارید روی فینگر بورد و گره منتقل میشه به اون فرت مشخص, در اصل به علت تغییرات در دسته و بریج طول سیم کمی کوتاه تر یا بلند تر شده و جایگاه تولید اون فرکانس خاص عوض میشه ! برای همین شما مجبور میشید با پیچ های کنترل اینتونیشن در پایین گیتار اونرو مجددا ً طبق تنظیمات فعلی گیتارتون , تنظیم کنید . البته این مقدار اگر بیش از حد چند Cent اینور تر یا اونور تر باشه در اصل یا فرت های گیتار اشتباه روی فینگر بورد سوار شده ! یا زاویه دسته به بدنه خیلی تغییر کرده ! و یا اشکال جدی دیگه ای برای گیتارتون اتفاق افتاده .

    در کلیسا در قدیم (دوران رونسانس و شاید بعد از اون در دوران باروک) فواصل چهارم و پنجم و یونی سان و اکتاو رو فواصل کامل و خدایی میدونستند ... در کوک گیتار منطبق با سیم کشش و قطر سیم هایی که استفاده میشه ! و همچنین انگشت گذاری راحت برای تولید کورد ها هر سیم نسبت به پایینیش در اصل فاصله چهارم کامل کوک میشه (به جز سیم دوم ! که سوم بزرگ کوک میشه - البته بعد ها در کلیسا برای یکنواخت نشدن موسیقی هاشون فواصل سوم و ششم رو هم جز فواصل مطبوع محسوب کردند !)

    اگر بخوایم به طور کلی نگاه کنیم ! این استانداردی است که از قدیم بنا به دلایلی همچون اندازه و کشش سیم ها و همچنین رعایت چیدمان فواصل به طور عمودی در دسته گیتار مرسوم بوده ! و تا امروزه این استاندارد رعایت شده و اکثر گیتار های بر اساس همین استاندارد تولید میشن .

    یکی دیگه از مسائل اینه که این استاندارد در حال سیم آزاد بنا به کشش سیم ها و طول دسته گیتار طوری قرار میگیره که سیم ها اونقدر شل نیستند که با دسته گیتار برخورد کنند ! و همچنین اونقدر هم سفت نیستند که به یک زخمه زدن در اثر کشش زیاد و ایجاد تراکنش پاره بشن !

    بعد ها برای تولید صدا ها بم تر وقتی سیم گیتار و سازهای زهی اون زمان شل تر شد ! سیم ها با فینگر بورد ها برخورد کرد و موجب شد صدا تولید نشه ! برای این منظور رو آورده شده به سیم های با قطر بیشتر و کشش بالاتر ! که در اصل موجب شد به تولید سازهای باس زهی که امروزی ترینش میشه گیتار باس الکتریک .

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  9. #8
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض در رابطه به Slide Guitar


    0 Not allowed! Not allowed!
    اسلاید گیتار (Slide Guitar) یا باتل نک گیتار (Bottleneck Guitar) در اصل تکنیکی هستش در نوازندگی گیتار که در اون با استفاده از وسیله ای به نام Slide در دست چپ (برای نوازندگان چپ دست و در دست راست برای نوازندگان راست دست!) استفاده میشه .

    این تکنیک به چند شکل اجرا میشه :

    1) به صورتی که گیتار رو به طور طبیعی در دست داریم و با به انگشت کردن اسلاید در دستی که روی فینگر بورد قرار میگیره تکتیک رو اجرا میکنیم :


    2) گیتار رو به صورت افقی روی پا قرار داده و تکنیک رو اجرا میکنیم (این حالت موجب پدید اومدن سازی به نام Lap Steel Guitar شد :


    3) حالتی مشابه حالت اول اما در این حالت از بیش از یک Slide استفاده میشه ! :



    در اصل این حرکت شاید برگرده به سالهای خیلی قدیم و موزیسین های بلوز که بر روی گیتار های غیر الکتریک و در بارها که با شکستن شیشه های آبجو و بعد کشیدن اونها بر روی فرت بورد صدایی لگاتو از گیتار در میاوردن !


    این تکنیک موجب تولید گیتار های Steel شد که فرقشون با گیتار های عادی اینه که بر روی Sound Hole اشون یک ورقه آهنی دارند برای تغییر جنس صدا (معروف ترین اونها Resonator Guitar) هستش .


    در اجرای تکنیک اسلاید بر روی گیتار های نباید اسلاید تمام سیم ها رو لمس کنه یعنی نباید اسلاید به طور عمودی بر روی سیم ها قرار بگیره ! بلکه باید با زاویه باشه و فقط سیم مورد نظر رو لمس کنه :

    فرم صحیح



    فرم غلط


    در حال حاضر انواع اسلایل های پلاسیتیک در بازار موجود هستش ولی هنوز خیلی ها علاقه به صدای بطری شیشه ای بر روی ساز دارند !! در ضمن برای حالت اسلاید با ساز در حالت افقی نیست پیک های مخصوصی وجود دارد (فکر کنم سولو آخر Comfortably Numb گروه Pink Floyd رو به یاد داشته باشید که دیوید گیلمور یا لپ استیل گیتار این سولو رو مینوازه ... البته اون ساز نوعی از لپ استیل ها هستش)

    برای اطلاعات بیشتر :

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  10. #9
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض توضیح در مورد FX Send/Return


    0 Not allowed! Not allowed!
    حتما ً نام Send / Return روی میکسر ها , آمپلیفایر ها و برخی از افکت های به گوشتون خورده . این کلمات در اصل نحوه اتصال یک Device دیگر رو به دستگاه شما نشان میده .

    FX هم که به معنی Effect میباشد و یا دستگاهی که به صورت تابعی میتواند نقش ایفا کند (مثل همون افکت ها) .

    شما وقتی افکت های خود را پشت سر هم به طور سری (سری حالتی است که افکت های پشت سر هم وصل شده و صدا ابتدا از یکی ورودی وارد میشود , دچار تغییرات میشود سپس خارج میشود و وارد افکت بعدی میشود و این مراحل قدم به قدم و پشت سر هم صورت میگیرد) به یکدیگر وصل میکنید سپس به ورودی اولین افکت گیتارتان را وصل میکنید و سپس از خروجی آخرین افکت صدا رو به آمپلیفایر میدهید , صدای گیتار شما در صورتی که افکت ها روشن باشند از میان همگی آنها رد میشود تا به آمپلیفایر برسد !

    اما اگر بخواهید گیتار رو مستقیم به آمپلیفایر وصل نمایید و افکتهایتان را به صورت موازی (حالت موازی به این شکل است که افکت ها به طور موازی در کنار آمپلیفایر قرار میگیرند و سپس زمانی که فرمان به آنها داده شود صدا از داخل افکت ها هم رد شده و اگر نشود رد نمیشود و مستقیم صدا از آمپلیفایر خواهد آمد) وصل کنید بایستی از خروجی Send به ورودی اولین افکت بدهید و از خروجی آخرین افکت هم به ورودی Return دهید .

    در این حالت مداری به موازات امپلیفایر وجود دارد که میتواند صدا را به افکت ها بفرستد , افکت ها روی آنها تاثیر بگذارند و دوباره آنها را به امپلیفایر برگرداند .

    این حالت دقیقا ً مثل سوزن بان قطار است! یعنی زمانی که احتیاج شود شما با فعال کردن قسمت Send/Return افکت ها رو وارد مدار صدا میکنید و ازشون استفاده میکنید ! و زمانی که نخواهید آنها را خارج میکنید !


    اما این مسئله چه اهمیتی دارد ؟

    گاهی اوقات شما میخواهید در یک ستینگ صدای خود افکتی را داشته باشید و دائمی از آن استفاده کنید بر روی همه کانال های خود (کانال Clean و Distortion و ...) اما ممکن است گاهی اوقات بخواهید آنها را قطع و وصل کنید ! در این هنگام شما آن افکت خاص رو به قسمت Send/Return متصل میکنید .

    کاهی وقت ها هم شما از چندین و چند استامپ باکس یا همان یونیت استفاده میکنید و در یک زمان تصمیم میگیرید همه آنها را قطع کنید و از صدای مستقیم گیتار به آمپلیفایر یا هر Device دیگه ای استفاده کنید ! در این هنگام قطع کردن چند پدال شاید کمی سخت و وزمان گیر باشد ! برای همین افکت ها رو معمولا ً مستقیم به امپ وصل نمیکنند و از FX Send/Return اینکار رو انجام میدهند . تا در یک لحظه اگر لازم بود تمام افکت ها رو از مدار صدا خارج کنند .

    این توضیحات در اصل برای Send و Return هستند ... که به طور کلی به نام FX Loop بیان میشوند .

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  11. #10
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض پدالها و نحوه قرار گیری آنها را بیشتر بررسی کنیم !


    0 Not allowed! Not allowed!
    یکی از مهمترین دغدغه های گیتاریست های الکتریک افکت هاشون هستش ... اونها همیشه دوست دارند بهترین صداها رو از افکتهاشون بگیرند ... اما گاهی وقت ها با داشتن بهترین افکت ها هم سردرگم میشند و گاهی وقت ها شاهد این هستیم که اشخاصی با ارزون ترین افکت ها صداهای بسیار قابل قبولی از وسایلشون میگیرند .

    قصد دارم در این پست خیلی ساده در مورد بهینه صدا گیری از افکتهامون صحبت کنم .

    مهمترین چیزی که بایستی در مورد افکت ها بدونیم اینه که هر افکت چه بلایی قراره سر موج ما در بیاره !

    قبلا ً هم در پستی نوشته بودم که افکت ها چند دسته هستند و چه بلایی سر موج در میارن اما باز هم اینجا مختصرا ً میگم .

    یک دسته از افکت ها دامنه موج رو تقویت میکنند , بهشون میگن رده Booster ها ... در یان رده کار تقویت موج انقدر ادامه میابه که دامنه بیش از حد توان خروجی تقویت شده و تولید اعوجاج یا Distort میکنه ! در این هنگام صدای Distortion پدید میاد ! نوع بوست کردن پدالهای مختلف موجب تفاوت در صداهای دیستورشن و کانالهای دیستورشن در آمپلیفایر ها و پدال ها هستش .

    دسته بعدی Modulator ها هستند که با تغییراتی در فاز موج و دامنه و حتی پخش کپی موج با فواصل زمانی خاصی در موج اصلی تغییرات ایجاد میکنند ! مثل فیزر و فلنجر و کورس و ...

    دسته بعدی Delay/Reverb ها هستند که با کپی موج اصلی با فواصل زمانی مختلف و دامنه های مختلف تولید تاخیر (Delay) و پژواک (Reverb) میشن ... دیلی و ریورب در اصل فقط فرقشون در فاصله زمانی باز پخش موج اصلی هستش ! اگر این فاصله زمانی خیلی کم باشه یعنی کپی موج تند و تند پشت سر هم پخش بشه میشه ریورب ! اما وقتی فاصله زمانی ها انقدر کم باشه که با گوش قابل تشخیص باشه میشه دیلی .

    دسته بعدی کامپرسور ها و لیمیتر های هستند ! در این دسته دامنه موج در حد یا آستانه ای کنترل میشه ! فرق کامپرسور اینه که دامنه ها رو میتونه هم کم و هم زیاد کنه ... اما در لیمیتر فقط دامنه های زیاد محدود و جمع و جور میشند !

    دسته بعدی اکولایزر ها هستند که در اصل کامپرسور هایی هستند که در بازه های فرکانسی خاص کار میکنند ! و به طور پیوسته کار میکنند و تغییر یک بازه موجب تغییرات نسبی بازه دیگر میشه ! ... تو اکولایزر در اصل شما با بالا پایین کردن اکولایزر در یک بازه فرکانسی دارید حجم صدای اون بازه رو نسبت به بقیه بازه ها کم یا زیاد میکنید ! مصلا ً وقتی Bass رو زیاد میکنید ! یعنی حجم صدای فرکانس های پایین (یعنی دامنه فرکانس های پایین) رو زیاد میکنید نسبت به حجم صدای فرکانس های دیگه !

    یکسری افکت های دیگری هم هست که به طوری کار همین چهار دسته رو انجام میده اما با تنوعی دیگه ! مثلا ً Noise Gate صدای نویز رو کنترل میکنه ! و به این شکل کار میکنه که در بازه هایی که معمولا ً صدای نویز در اونها ایجاد میشه Cut Off میزنه ! و یا به عبارتی حجم صدای اون بازه ها رو به شدت پایین میاره طوری که دیگه شنیده نمیشند ! یا مثلا ً پدال Wah با تغییر اکولایزر صدا رو تغییر میده ! یعنی وقتی شما پدال رو بالا پاین میکنید انگا دارید با دست دائم اکولایزر رو با یک فرمول خاص بالا و پایین میکنید !

    این شناخت این افکت ها که بگذریم وقت این میرسه که ببینیم این افکت ها رو چگونه پشت هم قرار بدیم و میزان تاثیر هر افکت چقدر باشه !

    برای پشت هم قرار دادن این افکت ها فقط کافیه شما باهاشون آشنا باشید و بدونید قراره چه تاثیری روی موج شما بگذارند ! فکر کنم در این حالت با ذکر چند مثال بتونم موضوع رو روشن تر کنم ... اما برای تنظیم این افکت ها باید دقت کنید که استفاده از هر افکت موجب ایجاد مقدار کمی نویز میشود ! که با استفاده مقدار بالایی از هر افکت این نویز میتونه بیشتر و یا در طبقاط مختل تقویت بشه !

    به عنوان مثال فرض کنیم یک پدال دیستورشن , یک کامپرسور , یک ریورب , یک دیلی , یک نویز گیت و یک پدال وا و یک اکولایزر داریم !

    بدیهی است که شما اگر نویز گیت رو در آخرین پدال استفاده کنید ! مقداری از دیستورشن شما رو از بین خواهد برد !! پس بهتره این پدال قبل از دیستورشن قرار بگیره تا صدای تمیز رو آماده دیستورت شدن بکنه ! نه اینکه صدای دیستورت شده رو سالم بکنه !!

    اکولایزر بایستی در آخرین پدال قرار بگیره تا شما بتونید صدا نهاییتون رو از لحاظ جنس فرکانس های مختلف کنترل کنید و در اصل یک میکس خوب داشته باشید از صدای خروجیتون .

    پدال کامپرسور برای اینکه صدای یکنواخت رو تولید کنه باز هم بهتره قبل از دیستورشن قرار بگیره تا بتونه صدا رو یکنواخت تحویل دیستورشن بده ! اما بهتره بعد از نویز گیت قرار بگیره ! تا یان بلا رو سر صدای سالم بیاره !

    پدال ریورب بهتره قبل از پدال دیلی باشه ! زیرا اگر دیلی قبل آن باشه ! چون فواصل زمانی پخش موج کپی شده اش بیشتر هستش موجب میشه تمام اون فواصل رو با دوباره کپی گرفتن از موج پر کنه و این موجب سر و صدای نا مطلوب میشه !! پس بهتره یک موج ریورب دار رو دچار تاخیر یا دیلی بکنیم .

    حال میمونه پدال واه ... این پدال هم میتونه قبل از اکولایزر باشه و هم بعد از اون ! اما چون در اصل میخواد اکولایزر رو به صورت فانتزی تغییر بده پس بهتره ما صدای اکولایز شده و آماده امون رو بهش تحویل بدیم و پدال واه آخرین پدال ما باشه !

    این چیدمان کاملا ً ذهنی و بدون هیچ گونه قاعده ای بود ! در اصل تنها قاعده ای که مد نظر قرار داده شد این بود که نحوه تاثیرات موج طوری اعمال شود که از تخریب موج و ایجاد نویز و همهمه در موج جلوگیری شود و هر تاثیر بتواند به طور تمام و کمال روی موج بهترین تاثیر خود را بگذارد .

    و اما میزان این تاثیرات!...

    بهترین راه برای شناخت تعیین میزان تاثیر هر پدال این است که شما چند باره اون پدال رو به طور خالی با تاثیرات متفاوت تست کنید و آستانه های مختلف اون پدال رو بشناسید تا بتوانید با حس خود با تغییر ایجاد تاثیرات یک پدال این موضوع رو درک کنید که در حال حاضر پدال افکت موجود چه مقدار تابع موج را تغییر میدهد , زیرا این در شرکت های مختلف تولید کننده متفاوت بوده و بهترین گواه برای آن گوش و تجربه است.

    یادتان باشد برای جلوگیری از همهمه و صدای نویز و نا مفهوم شدن صدا فقط از پدالهایی که میخواهید استفاده کنید !! نه از همه افکت هایی که دارید ! این منوط بر این هستش که شما کلیه افکت ها رو از لحاظ تاثیر و نحوه تغییر موج بشناسید و بدانید برای ایجاد صدا دلخواهتان الان به کدام صدا احتیاج دارید و اینکه هر پدال چه بلایی از لحاظ تابع موج و شنیداری سر صدا در میاورند و الان به کدام از آنها نیاز هست...

    یکی از مشکلاتی که دوستان عمدتا ً در صدا گیری از مالتی افکتها دارند همین مسئله هست و این استفاده زیاد از افکت های مختلف پشت سر هم در مالتی افکت موجب میشود صدای نهایی کمی غیر طبیعی و با حجمی کاذب و نویز و همهمه همراه شود !

    نوازنده ای مثل ایان بینسون , نوازنده گیتار گروه الن پارسونز صدای بسیار تمیز و متنوعی از ساز خود در میاورد و شعارش این است که بین گیتار و آمپ من فقط یک پیج Tone گیتارم هست!!

    پس اول تاثیرات کلیه افکت هاتون رو بشناسید (لا اقل با اعمال تک به تک اونها و تستشون سعی کنید گوشی تاثیراتشون رو تشخیص بدید)

    دوم میزان تاثیرات رو با گوش خود حس کنید و آنها رو مد نظر قرار دهید ! سپس کارایی چهار رده افکتهای بالا رو مد نظر داشته باشید .

    سوم در چیدمان خیلی دقت داشته باشید و با توجه به میزان تاثیرات و نوع تاثیراتی که هر افکت روی موج میگذارد جایگاه و مقدار آن را تعیین کنید .

    چهارم با شناخت افمت ها برای تولید صدای دلخواهتان از بهینه ترین افکت های استفاده کنید و از استفاده بی مورد افمتهای زیاد پرهیز کنید زیرا هر افکت در داخل مدار موجب افزایش نویز و فرکانسهای نا مطلوب هم میشود (در کنار تاثیرات مطلوب) .

    موفق باشید
    به زودی در مورد ریکورد و میکس و مستر در استودیو ها هم به طور کامل شرحی مینویسم .

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  12. #11
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض درباره افکت ها و پدال های افکت


    0 Not allowed! Not allowed!
    شاید برخی از دوستان اسم استامپ باکس های مختلف به گوششون خورده باشه اما ندونند که برای صدای مورد نظرشون به کدوم ها احتیاج دارند .

    در این پست سعی میکنم تجربیاتی رو که از برخی استامپ باکس های Boss و برند های دیگه دارم رو با دوستان در حد توان و اطلاعاتم به اشتراک بگذارم .

    1) Noise Suppressor - NS2 :


    خیلی از دوستان این پدال رو با نام نویز گیت میشناسند و فکر میکنم همگی مطلع هستند که کار این پدال کاهش و جلوگیری از نویز های کابل و برق و پیک آپ و ... هستش .

    البته کار دیگری هم میتونه بکنه و اون هم اینه که وقتی پیچ اول این پدال روی حالت Mute قرار بگیره با روشن شدن پدال صدا قطع میشه ... انگار که والیوم گیتارتون رو کامل بستید .

    دو دکمه دیگه بر روی این پدال هست یکی Decay و دیگری Threshold.

    دی کی به معنی میزان کاهش دادن یک بازه فرکانسی است که این پدال اونرو کاهش میده (اون بازه فرکانسی همون محدوده ای هست که معمولا ً نویز ها در اون قرار میگیرند از لحاظ فرکانسی) . و ترشولد هم به معنی آستانه است... یعنی با این دکمه شما میتونید آستانه قطع کردن نویز ها رو مشخص کنید و یا به عبارتی محدوده ای برای اون بازه فرکانسی تعیین کنید .

    اگر هر دو دکمه روی حالت ماکسیموم یا Max باشه حتی بخشی از صدای مطلوب ساز شما نیز از بین میره ! پس باید در تنظیم این دو دکمه دقت کرد و نسبت به شرایط اونرو تنظیم کرد زیرا اگر یکم بیش از حد مورد نیاز تنظیم بشه شما مقداری از صداهای مطلبوتون رو هم از دست میدید !

    همونطور هم که بیان شد برای کاهش نویز باید دکمه اول از سمت چپ روی حالت Redution یا کاهش دهنده باشه .

    اما نحوه اتصال این پدال در مدار افکت ها :

    اول اینکه این پدال بایستی به عنوان اولین پدال قرار بگیره ! زیرا اگر بعد از هر پدالی قرار بگیره ممکنه باعث کاهش تاثیرات پدال قبل از خودش بشه و صدا های مطلوب مورد نیاز رو از بین ببره ...

    اما همونطور که میبینید این پدال علاوه بر Input و Output یک Send و Return هم داره !

    خب اینپوت و آوت پوت که ورودی و خروجی ساز ما هستش ... شما ساز رو در حالت ساده به Input میدید و بعد از Output خروجی صدا رو به افکت های بعدی یا آمپ میفرستید !

    اما اگر بخوایم نویز بین کابلهای دیگر افکتهامون رو بگیریم چیکار کنیم ؟!

    برای این کار شرکت بوس این تدبیر رو قرار داده که شما میتونید در انتها دوباره از آخرین افکتتون با یک کابل اون رو متصل کنید به Return این پدال تا دوباره صدا (اما با حالتی خفیف تر) نویز گیری شود و سپس از طریق Send به آمپ بره ... در اصل این پدال هم میتونه نویز گیر ابتدای ساز شما باشه برای پیک آپ ها و کابل اتصال اولیه سازتون به افکتها ! و هم میتونه نویز گیر برق و سایر کابلهای بین افکتهاتون باشه برای رسیدن صدای سالم به آمپ .

    این پدال برای سازهایی با پیک آپ های Single Coil خیلی مناسب و به درد بخور هستش ... و معمولا ً نهایت استفاده این پدال در استودیو ها برای ریکوردی بدون نویز یا کم نویز هستش .


    2) Compression Sustainer - CS3 :


    یکی از محبوب ترین پدال های بوس این پدال یعنی کامپرسور و ساستینر هستش ...

    این پدال هم صدا رو کامپرس میکنه و هم به ساستین یا مانگاری صدا کمک میکنه ... در اصل با یک مدار آنالوگ میرایی صدا رو کمتر و مانایی اون رو بیشتر میکنه .

    اولین دکمه از سمت راست وظیفه این کار رو داره ... یاتون باشه که بیش از حد زیاد کردت ساستین از طریق این پدال موجب تولید یک همهمه در صدای ساز میشه ! برای همین بایستی ساستین رو نسبت به ساستین ساز در محیط و نوع نوازندگیتون در بهترین آستانه مورد نظرتون تنظیم کنید .

    دکمه بعدی دکمه Attack هستش ... اتک به این معنی است که مقدار کامپرس شده موج در فرکانسی خاص چقدر در ابتدا موج کامپرس بشه ! و ریلیس هم برعکس اتک هستش یعنی همین میزان رو در انتهای موج داره .

    زیاد بودن یا کم بودن اتک موجب میشه صدای یا خیلی خفه بشه و یا خیلی کم کامپرس بشه ... بنا بر این این دکمه نقش اصلی در این پدال داره .

    البته دکمه بعدی هم نقش بسزایی در کامپرس کردن داره ... این دکمه Tone هست... دکمه تون در اصل بازه مورد نظر برای کامپرسور رو مشخص میکنه ... یادتون باشه که این پدال یک کامپرسون تک کانال هستش ! یعنی فقط یک محدوده رو میتونه کامپرس کنه !

    با تون شما میتونید از Lo یا محدوده صدا های بم تا Hi یا محدوده صداهای زیر رو (و مسلما ً محدوده Mid Range در حالت وسط و یک ربع به سمت چپ و راست!) رو تنظیم کنید و سپس از طریق اتک میزان کامپرس رو از لحاظ اتک مشخص کنید .

    دکمه بعدی Level هست که در اصل شما میتونید نمودار کامپرس شدتون رو از لحاظ دامنه یا شدت صوت خروجی تنظیم کنید ... شما با این کار میتونید تا حدود با تنظیم درست محل کامپرس از سازتون صداهای گرم تر و یا صدا های فت تر و یا صداهای کریستالی تر بگیرید و اونها رو با لول تقویت کنید .

    ورودی و خروجی های این پدال هم فقط Input و Output هستش ... این پدال معمولا ً بعد از نویز ساپرسور قرار میگیره و صدای بدون نویز رو کامپرس و آماده میکنه برای اعمال افکت ها و بوستر های مورد نظر .


    3) Metal Zone - MT2 :



    این پدال شاید محبوب ترین پدال دیستورت کننده صدای گیتار یا بوست کننده صدا در میان هواداران موسیقی متال و بعضا ً راک هستش !

    همونطور که از اسمش پیدا است با صدایی خشن و متالی سر و کار داریم . اما اون چیزی که این پدال رو منحصر به فرد میکنه تنوع در میزان Distortion و اوکولایزری جهت تنوع در نوع صدا است.

    دکمه اول این افکت از سمت راست که Dist نامیده میشه در اصل میزان دیستورت شدن یا حجم دیستورشن شما رو تعیین میکنه ... خیلی مراقب باشید زیرا با قرار دادن این دکمه بر روی Max شما با یک دیتسورشن قوی و خشمگین طرف هستید که هیچ چیز جلو دارش نیست!

    دو دکمه بسیار کاربردی بعدی که در اصل چهار دکمه روتاری یا چرخان هستند , اکولایزر های این دیستورشن هستند .

    دکمه اول برای تنظیم فرکانس های میانی با Mid Range ها هستش ... که متشکل از دو دکمه بزرگ و کوچک هستش ... دکمه بزرگ محل قرار گیری بازه فرکانس میانی رو مشخص میکنه و دکمه کوچک میزان بالا یا پاین بردن دامنه یا شدت اون رو تعیین میکنه .

    دو دکمه بعدی که روی هم قرار دارند هم برای زیاد و کم کردن فرکانس های زیر و فرکانس های بم هستند که برای فرکانس ها زیر باید از دکمه کوچک استفاده کنید و برای فرکانس ها بم از دکمه بزرگ .

    این اکولایزر و به خصوص اون قسمت فرکانس های میانیش باعث میشه شما از صدای های متال مگسی و تیز داشته باشید تا صدا های خشن و فت.

    دکمه آخر هم با Level یا حجم خروجی رو تعیین میکنه که بایستی معقول و به تناسب پدال های قبل و بعد تعیین بشه .

    این پدال هم دارای یک ورودی (Input) و یک خروجی (Output) هستش .

    این پدال معمولا ً بعد از نویز ساپرسور و کامپرسور و قبل از افکت های مدلاتور (مثل کورس و فلنجر و ترمولو و ...) و همچنین Delay, Reverb قرار میگیره .

    به طور کلی پدال های بوستر یا همون دیستورشن ها بعد از نویز ساپرسور (کاهش دهنده نویز) و کامپرسور و قبل از پدال های مدلاتور (مثل فلنجر و کورس و ...) و دیلی و ریورب قرار میگیرند .

    یادتون باشه اگر در مدار بعد از اتصال افکت ها دوباره اونها رو برای نویز گیری به نویز ساپرسور بفرستید , مقداری از صدا دیستورشن ها ممکنه به عنوان نویز کاهش پیدا کنه !


    4) Distortion - DS1 :


    این پدال نیز یکی از پدال های محبوب دیستورشن های معمولی و پیوسته هستش ... صدای این دیستورشن خیلی گرم تر از متال زون و متال کور هستش ...

    سه دکمه تنظیم نیز برای این پدال تعبیه شده که یکی از اونها طبق معمول میزان دیستورت شدن صدا هست که اولین دکمه هم از سمت راست هشت... که با کلمه Dist مشخص شده . شاید حالت کم آن (یعنی زمانی که علامت سفید دکمه روتاری در شمت چپ قرار بگیره) مثل یک Overdrive توپول صدا بده ... اصطلاح اوردرایو در اصل برای صداهایی اتلاق میشه که کلین هستند و دارای یک مقدار کمی تقویت صدا میشند که نه میشه بهشون گفت دیستورشن و نه میشه گفت کلین ... این صدا ها در موسیقی بلوز زیاد استفاده میشن .

    دکمه بعدی Level هست که باز هم کارش تقویت صدای خروجی این پدال هست و دکمه بعدی دکمه Tone هست که در صدا گیری از این پدال خیلی موثر هستش ... در اصل این دکمه تون مثل Tone روی گیتارتون عمل میکنه و باعث تقویت فرکانس های زیر و بم میشه و باعث خفه شدن و تو دماغی شدن صدا و باز شدن و تیز شدن اون میشه ... در اصل این دکمه هم یک اکولایزر جمع و جور تک حالته بر روی این پدال هست که میتونه در گرفتن صدا های گرم و یا صداهای تیز و حتی صدا های فت بهتون کمک کنه ... یادتون باشه که خیلی باز کردن و خیلی بستن تون در این پدال موجب مبالغه آمیز شدن صدا در حیطه بم و زیر میشه و معمولا ً دیستورشن معمول و خوبی رو ارائه نمیده ... برای همین باید این دکمه رو به دقت و در جای مناسب با صدای مورد نظرتون تنظیم کنید .

    5) Overdrive - OD3 :


    این پدال شاید همه پارامتر هاش شبیه به پدال بالا یعنی Distortion یا DS-1 باشه ... اما تنها فرقش در جنس و نوع دیستورشن هست! همونطور که در بالا توضیح دادم اور درایو در اصل بر اثر تقویت صدای کلین پایه گذاری شده که باعث میشه صدای کلین کمی درایو تر و پر تر از حالت عادیش باشه و در نتیجه شما یک دیستورشن کم خواهید داشت در کنار صدای Clean اتون .

    پارامتر های این استامپ باکس نیز مثل پارامتر های Ds-1 هستش با این تفاوت که در قسمت دکمه اول از سمت راست یا دکمه Drive شما میتونید شدت درایو شدن صداتون رو تنظیم کنید ... در کمترین حالت صدای شما فرق محسوسی با صدای Clean سازتون نداره ! اما با زیاد کردن اون دکمه تا انتها کم کم شما به یک صدای دیستورشن کم و نرم میرسید ! در محدود وسط هم شما میتونید صدای درایو شده خوبی رو تجربه کنید .

    دکمه Level و بعد از اون Tone هم مثل قبل به ترتیب برای حجم صدای خروجی و تون صدای درایو شده (یا همان دیستورت شده !) هستش .

    پدالی با نام Overdrive Distortion با کد OS-2 هستش که در اصل یک دکمه به نام Color در ابتدا از سمت راست داره و شما میتونید بین Overdrive و Distortion مشخص کنید که رنگ صدای کدوم حالت رو مد نظر دارید و بعد با دکمه بعد یعنی Drive میزان دیستورت شدن صدا رو مشخص کنید و بعد هم Tone و در انتها هم Level ... این پدال صدای گسترده تر و شاید بشه گفت کاربردی تری رو داره !



    شاید یکم انتخاب از میان دیستورشن های متنوع سخت باشه ! شرکت باس یک نمودار داره که چهار جهت داره و در جهت بالا صدا های متالیک یا متال گونه هستش و در جهت پایین صدای های طبیعی یا Natural... در سمت چپ محور این نمودار صدا های زبر و خشن هستش و در سمت راست هم صدای ها نرم و صاف .

    طبق نوع صدا افکت های بوستر و همون دستیورشن های این شرکت در این نمودار جایگذاری شده .

    مثلا ً خشن ترین صدای متال ماله MD-2 هستش ! و نرم ترین صدا ماله SD-1 هستش !



    6) Delay و Reverb :

    در انتها هم اشاره ای خواهم داشت به پدال های دیلی و ریورب ... همونطور که قبلا ً هم توضیح داده بودم ... دیلی در اصل کپی موج اصلی صدا است که با تاخیر و شدت و میرایی خاصی پخش میشه ... تاخیر اون رو با Delay Time و میزان تکرار و میرایی اون رو با Repeat مشخص میکنند و شدت صدای موج های با تاخیر پخش شونده نیز معمولا ً با Level مشخص میشند .

    وقتی میزان تاخیر دیلی انقدر کم باشد که قابل شناسایی توسط گوش نباشد , دیلی در اصل تبدیل به Reverb شده است.

    ریورب ها فقط Time دارند و در اصل میزان حجم ریوربشون از این طریق تعیین میشه ... اگر تایم زیاد باشه در اصل ریورب با آستانه نزدیک شدن به دیلی میرسه و مقدار ریورب زیاد میشه و با کم شدن تایم در اصل تاخیر ها خیلی به هم نزدیک میشند و مقدار ریورب کم میشه !

    در سیستم های آنالوگ برای ایجاد ریورب از روش های سنتی استفاده میشه مثل رد کردن صدا از صفحات بزرگ فلزی (روش Plate) , روش رد کردن موج صدا از یک فنر (روش Spring) , صدا گیری در سالن های بزرگ که موجب بازگشت و ریورب صدا میشه (روش Hall) و ...

    در یک پدال ریورب دیجیتال مثل Digital Reverb Boss با کد RV-5 :


    شما در اصل میتوانید با دکمه اول از سمت راست نوع دیلی اتون رو مشخص کنید ! البته این انواع گفته شده به صورت دیجیتالی بازسازی میشوند . با دکمه دوم یا دکمه Time شما اون زمان تاخیر رو مشخص میکنید که موجب مقدار ریورب میشود . دکمه های بعدی هم مثل همیشه Tone, Level هستند .. البته چون صدای شما در این پدال دستخوش تغییراتی دیجیتال میشه ... خروجی شما هم به صورت دیجیتالی حجمش تغییر میکنه ... برای همین بالای دکمه آخر درج شده : E. Level

    ورودی و خروجی های این پدال هم همون input و Output هستش ... اما با این تفاوت که هم میتونه به شما خروجی مونو بده یا تک باند بده و یا استریو و دارای دو باند .

    برای Delay ها هم یک پدال از Digitech براتون مثال میزنم با نام Digitech X Series Digital Delay:


    این پدال هم چون دیجیتالی هستش در دکمه اول خود از سمت راست هفت فرم دیلی مختلف داره از جمله دیلی معکوس یا Reverse Delay که در اصل معکوس موج رو با تاخیر پخش میکنه ! و یک گزینه مثل Loop که در اصل در یک میزان مشخص هر چی شما بنوازید رو ذخیره میکنه و همون رو دائم با یک سرعت مشخص پخش میکنه ... این کار رو میتونه بار ها و بار ها روی هم انجام بده ! با این امکان شما میتونید ابتدا یک ریتم بزنید با مدت یک میزان 4/4 و بعد بهش یک آرپژ اضافه کنید و بعد هم چند تا نت و یا کورد تزئینی و Dead Note و بعد با خیال راحت روشون شروع کنید به بداهه نوازی !! و اونها هم دائم تکرار میشند !

    دکمه بعدی همونطور که توضیح دادیم Time هستش و دکمه بعدی هم Repeats این دو دکمه در کنار هم میزان تاخیر و تعداد تاخیر ها رو مشخص میکند و دکمه آخر هم که Level هستش .


    در این میان صحبتی از پدال های مدلاتور (مثل فلنجر و کورس و ...) و همچنین اکولایزر ها نکردم ... کار با اکولایزر ها از لحاظ تنظیم ساده هستش ... اما برای صدا گرفتن درست احیتاج به شناخت کافی از بازه های فرکانسی و شکل موج داره ! البته اگر این شناخت رو هم نداشته باشید ! میتونید با بالا و پایین کردن هر بازه با گوش تاثیرش رو روی صدا متوجه بشید و بعد با در نظر گرفتن تمامی تاثیرات صدای خودتون رو باب میلتون اکولایز کنید .

    پدال های اکولایزر هم متنوع هستند ... من در اینجا یک نمونه ساده از بوس رو مثال میزنم با کد GE-7 :



    پدال های مدلاتور هم استفاده های خاص دارند مثل کوراس و فلنجر و پیچ شیفتر و ... که البته پدال های دیگری هم هست اما این سه بیشتر استفاده میشوند ... برای استفاده از اونها باید حتما ً بدونیم چه تغییری روی صدا ایجاد میکنند و بعد از اون به راحتی میتونیم با دکمه ها و در اصل پارامتر های تنظیمشون کار کنیم .

    امیدوارم این مطالب مفید واقع بشه .
    موفق باشید

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


  13. #12
    hvnprs آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    31697
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    نوشته ها
    235
    میانگین پست در روز
    0.07
    تشکر از پست
    220
    1,321 بار تشکر شده در 229 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 5/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض از گیتار و اکویپمنتمون به چه نحوی بهترین صدا رو بگیریم - راهنمای بسیار ساده


    0 Not allowed! Not allowed!
    یکی از مشکلاتی که ما در ایران داریم اینه که شو روم های مطلوبی در کشور نیست که بتونیم صدای ساز های مختلف رو در کنار امپ های گوناگون و افکت های گوناگون بشنویم ! و عمدتا ً یا باید صدای سازی یا امپی رو قبلا ً شنیده باشیم تا بتونیم اون رو بخریم و یا اینکه بایستی وقت زیادی رو صرف خوندن Review هایی بکنیم که افراد مختلف در دنیا بابت یک گیتار و یا اکویپمن دیگه نوشتن .

    بد بختی اصلی زمانی هست که ما وسایل رو تهیه میکنیم اما نمیتونیم صدای مطلوب ازشون بگیریم !!

    در پست های قبل اشاره ای به ماهیت صدا , نحوه کار کرد آمپلیفایر های لامپی , ترانزیستوری و انواع لام پها و همچنین انواع افکت ها داشتیم . حتی اشاره ای نیز به نحوه چیدمان افکت ها نیز کردیم .

    اما در این پست سعی دارم به شما با زبان خیلی ساده توضیح بدم که از لوازمی که در اختیار دارید چگونه بهترین صدا رو تولید کنید .

    اولین کاری که لازم هست شما انجام بدید اینه که به تفاوت صدا در تغییرات کلیه وسایلتون مرحله به مرحله و یا بهتره بگم دونه به دونه آشنا بشید !

    دوستان شاید حتما ً میدونند که هر یک از وسایلشون و پارامتر های اونها چه تغییراتی رو در صدا ایجاد میکنه اما میزان این تغییرات با هم متفاوت هستش ! و این اون چیزی هست که شما بایستی حتما ً حتما ً با تکیه بر گوشتون و با دقت به طور تجربی اون رو کسب کنید .

    ابتدا توصیه میکنم گیتارتون رو بدون هیچ افکتی مستقیم به امپ متصل کنید ... کلیه اکولایزر های امپ رو در حالت وسط و نرمال قرار بدید و همچنین کلیه افکت های امپ رو هم در صورتی که افکتی هست و روی صدا داره تاثیر میذاره (مثل ریورب و ...) رو قطع کنید !

    حال ولوم و تون گیتارتون رو کامل باز کنید , پیک آپ گیتارتون رو رو بالاترین حالت (نک) یا پاین ترین حالت (بریج) قرار بدید , صدای آمپ رو طوری تنظیم کنید که نه خیلی زیاد باشه و نه خیلی کم (این مطلب خیلی مهمه زیرا در حجم صدای خیلی بالا و خیلی پایین گوش ما در مورد برخی فرکانس ها گول میخوره !! برای همین همواره باید برای تست صدا نسبت به حجم اتاق صدا رو در حدی تنظیم کنید که نه خیلی زیاد باشه و نه خیلی کم ... شاید بهتره بگم صدا خیلی معمولی و آرامش بخش باشه !) .

    حال یکی از سیم های سه و یا چهار گیتار رو انتخاب کنید و یکی از فرت های پنج تا نه رو بگیرید و شروع کنید به طور ممتد و با سرعتی نه زیاد و نه کم چندین بار با قدرتی کاملا ً معمولی پیک بزنید ... گوش هاتون رو خوب تیز کنید و صدا رو به خاطر بسپرید ...

    حال پیک آپ رو به وضعیت بعدی ببرید و بار دیگه همون فرت رو بر روی همون سیم خاص به همون قدرت و تعداد پیک بزنید ... این بار هم صدا رو به خاطر بسپارید و به سراغ پیک آپ بعدی برید و این کار رو چندین بار پشت سر هم تکرار کنید تا به خوبی تفاوت بین صدا های پیک آپ هاتون رو احساس کنید و اون ها رو در مغزتون ثبت کنید .

    (سعی کنید تفاوت صدا ها رو در بازه ی فرکانس ها به حافظه اتون بسپارید , مثلا ً صدا اگر شفاف تر و برایت تر میشه در مغزتون اینطور ثبت کنید که فرکانس های بالا در این حالت برجسته تر هستند و ...)

    بعد از این کار و اینکه به طور کامل صدای پیک آپ های مختلف ساز رو درک کردید باید بریم سراغ اکولایزر امپ .

    برای این کار یک جمله انتخاب کنید و یا یک سیم رو به صورت آزاد پشت سر هم به ارتعاش در بیارید ... سپس با دست آزادتون یکی از پارامتر های اکولایزر (مثلا Bass) رو شروع به کم و زیاد کردن بکنید و تفاوت صدا رو کاملا ً احساس کنید ! در همین حین شما به طور تجربی هم میتونید درک کنید که هر یک از دکمه های روی آمپتون با چرخش و یا تغییرشون چقدر در تغییر صدا تاثیر میگذارند .

    این کار رو برای گستر های دیگه اکولایزر هم انجام بدید و فقط به یاد داشته باشید وقتی میخواید از یک گستری به گستره بعدی برید (مثلا ً Bass رو باهاش کار کردید و حالا میخوایند برید سراغ Mid) گستره قبلی رو بار دیگه به حالت وسط و نرمال برگردونید .

    به این ترتیب به تغییرات قسمت های مختلف صدااتون از طریق اکولایزر امپتون هم میتونید پی ببرید و این کار رو فقط دارید با گواه گوشتون انجام میدید .

    بعد از این میتونید برید سراغ افکت های روی امپ که معمولا ً دیلی و ریورب مهمترین اونها هستند ... همین کار رو هم باز برای اونها انجام میدید و با دقت و کم کم تاثیراتشون رو نسبت به میزان اعمال اون افکت در ذهنتون ثبت میکنید (به خاطر داشته باشید که در این مرحله هم بایستی اکولایزرتون در حالت فلت باشه و بهتره بعد از انجام تست پیک آپ ها تمامی مراحل دیگه رو روی آمپ با یک پیک آپ انجام بدید تا بتونید مقایسه دقیق تری داشته باشید) .

    حال نوبت میرسه به کانال دیستورشن آمپ ... در این کانال هم سعی کنید صدا رو در نرمال ترین حالت قرار بدید و حال با تغییر Gain این کانال میزان دیستورت شدن صداتون رو کامل در ذهنتون ثبت کنید .

    شاید نیاز باشه این کار ها بارها و بارها و ساعت های زیادی انجام بدید ! عجله نکنید چون آشنایی با نوع صدا دهی اکویپمنتتون منجر به این میشه که بهترین صدا ها رو بتونید ازش بگیرید .

    بعد از اینکه بار ها و بارها مراحل بالا رو انجام دادید و حسابی با گوشتون تونستید صدا ها رو تشخیص بدید حالا نوبت میرسه به تست افکت های خارجی (مثل مولتی افکت ها و یا استامپ باکس ها !) ... توجه داشته باشید که قبل از این که وارد مرحله تست افکت ها بشیم بایستی حتما ً از امپمون بهترین صدایی رو که مد نظر داریم رو بگیریم ... این بستگی به میزان شناخت شما از صدای آمپ و گیتارتون و سلیقه اتون داره .

    حال بعد از این که به صدا مطلوب آمپ و گیتار بدون هیچ افکت خارجی دست پیدا کردیم , نوبت میرسه به اینکه افکت یا افکت ها رو به اکویپمنتمون اضافه کنیم .

    تست کردن افکت ها هم دقیقا ً به همون روش انجام میشه ! یعنی اگر چند تا استامپ باکس دارید سعی کنید هر کردوم رو به تنهایی مورد بررسی قرار بدید و بعد اونها رو در کنار هم تست کنید و اگر هم از مولتی افکت استفاده میکنید سعی کنید یکی از کانال های مولتی افکتتون رو تنظیماتش رو کاملا ً صفر کنید (طوری که صدا انگار داره با حالت By pass از افکت رد میشه !) و بعد از اون شرو کنید طبقه به طبق مولتی افکتتون رو تست کنید ! بعد هم ترکیب طبقات رو تست کنید .

    در هنگامی که ترکیب افکت ها و یا طبقات مختلف یک مالتی افکت رو چک میکنید , میزان نویز ممکنه زیاد بشه ! این رو میتونید با دخیل کردن دونه به دونه افکت ها در کنار هم با تنظیمات خاص و یا طبقات مختلف مولتی افکت دنبال کنید و دلیل نویزتون رو متوجه بشید .

    اصولا ً صدای نویز در طبقه Booster ها یا همون دیستورشن ها ایجاد میشند و کامپرسور ها و برخی اوقات هم در اکولایزر افکت ها ... توجه داشته باشید که تنظیمات اکولایزر افکت تقریبا ً باید با تنظیمات اکولایزر آمپ همخوانی داشته باشه و منجر به این نشه که بازه ای از فرکانس های صدا خیلی بالا یا پایین بشند و یا در افکت کم بشند و دوباره در آمپ زیاد بشند ... این عدم تطابق منجر به مصنوعی شدن و از بین رفتن برخی از قسمت های صدا میشه .

    برخی از امپ ها (مثل Roland Cube 30 و یا ...) خودشون کانال دیستورشنون حاوی طبقات مختلف هستش ! که این این طبقات هم به صورت تلفیقی میشه در کنار افکت استفاده کرد ... فقط حتما ً در ذهنتون دو تا موضوع رو واضح داشته باشید !

    یک : از گیتار تا خروجی آمپتون رو به طور ذهنی ترسیم کنید که چه بلایی داره سر صدا میاد .

    دو : در کنار این ترسیم مد نظر داشته باشید که ترتیب افکت ها به چه صورت هستش و موج داره چه تغییراتی رو به ترتیب متحمل میشه .

    برای دوستانی که از مولتی افکت استفاده میکنند توصیه دارم که حتما ً در Manual دستگاهشون این رو بخونند که طبقات مختلف افکت های مولتی افکتشون به چه ترتیبی پشت سر هم قرار داره .

    امیدوارم تونسته باشم منظورم رو اونطور که مفید باشه رسونده باشم ... باز هم اگر سوالی بود در حد توانم در خدمتتون هستم .

    موفق باشید

    بعضی ها به شما خواهند گفت انواع گوناگونی از موسیقی وجود دارند . اما در واقع تنها دو نوع موسیقی وجود دارند : موسیقی خوب و موسیقی بد .

    David W. Barber


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنایی گام به گام با دستگاههای موسیقی
    توسط fagher در انجمن کلاسیک ايراني
    پاسخ: 138
    آخرين نوشته: Sunday 14 February 2016, 07:35 PM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •