تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 61213141516
نمایش نتایج: از 241 به 243 از 243

موضوع: صفر تا صد اپرا

  1. #241
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    30
    نوشته ها
    2,197
    میانگین پست در روز
    0.68
    تشکر از پست
    3,069
    9,319 بار تشکر شده در 2,195 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    6 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,505/59
    Given: 1,101/21
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    راستی ترجمه ی آهنگ نسون دورما یکی از آریاهای بسیار معروف جهان رو هم برای علاقه مندان می ذارم. همونطور که خیلی از شما عزیزان می دونید این آریا، برای صدای تنور نوشته شده و در اپرای زیبای توراندخت آخرین ساخته ی جاکامو پوچینی عزیزم اجرا شد. اما شهرت این آریا به قدریست که باقی گونه های صدایی مردان، حتی صداهای غیراپرایی و حتی خانم ها هم بارها این آریای زیبا را خوانده اند. من بیشتر از همه با صدای روبرتو آلاگنای موشی خودم دوستش دارم که به باور کارشناسان فوق العاده ترین تنور امروزه. شما هم بشنوید:

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    اما از صدای پیشکسوتان جادویی هم صدای استاد پلاسیدو دومینگو در این آریا می درخشه:


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    این هم ترجمه ی این آریای زیبا. متن ترانه مربوط به شرط بندی شاهزاده خلیف با توراندخت بود. که باید تا طلوع صبح نام او را پیدا کند!

    هیچکس نباید بخوابد! هیچکس نباید بخوابد!
    حتی شما هم نباید بخوابید شاهزاده خانم،
    اکنون در اتاق سرد خود ، ستاره ها را تماشا می کنید.
    اما راز من در درون من پنهان است.
    هیچ کس نام مرا نمی داند! نه، نه، هیچکس نمی داند.
    اما بعد از بوسیدنت آن را به تو خواهم گفت.
    هنگامی که نور بالا بیاید!
    و بوسه من سکوت را خواهد شکست.
    تو مال من می شوی! هیچ کس نام مرا نمی داند!
    در سپیده دم، من پیروز خواهم شد!

    - - - Updated - - -

    راستی ترجمه ی آهنگ نسون دورما یکی از آریاهای بسیار معروف جهان رو هم برای علاقه مندان می ذارم. همونطور که خیلی از شما عزیزان می دونید این آریا، برای صدای تنور نوشته شده و در اپرای زیبای توراندخت آخرین ساخته ی جاکامو پوچینی عزیزم اجرا شد. اما شهرت این آریا به قدریست که باقی گونه های صدایی مردان، حتی صداهای غیراپرایی و حتی خانم ها هم بارها این آریای زیبا را خوانده اند. من بیشتر از همه با صدای روبرتو آلاگنای موشی خودم دوستش دارم که به باور کارشناسان فوق العاده ترین تنور امروزه. شما هم بشنوید:

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    اما از صدای پیشکسوتان جادویی هم صدای استاد پلاسیدو دومینگو در این آریا می درخشه:


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    این هم ترجمه ی این آریای زیبا. متن ترانه مربوط به شرط بندی شاهزاده خلیف با توراندخت بود. که باید تا طلوع صبح نام او را پیدا کند!

    هیچکس نباید بخوابد! هیچکس نباید بخوابد!
    حتی شما هم نباید بخوابید شاهزاده خانم،
    اکنون در اتاق سرد خود ، ستاره ها را تماشا می کنید.
    اما راز من در درون من پنهان است.
    هیچ کس نام مرا نمی داند! نه، نه، هیچکس نمی داند.
    اما بعد از بوسیدنت آن را به تو خواهم گفت.
    هنگامی که نور بالا بیاید!
    و بوسه من سکوت را خواهد شکست.
    تو مال من می شوی! هیچ کس نام مرا نمی داند!
    در سپیده دم، من پیروز خواهم شد!
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  2. 4 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  3. #242
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    30
    نوشته ها
    2,197
    میانگین پست در روز
    0.68
    تشکر از پست
    3,069
    9,319 بار تشکر شده در 2,195 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    6 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,505/59
    Given: 1,101/21
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    با سلام و شب به خیر حضور شما موشی های کلوچه
    بعد از مدت هاااااااااا امشب با معرفی یک اپرُت بسیار زیبا خدمتتون رسیدم. اگر از ابتدا خواننده ی این تاپیک بوده باشید من چندین اپرُت حضورتون معرفی کردم. اما بازم یادآوری می کنم که اپرُت نوعی اپرای تقریبا کوتاهه که آوازهاش (آریاها، دوئت ها و آوازهای چند نفری) خیلی بیشتر از رسیتاتیف (دکلمه) های اونه. اغلب اپرُت ها موضوعی عاشقانه، طنز ، هجو یا سبکسرانه دارند. داستان های اپرُت ها معمولا ماجراهای معروف باب دل مردم کوچه و بازار و افرادی که سواد موسیقی ندارند می باشد. رقص، کتک کاری و کارهای خنده دار و هجو در آن ها بسیار زیاد دیده می شود.
    اپرُت هایی نظیر „میکادو” اثر گیلبرت و سالیوان یا اپرُت بیوه ی خوشحال ساخته ی فرانس لهیر هر دو خدمت شما بارها معرفی شده. امشب هم اپرُت دیگری از فرانس لهیر رو حضورتون معرفی می کنم.



    فرانس لِهی یِر فیلمساز و آهنگساز مجارستانی/اتریشی است که در اواخر قرن نوزده و اواسط قرن بیستم برای خودش شهرتی به هم زده بود! تخصص او فیلمسازی، موسیقی باله و همینطور اپرا بود . او به اپراهای کوچک (اپراهای کوتاه 2 و 3 پرده ای) خیلی علاقه داشت و تمام اپراهایش را نیز به فرم کوچک ساخت. امروزه شهرت وی بیشتر به خاطر 2 تا از اپراهایش است. „زارِویچ” و اپرُت „بیوه زن خوشحال”. که هر دو قبلا معرفی شدند. پدر لهیِر ، رهبر ارکستر پیاده نظام یکی از هنگ های ارتش مجارستان بود . بنابراین فرانس کوچک خیلی خوب از کودکی با موسیقی آشنا شد. از آن جا که مادر او یک آلمانی الاصل بود ،او در هنرستان موسیقی در آلمان شروع به تحصیل موسیفی و آموختن ویولون نمود. بعد از فراغت از تحصیل هم به عنوان دستیار پدرش در همان هنگ نظامی، رهبری ارکستر پیاده نظام را به عهده گرفت و شروع به ساخت موسیقی باله و اپراها کرد. اما بدبختانه رابطه ی او با ارتش نازی آلمان اصلا خوب نبود. چون او به حقوق یهودیان احترام می گذاشت. بسیاری از اپراهایش را نویسندگان یهودی نوشته بودند. حتی همسرش نیز قبل از ازدواج یهودی بود. بنابراین هیتلر با او چپ افتاد! لهیِر خیلی سعی کرد که برای هنرمندان یهودی مقیم آلمان از هیتلر امان نامه(ضمانت حفظ جان) بگیرد اما در نهایت تلاشش فرجامی نداشت و او حتی نتوانست مانع قتل یکی از لیبرتو نویسان خود شود. بالاخره همسر لهیِر نیز تبعید شد و در نهایت خود لهیِر نیز 78 سالگی در سالزبورگ اتریش در گذشت. اپراهای لهیر اکثرا با استقبال و حتی هجوم مردم به تماشاخانه ها همراه بود. او آهنگسازی بی بدیل و ویولونیستی چیره دست بود که حتی در اپراها هم از تکنوازی ویولون خیلی استفاده می کرد.


    و اکنون، اپرت „عشق کولی” ساخته ی فرانس لهیر که در سه پرده و به زبان آلمانی ست.

    شاهزاده خانمی اهل رومانی به نام زوریکا که دختر ارباب شهر است در شروف نامزدی با اشراف زاده ای جوان به نام جونل است. از آنجا که پدر زوریکا مخفیانه با یک زن زمین-دار به نام ایلونا رابطه دارد دوست دارد زودتر دخترش را به خانه ی بخت بفرستد تا سرش خلوت شود! ههههههه



    خلاصه جشن نامزدی دخترش را راه می اندازد و یک ویولونیست کولی جذاب به نام جوزف را هم دعوت می کند تا مجلس را گرم کند. جوزف آریای بسیار زیبایی می خواند و زوریکا به محض دیدن او عاشقش می شود!



    حالا زوریکا حس می کند دیگر از ازدواجش مطمئن نیست. او تصمیم می گیرد کنار رودخانه ی سرنا برود که مردم معتقد بودند اگر یک عروس از آبش بخورد آینده اش را خواهد دید. زوریکا چنین می کند. بعد از نوشیدن آب رودخانه به خواب رفته و در خواب آینده را می بیند. در دومین پرده، زوریکا در خواب می بیند که 2 سال است با جوزف کولی ازدواج کرده. اما او در زندگی واقعی آن مرد جذابی که موسیقی می نوازد نیست. زوریکا نمی تواند با زندگی کولی وار او ارتباط برقرار کند. او باید لباس کولی ها را بپوشد و با او به زبان کولی ها صحبت کند. ضمن این، جوزف با تمام دختر های کولی می رقصد و برایشان ویولون می زند. انگار اصلا زوریکا را نمی بیند و متوجهش نیست.



    در ادامه ی رویای آینده، زوریکا با لباس کولی ها به سمت پدر می رود اما پدر از او روی بر می گرداند و می گوید او هرگز یک دختر کولی نداشته!



    ایلونا و جوزف موسیقی زیبایی راه می اندازند و ایلونا یکی از شاهکارترین آریاهای تاریخ اپرا را می خواند و از زوریکا می خواهد برایشان برقصد!



    و در نهایت جونل با اندوه نزد زوریکا می آید و می خواهد بداند چرا زوریکا او را که عاشقش بود رد کرده و تن به چنین زندگی ای داده؟ او آواز بسیار زیبا و غمگینی خوانده و می خواهد زوریکا پیش او بازگردد اما زوریکا هنوز هم عاشق جوزف است. در پرده ی سوم، جونل که از غیبت طولانی نامزدش نگران شده به دنبالش می آید و او را کنار رودخانه پیدا می کند. فکر می کند از حال رفته، اما با یک تکان، زوریکا بیدار می شود. جونل به تصور اینکه زوریکا دوستش ندارد آواز عاشقانه ای سر می دهد و می گوید عاشقش است. زوریکا حالا حقیقت را می داند. عشق به جوزف، پیامدی جز بدبختی نخواهد داشت. کولی ها مردمان او نیستند و او هم از آنان نیست. پس بهتر است بگذرد جوزف به دنیای کولی وار خودش بازگردد. زوریکا در انتها به جونل می گوید که با او ازدواج خواهد کرد و تا پایان عمر کنارش خواهد ماند. پیام این اپرُت همون نصیحت مشهور بزرگترای خودمونه : „کبوتر با کبوتر، باز با باز!”



    نقش های زوریکا و ایلونا برای صدای سوپرانو و همچنین جوزف و جونل برای تنور نوشته شده است. به نظرم آهنگسازی لهیر مثل همیشه فوق العاده بوده. این اپرُت امروزه هم کماف سابق طرفدار دارد و آریاهایش نیز در کنسرت های خوانندگان بزرگ اجرا می شود. خصوصا آریای „برقص دختر کولی” که از شاهکارهای لهیر و کلا تاریخ اپرا شناخته می شود.


    بخش هایی از اپرُت عشق کولی :

    در ابتدا آریای مشهور „برقص دختر کولی”. آریایی که هرچند توسط ایلونا _یک نقش فرعی_ خوانده می شود اما شهرتش امروزه از کل اپرُت بیشتر است. تخصص لهیر در موسیقی سنتی لهستانی و همینطور موسیقی کولی ها به خوبی در این آریا مشخص است. این آریا رو با صدای سوپرانوی محبوب من استادبانو، سوومی جو بشنوید که معرکه ست:

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    یک دوئت عاشقانه از زوریکا و جوزف به نام در این فاصله ی آبی (اشاره به رودخانه ی سرنا). بسیار زیباست.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای زیبای جوزف به نام „من یه بچه-کولی ام!”

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    آریای عاشقانه ی جونل به نام برگرد زوریکا! او در رویای آینده از زوریکا می خواهد به نزد عاشق خود بازگردد.
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    و این دوئت بسیار زیباست. دوئت „من رو از طاق آسمان بگیر” بیشترش رو زوریکا می خونه اما جوزف در انتها به او ملحق و یک دوئت بی نظیر رو رقم می زنن.
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    امیدوارم پسندیده باشین. تا بعد. رام رام همگی.
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  4. 2 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  5. #243
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    30
    نوشته ها
    2,197
    میانگین پست در روز
    0.68
    تشکر از پست
    3,069
    9,319 بار تشکر شده در 2,195 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    6 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,505/59
    Given: 1,101/21
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    الهه ی اپرای جهان، مونتسرات کاباله درگذشت.



    استادبانو کاباله سوپرانوی اسپانیایی، در 6 اکتبر در بیمارستانی در بارسلونا در حالی چشم از جهان فرو بست که 85 سال سن داشت و چند سال قبل از اپرا خداحافظی کرده بود. هرچند او سال ها بود به خاطر وزن زیاد و بیماری اسیر صندلی چرخدار بود اما تا لحظه ی مرگ هم همچنان می توانسته بخواند! هرچند خیلی ناکوک و لرزان اما هنجره اش هنوز تسلیم پیری نشده بود و این حیرت آور است. او چندی پیش اجرایی در مسکو داشت و چند قطعه برای هوادارانش اجرا کرد به یاد گذشته ها! روزهایی که هیچ صحنه ای نبود که آن را درنوردیده باشد! و هیچ خواننده و آهنگسازی جلودارش نبود! استادبانو کاباله به عقیده ی بسیاری زیباترین، قدرتمند ترین و شیشه ای ترین صدای سوپرانو را داشت. حتی به نظر من از ماریا کالاس هم صدایی گیرا تر داشت. القاب اپرا دیوا (مهم ترین خواننده ی سوپرانو) یا پریما دونا (بانوی اول اپرا) که در بین اپرایی ها مرسوم است واقعا برای او حقیر بودند. در کارنامه ی سنگین او همه جور اپرا از هر آهنگسازی به چشم می خورد. از اپراهای کمدی روسینی تا تراژدی های جوزپه وردی. اما تاثیرگذارترین اجراهای او مربوط به تراژدی ها هستند. مثل زاغه نشین، توراندخت، نورما، توسکا ، ریگولتو، لوچیا دی لامرمور و ... سبک خواندن او و قدرت و مهارت های او الگوی تمام خوانندگانی شد که بعد از او آمدند. او تکنیکی منحصر به فرد داشت که طبق نظر روبرتو آلاگنا تنور نامی فرانسوی تکنیک های مونتسرات کاباله استاردیواریوسیه! (یعنی مثل ویولون استاردیواریوس یکتا و بی نظیره!) که قطعا همه با این تعریف زیبا موافقند. واقعا زبان از تمجید و اکرام او قاصر است. او صدایی بی همتا داشت. برای من او یگانه الهه ی اپراست که هرگز مانندش نخواهد آمد.



    تعدادی از برترین آریاهای کاباله ی بزرگ:

    معروف تریین آریای پوچینی. آه پدر عزیزم.

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    زن ها همه همینطورند اثر موزارت

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    بانوی بدراه اثر وردی

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    توراندخت اثر پوچینی

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    خواهر آنجلیکا اثر دیگری از پوچینی

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    ویرایش توسط lakshemi : 4 هفته پیش در ساعت 12:00 AM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  6. کاربران زیر از lakshemi به خاطر این پست تشکر کرده اند:


صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 61213141516

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •