تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 17 به 32 از 43

موضوع: چطور شد که به سنتور علاقمند شدید

  1. #17
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    62003
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    نوشته ها
    18
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از پست
    0
    9 بار تشکر شده در 5 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام
    راسیتش من اصلا مث بچه های دگ ن تو عروسی با سنتور آشنا شدم ن ب وسیله اقوام/ی روز ک 5 سال پیش بود بعد دیدن فیلم سنتوری سره ب سیخ کردم ک من هیشکیو تو این دنیا قده سنتور و اردوان کامکار دوس ندارم
    /دگ اینجوری شد ک رفتم کلاس///برام دعا کنید هرچی زودتر برم آموزشگاه کامکارها ب وسیله استاد عزیزم آقای بشردوست

  2. 3 کاربر برای این پست از amin1171 تشکر کرده اند:


  3. #18
    sheroshoor آواتار ها
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    54607
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    67
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از پست
    175
    104 بار تشکر شده در 41 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    9

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط amin1171 [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    سلام
    راسیتش من اصلا مث بچه های دگ ن تو عروسی با سنتور آشنا شدم ن ب وسیله اقوام/ی روز ک 5 سال پیش بود بعد دیدن فیلم سنتوری سره ب سیخ کردم ک من هیشکیو تو این دنیا قده سنتور و اردوان کامکار دوس ندارم
    /دگ اینجوری شد ک رفتم کلاس///برام دعا کنید هرچی زودتر برم آموزشگاه کامکارها ب وسیله استاد عزیزم آقای بشردوست
    دوست عزیز حتما اگه با تلاش و پشتکار ادامه بدی موفق میشی.
    خدایا حواست هست؟ صدای هق هق گریه ام از گلویی می آید که تو از رگش به آن نزدیک تری.....!

  4. #19
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    59729
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    نوشته ها
    46
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از پست
    28
    51 بار تشکر شده در 32 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 3/1
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    من صداشو شنیدم عاشقش شدم. واقعا مثل برادرم میمونه

  5. کاربران زیر از vahidsanturi به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  6. #20
    sheroshoor آواتار ها
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    54607
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    67
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از پست
    175
    104 بار تشکر شده در 41 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    9

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    از خاطرات زیبای دوستان تشکر میکنم

    - - - Updated - - -

    از خاطرات زیبای دوستان تشکر میکنم

    - - - Updated - - -

    از خاطرات زیبای دوستان تشکر میکنم
    خدایا حواست هست؟ صدای هق هق گریه ام از گلویی می آید که تو از رگش به آن نزدیک تری.....!

  7. 2 کاربر برای این پست از sheroshoor تشکر کرده اند:


  8. #21
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    62767
    تاریخ عضویت
    Aug 2012
    سن
    22
    نوشته ها
    109
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از پست
    109
    112 بار تشکر شده در 67 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 35/2
    Given: 57/3
    میزان امتیاز
    8

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    خالم ساز داشت منم همینطوری رفتم کلاسش اون موقع اصلا نمیدونستم علاقه رو چه جوری مینویسن بعدا علاقه مند شدم شدید
    آنچه بوده است , همان است که خواهد بود
    و آنچه شده است , همان است که خواهد شد
    و زیر افتاب هیچ چیز تازه نیست....................

  9. کاربران زیر از paris_k به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  10. #22
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    63461
    تاریخ عضویت
    Sep 2012
    نوشته ها
    13
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    2
    13 بار تشکر شده در 6 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 3/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    8 سالم بود که پدرم از یه دستفروش ساز سنتور میخره 5 تومن شب میاره خونه چون از بچگی دیوانه صداش بودم
    اوایل با مداد رنگی روش میزدم بعد واسم مضراب خریدن, منم که بلد نبودم همیشه با یه مضراب میزدم اونم فقط پشت خرک(کجاش؟می فا ر دو)
    از صب تا شب همین کارو میکردم(چقد دیوانه بودم خودم الان خندم میگیره) کلاس نفرستادن منو ولی میدونستن که دیوانه سنتورم
    ولی چن سال بعد سنتورو ازم گرفتن دادن به پسرعموم مثلا میخاست بره کلاس که نرفت انداخت پشت خونشون, من تا ی هفته شب و روز گریه میکردم, بعد اون سنتورم داغون شد باز بهم ندادنش دادن به پسر عمم که بره کلاس یه شیش ماهی رفت ولی فقط ربابه جان میزد, خلاصه ...
    شدیم 22 سال همیشه هم به پدر مادرم منت میکردم که شما ازم زندگیمو گرفتین. خودم میخرم(نه که واسه پولش نخرن) مادرم میگفت بری معتاد میشی ولی هر طوری بود 400 تومن دادم خریدم رفتم کلاس تو 3 ماه کتابای اولیه تموم شد استاد گفت میبرمت رو ردیف ...
    بعد این ماجرا تازه مادرم بهم میگه از بچگی باید میفرستادیمت

  11. 6 کاربر برای این پست از s_A تشکر کرده اند:


  12. #23
    mezrab talae آواتار ها
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    30713
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    سن
    28
    نوشته ها
    131
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از پست
    98
    149 بار تشکر شده در 79 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 2/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط s_A [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    8 سالم بود که پدرم از یه دستفروش ساز سنتور میخره 5 تومن شب میاره خونه چون از بچگی دیوانه صداش بودم
    اوایل با مداد رنگی روش میزدم بعد واسم مضراب خریدن, منم که بلد نبودم همیشه با یه مضراب میزدم اونم فقط پشت خرک(کجاش؟می فا ر دو)
    از صب تا شب همین کارو میکردم(چقد دیوانه بودم خودم الان خندم میگیره) کلاس نفرستادن منو ولی میدونستن که دیوانه سنتورم
    ولی چن سال بعد سنتورو ازم گرفتن دادن به پسرعموم مثلا میخاست بره کلاس که نرفت انداخت پشت خونشون, من تا ی هفته شب و روز گریه میکردم, بعد اون سنتورم داغون شد باز بهم ندادنش دادن به پسر عمم که بره کلاس یه شیش ماهی رفت ولی فقط ربابه جان میزد, خلاصه ...
    شدیم 22 سال همیشه هم به پدر مادرم منت میکردم که شما ازم زندگیمو گرفتین. خودم میخرم(نه که واسه پولش نخرن) مادرم میگفت بری معتاد میشی ولی هر طوری بود 400 تومن دادم خریدم رفتم کلاس تو 3 ماه کتابای اولیه تموم شد استاد گفت میبرمت رو ردیف ...
    بعد این ماجرا تازه مادرم بهم میگه از بچگی باید میفرستادیمت
    جالب بود
    به نام آنکه از شدت حضور ناپیداست

    آنجا که قلم از تحریر و زبان از تقریر باز می ماند موسیقی آغاز می شود


  13. کاربران زیر از mezrab talae به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  14. #24
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    59117
    تاریخ عضویت
    May 2012
    سن
    31
    نوشته ها
    299
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    508
    520 بار تشکر شده در 244 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 208/17
    Given: 328/1
    میزان امتیاز
    9

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    چقدر غم انگیز

    منم توی دانشگاه رفتم که یه کلاسی ثبت نام کنم، همینطوری چند جلسه سر کلاس های مختلف نشستم یه بار که رفتم توی آمفی تئاتر دانشگاهمون استاد داشت سنتور میزد همون جا روی پله های آمفی تئاتر خشکم زد...
    بعدم که یک دل نه صد دل عاشق شدم!!!

    بعد رئیس دانشگاهمون دستور داد که کلاس موسیقی رو جمع کنن، اصن چه معنی داره دختر پسر باهم بشینن موسیقی کار کنن!!! دیگه بعد اون رفتم کلاسای بیرون. الانم که در حال حاضر هیچ جا کلاس نمیرم خودم تمرین میکنم
    پینوکیو! چوبی بمان... آدمها سنگی اند... دنیایشان قشنگ نیست!

  15. 3 کاربر برای این پست از EleNaz تشکر کرده اند:


  16. #25
    mehdihooman آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    7363
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    نوشته ها
    350
    میانگین پست در روز
    0.08
    تشکر از پست
    259
    795 بار تشکر شده در 314 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 4/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    12 سالم بود تو یه مجموعه ویدیویی واسه نوروز توی خونه عموم یکی از کارهای استاد پایور رو با مرحوم اسماعیلی دیدم از پدرم پرسیدم این کیه بهم گفت. عاشقش شدم اما هر بار خواستم برم کلاس یه اتفاقی افتاد که بی خیال شدم . بالاخره سربازیم که تموم شد استارت زدم و شروع کردم . یکی از بهترین اتفاقهای زندگیم ورود سنتور به زندگیم و آشنا شدن با استادم هست که هر چی که بلدم از ایشون یاد گرفتم و تا همیشه مدیونشم .
    دنيا رو شبيه بينش خودمون نبينيم ، بينش خودمون رو شبيه واقعيات دنيا كنيم .

  17. 3 کاربر برای این پست از mehdihooman تشکر کرده اند:


  18. #26
    sarasdt آواتار ها
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    72011
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    نوشته ها
    3
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    20
    5 بار تشکر شده در 3 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    من با موسیقی سنتی بزرگ شدم و خو گرفتم
    با آهنگ های استاد شجریان بزرگ شدم
    اگه صداشون ناشه حتی نمی تونم درس بخونم
    انگاری سنتور و موسیقی سنتی تو روحمه
    بهم آرامش میده :)

  19. 2 کاربر برای این پست از sarasdt تشکر کرده اند:


  20. #27
    mohammad_es آواتار ها
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    79774
    تاریخ عضویت
    Jun 2013
    نوشته ها
    46
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از پست
    74
    63 بار تشکر شده در 38 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 8/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام
    من پدرم از بچگی که یادم میاد آهنگهای اصیل گوش میداد. البته هنوزم گوش میده.
    17 سال پیش یه سنتور هدیه گیر ما اومد. من بچه بودم اما همینجوری میزدم روش
    یه پسر دایی داریم گفت بده به من تا برم کلاس
    بهش دادم یه مدت رفت
    یکی دو جلسه من هم همراش رفتم. دیدم انگار توان یادگیری رو با وجود اینکه بچه هستم دارم. خلاصه شروع کردیم... تا الان...
    کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است....

  21. 3 کاربر برای این پست از mohammad_es تشکر کرده اند:


  22. #28
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    80020
    تاریخ عضویت
    Jun 2013
    نوشته ها
    2
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    4
    4 بار تشکر شده در 1 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 2/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    من با دیدن فیلم سنتوری و آهنگ های زیبای اردوان کامکار تو این فیلم عاشق سنتور شدم .

  23. 4 کاربر برای این پست از persian_1300 تشکر کرده اند:


  24. #29
    mute92 آواتار ها
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    76904
    تاریخ عضویت
    Apr 2013
    نوشته ها
    50
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از پست
    33
    47 بار تشکر شده در 26 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 4/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    8

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    از بچگي عاشق موسيقي سنتي و مخصوصا ساز سنتور بودم . هر جا صداي اين ساز رو از راديو و يا جاي ديگه مي شنيدم محو مي شدم . تعدادمون زياد بود و درآمد كم . نمي دونم بهانه شون بود يا واقعا باورشون اين بود كه اين كارها وقت تلف كردن هست و درس اولويت! مي گفتن نه ! نمي خريم ، مي خواي مطرب بشي ؟!! اين آرزو رو سالها با خودم داشتم ، تا اينكه دانشجو شدم و از پول دانشجويي يك ساز خرديم (تقريبا داغون) به 2 هزار تومن . بدون جعبه ، بدون مضراب ، پول مضرابش رو نداشتم تا مدتي با خودكار روي سيمها مي زدم . بعدش يك استاد (كه چه عرض كنم) شاگرد رو پيدا كردم (بنده خدا معتاد بود و داغونتر از سازم) پيدا كردم چندر غاز ازم مي گرفت به من سنتور ياد مي داد ، اينجوري شد كه كم كم راه افتادم . بعدش پولم بيشتر شد سازم رو عوض كردم و...
    پينوكيو ، اينجا آدمها دروغ مي گويند و بيني شان را عمل زيبايي مي كنند .

  25. 5 کاربر برای این پست از mute92 تشکر کرده اند:


  26. #30
    sheroshoor آواتار ها
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    54607
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    67
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از پست
    175
    104 بار تشکر شده در 41 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    9

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    از همه شما دوستان عزیز تشکر میکنم واقعا مرور خاطرات در هر زمینه ای باشه کلی حال میده .
    خدایا حواست هست؟ صدای هق هق گریه ام از گلویی می آید که تو از رگش به آن نزدیک تری.....!

  27. #31
    shobar آواتار ها
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    40102
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    سن
    30
    نوشته ها
    144
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از پست
    192
    288 بار تشکر شده در 122 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 34/3
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام. بنده بچه که بودم حدود هفت هشت ساله یک بار یه صدای سنتور شنیدم که هیچ وقت فراموشم نشد بعد از مدتها اون صدارو دوباره شنیدم توی یه گروه نوازی خانواده کامکار ها. البته دوستمم یه سنتور مشقی داشت که چند باری اوردش خونه و برام زد

  28. 2 کاربر برای این پست از shobar تشکر کرده اند:


  29. #32
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    98922
    تاریخ عضویت
    Jan 2014
    نوشته ها
    12
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از پست
    19
    13 بار تشکر شده در 2 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام. راستش من تو بچگی با خانواده رفته بودیم قم(فک کنم حدودای 9 سالم بود) قبلش اینم بگم که خانوادم با ساز و اینجور چیزها مخالفند به شدت:بعد از زیارت خانواده رو بیچوندم و یه سر رفتم تو پاساژآی اطراف که یه چیزی بخرم وقتی وارد مغازه ای شدم دیدم یه اقایی یک چیزی شبیه جعبه که روش سیم داره رو گذاشت رو میز و بعد با دو تا چوب زد رو سیمها (به خدا اونموقع نمیدونستم اسمش سنتوره). باور کنید بعد از شنیدن او صدا خشکم زد قشنگترین صدایی بود که شنیده بودم. این صدا تو گوشم بود تا اینکه چند سال بعد فیلم سنتوری رو دیدم فهمیدم اسمش سنتور بود.. هر چی اصرار کردم خانوادم برام نخریدن.. تا اینکه یه مدتیه که خودم مستقل شدم برا خودم زندگی میکنم تونستم یه ساز خوش صدایی به اسم سنتور تهیه کنم و داشته باشم... اگه زیاد شد ببخشید

  30. 8 کاربر برای این پست از mahan91145 تشکر کرده اند:


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نکاتی در مورد خرید سنتور
    توسط Prana در انجمن سنتور
    پاسخ: 25
    آخرين نوشته: Thursday 20 September 2018, 05:39 PM
  2. پاسخ: 71
    آخرين نوشته: Monday 12 March 2018, 08:14 AM
  3. شناخت سنتور ( بیوگرافی )
    توسط z_m در انجمن سنتور
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: Tuesday 26 April 2011, 06:50 PM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •