تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

صفحه 1 از 16 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 16 از 246

موضوع: صفر تا صد اپرا

Hybrid View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. #1
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض صفر تا صد اپرا


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلاممممممممم حضور عزيزانم

    مدت هاست دارم با خودم کشتي کج مي گيرم که اين تاپيکو بزنم يا نه!!! همش به خودم مي گفتم که کار سختيه و از حوصله ي من خارجه. که در حقيقت همينطور هم هست. اما علاقه ي شديد من به اپرا در نهايت پيروز ميدان جنگ شد و به اين ترتيب لاکشمي دست به کار شد تا طرحي نو در اندازد!!! هههههههههه
    اولين بار چند روز پيش به زبان فارسي ،اپرا و جزئياتشو سرچ کردم و در نهايت تعجب فقط 4-5 لينک مفيد پيدا کردم!!!
    در ايران تقريبا هيچکس علاقه اي به اپرا نداره!!! يا دست کم وقتشو صرف اپرا نمي کنه!!! بنابراين من تصميم گرفتم لااقل در نت آهنگ ، آغاز کننده ي راه باشم و به خاطر اپرا و ارزش هاي اين هنر زيبا، يه منبع تقریبا کامل از سير تا پياز اپرا بسازم. هيپ هيپ!!!
    کلمه به کلمه ی این تاپیک نوشته ی شخص خود من (لاکشمی خانومه) این مطالب رو اکثرا از روی اپراهایی که دیده و شنیدم و کتاب هایی که خوندم نوشتم. ولی همین اول کار منابع خودمو ذکر می کنم:


    گردآورنده: لاکشمي
    بر اساس تجربیات و اطلاعات شخصی

    با تشکر از :

    1-کتب درخشان موسيقي شامل:
    زندگي موزارت
    دوران موسيقي دانان
    دايرة المعارف موسيقي

    2-سایت های:

    ويکيپدیا
    سایت موسیقی بیان
    مجله ي اینترنتی موسيقي اهنگسرا


    از اون جا که این تاپیک ، بسیار طولانیه پس ديگه مقدمه چيني رو خاتمه مي دم. بريم سر اصل مطلب.

    صفر تا صد اپرا

    در ابتدا من فرض مي کنم که خوانندگانم هيچ چيزي درباره ي اپرا نمي دونن. حتي نمي دونن چي هست. بنابراين تاتي تاتي مي رم جلو.

    اپرا چيست؟

    اپرا به زبان ساده، نمايشي است که در آن اکثر بازيگران (و لزوما نه تمام آن ها) به جاي حرف زدن با همراهي ارکستر موسيقي آواز مي خوانند. اولين بار اپرا در اوایل دهه ی اول از قرن 17 به دنيا معرفي شد. درواقع اپرا الهامي از „تاتر موزيکال” یونان باستان بود که از احتمالا 300 سال پيش در اروپا رايج بود. تاتر موزيکال ، تاتري به همراه رقص، موسيقي و ديالوگ است و در طي دست کاري هايي درآن در نهايت اپرا به وجود آمد. اولين اپرا ساز تاريخ، کلوديو مونته وردي آهنگساز نامي ايتاليايي عهد باروک مي باشد.

    پس آيا خوانندگان اپرا بايد بازي کردن هم بلد باشند؟

    بله البته! خوانندگان ، هم از طريق خواندن و هم با بازي کردن روي صحنه، نقش خود را اجرا مي کنند و سخت ترين وظيفه را دارند. اگر خوانندگان متن خود را از ياد ببرند شخصي به نام سوفلور به آن ها کمک مي کند. سوفلور گوشه اي از پشت صحنه مخفي است و وظيفه ي يادآوري متن را به خوانندگان دارد. البته با صداي آهسته. هههههههههههه .
    به غير از بازيگران اصلي، معمولا عده اي بازيگر يا رقصنده در صحنه هستند که تقريبا ديالوگ ندارند و سياه لشکر هستند. سياه لشکر ها معمولا در يک نمايش همهمه مي کنند يا دسته جمعي آواز مي خوانند يا سوز و ناله سر مي دهند.. وظيفه ي اجراي قطعات آوازي سياه لشکر ها به عهده ي گروه همسرايان است. گروه همسرايان، يک گروه آوازي زن و مرد مثل گروه کر هستند.
    براي اجراي اپرا بايد تمام امور لازم براي تاتر را حاضر کرد. اعم از نور ، دکور ،جامه،صدا،گريم ،کارگرداني و ...
    البته در زمان ما ديگر اپراها خيلي کم به صورت نمايشي اجرا مي شوند اکنون بیشتر اپراها فقط با خوانندگان و ارکستر به اجرا در مي آيند و ديگر خبري از نمايش هاي پرشکوه قديم نيست. چون هزینه و زحمت زیادی برای دکور،لباس و گریم باید پرداخت. امروزه فقط اپراهای خاص و معروف به صورت نمایش در می آیند.

    يک اپرا در گذشته



    يک اپرا در زمان حال






    در ابتداي امر، ساختن اپرا همواره به دو چيز احتياج دارد:

    1-ليبِرتو 2-آهنگ

    ليبرتو (لی - بِر - تو) به متن اصلي يک اپرا مي گويند. به زبان ساده ليبرتو دقيقا مثل نمايشنامه ي يک تاتر است. در حوضه ي اپرا به نمايشنامه مي گويند ليبِرتو. ليبرتو به ايتاليايي يعني کتابچه. اين اسم جايگزيني هم ندارد و هميشه ليبرتو گفته شده و مي شود. من هم تا انتها هروقت مثلا گفتم : ليبرتوي اپراي دون ژوان ، يعني اپرانامه ي اپراي دون ژوان.
    وقتي ليبرتو آماده مي شود. حالا فقط به خدمت گرفتن يک آهنگساز لازم است تا ليبرتو را بخواند و براي داستاني که خلق شده آهنگ بسازد. و سازها و خوانندگان را انتخاب کند وآريا ها را بنويسد و غيره و غيره.

    فعلا خوش رهونا

    ویرایش توسط lakshemi : Sunday 15 September 2013 در ساعت 08:35 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می


  2. #2
    amir1055 آواتار ها
    مسئول بازنشسته بخش پیانو

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته بخش پیانو
    شماره عضویت
    20813
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    سن
    41
    نوشته ها
    1,148
    میانگین پست در روز
    0.30
    تشکر از پست
    1,265
    1,890 بار تشکر شده در 850 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 145/1
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    با درود و احترام خدمت شما
    من هم از علاقه مندان اپرا هستم؛ ولی درست نفهمیدم در این تاپیک قصد انجام چه کاری رو دارید ؟ صفر تا صد اپرا یعنی چی ؟ متوجه نشدم.
    .Applaud, my friends, the comedy is over

  3. 2 کاربر برای این پست از amir1055 تشکر کرده اند:


  4. #3
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط amir1055 [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    با درود و احترام خدمت شما
    من هم از علاقه مندان اپرا هستم؛ ولی درست نفهمیدم در این تاپیک قصد انجام چه کاری رو دارید ؟ صفر تا صد اپرا یعنی چی ؟ متوجه نشدم.
    سلام دوست من
    خوشحالم که طرفدار اپرا هستید.
    در اینجا شما با تمام جزئیات اپرا ، تاریخچه، خوانندگان و آهنگسازان اپرا و هر چیزی مربوط به این هنر آشنا می شید. و مضاف بر این ها می تونید قسمت هایی از بهترین اپرا ها رو هم بشنوید. فقط باید منتظر باشید. ممنونم.
    -------------------

    مرسی خاله لاکشمی جون،جدی جدی خیییییلی خوب توضیح دادی!
    ممنونم حورا جان... این بحث ها شاید برای شما جوون ترها مفید باشه. چون آغاز راهید و شاید بتونه چشم اندازهای جدیدی براتون نشون بده. خوشحالم که برات جالب بوده عسل. همیشه لطف داشتی موشی من.
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  5. 7 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  6. #4
    LiOneL999 آواتار ها
    کاربر نمونه

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر نمونه
    شماره عضویت
    61154
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    سن
    22
    نوشته ها
    950
    میانگین پست در روز
    0.34
    تشکر از پست
    3,082
    1,648 بار تشکر شده در 782 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 143/12
    Given: 235/4
    میزان امتیاز
    8

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    به به آفرین لاکشمی جون. خیلی خوب و کامل توضیح دادی لطفا ادامه بده، من اسپانسرت می شم!
    ههههههههه
    این سوفلوره پس باید خیلی آدم زرنگی باشه! من توی عکسا دارم دنبالش می کنم! پشت پرده قایم شده؟؟!! ؟!! ؟؟!!!
    هههههههههههههه
    مرسی خاله لاکشمی جون،جدی جدی خیییییلی خوب توضیح دادی!
    از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیستم...

    برای همیشه رفتم


  7. 2 کاربر برای این پست از LiOneL999 تشکر کرده اند:


  8. #5
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    يک اپرا بين 1 تا 5 پرده دارد.اولین شبه اپرا را جاکومو پری در نیمه های قرن 16 ساخت ولی این همانطور که گفتم فقط شبیه اپرا بود! کلودیو مونته وردی اولین اپرای واقعی را در ابتدای قرن 17 نوشت و همان روز، روز تولد اپرا بود. به مدت حدود 300 سال، در اروپای قرون 18،17و 19 اپرا پر طرفدار ترین نوع موسیقی بود! اگر زرنگ بودی، از خانواده ی با نفوذی بودی و حامیان مهمی داشتی می توانستی در اپرا (در هر حیطه اش) ستاره شوی و آینده ی هفت نسل خود را هم تضمین نمایی!

    اپرا 3 بخش اصلي دارد: 1-پيش درآمد يا اوورتور 2-آريا 3-رسيتاتيف

    اوُوِر تور :(او - وِر - تور) در واقع مقدمه اي براي شروع اپرا ست که کاملا به صورت سازي است و هيچ خواننده اي در آن نمي خواند. بهترين پيش درآمد اپرا که تا به حال شنيدم پيش درآمد اپراي عروسي فيگارو است. نبوغ و شاعرانگي محض! حتما بشنويد.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آريا: آريا (آ – ری – یا) در لغت به معنی تک خوانی است و قطعه ي آواز نسبتا بلند است که براي خواندن يک نفره نوشته مي شود. يعني يک تکخوان آن را مي خواند. آريا ها مهم ترين بخش در اپراها مي باشند. کسانی که از اپرا لذت می برند عاشق آریا هستند ولی در مقابل آن هایی که سر از اپراها در نمی آورند آریا های زنان را ، جیغ و آریا های مردان را عربده می دانند! هههههههههههههه البته قبول دارم که سلیقه ی خیلی ها با آواز کلاسیک جور در نمی آید ولی در کل اپراهای خوب(نه همه ی اپراها) واقعا گوش نوازند. ولی در اپراهای بد . یعنی آن هایی که لیبرتوی به درد بخوری ندارند، آهنگساز ناشیانه برایش قطعات را نوشته و خوانندگان مناسب و متبحر ندارد واقعا گاهی احساس عربده و جیغ بودن آن برای خود من هم پیش می آید! هههههههههههههه
    نقطه ي مقابل آريا ها، قطعاتي براي اجراهاي دو نفر يا بيشتر است که به اين آوازهاي چند نفري همسرايي مي گويند.
    اين هم دو آرياي زيبا. فعلا اينا رو گوش بديد و نگران نباشيد! در ادامه چپ و راست بهتون آرياهاي قشنگ مي دم..

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    رسيتاتيف:(رِسی - تاتیف) از نظر معنايي ، رسيتاتيف ها بخش هايي از اپرا هستند که قبل يا بعد از آريا مي آيند و دقيقا در مقابل آرياها قرار دارند. رسيتاتيف ها همان دکلاماسيون(دکلمه کردن) و کاملا شبيه حرف زدن عادي هستند .. همينطور فن بيان، خميرمايه ي اصلي در رسيتاتيف است. رسيتاتيف ها خيلي مفيد و باارزش هستند چون داستان را با سرعت بيشتري جلو مي برند. در حالي که آريا ها کند تر اتفاقات را بيان مي کنند. رسيتاتيف ها در واقع به زعم من کمکي به استراحت خوانندگان هم هست چون قرار نيست خوانندگان بي نوا يک نفس از اول تا آخر فرياد بکشند!!!
    اين نمونه ي يک رسيتاتيف از اپراي دزدان دریایی پنزانس است.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    سایر بخش های اپرا :

    اينترلود:قطعه اي کاملا شبیه اورتور که بی کلام است منتها براي اجرا در ميان پرده هاي اپرا ست.

    پرلود:مقدمه هاي ارکستري براي پرده هاي ديگر اپرا غير از پرده اول

    قرن 17 و 18 اوج رونق و محبوبیت اپرا بود و بازارش شديدا گرم بود. آهنگسازان اپرا رقابت شديدي با يکديگر داشتند. کارهاي نيمه تمام را مي دزديدند يا بين مردم پخش مي کردند و خلاصه به هر حربه اي متوسل مي شدند تا مانع از فروش و استقبال اپراهاي رقيبان شوند. بنابراين آهنگسازي که اپرايي در دست ساخت داشت در ابتدا رسيتاتيف ها را مي ساخت و آريا را تا شب قبل از اجرا و حتي گاهي تا چند ساعت قبل از اجرا نمي نوشت!!! (چون آرياها مهم ترين بخش اپرا هستند) هرچه ساختن آريا ها به زمان اجرا نزديک تر مي شد احتمال دستبرد يا سرک کشيدن رقيبان به آن ها کم تر مي شد. اگر آهنگسازي ناشيانه آريا ها را زود مي نوشت و توي دفتري نگه مي داشت، مطمئنا عصر يکي از روزهاي قبل از اجرا که مي خواست به خانه اش برود يکي از آرياهايش را از زبان دوره گرد يا عابري در کوچه مي شنيد!!! ههههههههههههههه
    خب حرف آرياها را زياد کش نمي دم تا از بحث اصلي منحرف نشيم.
    هنوز در تعريف جزئيات ابتدايي اپرا هستيم. مثل سينما که شامل سبک هايي مثل : معناگرا،جنگي،کمدي،ترسناک و ... مي شود. اپرا هم از نظر موضوع به گونه هاي مختلفي نيز تقسيم مي شود:

    اپرا سريا: (سه – ری – یا) اين نوع اپرا داستان جدي و کاملا منطقي دارد. و داستان آن افسانه هاي قديمي يا زندگي پادشاهان، اساطير و قهرمانان روم، يونان ، ايران يا شرق دور و جنگ هاي آنان مي باشد. ويوالدي بزرگ تمام اپراهاي خود را به فرم سريا ساخت. مثلا اپرای „هرکول بر رود ترمودونته” اثر ویوالدی یک اپرا سریا است. یا اگر بخواهیم مشخص تر مثال بزنیم اپرای دون کارلوس اثر فاخر جوزپه وردی نیز مثال بارز دیگری برای غالب اپرا سریا است.

    اپراي کمدي يا اپرا بوفا: اپرايي با داستان خنده دار که برگرفته از زندگي واقعي و ملموس آدم ها است. اپراي کمدي در زبان ايتاليايي به اپرا بوفا معروف است و کلا به اين نام خوانده مي شود. ملموس ترين مثال براي اپرا بوفا، اپراي عروسي فيگارو اثر موزارت است. نکته ي مهمي که در مورد اپراهاي بوفا بايد دانست اين است که اپرا بوفا ممکن است در نظر شنوندگان خيلي پر شکوه و زيبا به نظر برسد ولي نبايد فراموش کرد که درباره ي داستاني خنده دار، هجو و حتی گاهی بی سر و ته است... ههههههههههههه

    اپرا زينگ اشپيل: اپرا زینگ اشپیل شکل خاصی از اپراست که اختراع آلمان است. همان طور که گفتم کلا اپرا از تاتر موزيکال الهام گرفته شده. و شبيه ترين اپرا به تاتر موزيکال هم همين زينگ اشپيل است. اين نوع اپرا به شکل تلفيق صحبت کردن و خواندن است. زينگ اشپيل درواقع نمايش + موسيقي معني مي دهد. موضوعش غالبا شبيه اپرا بوفا ست. در زينگ اشپيل، نمايش و آواز در کنار هم اجرا نمي شود. بلکه قدري خوانندگان آواز مي خوانند و بعد از تمام شدن آواز. نمايش ادامه پيدا مي کند. و دوباره بازيگران مي روند و خوانندگان اواز مي خوانند و به همين شکل تا پايان. بهترين مثال براي اپراي زينگ اشپيل اپراي فلوت سحرآميز اثر موزارت است.

    اما هميشه هم قرار نيست از اول تا آخر اپرا به يک فرم اجرا شود. مثلا سر تا پا „سريا” باشد. يهو ممکن است يک اپرا سريا در با جريان طنز کوتاهي مواجه شود و در يکي از پرده هايش تبديل به اپرا بوفا شود. بعد از ان پرده هم دوباره به فرم اصلي برگردد.

    اُپرت: محبوب ترين نوع اپرا اپرُت مي باشد. اپرُت را اپراي سبک و گاهي هجو هم مي نامند. اپرُت ترکيبي از رقص، موسيقي و ديالوگ است که شکل مردمي تر و عوام تري دارد. و عموما داستان هاي مردمي و معروف و نام آشنا را به تصوير مي کشد. هدف اين اپرا در کل سرگرم کردن مردم است. اپراي ميکادو اثر „گيلبرت و ساليوان” بهترين مثال براي اپرت است.

    بعدا درباره ي اين اپراها بيشتر توضيح مي دم.
    ویرایش توسط lakshemi : Monday 31 December 2012 در ساعت 06:42 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می


  9. #6
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    خب خب رفقا، رسيديم به پرده ي هيجان انگيزش!!! حالا همه چيز رو در باب ساختمان اپرا می دونید .
    بد نيست حالا با برترين اپراها و اپرانويسان تاریخ آشنا شويد.

    آنتونیو ویوالدی: همانطور که قبلا گفتم. ويوالدي بزرگ تمام اپراهاي خود را به فرم سريا ساخت. خیلی ها هرگز نمی دانند که ویوالدی غیر از ویولون در آواز هم تبحر زیادی داشت. او 30 سال عمرش را به تعلیم ویولون و آواز پرداخت و چون به خدمت کلیسا بود هر روز عصر برای مراسم دعا آهنگی متشکل از ساز و آواز می ساخت که نوازندگان و خوانندگان یتیم خانه (دانش آموزان خودش) آن ها را اجرا می کردند. بنابراین او آواز را خوب می شناخت. او اپراهای زیادی ساخت که البته امروزه تقريبا هيچکدام از آن ها اجرا نمي شود. مثل اورلاندوی خشمگین، فیلیپ پادشاه مقدونیه، دختر آتنی ،شیرویه پادشاه ایران و پری وفادار... خود جناب ویوالدی عزیز ادعا می کرد که 94 اپرا نوشته ولی از دل مدارک و قرائن فقط 49 اپرا بیرون آمد! شاید ویوالدی عمدا جای اعداد را عوض کرده و شاید خیر... فقط خدا می داند. در هرحال اپراهای ویوالدی معمولا و 70 درصد موفق بودند و در زمان خودش بسیار پر طرفدار بودند. چون ویوالدی حامیان خوبی داشت که پشت به پشت هنر او می دادند. ولی در سال های آخر عمرش دیگر اپراهایش شکست می خورد و به نظر می رسید هنر او دیگر از مد افتاده شده بود. امروزه دیگر اپراهای ویوالدی به ندرت اجرا می شود و طرفداری ندارد.



    جوزپه وردي :

    بزرگترين آهنگساز اپراي تاريخ موسيقي و برترين اپرانويس تمام دوران ها کسي نيست جز جوزپه وردي بزرگ. وردي در اوايل قرن نوزدهم در يک خانواده ي فقير اصيل ايتاليايي چشم گشود. او در کودکي خادم و کارگر کليسا بود اما يک روز چنان مدهوش صداي ارگ کليسا شد که کار کردن يادش رفت و از سوي اسقف حسابي توبيخ شد.!!!
    خلاصه کنم آن روز جوزپه ي کوچک تصميم به يادگيري موسيقي گرفت. خيلي زود کارش را در اپرا شروع کرد و کم کم چنان شهرتي به هم زد که مردم براي ديدن اپراهايش سر و دست مي شکاندند. و براي تصاحب صندلي در سالن اپرا با هم درگير مي شدند.
    بله ... وردي يک آهنگساز مردمي و مردمي پسند بود. مردم به سرعت آرياهاي اپراهاي او را از بر مي شدند و با شادي و نشاط با هم مي خواندند. جوزپه وردي در عمر هنري خود 28 اپرا ساخت که يکي از ديگري موفق تر و ديدني تر بودند. معروف ترین اپراهای وردی، لاتراویتا،آیدا،دون کارلوس و ریگولتو است. او در ساختن انواع اپرا مهارت شگرفي داشت. هم اپرا بوفا و هم اپرا سريا. او در نشان دادن درست چهره ي واقعي قهرمانان اپراهايش بي اندازه باريک بين بود. و غلوّ و اغراق را در کارش دوست نداشت.



    بد نيست بدانيد که او به پرورش گل و گياه بسيار علاقه داشت. او يک باغبان موفق هم بود. و بعد از ساخت هر اپرا يک درخت مي کاشت. شايد الآن حکمت کارش را مي فهمم! او قطعا مي خواسته نشان بدهد که اپراهايش هميشه سبز خواهند ماند و به شنوندگانش زندگي خواهند بخشيد. و به واقع هم همينطور است. پيام اپراهاي وردي، سبزي و زندگيست.
    وردي آدم رومانتيک و بااحساس ولي کم حرفي بود. او يک وطن پرست دو آتشه بود و هميشه براي صلح و اتحاد ايتاليا تلاش کرد. حتي به پارلمان ايتاليا هم وارد شد و براي آموزش رايگان موسيقي در مدارس تلاش کرد. او همه ي عمرش در ايتاليا ماند و هميشه محبوب و با قُرب و عزت بين مردم زندگي کرد. در مراسم مرگ وردي در 87 سالگي، عده ي بي شماري حضور يافتند و هر کدام از مردم قسمتي از اپراهاي او را بر سر مزارش خواندند.

    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می


  10. #7
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    آيدا :

    به طور کلی جنگ و عشق دو پدیده ی بسیار جالب و تماشاگر پسند در اپر یا هنر نمایش است. دقیقا در اپرای آیدا از هر دو عامل برای جذابیت و فوق العاده شدن استفاده شده. ماجرای جنگ دو کشور و عشق دوطرفه ی دو جوان که کشور هایشان با هم دشمن و در حال جنگ هستند یک عامل بسیار بسیار جذاب برای مخاطب است. چون در چنین شرایطی ناخودآگاه برای تماشاگر ، وصال این دو نفر محال به نظر می رسد. اپرای آیدا یکی از باشکوه ترین اپراهای تاریخ است چون اولا فضا و محل قصه برای مخاطبانش بسیار بکر و تازه است و ثانیا فضای عاطفی و در عین حال ترس و تنگنای قهرمانان داستان هرلحظه شما را بیشتر راغب می کند تا پایان اپرا به تماشا ادامه دهید.



    اپرا در شهر تِبس در مصر آغاز می شود. در زمان وردی این اپرا نخستین بار در شهر قاهره ی مصر اجرا شد. و در شب اول اجرا برای طبیعی تر شدن چند فیل و حیوانات دیگر نیز به صحنه آورده شد. امروزه هم کماکان اگر این اپرا با نمایش اجرا شود دکوراسیون و تجهیزات بصری اش زبانزد است!!!

    آيدا برده ی حبشی به مصر آورده مي شود. رادامس سردار لشکر فرعون است و عاشق آیدا می شود. آيدا هم از رادامس بدش نمی آید اما او درواقع دختر پادشاه حبشه(دشمن مصر) است و هیچکس از هويت واقعي او چيزي نمي داند. از طرفی دختر فرعون آمنريس هم دلباخته ی رادامس است.. سپاه حبشه قصد حمله به شهر تِبس را دارد و خلاصه جنگ بین حبشه و مصر در می گیرد.
    آمنريس دختر فرعون دزدکی متوجه علاقه ی رادامس و آیدا شده اما هنوز مطمئن نیست که آیدا هم عاشق رادامس باشد. بنابراین دست به نیرنگ می زند و به دروغ به آیدا می گوید که رادامس در جنگ کشته شده. در این لحظه آیدا با اشک و آه به صراحت اعتراف می کند که عاشق رادامس بوده و آمنریس بیش از پیش از آیدا کینه به دل می گیرد و تصمیم به نابودی آیدا می گیرد.
    جنگ تمام شده و بالاخره رادامس برمی گردد و فرعون به عنوان شادی و نشاط دستور عروسی او با دخترش را می دهد. آیدا مخفیانه با رادامس قرار می گذارد و آن ها توافق می کنند که با هم فرار کنند. اما...





    قسمت هایی از آیدا :

    اوورتور

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    دو آریا

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  11. 16 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  12. #8
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    102661
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    2
    1 بار تشکر شده در 1 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    هیچ کدوم از لینکا برای من نیومد
    لاکشمی خانوم...
    من نیاز وحشتناکی به این اپرا دارم...
    می تونید تو یه جا دیگه آپلودش کنید یا یه لینکه دانلود دیگه بدید؟
    باتشکر

  13. کاربران زیر از !P$altem! به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  14. #9
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط ! P$altem! [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    هیچ کدوم از لینکا برای من نیومد
    لاکشمی خانوم...
    من نیاز وحشتناکی به این اپرا دارم...
    می تونید تو یه جا دیگه آپلودش کنید یا یه لینکه دانلود دیگه بدید؟
    باتشکر
    علیک سلام دوست عزیز
    کدوم اپرا رو می گید؟ اینجا تا حالا حداقل 30 تا اپرا معرفی شده!!! اسم ببرید تا بتونم کمکتون کنم.
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  15. #10
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    لاتراويتا(بانوي بدراه):

    دومين اپراي موفق تاريخ طبق راي علاقه مندان. و بهترين اپراي جوزپه وردي با تاييد اکثريت.
    ليبرتوي اين اپرا توسط فرانچسكو ماريا پياوه نوشته شد. پياوه اين داستان را با اقتباس از رمان مادام كاميليا نوشته ي الكساندر دوما به نگارش درآورد.



    داستان غم انگيز اين اپرا سرنوشت دختر بدکاره اي به نام ويولتا است که عاشق يک پسر اصيل به نام آلفردو مي شود که برخلاف ويولتا درستکار و شريف است. ویولتا تصمیم می گیرد زندگی قبلی اش را کنار گذاشته و زین پس فقط به آلفردو فکر کند. آن دو مدتی را به عشق و عاشقی سپری می کنند.



    تا اینکه پدر آلفردو نزد ويولتا مي رود و از او مي خواهد دست از سر پسرش بردارد و آبروي خانواده شان را نريزد. او دوست دارد پسرش با دختر نجيب و پاکدامن ازدواج کند نه با يک دختر بد سابقه. این پدر ، مرد بدی نیست! فقط نگران برباد رفتن آبروی خاندانشان است و از ویولتا خواهش می کند که به طریقی آلفردو را جواب کند.



    ويولتا هم علیرغم خواسته ی قلبی اش چون واقعا آلفردو را عاشقانه دوست دارد و خير و صلاحش را مي خواهد خواسته ی پدر را می پذیرد. پدر آلفردو هم با خوشحالی از ویولتا تشکر و به او ادای احترام کرده، می رود. ویولتا با غم و اندوه فراوان ، آفردو را رها کرده و به پاریس می رود. اما آلفردو او را پيدا مي کند. و چون فکر مي کند که ويولتا به دلیل سابقه ی بدش او را ترک کرده با عصبانیت و بی رحمی آبروی او را می برد. حسابي به او بد و بيراه مي گويد و در حضور جمع او را زنی فاسد و هوسباز می خواند که به خاطر پول حاضر است خودش را در اختیار هر کسی قرار دهد. خلاصه که او با اتهاماتش ويولتا را در هم مي شکند و مي رود.





    ويولتا از شدت این ضایعه ، مدتي بعد به بيماري سل مبتلا مي شود. او در کنج عزلت خودش با بيماري مهيبش مي سازد و تنهاي تنها زندگي مي کند. کم کم حالش به وخامت مي رسد. در اين مدت اتفاقا آلفردو حقيقت ماجرا را از زبان پدرش مي شنود و زار و پشيمان به سراغ ويولتا مي رود اما افسوس وقتي پيدايش مي کند دخترک در بستر مرگ است. او نفس هاي اخرش را کنار آلفردو مي کشد و عاقبت تسليم مرگ مي شود. اشک های بی امان آلفردو نمی تواند گذشته را بازگرداند. اپرا با مرگ غم انگیز ویولتا خاتمه می یابد.



    من که واقعا از آن لذت بردم. عاشقانه و دردناک است. لاتراویتا هر سال در سالن هاي مهم اپراي جهان حتما حتما اجرا مي شود و هزاران هزار طرفدار علاقه مند دارد.


    آریاهایی از لاتراویتا :


    معروف ترین دوئت اپرا... این دوئت معروف به دوئت نوشیدنی است. آلفردو و ویولتا آواز عاشقانه ای می خوانند و عشق را به شراب شیرین تشبیه می کنند. این دوئت به جرئت ، شاید معروف ترین دوئت عاشقانه ی کل تاریخ باشد. معرکههههه است. معرکه. اگه نشنویدش نصف عمرتون به فنا رفته.


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    آریای زیبای ویولتا که آلفردو هم به او ملحق می شه و تبدیل به دوئت می شه. فوق العاده است. مهارت بی نظیری که سوپرانو در این قسمت باید داشته باشه خیلی قابل توجهه.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    دوئت بی نظیر دیگر ویولتا و آلفردو ... عاشقانه و پر احساس... این دوئت در گرماگرم عشق خوانده می شه اما وقتی الفردو در صحنه ی آخر ویولتا را مسلول و در بستر مرگ می یابد هم دوباره شروع به خواندن این آواز می کند در حالی که اشک حسرت می ریزد...

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    پدر آلفردو ، ویولتا را از پسرش دور می کند. اما وقتی خبردار می شود که پسرش با او چه رفتار زشتی کرده ، هم او و هم خود را سرزنش می کند و این آریای زیبا را می خواند.


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    ویرایش توسط lakshemi : Thursday 10 April 2014 در ساعت 11:18 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  16. 11 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  17. #11
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    پس از نقد چند اپرا از وردی، بهتر است سراغ دومین آهنگساز بزرگ اپرا برویم.

    جواکينو روسيني:

    روسيني آهنگساز ايتاليايي و موفق قرن 18 بود. او هم مانند بسياري از آهنگسازان تاريخ با طعم تلخ فقر و کار طاقت فرسا قد کشيد و بزرگ شد. خوشبختانه پدر روسيني با موسيقي امرار معاش مي کرد بنابراين دليلي نداشت که فرزندش را در همين راه حمايت نکند. روسيني بيشتر در عرصه ي درام،ملودرام و همينطور کمدي اپرا مي ساخت. ولی مهارت و استادی او در اپرا بوفا بی نظیر است. معروف ترين اپراهاي او آرايشگر سويل، سميراميس، دختر ايتاليايي در الجزاير است. اپراهاي روسيني امروزه همچنان طرفدار و علاقه مند فراوان دارد و نو به نو در سالن هاي اپرا اجرا مي شوند. روسيني کسي بود که فکر بکري داشت بنابراين کارهاي او هيچوقت نمرد. روسینی یکی از بزرگترین آهنگسازانی است که به „اپرا بوفا” یا همان اپرای کمدی جان داد و تا وقتی مردم اپراهای روسینی را می دیدند خبری از افسردگی و افکار پریشان کننده و ناامیدی نبود. روسینی مردم را به شنیدن اولا یک موسیقی دل انگیز و استادانه و دوما یک داستان زیبا مهمان می کرد که شاید بزرگترین نام های موسیقی تاریخ مثل بتهوون فاقد چنین توانایی بودند. با روسینی بیشتر آشنا خواهید شد.



    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  18. 10 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  19. #12
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام و شب به خیر

    دون کارلوس (دون کارلو) :

    اپرای عظیم دون کارلوس اثر فاخر جوزپه وردی ست. نويسنده ي لیبرتوی اپرای دون کارلوس „کامي دولوکول” است که به زبان فرانسه نوشته شده. اما اپرا در نهایت به ایتالیایی برگردانده شد.

    پرنسس الیزابت فرانسوی که در این اپرا اسم او ایزابل تلفظ می شود بدون این که بخواهد از جمع جدا افتاده و در جنگل گم می شود. پرنس کارلوس اهل اسپانیا او را اتفاقی پیدا می کند و نجات می دهد و در نظر اول واقعا از او خوشش می آید.



    خلاصه کنم که این عشق بین کارلوس و ایزایل آغاز می شود . اما این دل باختن سرانجامی ندارد چون به ایزابل خبر می دهند که برای صلح اسپانیا و فرانسه باید او با شاه فرانسه فیلیپ دوم ازدواج کند که همان پدر کارلوس است!!!





    خلاصه که الیزابت چهارده ساله در یک ازدواج مصلحتی به عقد فیلیپ دوم در آمد. طفلی کارلوس! می خواست الیزابت عروسش شود ولی نامادری اش شد ... بعد از این ازدواج،کارلوس نگونبخت دیگر روز خوش ندید. او به بیماری صرع مبتلا بود و ضعف اعصابش به بیماری نیز دامن می زد. ایزابل هم مثل مرغ سرکنده مجبور بود خون دل بخورد و خم به ابرو نیاورد.



    کارلوس دوست بسیار نزدیکی به نام رودریگو داشت که از مردان شجاع روزگار و شوالیه ی دربار فیلیپ بود. رودریگو متوجه تغییر خلق و خوی کارلوس شده و از او می خواهد برایش حرف بزند. کارلوس او را امین خود می داند و راز عشق خود به ایزابل را به رودریگو می گوید. رودریگو از شنیدن حقیقت سخت متاثر می شود و با کارلوس پیوند برادری می بندد و قسم می خورد هر کاری بکند تا او را شاد و خوشحال کند. از طرفی فیلیپ هم از سردی و بی انگیزگی ایزابل بو می برد که خبرهایی هست! او اتفاقا عکس کارلوس را در جعبه ی جواهرات ایزابل پیدا می کند و راز خاموش، عیان می گردد!



    حسادت پدر به پسر شروع شده و این کینه هر روز بزرگ تر می شود. کشیش اعظم به سراغ فیلیپ می آید و شکایت کارلوس را به پادشاه می کند. کارلوس طرفدار رعایاست و این به ضرر دستگاه کلیساست. کارلوس مانع زورگویی کلیسا به مردم شده و به روی پدرش شمشیر کشید!



    کشیش اعظم پادشاه را ترغیب می کند که کارلوس را از میان بردارد. آن ها مدارک و اسنادی علیه کارلوس جمع آوری می کنند و او را به زندان می اندازند. اما رودریگو ، دوست فداکار کارلوس، مخفیانه تمام اسناد را می دزدد و به جای آن ها اسنادی دال بر گناهکاری خودش قرار می دهد. او به زندان رفته و به کارلوس مژده می دهد که به زودی آزاد خواهد شد و خودش به جای او کشته می شود. اما کار رودریگو از چشم جاسوسان دور نمی ماند و فرد ناشناسی به ضرب گلوله ای رودریگو را از پا در می آورد . رودریگو در آغوش کارلوس جان می دهد اما در آخرین لحظات به کارلوس می گوید مقدمات فرار او را فراهم کرده و ایزابل هم برای وداع با او خواهد آمد. اما کارلوس فرصت فرار پیدا نمی کند و مقابل دیدگان ایزابل کشته می شود. اپرا با مرگ غم انگیز کارلوس خاتمه می یابد و پدر ، پسر خود را می کشد...



    قسمت هایی از دون کارلوس :


    دوئت دون کارلوس و رودریگو ... دوئت پیمان برادری. واقعا قشنگه. این دوئن به طور کلی معروف ترین آواز اپرای دون کارلوس است.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    آرای صحنه ی مرگ رودریگو ...
    او خودش را پیشمرگ کارلوس می کند تا او را نجات دهد. رودریگو نماد یک دوست وفادار واقعیست. رودریگو در آغوش کارلوس می افتد. اما قبل از مرگ به او می گوید که اسباب سفر او را آماده کرده و ایزابل هم برای خداحافظی و آخرین دیدار آنجا خواهد بود. عاشق آخرین کلام رودریگو ام : آدیو کارلو (بدرود کارلوس!)

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای فیلیپ... فیلیپ می فهمد که ایزابل عاشق کارلوس است! شکست پادشاه در این صحنه فوق العاده است. آریای خیلی قشنگیه.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    دوئت ایزابل و کارلوس... در پرده ی اول. کارلوس دچار حمله ی غش شده و ایزابل با وحشت به او نزدیک می شود. اول فکر می کند که او مرده است. اما کارلوس چشم باز می کند و با خشم شروع به خواندن می کند. او ایزابل را محکوم می کند که چرا همسری فیلیپ را پذیرفته. اما ایزابل می گوید : آیا من حق انتخاب داشتم؟ چرا انقدر خودخواهی که فکر می کنی فقط خودت زجر می کشی؟ این صحنه دیدن دارد. طفلکی ایزابل... این دوئت خارق العاده ست.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    رام رام.
    ویرایش توسط lakshemi : Monday 5 January 2015 در ساعت 09:41 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  20. 10 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  21. #13
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!




    با شخصيت فيگارو آشنا شويد: فيگارو شخصيت کمدي محبوبيست که توسط پي يِر بومارشه نويسنده ي خوش ذوق فرانسوي خلق شد. بومارشه با فيگارو 3 داستان نوشت که هرسه معروف شدند:
    اول: آرايشگاه سويل(روسيني) دوم: عروسي فيگارو (موزارت) سوم :مادر گناهکار
    که البته فقط 2 تاي اول تبديل به اپرا شدند. مادر گناهکار به فرم تاتر درآمد و به صورت نمايش اجرا شد.
    فيگارو مرد شيطان،بازيگوش،زرنگ، فرز و عاشق پيشه ايست که با زرنگي هايش خيلي ها را به خون خود تشنه مي کند. از جمله مثلا شخصيت دکتر بارتُلو که بعد از آرايشگاه سويل در عروسي فيگارو هم به پست فيگارو مي خورد و خيلي دلش مي خواهد انتقام بلاهايي که فيگارو سرش آورده را در آورد!!! هههههههه با توجه به استقبال و فروش خوبي که از اپراهاي اين شخصيت به عمل امد مي توان گفت که فيگارو در واقع محبوب ترين شخصيت اپرايي است! اصلا به خاطر فيگارو است که نام روسيني را قبل از موزارت آوردم.



    آرايشگاه شهر سويل:

    موفق ترین و زیباترین اپرای روسینی آرایشگر شهر سویل است. این اپرا انقدر باطراوت است که هنوز هم تماشاگران را در سالن های اپرا می خنداند! موسیقی پویا و آریاهای فوق العاده استادانه آرایشگر سویل را ابدی و ازلی کرد. اپرای عروسی فیگارو ساخته ی موزارت ادامه ی آرایشگر سویل است.

    داستان زيباي اين اپرا بوفا از جايي آغاز مي شود که عده اي دانشجوي فقير در ميدان شهر سويل آواز سر دادند. درست در مقابل خانه ي دختر زيبايي به نام روزينا... اما در ميان اين دانشجويان يک کنُت (اشراف زاده) هم وجود دارد. اين کنت ثروتمند عاشق روزيناست اما سعي دارد با لباس مبدل و تغيير ظاهر، روزينا را عاشق خود کند. تا بداند آيا او خودش را خواهد خواست يا پولش را.



    روزينا خدمتکار يک پزشک پير و بداخلاق به نام دکتر بارتُلو است که مدام از همه چيز او ايراد مي گيرد و روزينا را مجبور مي کند بابت آب خوردن هم از او اجازه بگيرد. البته دکتر بارتُلو به اين دليل روزينا را محصور مي کند که مي خواهد با او ازدواج کند. از آن طرف کنت که درمانده ي روزيناست با نوکر خود فيگارو درد و دل مي کند. نوکر زرنگ کنت به او پيشنهاد مي دهد که اين بار خودش را به شکل يک سرباز مست در آورد و يکي از واحد هاي ساختمان پزشک را اجاره کند تا به روزينا نزديک تر شود. کنت از اين پيشنهاد خوشش مي آيد اما راه و روش کار را بلد نيست. فيگارو از اربابش مي خواهد که کارگرداني اين بازي را به عهده ي او بگذارد و او به کنت اطمينان مي دهد که دست روزينا را در دستش خواهد گذاشت. کنت قسم مي خورد اگر موفق شود دل روزينا را فتح کند پاداشي فوق تصور به فيگارو بپردازد . آرایشگر مذبور همین فیگارو است! او در طی ماجراهایی طولانی و خنده دار با هر دوز و کلک و بدبختی ای که شده روزینا را بالاخره از چنگ دکتر بارتلو در آورده و کنت به وصال او می رسد.



    از دست فیگارو! بدجنس چه بلاها که سر دکتر بارتلو نمی آورد! ههههههههههه






    قسمت هایی از آرايشگاه شهر سويل:

    آریای زیبای روزینا

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای محشرررررررررررر فیگارو! حتما بشنوید خدایا اعجازههههههههههههههههه!!!

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای مارچلینا سرپیشخدمت 50 ساله ی خانه ی دکتر بارتلو که خیلی سعی داره که گلوش پیش فیگارو گیر کرده! در „عروسی فیگارو” هم همچنان مارچلینا به دنبال ازدواج با فیگارو ست! ههههههههه اما این آریا بییییییی نظیرهههههههههه

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای دیگر روزینا... بی نظیرههههههههههههه

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    ویرایش توسط lakshemi : Sunday 20 September 2015 در ساعت 07:51 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  22. 8 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  23. #14
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    دختر ايتاليايي در الجزاير :

    یک اپرا بوفای بسیار زیبای دیگر از روسینی که هنوز هم بسیار محبوب و معروف است. دختر ایتالیایی در الجزایر آریاهای بسیار زیبایی دارد. خصوصا برای نقش دختر ایتالیایی که برای متسوسوپرانو نوشته شده و بزرگترین خوانندگان این نقش را خوانده اند. بعدها با کم و کیف نقش ها بیشتر آشنا می شوید.
    و اما داستان:
    مصطفي بيگ يک دريانورد ترک است که از همسر خود جدا شده. چون گلويش پيش يک دختر ايتاليايي گير کرده!!!



    از طرفي همسر او خيلي از طلاق ناراحت است و خيلي به خاطر شکست در زندگی اش غصه می خورد. نوکر ها و نديمه ها هميشه نقش هاي مهمي در پيشبرد يک داستان دارند! نديمه ي همسر مصطفي هم همينطور. او کلک آقا را مي فهمد و او را تعقيب مي کند و ماجرا را کف دست خانومش مي گذارد!!! هههههههههههههههه



    در همين حال مصطفي بايد به دنبال عشق ايتاليايي خود به الجزاير برود... اینطور مردها حقشان است که بدتر از این هم سرشان بیاید!!! ههههههههههههه از من می شنوید این اپرا را از دست ندهید!






    قسمت هایی از دختر ايتاليايي در الجزاير :

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  24. 6 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  25. #15
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!


    وُلفگانگ آمادئوس موزارت: درباره ي موزارت، اين مرد بزرگ، تاکنون بسيار نوشته شده است و زين پس هم نوشته خواهد شد اما حقيقتا خلاصه کردن فعاليت ها و خصوصا اپراهاي موزارت در چند خط غير ممکن است! موزارت آهنگساز مشهور اتریشی اوخر قرن 18 در تمام سبک هاي موسيقي عالي بود. از موسيقي کليسايي گرفته تا کنسرتو، سمفوني و اپرا ... اما به طور خاص او اپرا نويس بسيار خوبي بود. او معمولا آرياهايي مي نوشت که تنها خوانندگان زبده از اجراي آن ها بر مي آمدند. مخصوصا آرياهاي سوپرانوي موزارت بسيار سخت است.
    موزارت بعد از وردي بهترين و خلاق ترين اپرانويس است. او در عمر کوتاه خود بيشتر از 20 اپرا نوشت که 4 تاي آن ها از همه معروف ترند. عروسي فيگارو، زن ها همه همينطورند ، فلوت سحر آميز و دون ژوان . موزارت ذاتا آدم شوخي بود عاشق سرکار گذاشتن اين و آن! و به همين دليل هم بود که بيشتر اپراهاي او به شکل اپرا بوفا ست!!! فراموش نکنيد که در بیشتر اپراهاي موفق موزارت يک نکته ي مشترک وجود دارد: اين که هميشه دو نفر به عمد لباس هاي هم را مي پوشند تا خودشان را جاي ديگري جا بزنند!!! هههههههههه

    عروسي فيگارو: این اپرا پر طرفدار ترین اپرای جهان است. با لیبرتویی ایتالیایی و در 5 پرده!
    يک داستان پايه ي خنده نوشته ي بومارشه! که شخصيت فيگارو را باز هم در آن مي بينيم. عروسی فیگارو ادامه ی „آرایشگر شهر سویل” اثر روسینیست! مزمون اصلي اين داستان خيانت زوجين به هم و يا توهم خيانت است همه مي خواهند دست هم را روو کنند. خاصيت اپرا بوفا اين است که داستانش از زندگي خود مردم بر مي آيد و با چاشني تند طنز و غلو براي مخاطب سِرو مي شود! اين چيزي بود که خود موزارت هميشه دوست داشت. !!! این اپرا هم در زمان خودش فوق العاده طرفدار پیدا کرد و هم امروزه بی شمار طرفدار دارد. و هرسال در برنامه ی اپراهای سالن های مهم دنیاست.



    دیدید که کنت در „آرایشگر شهر سویل” موفق می شود با روزینا ازدواج کند. فيگارو و سوزانا نوکر و کلفت کُنت و کُنتس (لقبي براي نجيب زادگان و ثروتمندان) هستند. روز عروسي فيگارو و سوزانا است. ماجرا از جایی آغاز می شود که سوزانا از دهنش در می رود و به خانمش (کنتس روزینا) مي گويد که چه نشسته اي که شوهرت جناب کنت سر و گوشش حسابي مي جنبد و حتي به خود من هم نظر دارد!!!

    فیگارو و سوزانا



    کنتس که زن ساده اي است خيلي از اين امر ناراحت مي شود. او و سوازانا چندین بار تلاش می کنند که آمار کنت را بگیرند و دست آخر کنتس به سوزانا مي گويد که که نامه اي به کنت بنويسد و با او قرار بگذارد اما کنتس و سوزانا لباس هايشان را با هم عوض مي کنند . کنتس با لباس سوزانا سر قرار مي رود تا مچ کنت را بگيرد!!! به محض اين که کنت شروع به خوش و بش هاي ناخوشايند با سوزاناي دروغي مي کند ناگهان فيگارو از دور آن دو را مي بيند و خيال کج مي کند که سوزانا به او خيانت کرده! که از طرفي سوزانا نيز لباس کنتس را مي پوشد. او خبر ندارد که کروبینو _ پيشکار کنت عاشق کنتس است و چشمش پشت اوست. به يک باره کنت عين عجل معلق سر مي رسد و همه چيز در هم گره مي خورد... !!! کروبینو، مارچلینا، دکتر بارتلو و دون بازیلو شخصیت های مکمل دیگری هستند که در سوء تفاهم بین کنت،کنتس،سوزانا و فیگارو دخیلند و حسابی شما را روده بر می کنند! هههههههههههههههههه





    قسمت هایی از عروسی فیگارو:




    اوورتور محشر اپرا!!! یادتون که هست؟ اوورتور پیش در آمد و آغاز اپراست. قطعه ای کاملا سازی و ارکسترال که یه جورایی به ما می گه جریان اپرا از چه قراره! اوورتور عروسی فیگارو از محشرترین اوورتور های تاریخ اپراست! عالیه! آدمو دیوونه می کنه!

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    آریای فیگارو... این آریا رو فیگارو می خونه و داره بساط عروسی رو جور می کنه چون همونطور که می دونید امروز (روز شروع اپرا) عروسی او و سوزاناست.


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]




    دوئت نامه ... کنتس ، همسر کنت وقتی از سوزانا _ کلفتش می شنود که شوهرش به او نظر دارد، تصمیم می گیرد دست کنت را رو کند! او به سوزانا دستور می دهد که برای کنت نامه ای بنویسد و با او قرار عشقولانه ای بگذارد!!! در این دوئت، کنتس با صدای متسوسوپرانوی غمگین و محزون کلمات را دیکته می کند و سوزانا عینا همان ها را رو کاغذ می آورد! صدای متسو در این آریا بی نظیره. این دوئت به دوئت نامه مشهوره. مانند ده ها فیلم و سریال که از موسیقی موزارت در آن ها استفاده شده، این دوئت (دوئت نامه ی عروسی فیگارو) در فیلم سینمایی رستگاری در شاوشنگ پخش می شود. حتما بشنوید!

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]



    یه دوئت محشر دیگه! به نظر من محشرترین دوئت این اپراست!!! ههههههههه دوئت کُنت و سوزانا ... همونطور که در بالا شنیدید سوزانا علی رغم میلش این بار طبق دستور خانومش به کنت راه می دهد و نخ او را می گیرد!!! ههههههه کنت از خواندن این نامه خیلی خوشحال می شود! و منتظر است که سوزانا سر قرار برسد ولی او دیر می کند! چرا؟ چون وسط کار سوزانا پشیمان شده! او از هیزی و بی پروایی کنت می ترسد!!! اما کنتس به او اطمینان می دهد که مراقبش است و انقدر از او خواهش و تمنا می کند تا عاقبت سوزانا راضی می شود. خود کنتس هم پشت در گوش وا می ایستد! کنت از انتظار خسته شده و مدام با عصبانیت در اتاق قدم می زند. وقتی سوزانا می آید این دوئت زیبا شروع می شه. ههههههههههه آخر خنده ست! بیچاره کنتس که شاهد تمام این عشقولانه در کردن های شوهر بی صفتش است! قیافه ی سوزانا رو هم که هیچی!!! هههههه خنده های تصنعی، صورت رنگ پریده و ترسان!!! ههههههه باید بازی ها رو تماشا کنید تا خودتون بفهمید چقدر خنده داره!!!

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]



    یک آریای دیگه از فیگارو! اسمش هست : „اگر تمایل دارید برقصید! ” در اینجا فیگارو داره برای کنت نقشه می کشه! در این نقشه می خواد به کنت رقصیدن یاد بده! چون در ابتدای اپرا کنت و کنتس رو هم به جشن عروسیش دعوت کرده! فیگارو می خونه : اگر جناب کنت عزیزم تمایل دارند برقصند من به شما یاد می دهم چطور جست و خیز کنید! و در انتها می گه: من تمام توطئه های شما رو سرنگون خواهم کرد ... بله سرنگون خواهم کرد!!! هههههههههه

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    آریا غمگین کنتس به نام „کجا رفتند آن روزگاران خوش؟” در این آریا کنتس با اندوه آوازی از بدبختی هایش می خواند چون می داند که کنت دیگر دوستش ندارد... داشتن این زن، لیاقت می خواست!
    تمام آریاهای کنتس در این اپرا غمگین است چون او خود را شکست خورده می بیند و آن عشق رویایی اش با کنت به اخر رسیده. این اریا بییییییییییییییییییی نظیره! عاشقشم.خلاصه که کنتس حسابی با این آریا شما رو به گریه می اندازه:


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای زیبای کروبینو پیشکار کنت، به نام „که می داند عشق چیست؟” در این اپرا خواننده ی متزوسوپرانو نقش کروبینو را می خواند.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    ویرایش توسط lakshemi : Sunday 20 September 2015 در ساعت 07:55 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  26. 10 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  27. #16
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    فلوت سحر آميز : اين اپرا طبق نظرسنجي از علاقه مندان، برترين اپراي تاريخ است. و به نظر خود من هم واقعا فلوت سحرآمیز بهترین اپرای موزارت و یکی از شاهکارهای هنر اپراست. همانطور که پيش تر گفتم اين اپرا يک اپراي زينگ اشپيل است. آخرین اپرایی که موزارت ساخت. در زمان موزارت، نقش سوپرانوي اين اثر را ژوزفا خواهر زن موزارت که صداي سوپرانوي درجه يکي داشت خواند. چون موزارت آهنگساز سختگيري بود پس مي توانيم ادعا کنيم که قطعا اجرايي که در زمان حيات موزارت بوده بهترين اجراي اين اپرا تا حال بوده!



    شاهزاده تامینو یک هیولا می بیند و بیهوش می شود.3 بانوی اسرار آمیز این هیولا را می کشند. وقتی تامنو بیدار می شود 3 بانو تصویر یک دختر زیبا رو را به او نشان می دهند که در بند کاهن اعظم معبد خورشید اسیر است. تامینو تصمیم می گیرد آن دختر را نجات دهد. در حالی که این 3 بانو برای ملکه ی شب کار می کنند که جادوگری مخوف و قدرتمند است!!! ههههههههه



    در رسیدن به معبد خورشید پاپاگینو به کمک تامینو می آید.



    پاپاگینو یک پرنده گیر است که زنگوله های سحرآمیزی دارد که قدرت جادویی دارند. تامینو و پاپاگینو به معبد می رسند و شاهزاده تامینو از فلوت سحرآمیز خود برای آرام کردن جانوران وحشی استفاده می کند. آن ها بالاخره وارد می شوند و بعد از حوادثی کاهن اعظم بدجنس از آن دو می خواهد لیاقت خود را نشان دهند...







    قسمت هایی از فلوت سحر آميز(هرچند که انتخاب چند قسمت از این اپرا واقعا کار سختیست) :

    اوورتور زیبای اپرا. این موسیقی انقدر تازه است که باورنکردنیه 200 300 سال قبل ساخته شده!!!


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای پاپاگینو که در آن گلوکن اشپیل می زند. گلوکن اشپیل رو در تاپیک سازها معرفی کرده بودم. سازیه آلمانی شبیه بلز.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای معروف ملکه ی شب! محبوب ترین آریای این اپرا و یکی از محبوب ترین آریاهای جهان. این آریا رو از دست ندید. بی اندازه زیباست. و خیلییییییی سخت.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    این دوئت زیبا را پاپاگینو و پاپاگینا می خوانند. پاپاگینا در ابتدا یک پیرزن زشت است. پاپاگینو مجبور می شود که یا با این پیرزن ازدواج کند و یا به زندان برود. اما ناگهان این پیرزن ، تبدیل به زن زیبایی به نام پاپاگینو می شود. هههههههههههههه در این دوئت پاپاگینو و پاپاگینا اسامی هم را می خوانند. واقعا عاشق این دوئتم.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    ویرایش توسط lakshemi : Sunday 20 September 2015 در ساعت 07:57 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  28. 7 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


صفحه 1 از 16 1234511 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •