تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 33 به 48 از 69

موضوع: برگی به یاد بزرگان موسیقی ایران زمین

  1. #33
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه حسین‌خان اسماعیل‌زاده




    حسین خان نوازنده مشهور کمانچه و ویولن در اواخر [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] و پسر اسماعیل کمانچه نواز است که در عهد قاجار زندگي مي كرد. پس از فراگرفتن [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] نزد عمویش قلی خان، مدتی با دسته ی [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] سرپولک همکاری می کرد، چون در نواختن کمانچه مهارت بسیار یافت و با [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] نیز آشنایی پیدا کرد، به تشویق ظهیرالدوله در [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] درآمد و نوازندگی در مجالس را کنار گذاشت، و در کلاس مشق کمانچه و تعلیم مشغول کار شد. وی در جلسات [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] هم شرکت می کرد و تکنواز کنسرتهای [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] و [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] بود. با مهارت فوق العاده ای که حسین خان در نواختن کمانچه داشت، با روی کار آمدن ویلن اغلب کسانی که می خواستند ویلن بزنند از محضر او استفاده می کردند. او ویلن را به سبک کمانچه روی زمین و گاه روی زانو می گذاشت و می نواخت و همان طور تعلیم می داد. از جمله شاگردان وی که در نوازندگی به شهرت رسیدند، می توان از [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]، [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]، شهباز برمکی و ابراهیم خان منصوری نام برد. [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] از شاگردان او در رشته ی کمانچه است که تا پایان عمر به این ساز وفادار باقی ماند. حسین خان اسماعیل زاده آخرین و برجسته ترین کمانچه نواز دوران اخیر است که تکنیک درست و صحیح کمانچه را تثبیت کرده است. علاوه بر این از وی [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] و [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] هایی باقی مانده که از جهت زیبایی و به خصوص از جهت تنوع و [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] یا وزن بی نظیرند. یکی دیگر از شاگردان اسماعیل زاده، مرحوم [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] معروف به [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] بود که همانند استادش قطعات چشمگیر زیادی خلق کرده است. حسین خان اسماعیل زاده نه فقط پایه گذار راستین کمانچه در قرن گذشته است، بلکه یکی از زبردست ترین آفرینندگان [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] و رنگ نیز محسوب می گردد.


    در حدود هشتاد سال پیش انجمن اخوت به همت مرحوم ظهیر الدوله تشکیل شد و نوازنده ها شکل آبرومندی از نوازندگی را تجربه کردند و این تحولی بود در چگونگی ارائه ی موسیقی .
    زندگی هنری حسین خان اسماعیل زاده نیز نمونه از این تحول است. در انجمن اخوت بزرگترین اساتید موسیقی وقت مثل درویش خان، سماع حضور و فرزندش حبیب سماعی ،سید حسن طاهرزاده ، عارف قزوینی و ... گرد هم جمع می شدند و برنامه های مختلف موسیقیایی ترتیب می دادند.



    اسماعیل زاده از مطربان سر پولک تهران بوده است، اما به جمع هنرمندان انجمن اخوت می پیوندد و با آنان همکاری می کند و این سر آغاز تحول بزرگ زندگی اسماعیل زاده می شود. اسماعیل زاده به دلیل توانایی هایی که در نوازندگی داشت در کنسرت های انجمن اخوت و برنامه های درویش خان و عارف راه پیدا کرده و مهم تر از همه آنچه از نوازندگی نوازندگان مطرح ویولون در این دوره شنیده می شود تحت تاثیر نوازندگی او می باشد.

    با ورود ویولون به ایران، اسماعیل زاده علاقه مندان این ساز را با کمانچه تعلیم می داد و خود و شاگردانش سعی کردند مطالب کمانچه را روی وبولون اجراکنند.

    از شاگردانش استاد ابوالحسن صبا ،شیوه ی نوازندگی او را با در نظر گرفتن امکانت ویولون گسترش داد و شیوه ای را بنا نهاد که علاوه بر اینکه در نوازندگی ویولون پیشرفته ترین و سالم ترین شیوه ی نوازندگی است، اساس و الگوی نوازندگی عده ای از کمانچه نوازهای امروز نیز هست.

    به روایت خالقی اسماعیل زاده مهارت و تسلط میرزا حسینقلی درتار را، بر روی کمانچه داشت.
    از شاگردان او می توان به حسین خان یاحقی نوازنده کمانچه و ویولون، رکن الدین خان مختاری نوازنده ی ویولون، ابوالحسن صبا نوازنده ویولون و سه تار، رضا محجوبی نوازنده ی ویولون، ابراهیم منصوری نوازنده ی ویولون و علی اصغر بهاری نوازنده سرشناس کمانچه اشاره کرد.



    مشخصات نوازندگی استاد اسماعیل زاده

    اگر چه اجراهای اسماعیل زاده عین ردیف نیست (ردیف میرزا عبدالله و یا آقا حسینقلی) ولی کاملا مبتنی بر آن است. در نوازندگی های امروز نشانه هایی از ردیف به صورت تحریف شده شنیده میشود،ولی آنچه که کار را در حد چندش آوری تنزل میدهد استفاده ناآگاهانه از موسیقی های عربی و اروپایی و افغانی در نواختن است. از این نظر ساز اسماعیل زاده خالص و ناب است. البته روشن است که در زمان او نفوذ فرهنگ های غیر ایرانی کاملا محدود بوده است. ،و اجرای موسیقی غیر از این نمی توانست باشد، ولی این قسمت را برای مقایسه و شناخت روش درست نوازندگی مطرح کردم. در روند اجراها ترتیب خاص ردیف در نظر گرفته شده است با این تفاوت که به دلیل کمی زمان اجرا، گوشه های مهم و شاخص اجراشده است.


    در اجرای موسیقی ردیف ، آرشه نقش تعیین کننده ای دارد. بیشتر حالت ها را آرشه مشخص می کند و برای این کار، از تغییر جهت آرشه، یا تغییر فشاربر موی آرشه، و یا به کار گرفتن قسمت های مختلف طول آرشه استفاده می کنند. اسماعیل زاده ضمن اینکه تقریبا این مشخصات آرشه کشی را دارد، در اجرای آوازها در حد مطلوبی از آرشه استفاده می کند و در بعضی موارد آرشه های یکنواخت و ثابتی به صورت چپ و راست می کشد و با تغییر فشار آرشه حالت های لازم را در ایجاد آکسان ها و بیان مطالب، به خصوص برای چهارمضراب ها ایجاد می کند. این شیوه مبنایی است برای اغلب چهارمضراب های استاد صبا. حالت افراطی این روش آرشه کشی همان است که نقش آرشه رابه ایجاد صوت محدود میکند، آرشه به طور ثابت و ملایم و یکنواخت بر روی یک یا دو سیم حرکت می کند و انگشتان دست چپ نتها را معمولا و ناچار با تکیه ها تحویل می دهند. اگر چه پایه گذار این روش اسماعیل زاده است، در کمانچه او و همچنین در ویولون استاد صبا استفاده از تکیه ها چیزی از افت و خیز ملودی ها نمی کاهد و اجراها شفاف و پرتحرک و زنده است ولی استفاده ناشیانه و ابتدایی از این روش سبب بی ارزش شدن آن شده است.


    برای اجرای تحریرها و حالت های خاصی از تسلسل نتها استفاده از تکیه متداول شده است. در موسیقی سنتی اینکه تمام وصل نتها به وسیله ی تکیه صورت بگیرد مرسوم نبوده است. کمانچه نوازهای قدیم ایران و دیگر ملل، برای اجرای چنین حالت هایی از آرشه های کوتاه و سریع استفاده کرده اند وبرای زیبایی و نرمش در اجرای نتها از تریل نیز بهره جسته اند، و هنوز در کمانچه نوازی های غیر ایرانی همین روش برقرار است.
    تکامل استفاده از تکیه در کار اسماعیل زاده ، با استاد صبا انجام پذیرفت.

    استاد در سال 1320 در سن 60 سالگی درگذشت.

    اجرای منحصر به فردی از کمانچه نوازی حسین خان اسماعیل زاده است در دستگاه چهارگاه. ذکر یه نکته ضروریه که مسلما نباید انتظار کیفیت انچنانی ازاین آثار داشت اما به هر حال برای علاقه مندان ، همین کیفیت ضعیف هم قابل استفاده است.

    نمونه تکنوازی کمانچه حسین خان اسماعیل زاده
    برگرفته از تاپیک
    آثار به جای مانده از کمانچه نوازان دوره قاجار
    دستگاه چهارگاه
    سال ضبط : 1290 خورشیدی (1912 م)
    حجم : 1.23MB
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    ویرایش توسط mahgam : Monday 12 August 2013 در ساعت 08:01 AM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  2. 4 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  3. #34
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه هرمز فرهت




    هرمز فرهت در سال ۱۳۰۷ در [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] متولد شد.


    موسيقى در خانواده فرهت ها، بر خلاف بسيارى از خانواده هاى اصيل ايرانى، امر ناشايسته اى نبود، بلكه مورد توجه نيز بود و پدر و عموى او (پدر دكتر شاهين فرهت آهنگساز پرآوازه امروز) موسيقى ايرانى را دوست مى داشتند و با چند تن از بزرگان موسيقى از جمله استاد ابوالحسن صبا، دوستى و معاشرت داشتند. نوجوانى هرمز فرهت، در دوره اى بود كه صداى اولين فرستنده ايرانى در بلندگوى راديوهاى منازل، طنين انداخت. راديوى تهران، برنامه محدودى داشت و در ساعات محدودترى موسيقى پخش مى كرد. آشنايى هرمز فرهت نوجوان با موسيقى اروپايى با شنيدن صفحاتى بود كه ملودى هاى معرولف آن زمان را به گوش مى رساند (از جمله ملودى معروف »كمپارسيتا» كه در خاطرات دكتر فرهت از آن ياد شده) ، مسؤول آرشيو صفحات راديو در آن زمان، خانم سونيا سليم زاده، وظيفه انتخاب و پخش قطعات برگزيده موسيقى كلاسيك را عهده دار بود و با انتخابهاى او بود كه بسيارى از جوانان علاقه مند به موسيقى يا آثار بزرگان موسيقى كلاسيك غرب آشنا شدند. به نظر مى رسيد مسير طبيعى سرنوشت هرمز فرهت، تحصيل در رشته حقوق و پيوستن به شغل خانوادگى خود باشد. اما او مسيرى را برگزيد كه در محيط تهران پنجاه و پنج سال پيش، غريب و نامتعارف تلقى مى شد، بيست سالى مانده بود تا اولين دپارتمان موسيقى در دانشكده هنرهاى زيبا (دانشگاه تهران) افتتاح شود و جايگاه موسيقيدان تحصيلكرده و حرفه اى اصلاً تعريف نشده و بسيار نامعلوم بود. موسيقيدانهاى نامدار مثل روح الله خالقى و مهدى بركشلى و... همه در رشته هاى ديگرى مثل ادبيات و فيزيك تحصيل كرده بودند و جز امانوئل سليك اصلانيان، هيچ ايرانى ديگرى نبود كه تحصيلات رده بالايى را اختصاصاً در رشته موسيقى به انجام رسانده باشد. (اصلانيان داراى درجه دكتراى موسيقى و رئيس كنسرواتوار پيانوى هامبورگ بود). موسيقى كلاسيك (يا به تعبيرى موسيقى بين المللى) ، زمينه كلى كار و علاقه هاى هرمز فرهت شد و او بعد از يك دوره كار عملى نزد واهه جنيگوزيان (نوازندگى ويولون) ، به آمريكا رفت. درآن زمان ايرانيان اكثراً براى تحصيل به اروپا و به ويژه آلمان مى رفتند و آمريكا، سرزمينى دور و ناشناخته بود. هرمز فرهت اولين ايرانى است كه در آمريكا تحصيلات موسيقى در سطح دانشگاهى انجام داده و بالاترين مراحل ومراتب تحصيلى را اخذ كرده است.



    وی از دانشگاه کالیفرنیا در لوس‌آنجلس (UCLA) در رشته موسیقی لیسانس گرفت؛ سپس دررشته آهنگسازی کالج میلز در رشته آهنگسازی نزد داریوس میو آموزش دید و در نهایت از یو. سی. ال. ای دکترای موسیقی‌شناسی دریافت کرد.
    وى در سال ۱۳۳۲ از دانشگاه كاليفرنيا، ليسانس و در سال ۱۳۳۴ از دانشگاه ميلز در سانفرانسيسكو فوق ليسانس گرفت. او مى گويد: «در اين دوره بود كه توجهم به رشته جديدالتأسيس اتنوموزيكولوژى جلب شد. در اين رشته، مطالعه و پژوهش روى موسيقى هاى غير كلاسيك اروپايى متمركز است. بعد از مدتى مطالعه روى موسيقى در فرهنگ هاى گوناگون، توجهم بر موسيقى ايرانى معطوف شد و علاقه مند شدم درباره موسيقى موطن خود به تحقيق بپردازم. دريك بررسى جامع به اين نتيجه رسيدم كه پژوهش روى موسيقى ايرانى بايستى در ايران صورت بگيرد. چون درآن زمان (سالهاى ۱۹۵۰ ميلادى يا دهه ۱۳۳۰ شمسى) هيچگونه مرجع تحقيقاتى يا نشريات معتبر در اين زمينه در خارج ايران وجود نداشت. خوشبختانه طرح تحقيقاتى من مورد تأييد دانشگاه كاليفرنيا قرارگرفت و مؤسسه بنيان فورد نيز با اعطاى يك بورس تحقيقاتى، حمايت و تأمين مخارج نمود تا به ايران باز گردم و به مطالعات لازم بپردازم. »


    هرمز در سال ۱۳۳۶ در طول پژوهش‌های خود برای دریافت دکترای موسیقی‌شناسی، با استفاده از بورس بنیاد فورد به ایران آمد وزمينه تحقيقاتش را روى موسيقى سنتى شهرى متمركز كرد. مطالعه او هم علمى و هم عملى بود. خاطره نگارى زيبايى كه از اولين و آخرين ديدارش با استاد ابوالحسن صبادرمجله موسيقى (بهمن ۱۳۳۶ - يادواره صبا) در دست است، مربوط به همين دوران است.


    او نزد حسین صبا (سنتور) و نصرالله زرین‌پنجه (سه‌تار) با موسیقی کلاسیک ایرانی آشنا شد. پایان‌نامه دکترای هرمز فرهت با عنوان «مفهوم دستگاه در موسیقی ایران» سالها بعد، در ۱۹۹۰ توسط انتشارات دانشگاه کمبریج در بریتانیا به چاپ رسید. برگردان پارسی این کتاب نیز به کوشش مهدی پورمحمد در تهران منتشر شده است.
    دكتر هرمز فرهت، تحقيقات خود را در موسيقى شهرى ايرانى ادامه داد، در سال ۱۳۳۸ (۱۹۵۹ م) به آمريكا بازگشت و روى مواد و مصالحى كه به صورت نوار و نت گردآورى كرده بود، به تجزيه و تحليل پرداخت. در سال ۱۳۴۰ (۱۹۶۱) در دانشگاه لانگ بيچ به سمت استاديار و در سال ۱۳۴۳ (۱۹۶۴) در دانشگاه يو. سى. ال. اى به سمت دانشيار استخدام شد. در سال ۱۳۴۴ (۱۹۶۵) رساله دكتراى خود را ارائه داد و به اخذ درجه دكترى نائل شد. در اين سال، اولين دپارتمان موسيقى در دانشكده هنرهاى زيبا (دانشگاه تهران) تأسيس شده بود. اما دكتر فرهت، سه سال بعد از اين، به ايران آمد تا با استفاده از فرصت مطالعاتى دانشگاه يو. سى. ال. اى درباره نقش موسيقى در مراسم تعزيه تحقيق كند. تصميم او براى اقامت شش ماهه در ايران تبديل به تصميم اقامت دائم شد. براى او بهترين موقع بود چرا كه سيستم فرهنگى كشور، متعاقب رشد صنعتى و شكوفايى اقتصادى، تغييرات چشمگير كرده بود و امكانات وسيع دهه ۱۳۴۰ شمسى با سال هاى پيش ازآن قابل مقايسه نبود. سازمان ها و ادارات جديدى براى موسيقى تأسيس شده بودند و رشد امكانات فرهنگى سال هاى ۱۳۵۷-۱۳۴۷ در هيچ دوره ديگرى از تاريخ معاصر، حداقل براى موسيقى، نظيرى نداشت. دكتر هرمز فرهت به دعوت سازمان راديو تلويزيون ملى ايران، رياست شوراى موسيقى را پذيرفت.

    همچنين رياست دپارتمان موسيقى در دانشكده هنرهاى زيبا و معاونت هنرى دانشگاه تازه بنياد «فارابى» را نيز قبول كرد و در تمام اين سمت ها، با جديت و كاردانى مثال زدنى، به كار پرداخت. همراه اين فعاليت هاى وقت گير در سمت استاد نيز به تدريس اشتغال داشت و آهنگسازى را نيز به عنوان مشغله صرفاً هنرى خود دنبال مى كرد. موسيقى متن به ياد ماندنى فيلم «گاو» به كارگردانى داريوش مهرجويى از يادگارهاى اين سال هاست. همچنين تعدادى برنامه هاى تلويزيونى كه در همان سال ها از او ضبط شده است و تعدادى مقاله قابل توجه در مجله موسيقى (ارگان اداره هنرهاى زيبا) مجله موزيك ايران و مجله رودكى؛ و نيز ترجمه كتاب «كنتر پوان» نوشته كنت كنان كه انتشارات دانشگاه تهران آن را چاپ كرد. در بين موسيقيدانان و موسيقى شناسان ايرانى، شخصيتى با چنين تنوع علايق فرهنگى و وظايف هنرى - ادارى كم نظير بوده است. خود او با فروتنى در اين باره گفته است: «من مى دانم اگر هموطنانى هستند كه از من نامى شنيده اند بيشتر در رابطه با فعاليت هايم در زمينه موسيقى بين المللى و آهنگسازى بوده كه كاملاً بجاست. از طرفى آن بخش از زندگى حرفه اى اينجانب كه با موسيقى ملى آميخته است كلاً شناخته شده نيست، اين سه علت دارد: اول اين كه بيشتر عمرم در خارج از ايران گذشته است. دوم اين كه نوشته هايم در زمينه موسيقى ملى كلاً به انگليسى بوده و در خارج از ايران به چاپ رسيده است. سوم اين كه به رغم آشنايى عملى كه با دو ساز ايرانى (سه تار و سنتور) دارم كارم نوازندگى و خوانندگى نيست. مردم عموماً مجرى موسيقى را مى شناسند و براى بسيارى، موسيقى شناسى جدا از خوانندگى يا نوازندگى مفهوم زيادى ندارد. » البته امروز مفهوم «موسيقى شناس» براى اهل موسيقى بسيار شناخته شده تر است تا زمانى كه دكتر فرهت در ايران مى زيست. اگرچه هنوز هم فردى با معيارها و استانداردهاى او به زحمت پيدا مى شود و هنوز هم كمتر كسى با او قابل مقايسه است.


    هرمز فرهت در سالهای پایانی تحصیل در ایالات متحده، مدتی دانشیار دانشگاه کالیفرنیا در لوس‌آنجلس بود. پس از بازگشت به ایران از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۳ مدیر بخش موسیقی دانشگاه تهران و در سالهای بعد، سرپرست موسیقی جشن هنر شیراز، نایب رییس دانشگاه فارابی، استاد دانشگاه تهران و ... بود.
    نوشته‌های فرهت در همان دوران در نشریات فرهنگی در تهران مانند مجله موسیقی به چاپ رسید. وی در همایش‌های گوناگون به عنوان سخنران درباره موسیقی ایرانی شرکت کرده است و نوشته‌هایش در نشریات جهانی مانند «فرهنگ موسیقی گروز» و «دانشنامه ایرانیکا» به چاپ رسیده‌اند.



    هرمز فرهت در پی پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به اروپا مهاجرت کرد. وی از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۵ رییس دانشکده موسیقی دانشگاه دوبلین بود و دوران بازنشتگی خود را در ایرلند می گذراند.

    ربع قرن از سفر پروفسور هرمز فرهت به خارج از ايران مى گذرد. سفرى تا به حال بدون بازگشت و اسباب تأسف براى افراد آگاه به موسيقى ايرانى كه ارزش علمى و ابعاد متفكرانه او را مى شناسند. موسيقيدانان زير پنجاه سال با نام و آثار او آشنايى كمى دارند و يا اصلاً ندارند. در صورتى كه او يكى از تأثيرگذارترين افراد در دوره خود بوده و نظرياتش هنوز هم شايسته مطالعه و توجه جدى است.


    در واقع، اين حافظه تاريخى موسيقى ماست كه در بسيارى بخش هايش، اسير حالت اغماست! نه تنها درباره پروفسور هرمز فرهت، بلكه درباره بسيارى ديگر از شخصيت هاى برجسته موسيقى ايرانى كه عمر و استعدادشان را براى ارتقاى اين هنر صرف كرده اند و در خارج از ايران، شناخته شده تر هستند تا در محدوده مملكت خود كه زمينه اصلى كار و زندگى آنها بوده است.
    سفر پروفسور هرمز فرهت به دنياى موسيقى ايرانى هنوز هم پايان نيافته است. او مردى جدى و انديشمند است كه در هر شرايطى، تازگى و تيزى ذهن و فكر خود را حفظ كرده و اسير عادات راحت كننده اى نشده كه ذهن و زبان بسيارى از موسيقيدانان را بعد از سن و سال معين، پژمرده و ضايع مى كند به اميد روزى كه حافظه تاريخ موسيقى ايران او را بيش از اين بشناسد.





    آثار استاد


    - «راپسودی مازندرانی» (برای ارکستر)
    - «سه مینیاتور ایرانی» (برای پیانو)
    - «کنسرتو برای کلارینت و ارکستر»
    - کوارتت زهی


    موسیقی فیلم



    • [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] - [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    • [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] - [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    • [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] - [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    • [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] - [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    • [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] - [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    • [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] - [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]



    کتاب
    ها

    - ترجمه: «کنترپوان»، نوشته کنت کنان، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۳.
    - «مفهوم دستگاه در موسیقی ایران»، انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۰ :
    Farhat، Hormoz. „The Dastgah Concept in Persian Music”. Cambridge University Press، ۱۹۹۰



    ویرایش توسط mahgam : Monday 12 August 2013 در ساعت 12:13 PM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  4. 6 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  5. #35
    aftaban آواتار ها
    مسئول بازنشسته

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته
    شماره عضویت
    15063
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    نوشته ها
    137
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از پست
    536
    632 بار تشکر شده در 132 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 110/0
    Given: 294/1
    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    به نظر من بررسی ی این زندگی نامه(چه بیوگرافی و چه اتوبیوگرافی) ها، بی واسطه و ناب ترین نشانه ها و علایم پیشرفت انسان ها به سمت رشد و باور کمال خویشتن اند و بهترین درس ها را میشه ازشون آموخت و بهترین الگوها را میشه ازشون پذیرفت، زیرا سیر تکامل یک انسان را تا حصول نتیجه ی عملی و اجتماعی ی آن نشان می دهد. ممنون از این تاپیک گران بارت.
    به جان زنده دلان، سعدیا به ملک وجود/نیرزد آن که دلی را زخود بیازاری

  6. 2 کاربر برای این پست از aftaban تشکر کرده اند:


  7. #36
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه ناصر زرآبادی





    در سال 1299 شمسى در كوچه روغني ‏ها واقع در سنگلج (یكى از محلات قدیمى) تهران، طفلى دیده به جهان گشود كه نامش را ناصر نامیدند. ناصر تنها فرزند خانواده بود دوران كودكى را به‏ سرعت پشت سر گذارد و وارد مدرسه ابتدایى گردید وى از سال چهارم دبستان شیفته موسیقى گردیدو تحصیل موسیقی را از سال 1309شمسی با تشویق سرهنگ محمود ایروانی که اولین استاد ایشان بودند در مدرسهٔ موزیک نظام آغاز کرد و ویلن و ترومپت را نزد استاد فرا گرفت. آن سالها قسمت موزیک ارتش بسیار فعال بود و موسیقی را با نت آموزش می دادند این امر موجب شد تا ایشان به نت خوانی و نت نویسی تسلط یافته و به شاگردان استاد صبا با موافقت این استاد نت درس می دادند. استادان دیگری که در مدرسه نظام بودند استاد حسین خان هنگ آفرین بود .
    ناصر زرآبادى، در این مدرسه مدت دو سال زیر نظر حسین‏ خان هنگ‏ آفرین و مدت چهار سال هم زیر نظر سرهنگ محمود ایروانى فن نواختن ترومپت و ویولن را آموخت و به‏ قدرى از خود ذوق و استعداد در فراگیرى و نواختن گوشه‏ ها و مقام‏ هاى دستگاه هاى موسیقى ایران نشان داد كه دائما مورد تشویق استادان خود قرار گرفت.







    چندى بعد زرآبادى، جهت تكمیل و استفاده از سبك و مكتب نوازندگى مربیان مختلف نزد معلمى آگاه و وارد به نام مسیو «هایك» رفت و نزد این معلم هم بسیارى چیزها راجع به موسیقى فراگرفت و به گفته یكى از هنرمندان در كلاس این معلم هر گوشه و مقامى را كه آقاى هایك مى‏زد ناصر بلافاصله بدون كم و كاست مى‏نواخت و همین مسئله موجب شده بود كه هایك به وى لقب «دزد موسیقى بدهد. به صورتی که ظرایف نواختن را فرا می گرفت و فردا عالی تحویل می داد . »

    ناصر زرآبادى، از سال 1323 همكارى خود را با رادیو آغاز كرد. در آن زمان كه وسیله ایاب و ذهاب در دسترس همه قرار نداشت وى با دوچرخه خود را به بى‏سیم قصر مركز رادیو مى‏رساند و در روزهاى دوشنبه ساعت 1 / 45 دقیقه به مدت یك ربع به صورت زنده تك‏نوازى مى‏كرد. پس از مدتى همكارى وى با خانم قمرالملوك وزیرى (آواز) ، اسماعیل كمالى (تار) ، مهدى غیاثى (ضرب) آغاز و در روزهاى جمعه برنامه اجرا مى‏كردند و این همكارى تا مدت یك سال ادامه داشت.
    تا این‏كه یك شب ناصر زرآبادى، در محل «انجمن موسیقى ملى» كه از طرف شادروان روح‏ اله خالقى برپا گردیده بود دعوت داشت، خانم روح‏بخش به او مى‏گوید: «شما همان شخصى هستید كه در رادیو با خانم قمر همكارى دارید؟» وى جواب مثبت مي ‏دهد، خانم روح‏بخش از وى مي خواهد اگر مقدور است ضمن همكارى با خانم قمرالملوك با او نیز همكارى نماید.

    ناصر زرآبادى این پیشنهاد را مي ‏پذیرد و از سال 1324 به اتفاق عباس شاپورى، مهدى تاكستانى، مرتضى گرگین‏ زاده، قاسم جلالیان برنامه ‏هاى روحبخش را به مدت سه سال با اركستر خود اداره مي ‏كنند پس از چندى اتفاقا در همین «انجمن موسیقى ملى» خانم دلكش او را مي ‏بیند و از وى دعوت به همكارى مي ‏نماید و ناصر این دعوت را مي ‏پذیرد و مدت پانزده سال این همكارى ادامه مي ‏یابد كه حاصلش آهنگ‏هاى زیبایى چون: «بردى از یادم»، «مهمانت كنم»، «شمع وگل و پروانه»، «مرو تا مرو»، «روى تو زیبا شده»، و... بود كه از آهنگ‏هاى به ‏یاد ماندنى در موسیقى ایران مي ‏باشد.
    ناصر زرآبادى در این زمان ضمن همكارى با خانم دلكش سرپرستى اركستر شماره 3 و اركستر شما و رادیو را هم پذیرفته بود و مدتهاى مدید با اعضاى این اركستر كه جمعا عبارت بودند از: ناصر زرآبادى (ویولن) ، رضا گلشن‏راد (قره‏نى) ، امیر قره‏داش (ویولن) ، حسن زرگریان (ویولن) ، اصغر زارع (ویولن) ، حسین صمدى (ویولن) ، ناصر خدیوى (ویولن) ، چنگیز عسگرپور (فلوت) ، یوسف كاموسى (عود) ، اصغر كردبچه (تار) ، مهدى تاكستانى (تار) ، شاپور حاتمى (تار) ، ابراهیم سلمكى (سنتور) ، حسن لشگرى (آكوردئون) ، سلیمان اكبرى (جاز) ، غلامعلى باشوكى (ویولنسل) ، اصغر ذوالفقارى (كنترباس) ، عباس زرساز (جاز) ، حسین همدانیان (ضرب) ، امیر بیداریان (ضرب) ، روزهاى دوشنبه و سه شنبه براى برنامه ‏هاى صبح روز جمعه با زحمات فراوان برنامه اجرا و ضبط مي ‏كردند.

    زرآبادى در سال 1329 در كوچه مهران واقع در خیابان لاله‏ زار اقدام به تأسیس كلاس موسیقى جهت تعلیم و تربیت هنرجویان موسیقى كرد و مدت دوازده سال از بهترین سال‏هاى عمر خود را وقف آموزش موسیقى ایرانى نمود. وى كنسرت‏هاى بسیارى جهت كمك به امور خیریه و پیشبرد اهداف فرهنگى- هنرى مؤسسات علمى و فرهنگى برپا كرد و با سایر اعضاى اركستر خود درآمد آنها را صرف این امور كرد وى مسافرت هاى متعددى به كشورهاى همسایه و آلمان و هلند نمود و برنامه‏هاى هنرى و كنسرت‏هاى ساز سلو برپا و موسیقى سنتى ایران را به مردم آن ممالك در حد توان خود شناساند و از این راه كمك شایانى به شناسایى موسیقى ایرانى كرد.

    ناصر زرآبادى، مدت‏ها در یكى از قهوخانه‏ هاى دروازه شمیران مي ‏رفت و از نزدیك یكى از قهوه ‏چي‏ ها را كه هنگام شستن استكان‏ها آن‏ها را به‏ هم مي ‏زد و از آن صداهاى موزون و یكنواختى درمي ‏آورد به صداى آن گوش مي ‏داد و تماشا مي كرد و همین امر موجب گردید تا وى كارى ابتكارى و نو انجام دهد. به این ترتیب كه پس از روزها امتحان و تمرین تعداد هفت لیوان آب‏خورى را انتخاب و در هر كدام مقدارى متفاوت آب ریخت و با نواختن چوبى روى لیوان، شروع به نواختن كرد كه صداى آن با صداى ارگ بسیار نزدیك مى‏باشد به طورى كه اگر صداى آن در اتاق دیگرى شنیده شود تشخیص آن از صداى ارگ براى انسان نامشخص و ناماموس مى‏نماید. و این برنامه ابتكارى به ‏قدرى جالب و سرگرم كننده است كه از طرف بخش دیدنى‏هاى تلویزیون فیلمبردارى و در این برنامه به نمایش درآمد.

    به هرحال ناصر زر آبادى، حدود پنجاه سال در عرصه موسیقى سنتى ایران فعالیت كرد و كارنامه وى در حد یك تكنواز و آهنگساز و رهبر اركستر، كارنامه‏ اى بس درخشان است. وى در حال حاضر سرگرمي اش نواختن ویولن و راز و نیاز كردن با این معشوق خود مي ‏باشد.




    نام ناصر زرآبادی برای بسیاری از ایرانی ها خاطره جمعه های دهه سی را زنده می کند که ساعت هشت و نیم صبح روز آخر هفته را با آهنگ شاد و زنده ای شروع می کرد. این برنامه تا ساعت یازده و نیم صبح طول می کشید و گفته می شود اگر جمعه ای به هر دلیلی برنامه پخش نمی شد مردم ناراحت می شدند.

    استاد زرآبادی علاوه بر کنسرت‌های متعددی که جهت کمک به امور خیریه و پیشبرد اهداف فرهنگی - هنری و مؤسسات علمی و فرهنگی اجراء کرد مسافرت‌های متعددی به آلمان و هلند و کشورهای همسایهٔ ایران برای معرفی موسیقی سنتی ایران کرده اند . با اساتیدی همچون حسین یاحقی، ابوالحسن صبا و علیرضا خان چنگی ، حبیب سماعی و بسیاری دیگر هم دوره بودند. ایشان تمامی هنرمندان را دوست دارند و آرزویشان اینستکه موسیقی اصیل ایرانی به جلال و شکوه حقیقی خود رسیده و چنان جاذبه ای ایجاد کند که جوانان بجای دنبال کردن موسیقی پاپ (که به گفته ایشان با این همه سال سابقه موسیقی هنوز نفهمیدم آغاز و پایان پاپ کجاست) موسیقی ایرانی را دنبال کنند. ما هم برای این استاد فرزانه آرزوی سلامتی و طول عمر داریم.


    برگرفته از کتاب: مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد سوم)
    ویرایش توسط mahgam : Tuesday 13 August 2013 در ساعت 08:17 AM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  8. 4 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  9. #37
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه لقمان ادهمی






    لقمان ادهمی، متولد سال ۱۳۲۸ در ایران ، از ۷ سالگی ویولن را و از ۱۵ سالگی آهنگسازی را شروع کرد.
    لیسانس موسیقی خود را از دانشگاه هنر تهران و فوق لیسانسش را از کنسرواتوری سینسیناتی(اوهایو) دریافت کرد.

    ایشون از شاگردان بنام پرویز یاحقی هستند . در آهنگ قلبم گرفت هایده لقمان ادهمی تکنواز ویولون بودند.
    در سال ۱۳۷۲ مدرسه موسیقی بین المللی خود را افتتاح کرد و با مدرسان زیادی از سراسر دنیا همکاری میکند.
    قطعات زیبای بسیاری را ساخته و تنظیم کرده که شامل تکنوازی ها و دونوازی های او با پیانو میشود.





    نوازندگی تاثیر گذار و بی نظیر او که اگرچه متاثر از پرویز یاحقیست اما شخصیتی مستقل و مخصوص به خود دارد گو اینکه لقمان است و اما روح پرویز در آن دمیده شده و یا پرویز است که در هیات لقمان آشکار گشته !!







    در حال حاضر مقیم آمریکا بوده و علاوه بر به آهنگسازی و ساختن آهنگ های ماندگار ، به نوازندگی، تدریس و مدیریت موسیقی در مرکز آموزشی خودشان در شهر کالیفرنیا اشتغال دارند .





    آخرین آلبوم انتشار یافته از لقمان ادهمی „شمال” نام دارد که با نوای ویولن خود و همراهی پیانو با نوازندگی Armen Aharonian اجرا شده است.
    در تاپیک خوبی به نام استاد در همین سایت با موضوع: [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] متن مصاحبه با ایشون دربارهء فعالیت*های هنری* و به*ويژه، آلبوم تازه*شان منتشر شده است.




    سایت استاد :

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  10. 4 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  11. #38
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه حسین خان هنگ آفرین




    حسین هنگ آفرین در سال 1254 متولد شد . پدرش عبدالله خان بود و مردی هنرمند و تار می نواخت.

    او از نخستین نوازندگان ویولن مي ‏باشد و از شاگردان ممتاز مسیو لومر فرانسوى بود و بعدها با درجه صاحب منصبى رئیس یكى از دسته‏ هاى موزیك قزاقخانه شد. حسین ‏خان هنگ ‏آفرین در نواختن تار و سه ‏تار و ویولن مهارت داشت و علاوه بر تحصیل موسیقى نظامى از موسیقى ایرانى كاملاً بهره ‏مند بود و از شاگردان برگزیده میرزا عبداللَّه بشمار مي ‏رفت و در كلاس موسیقى كه در منزل خود داشت به تعلیم موسیقى ایرانى مي ‏پرداخت. یكى از شاگردان مشهورش مرحوم نصراللَّه زرین‏ پنجه مي ‏باشد و از دوستان صمیمى این نوازنده مرحوم على ‏محمد فخام بهزادى است كه خود از نوازندگان چیره ‏دست تار بود.




    مرحوم از درویشان صفائى بود و در كنسرتهائى كه به مناسبت اعیاد مذهبى در انجمن اخوت داده مي ‏شد شركت مي جست و بعضى اوقات هم سرپرست اركستر بود. در حدود سال 1910 میلادى به اتفاق عده ‏اى از نوازندگان و خوانندگان مشهور آن زمان من جمله برادرش اكبرخان فلوتى كه در نواختن فلوت استاد بود از راه روسیه به لندن به منظور ضبط صفحات گرامافون عزیمت نمودند و از ویولن حسین ‏خان،صفحات متعددى من جمله با آواز طاهر زاده و رضا قلي ‏خان ضبط گردید كه معروف‏ تر از نوازندگى اش در ویولن است.


    در عکسهای زیر : ارکستر انجمن اُخوت در حیاط خانه علی خان ظهیر الدوله (درویش خان به عنوان سرپرست گروه در عکس دیده می شود)








    او از متقدمین نوازندگان ویولن بود که آثار جالبى از وى باقیمانده است و سالهاى متمادى عمر را در راه خدمت به موسیقى ایرانى مصروف داشت.

    از شاگردان وی میتوان ابوالحسن صبا ونصرالله زرین پنجه و البته بسیاری از نوازندگان بنام موسیقی را نام برد.

    مسئوليت ها و مقام ها:


    • درجه:صاحب منصب
    • رئیس یكى از دسته‏هاى موزیك قزاقخانه
    • تدریس موسیقی
    • سرپرست اركستر

    آثار :

    آثار چاپ شده عبارت اند از: تصنیف فروردین در راست پنجگاه، شعر آن از دکتر نیر سینا می باشد. در سال 1336 در ترانه هایی ملی چاپ گردیده است.
    پیش درآمدهای نوا و راست پنجگاه متشکل از هیجده قطعه پیش درآمد. «اپرت» در کتاب دوم ویولن هنرستان به چاپ رسیده است.
    مجموعه‌ي صفحه ها با ملوك ضرابي، وكتاب«رديف استادعلي اكبرخان شهنازي « تنظيم ويولون»

    تاريخ فوت:

    در سال 1331 شمسى وفات یافت.

    . روحش شاد.




    منابع:
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    ویرایش توسط mahgam : Sunday 18 August 2013 در ساعت 08:00 AM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  12. 6 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  13. #39
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    60238
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    نوشته ها
    90
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از پست
    162
    107 بار تشکر شده در 55 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 19/2
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    8

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] عزیز
    سپاس وازه کوچکی است در مقابل تلاش شما جهت حفظ یاد و اشاعه نام بزرگان این دیار
    پیروز باشی

  14. 2 کاربر برای این پست از maahoor تشکر کرده اند:


  15. #40
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط maahoor [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] عزیز
    سپاس وازه کوچکی است در مقابل تلاش شما جهت حفظ یاد و اشاعه نام بزرگان این دیار
    پیروز باشی
    ممنونم دوست خوبم، این کوچکترین کاریه که میشه در برابر دین بزرگی که این نامداران به گردن ما و مویسقی ایران زمین دارند انجام داد.
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  16. 2 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  17. #41
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه باربد موسیقیدان ایرانی





    باربد از موسیقیدانان و نوازندگان بنام و از بزرگترین آهنگسازان عهد خسرو پرویز بود که بسیاری از الحان و نواهای موسیقی را که هنوز بعضی از آنها با همان نام در ردیف دستگاههای موسیقی کنونی ما باقی مانده است از ساخته ها و پرداخته های او می دانند و بعضی اختراع مقامات را به او نسبت می دهند باربد را عده ای جهرمی نوشته اند و برخی مروزی دانسته اند
    او از خوانندگان ممتاز و از استادان نوازنده بربط بود و بطوریکه از این بیت نظامی در بیان سی احن باربر استنباط میشود
    چون یاد از گنج باد آورد راندی زهر بادی لبش گنجی نشاندی

    ظاهرا در نواختن سازهای بادی مانند نی نیز ماهر بوده است
    شمس الدین محمد قیس رازی مولف کتاب المعجم فی معابیر اشعار العجم آنجا که راجع به اولین شاعر پارسیگو سخن می گوید نوشته است : باربد جهرمی استاد بربطی بود . بنا الحون و اغانی - آواز خوش - خویش در مجلس خسرو که آن را خسروانی خوانند با آنک سربه سر مدح و آفرین خسرو است بر نثر نهاده است و هیچ از کلام منظوم در آن به کار نداشته
    حافظ گوید :
    مغنی نوایی به گلبانگ رود بگوی و بزن خسروانی سرود

    باربد در دستگاه خسروپرویز تا آنجا قدرت و مرتبت داشت و به شاه نزدیک بود که هر کس از بزرگان مطلب یا حاجتی داشت که جرات اظهار آن به شاه نداشت توسط او به شاه عرض می شد.
    داستان خبر مرگ شبدیز - اسب سیاه مورد علاقه خسروپرویز - نمونه ای از تقرب باربد به پادشاه و اهمیت موسیقی ایارن در رساندن حالات مختلف است
    داستان چنین است :
    خسروپرویز ، شبدیز را از میان اسبان خود بیشتر دوست میداشت و گفته بود که هر کس خبر مرگ او را بدهد کشته خواهد شد پس از مرگ شبدیز کسی را یارای آن نبود که این خبر را به خسرو بدهد و او را از خبر مرگ شبدیز آگاه سازد رئیس دواب پادشاه به باربد متوسل می شود که باربد آهنگی می سازد که پادشاه پس از شنیدن آن فریاد بر می آورد که شبدیز مرد باربد پاسخ میدهد آری بدین وسیله شاه از عهدی که بسته بود باز می گردد و رئیس دواب از نگرانی فارغ میشود
    این داستان علاوه بر رساندن جایگاه باربد نزد خسروپرویز و استادی و تاثیرآهنگ های او میرساند که موسیقی ایران باید خیلی قوی و پیشرفته بوده باشد تا بتواند حالتهای گوناگون از غم و شادی و خشم و نفرت و کینه و غیر اینها را برساند و موسیقیدان با نغمه و آهنگ منظور خود را به شنونده بفهماند و او را تحت تاثیر خود قرار دهد
    پیش ار ورودبابرد در دستگاه خسروپرویز سرکش بر رامشگران سر بود و سمت نوازندگی مخصوص شاه را داشتو بر دیگر موسیقیدانان در باری مقدم بود . پس از آنکه باربر به دربار راه یافت و مورد توجه خسرو قرار گرفت ، سرکش به رقابت با او پرداخت.
    داستان رقابت سرکش با باربد در شاهنامه ثعالی آمده است و خلاصه آن چنین است :
    سرکش که در پذیرایی های خصوصی خسروپرویز ریاست نوازندگان را به عهده داشت شنید نوازنده ای جوان و چیره دست از مرو که بت ساز و آواز خود شنوندگان را شنوندگان را تحت تاثیر قرار میدهد قصد دارد خود را به شاه معرفی کند سرکش کوشید تا مانع راه یابی او به دربار شود و به دربانان و نزدیکان شاه رشوه ها داد تا مانع راه یافتن او به دربار شوند. باربد که از قضایا مطلع شده بود دربان باغی را که خسروپرویز برای خوشگذرانی به آنجا میرفت را رشوه داد تا هروقت شاه به باغ رفت اونیز به باغ وارد شود و خود را گوشه ایی پنهان سازد
    هنگامی که خسروپرویز در باغ به عیش و طرب مشغول بود باربد که لباسی سبز بر تن کرده بود با ساز خود به درون باغ رفت و نزدیک تخت خسرو بالای درخت سروی پنهان شد و هنگامی که خسرو پرویز جام می را بلند کرد باربد به نواختن آوازی لطیف پرداخت به نام « یزدان آفرید » . پرویز شاد شد و نام نوازنده را پرسید اما او را نیافتن هنگامی که خسرو جام دوم را بلند کرد باربد بار دیگر به خواندن شد و « پرتو فرخار » را نواخت. پرویز فریاد بر آورد چه آهنگ زیبایی که تمام بدن می خواهد برای شنیدن آن گوش شود بار دیگر دستور برای یافتن او داد ولی او را نیافتن . پرویز جام سوم را بلند کرد این بار باربد آهنگ « سبز در سبز » را نواخت ئ همه حضار در حیرت شدند پادشاه از جای برخواست و گفت بی شک فرشته است که خداوند برای شادی ما فرستاده است و از خواننده خواهش کرد خود را نشان دهد . باربد از درخت پایین امد و بر خاک افتاد . پادشاه او را نواخت و سبب پنهان شدنش را پرسید . از آن پس او را به ریاست نوازندگان برگزید
    تعالی گوید :
    باربد در تلاوت اول دستان یزدان آفرید را برای خسرو خواند بعد دستان پرتو فرخار را به سمع رسانید که همان شادمانی را میبخشد که توانگری از پس درویشی پس از این دستان سبز در سبز را خواند و نواخت چنانکه شنوندگان از آهنگ زارزار ابریشم رود و آواز زیر و بم سرود او مجذوب و مبهوت شدند
    فردوسی گوید :
    زننده بر ـن سرو برداشت رود همان ساخته خسروانی سرود
    سرودی به آواز خوش برکشید که اکنون تو خوانیش دادآفرید
    از آن زخمه سرکش چو بیهوش گشت بدانست کان کیست خاموش گشت
    که چون باربد کس چنان زخم رود نداند نه آن پهلوانی سرود
    که پیکار گردش همی خوانند چنین نام آواز او راندند
    بر آمد دگر باره آواز رود دگر گونه تر ساخت بانگ سرود
    همان سبز در سبز خوانی کنون بر اینگونه سازند مکر و فسون
    بشد باربد شاه رامشگران یکی نامداری شد از مهتران
    گویند باربد برای هر روز از هفته آهنگی ساخته بود که آن را هفت خسروانی می گفتند و این آهنگ های هفتگانه در کتب تاریخی ئ مئسیقی اسلامی به نام طرق الملوکیه مشهور است
    همنچنین برای هر روز از سی روز ماه لحنی ساخته بود که نام سی لحن باربد معروف است و برای سیصد و شصت روز از سال اوستایی سیصد و شصت لحن ساخته بود و هر روز یکی را اجرا می کرد . نظامی در خسرو و شیرین گوید :
    ز صد دستان که او را بود دمساز گزیده کرد سی لحن خوش آواز
    این دستان که نظامی نام برده در صدر اسلام معمول بوده و آن را مائه مختار می گفتند که باربد سی لحن آن را برای سی روز از ماه انتخاب کرده بود. کتب ادب و فرهنگها سی لحن باربد را نوشته و در آ« اختلاف دارند . فرهنگ جامع تالیف کریم بن مهدی قلی تبریزی ، سی لحن باربد را چنین مینویسد

    1. آرایش خورشید - یا آرایش جهان
    2. آئین جمشید
    3. اورنگی
    4. باغ شیرین
    5. تخت طاقدیس
    6. حقه کاوس
    7. راح روح
    8. رامش جان - یا آرامش جهان
    9. سبز در سبز
    10. شادروان مروارید
    11. شبدیز
    12. شب فرخ
    13. قفل رومی
    14. گنج باد آورد
    15. گنج گام - گنج کاوس
    16. گنج سوخته - گنج ساخته
    17. کین ایرج
    18. کین سیاوش
    19. ماه بر کوهان
    20. مشگدانه
    21. مروارید نیک
    22. مشکمالی
    23. مهرگانی
    24. ناقوسی
    25. نوبهاری
    26. نوشین باده - باده نوشید
    27. نیمروز
    28. نخجیرگاه

    و مینویسد که شیخ نظامی الحان دوم و هفتم و بیست و هفتم رال نگفته و چهار دیگر ذکرکرده و آن چهار چیز عبارتند از

    1. ساز نوروز
    2. غنچه کبک در
    3. فرخ روز
    4. کیخسروی

    که مجموعا 31 لحن میشود
    کتب و فرهنگها در باب سی لحن باربد اختلاف دارند
    اشعار نظامی در باب سی لحن باربد
    در آمد باربد چون بلبل مست گرفته بربطی چون آب در دست
    ز صد دستان که او را بود در ساز گزیده کرد سی لحن خوش آواز
    ز بی لحنی بدان سی لحن چون نوش گهی دل دادی و گه بستدی هوش
    به بربط چون سر زخمه در آورد ز رود خشک بانگ تر در آورد
    چو باد از گنج باد آورد راندی ز هر بادی لبش گنجی فشاندی
    ز گنج سوخته چون ساختی راه ز گرمی سوختی صد گنج را آه
    چو گنج گاو را کردی نوا سنج بر افشاندی زمین هم گاو و هم گنج
    چو شادروان مروارید گفتی لبش گفتی که مروارید سفتی
    چو تخت طاقدیسی ساز کردی بهشت از طاقها در باز کردی
    چو ناقوسی و اورنگی زدی ساز شدی اورنگ چون ناقوس از آواز
    چو قند از حقه کاوس دادی شکر کالای او را بوس دادی
    چو لحن ماه بر کوهان گشادی زبانش ماه بر کوهان نهادی
    چو زد ز آرایش خورشید راهی در آرایش بدی خورشید ماهی
    چو بر گفتی نوای مشکدانه ختن گشتی ز بوی مشک خانه
    چو گفتی نیمروز مجلس افروز خرد بی خود بدی تا نیمه روز
    چو بانگ سبز در سبزش شنیدی ز باغ زرد سبزه بر دمیدی
    چو قفل رومی آوردی در آهنگ گشادی قفل گنج از روم و از زنگ
    چو بر دستان سروستان گذشتی صبا سالی به سروستان نگشتی
    و گر سرو سهی را ساز دادی سهی سروش به خون خط باز دادی
    چو نوشین باده را در پرده بستی خمار باده نوشین شکستی
    چو کردی رامش جان را روانه ز رامش جان فدای کردی زمانه
    چو در پرده کشیدی ساز نوروز به نوروزی نشستی دولت آن روز
    چو بر مشکویه کردی مشک مالی همه مشکو شدی پر مشک حالی
    چو نو کردی نوای مهرگانی ببردی هوش خلق از مهربانی
    چو بر مروای نیک انداختی فال همه نیک آمدی مروای آن سال
    چو در شب بر گرفتی راه شبدیز شدندی جمله آفاق شبخیز
    چو بر دستان شب فرخ کشیدی از آن فرخنده تر شب کس ندیدی
    چو یارش رای فرخ روز گشتی زمانه فرخ و فیروز گشتی
    چو کردی غنچه کبک دری تیز ببردی غنچه کبک دلاویز
    چو بر نخجیرگان تدبیر کردی بسی چون زهره را نخجیر کردی
    چو زخمه راندی از کین سیاوش پر از خون سیاوشان شدی گوش
    چو کردی کین ایرج را سر آغاز جهان را کین ایرج نو شدی باز
    چو کردی باغ شیرین را شکر بار درخت تلخ را شیرین شدی بار
    چو برکیخسرو آواز دادی به کیخسرو روان را باز دادی
    نواهایی بدین سان رامش انگیز همی زد باربد در پرده تیز
    به گفت باربد کز بار به گفت زبان خسروش صد بار زه گفت
    چنان بد رسم آن بدر منور که بر هر زه بدادی بدره ای زر
    به هر پرده که او بنواخت آن روز ملک گنجی دگر پرداخت آن روز
    به هر پرده که او برزد نوایی ملک دادش پر از گوهر قبایی


    روایات موجود اختراع الحان موسیقی ایرانی را به باربد نسبت میدهند در واقع این لحنها و مقامها پیش ار باربد هم وجود داشته ولی بی تردید این آهنگساز را باید سرچشمه موسیقی ایرانی و عرب پیش از اسلام شمرد و میتوان گفت هنوز آثاری از الحان در سرزمینهای اسلامی مشرق باقی است زیرا شرقیان در این رشته از صنعت بسیار محافظه کارند
    در خصوص مرگ باربد روایتهای متفاوتی وجود دارد از جمله نوشته اند یوسف مغنی شاگرد خود باربد از روی حسد وی ار به قتل رسانیده و دیگری نوشته که سرجیس - سر کیس - مغنی برای رقابت در صنعت او را مسموم ساخت.

    منبع : مردان پارس -[ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    ویرایش توسط mahgam : Monday 19 August 2013 در ساعت 07:43 AM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  18. 3 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  19. #42
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه حسین یوسف زمانی






    حسین یوسف زمانی، آهنگساز ، رهبر ارکستر، نوازنده کلارینت و ویلن آلتو در سال 1312 در شهر سنندج استان کردستان به دنیا آمد.
    وی تحصیلات ابتدایی را در همین شهر آموخت و نیز درس‌های اولیه موسیقی را در مدرسه موزیک نظام همین شهر فرا گرفت.
    یوسف زمانی در سال 1337 به همراه برادرش حسین به[ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] آمد و در کنسرواتوار جهانی و هنرستان عالی موسیقی زیر نظر معلمانی چون غلامحسین قریب، [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]حسین ناصحی و لوییجی پازاناری و فریدون فرزانه درس‌های موسیقی را آموخت و دوره‌های عالی این هنر را به خوبی گذراند.



    وی دو ساز کلارینت و ویلن‌آلتو را به خوبی می‌نواخت و با علم رهبری ارکستر هم به تمام وکمال آشنا بود.
    در سال‌های میانی دهه چهل با تلاش و پی‌گیری برادران یوسف زمانی نخستین ارکستر موسیقی کردی را راه‌اندازی کردند که رهبری آن را حسن و سرپرستی‌اش را حسین بر عهده گرفتند. از این منظر باید این دو تن را به عنوان پیشگامان علمی کردن موسیقی کردی به شمار آورد که خوانندگانی چون مظهر خالقی و حسن زیرک در این ارکستر اجرای برنامه کرده بودند و به گفته حسین یوسف زمانی در این مدت تنها برای مظهر خالقی نزدیک به 30 قطعه تصنیف کردی با تنظیم و آهنگسازی برادرش و وی ساخته و اجرا شد.


    یوسف زمانی در آهنگسازی نیز دستی چیره داشت و برخی از ساخته‌‌های وی توسط خوانندگان نامی چون نادر گلچین و [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] خوانده شد. از کارهای مشترک وی با نادر گلچین می‌توان به تصانیف«دریا توبگو» و«از پشت ‌آتش»اشاره کرد.
    یوسف زمانی با محمد رضا شجریان نیز کارهایی ماندگار انجام دادند که برخی از آنها در مجموعه دولت عشق و مجموعه گلبانگ شجریان منتشر شده است.




    تصانیفی چون دولت عشق، اشک مهتاب و مبتلا از جمله معروفترین کارهای مشترک میان حسن یوسف‌‌زمانی و شجریان به شمار می روند.
    آلبوم نجوا با صدای [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] و آلبوم طریقت عشق با صدای [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] از جمله آخرین کارهای وی به شمار می‌رود.
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    حسن یوسف زمانی در زمینه موسیقی فولکلور، سنتی یک صدایی (ملودی) ، و موسیقی ارکسترال آهنگ های زیادی ساخته و اجرا کرد و به گفته خودش در یکی از مصاحبه‌ها بیش از یکصد و بیست قطعه آهنگ با کلام و بدون کلام جدید اجرا نشده در گنجینه ساخته‌های خود داشت.

    یوسف زمانی اواسط دهه هفتاد به[ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] مهاجرت کرد و با تشکیل گروهی به نام پژواک به توسعه و گسترش موسیقی علمی و سنتی[ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] همت گماشت.


    نسل امروز امانت دار خوبی برای موسیقی نیست.
    مقایسه رشد کیفی موسیقی امروز با موسیقی گذشته در مصاحبه استاد با خبر گزاری مهر :

    پیشرفت امکانات و تجهیزات در عرصه موسیقی امروز باعث ایجاد تنوع و تغییر در حوزه آهنگسازی شده است اما به نظر می رسد این امکانات در جای خود مورد استفاده قرار نمی گیرد.



    وی درتوضیح افت کیفی آثار گفت : بیش از نیمی از عمرم را صرف هنرموسیقی کرده ام یعنی هم دوران طلایی موسیقی اصیل ایرانی را در برنامه هایی مانند گلها و برگ سبز شنیده ام وهم در جریان تولید آثاری که به نام موسیقی ایرانی در چند سال اخیر از تلویزیون پخش شده بوده ام و درنهایت تاسف باید اعتراف کنم که موسیقی ازجهات مختلف مانند ورود آثارنازل به بازار،عدم معرفی موسیقی درست به مخاطب و همچنین اعمال محدودیت ازسوی متولیان فرهنگی این هنررا دچار آسیب های جدی کرده است.
    آهنگسازاثر”بوی باران” به استعداد های جوان درموسیقی اشاره کرد و گفت : به دلیل نگاه منفی که همیشه در حوزه موسیقی وجود داشته تعداد کسانی که در گذشته اجازه ورود به این حوزه را داشتند بسیار اندک بود و کسانی هم که ماندند و آثارارزشمندی را به یادگارگذاشتند به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسیدند اما امروز شرایط برعکس شده به این صورت که ورود به این عرصه آسان و ماندگاری اثر کم شده است ؛البته ناگفته نماند که جوان های با استعداد درموسیقی کم نداریم اما آن تلاش و همتی که در گذشته وجود داشته در بین جوان امروزی کمتر دیده می شود درنتیجه موسیقی امروز نیز دچار شتابزدگی و رکود در حوزه های مختلف آواز، آهنگساری و نوازندگی شده است.

    قطعه ای از نوازندگی استاد تقدیم به دوستداران این تاپیک و تاپیک خوب[ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    روحش شاد.
    ویرایش توسط mahgam : Friday 17 January 2014 در ساعت 09:10 AM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  20. 5 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  21. #43
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه استاد فرهاد فخر الدینی




    فرهاد فخرالدینی در سال ۱۳۱۶ در تبریز به دنیا آمد و از پنج سالگی آموختن موسیقی را آغاز کرد. پدر فرهاد فخرالدینی؛ آهنگساز و رهبر ارکستر ملی، از ادیبان صاحب نام بود و همین ویژگی بستری را فراهم آورد تا فرزندانش به امور هنری گرایش پیدا کنند. چنانکه یکی از برادرانش هم بعدها به عنوان چهره‌ای شناخته شده در عکاسی پرتره به جامعه هنری معرفی شد.

    فخر الدینی دوره ردیف‌های موسیقی را زیر نظر احمد مهاجر آموخت و بعد از مدتی نزد استاد ابوالحسن صبا رفت و نوازندگی ویولن را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب‌کرد. از دوستان نزدیک او که در کلاس صبا با هم همکلاس بودند می‌توان به علی تجویدی، همایون خرم و زنده یاد مهدی خالدی اشاره کرد. فخرالدینی مدتی بعد وارد دوره عالی هنرستان موسیقی شد.



    تحصیلات فخرالدینی در هنرستان عالی به پایان نرسیده بود که از سوی ریاست وقت هنرستان، استاد[ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]، به تدریس در همان هنرستان دعوت شد. سال 1344 همکاری با برنامه های مختلف رادیو را آغاز کرد و از سال 1352 تا 1358 رهبر ارکستر بزرگ [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]و [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]شد. فخرالدینی از سال 1347 ساخت موسیقی فیلم را با آهنگسازی برای فیلم سینمایی شوهر آهو خانم به کارگردانی داوود ملاپور آغاز کرد.


    وی آلبوم هایی را در سالهای دهه 50 انتشار داد که از جمله شاخص ترین آنها چهار گاهی است که وی با آواز [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] اجرا و به بازار موسیقی عرضه کرد که یکی از قطعات آن به عنوان تیتراژ برنامه معروف قصه ظهر جمعه رادیو بیش از سه دهه است که پخش می‌شود. فخرالدینی در این آلبوم برای نخستین بار برای آواز هم قطعه نوشت و از این جهت کاری نو را سامان داد.


    از دیگر آثار سینمایی که وی آهنگسازی آن‌ها را انجام داد می‌توان به این فیلم‌ها اشاره کرد:

    کمال ‌الملک ([ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] 1363) ، گزارش یک قتل (محمدعلی نجفی 1365) ، بوعلی سینا (کیهان رهگذار 1366) ، پرستار شب (محمدعلی نجفی1366) ، روز باشکوه ([ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] 1367) ، شاخه‌ های بید (امرالله احمدجو 1367) ، جستجوگر (محمد متوسلانی1368) ، ساوالان (یدالله صمدی 1368) ، آپارتمان شماره 13 (یدالله صمدی1369) ، ملک خاتون (حسن محمدزاده 1369) ، قرق (احمد هاشمی1370) ، زندان دیو (حسن محمدزاده1371) ، آدم برفی (داود میرباقری 1373) ، مسافر ری (داود میرباقری1379) ، وعده دیدار (جمال شورجه 1383) و...
    در آثار فرهاد فخرالدینی طعم و رنگ ایرانی به خوبی حس می‌شود و برخی از آثار وی همانند موسیقی سریال سربداران در کشورهای دیگر هم اجرا شد.

    با وجودی که در آثار او از سازبندی غربی استفاده می شود اما اثر هویت ایرانی خود را به خوبی نشان می دهد. او در سال 1377 با حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارکستر موسیقی ملی ایران را راه اندازی کرد. در این ارکستر از سازهای غربی و ایرانی استفاده می شود و آثار هنرمندان و آهنگسازان ایرانی به اجرا در می آید. این ارکستر تا کنون اجراهای موفقی را همراه با این ارکستر انجام داده و استعدادهای فراوانی را به موسیقی ایرانی شناسانده است. فرهاد فخر الدینی، در طول زندگی هنری خویش به جز آهنگسازی، به امور پژوهشی نیز پرداخته است و در این زمینه به بررسی ریتم در موسیقی قدیم ایران علاقه‌مندی بیشتری نشان داده است




    آهنگ‌هایی که فخر الدینی برای موسیقی سریال‌ها ساخت وجه دیگری از کار وی رانشان می‌دهد. وی برای موسیقی سریال امام علی نتیجه 30 سال پژوهش خود درباره عبدالقادر مراغی را در تیتراژ ابتدایی این سریال به کار برد که در نوعی خود کاری کم نظیر بوده است. فخر الدینی در دومین پیش همایش عبدالقادر مراغی درباره کار خود توضیحات مبسوطی داد.



    فرهاد فخرالدینی از سال 1377 با حمایت [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] ارکستر موسیقی ملی ایران را راه اندازی کرد و در نخستین اجرای این ارکستر از آواز محمد رضا شجریان و ساخته‌های زنده یاد علی تجویدی بهره برد. در این ارکستر از سازهای غرب و ایرانی استفاده می‌شود و آثار هنرمندان و آهنگسازان ایرانی به اجرا در می‌آید.




    او تا سال 88 که رهبر ارکستر ملی ایران بود با این ارکستر سفرهایی به کشورهای دیگر داشت. در سال 1390 نیز به عنوان رهبر، با ارکستر مهر نوازان به روی صحنه رفت.
    این ارکستر تاکنون اجراهای موفقی را انجام داده و استعدادهای فراوانی را به موسیقی ایرانی شناسانده است. فرهاد فخر الدینی، در طول زندگی هنری خویش به جز آهنگسازی، به امور پژوهشی نیز پرداخته است و در این زمینه به بررسی ریتم در موسیقی قدیم ایران علاقه‌مندی بیشتری نشان داده است.



    فرهاد فخرالدینی هم اکنون عضو شورای عالی خانه موسیقی ایران است.

    سلامتی روز افزون استاد عزیز رو از درگاه ایزد منان خواستاریم.
    ویرایش توسط mahgam : Monday 26 August 2013 در ساعت 12:57 PM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  22. 6 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  23. #44
    aftaban آواتار ها
    مسئول بازنشسته

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته
    شماره عضویت
    15063
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    نوشته ها
    137
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از پست
    536
    632 بار تشکر شده در 132 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 110/0
    Given: 294/1
    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    یه گروه فولکلور داشتیم، -شاید هیجده سال پیش، اون سال هایی که فرهاد فخرالدینی کارهای آهنگسازی مجموعه ی روزی روزگاری را انجام می داد- من اون وقت ها توی گروه کمانچه می زدم و قطعه های فولکلور می خوندم. توی یکی از اجراهای جشنواره ی موسیقی فجر، فرهاد فخرالدینی داور بود و اون روز بعد اجرا اومد توی سالن استراحت پیش مون. راستش من اون وقت ها نمی شناختمش. اومد باهامون خوش و بشی کرد و یه آدرس از ما گرفت که شب بیاد هتل پیش مون. توی گروه مون یه نوازنده ی سُرنا بود که استادانه ساز می زد -الان پنج شش سالی هست که فوت کرده- به اسم علی اکبر مهدی پور. شب، استاد با یه هیأت همراه اومد توی اتاق مون. یه ساعتی با همدیگه صحبت می کردیم. قرار شد فرداش یه ماشین بیاد ما رو از هتل ببره استودیویی که آهنگ تیتراژ روزی روزگاری را میکس می کردن! وقتی رسیدیم استودیو، آقای مهدی پور رو برد توی اتاق ضبط و خودش برگشت این ور پیش ما. یه قسمت هایی از فیلم را پخش می کرد و از دوستمون می خواست که با توجه به ریتم پای اسب ها یا حال و هوای اون صحنه های فیلم، سُرنا بزنه! آهنگ بسیار زیبا و معروف تیتراژ این مجموعه و خیلی از قسمتهایی از کار که سُرنا نوازی داره کار گروه ما بود! استاد فخرالدینی اون روزها از خاطرات اش با ابوالحسن صبا هم می گفت، می گفت اون وقتایی که شاگرد صبا بودم، صبا بسیار وسواس و خرده گیر و دقیق، اما بسیار مهربان بود! یک بار که چند تا نت از چند تا آهنگ توی چند تا برگه نوشته بودم و آورده بودم بدم دست صبا که ببینه و نظر بده، متوجه شدم که انگار آقای صبا توی خودشه و کمی پریشانه! منم که نت ها را همین جور در هم و بر هم نوشته بودم و امیدی به التفات استاد بهشون نداشتم ترجیح دادم نت ها را رو نکنم و یه وقت دیگه که سر حال تره بهش بدم. توی کلاس که داشتم از صبا خداحافظی می گرفتم، یک دفعه پوشه ی کار از زیر بغلم رها شد و برگه ها پخش شد توی کلاس، تا من اومدم بجنبم و جمعشون کنم، صبا خم شد یکی از نت ها را برداشت و همین جور که زمزمه می کرد، سرش رو به نشانه ی تأیید و رضایت تکون می داد و لبخند می زد و دست آخر گفت: آفرین، آفرین فرهاد، کی اینو نوشتی؟ گفتم دیشب استاد، گفت بسیار خب، این دست من باشه امشب تا کمی روش کار کنم و از فردا گروه را بگید آماده باشه که تمرین اش کنیم! فخرالدینی می گفت اون شب هم از خوشحالی و هم از اضطراب تا صبح خوابم نبرد. بعدازظهر فرداش که رفتم مکتب پیش صبا، دیدم گروه همه جمع اند و همین که رسیدم صبا رفت ویولن اش را برداشت و نشست روی صندلی کنار گروه و گفت: فرهاد جان، خودت سرپرستی کن گروه را تا کارش کنیم! می گفت من دست و پامو گم کرده بودم و بغض گلومو گرفته بود و نمی تونستم حرفی بزنم، همین جور که رفتم نزدیک صبا که دستش را ببوسم، گفت بلند شد پیشونی منو بوسید و گفت: من تا حالا هر چی داشتم به تو یاد دادم، امروز نوبت تویه که چیزایی که بلدی به من یاد بدی!
    مکتب صبا، مکتب عاشقی بود به قول استاد خرّم! فقط نت یاد نمی گرفتی توی اون کلاس، زندگی ما با اون جا گره خورده بود. از صبا بود که فرهاد فخرالدینی ها پا گرفت اند و چه قدر یه انسان می تونه بزرگ باشه، که بسیاری از افتخارات موسیقی ی یک مملکت این گونه به اون برگرده!
    ویرایش توسط aftaban : Monday 26 August 2013 در ساعت 03:29 PM
    به جان زنده دلان، سعدیا به ملک وجود/نیرزد آن که دلی را زخود بیازاری

  24. 9 کاربر برای این پست از aftaban تشکر کرده اند:


  25. #45
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه استاد مجید راهدوست




    استاد مجید راهدوست سال 1320 در تبریز محله دمشقیه دیده به جهان گشاد . پدر وی افسر ارتش و پزشک بود . مجید در دبستان خیابانی تحصیل می کرد،عموی وی از صدای خوبی برخوردار بود و از دوستان نزدیک استاد اقبال آذر بود و هر وقت زمزمه هی می کرد مجید سراپا گوش کرده و حس موسیقی در وجودش ظاهر می گشت تا اینکه پس از تحصیلات دوران ابتدایی وارد هنرستان فنی آلمانی ها شد و در رشته ی مکانیک ادامه تجصیل داد در این مدرسه کلاسی هم که موزیک بود به رهبری شادروان سروربحش اداره میشد. از آنجایی که مجید عاشق موسیقی بود بلافاصله اسم نویسی کرده و با ساز ترومپت شروع کرد. پس از یک سال توانیست در جامبوریه پیش آهنگی که در تهران ننظریه انجام شد مقام اول را در بین کلیه پیش آهنگ ها کسب کند. با افتخار به شهر خودش تبریز برگشت مدتی هم از آقای علی محمد رشیدی که معاون هنرستان بود آموزش دید.

    استاد راهدوست در سال 1338 به رهبری موزیک فرهنگ انتخاب شد و در جشنواره ملی رهبری موزیک را بر عهده داشت. در همان موقع 18 سالگی وارد ارکستر رادیو تبریز شد که با رهبری شادروان ارمغانی اداره میشد و مرحوم بیگجایی خانی و آشوت بابایان و مسیو سفریان و آقای ضیایی هم جزء ارکستر بودند . مجید توانست وارد هنرستان موسیقی تبریز بشه و بنا به خواسته ی رییس هنرستان آقای عزیز شعبانی ساز ویولن را انتخاب نمود که شادروان مسیو ژاون معلم وی بود . در سال 1344 بتا به پیشنهاد استاد ژاون به تهران رفت و با روبن طهماسبیان ادامه داد سپس به کشورهای اروپایی رفت ضمن تحصیلات عالی به موسیقی هم ادامه داد پس از مراجعت وارد دانشگاه علم و صنعت شد و در رشته ی مکانیک ادامه داد و به استخدام وزارت نیرو در آمد در این مدت آشنایی نزدیکی با هنرمندان بنامی چون استاد شاپور نیاکان – استاد حبیب الله بدیع – استاد اسدالله ملک – استاد حسین ملک – استاد نادر گلچین – استاد محمد منتشری و استاد عماد رم و مخصوصا با جناب مهندس همایون خرم داشت.
    مجید راهدوست ضمن کار وزارت نیرو تحصیلات ادبیات و زبان آلمانی را هم به پایان رسانیدند که در سال 1353 دانشنامه ی لیسانس از تهران دریافت نمودند . وی 1379 از شرکت غرب شمال غرب تهران از واحد مهندسی به عنوان کارشناس مهندسی بازنشسته شده و اکنون جهت تعلیم و تربیت موسیقی (ویولن) و تدریس زبان آلمانی مشغول هستند و بنا به تایید اساتید ایشان در تعلیم و انتقال تخصص خاصی دارند عمرشان پاینده تنشان سلامت.



    از چپ به راست : موسیو زاون - استاد راهدوست



    از چپ به راست:استاد راهدوست -مهندس همایون خرم



    از چپ به راست استاد محمدرضا منتشری (استاد آواز) و استاد مجید راهدوست (استاد ویلن)





    رهبری موزیک فرهنگ و آموزش عالی در استادیوم ورزشی تبریز
    1341 رژه مدارس - مجید راهدوست

    از راست به چپ
    استاد مجید راهدوست (ویلن)
    استاد صمد پیوند (آواز)
    آقای موید گوینده رادیو تبریز
    سال 1344
    ویرایش توسط mahgam : Saturday 31 August 2013 در ساعت 09:16 PM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  26. 3 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  27. #46
    aftaban آواتار ها
    مسئول بازنشسته

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته
    شماره عضویت
    15063
    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    نوشته ها
    137
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از پست
    536
    632 بار تشکر شده در 132 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 110/0
    Given: 294/1
    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    به به،چه قدر این روزا اسم تبریز می آد هر جا میره آدم :)
    به جان زنده دلان، سعدیا به ملک وجود/نیرزد آن که دلی را زخود بیازاری

  28. 3 کاربر برای این پست از aftaban تشکر کرده اند:


  29. #47
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه استاد سعید زرنیخی


    سعيد زرنيخي يکي از هنرمندان گرانقدر است وي به سال 1336 خورشيدي در شهرستان اراک متولد شد و در سن يک سالگي به همراه خانواده خود به تهران آمد و پس از چندي با تشويق هاي پدر خود و استاد محمد رضا زرنيخي به فراگيري علم و هنر موسيقي روي آورد.
    لازم به ذکر است که اکثر هنرمندان ما که در رشته موسيقي وارد شدند، از همان اوائل کار با مخالفت والدين خود، به خصوص پدر مواجه مي شدند ولي از آنجايي که بخت و اقبال يار سعيد زرنيخي بود، اقوام او خصوصا" پدر وي از پشتيبانان و حمايت کنندگان او در راه فراگيري موسيقي بودند به هر حال سعيد زرنيخي از سال 1347 وارد هنرستان عالي موسيقي ملي تحت رياست استاد حسين دهلوي شد ور در رشته ويلون زير نظر هنرمند گرامي ژرژ مارتيروسيان مشغول شد و فراگيري علم موسيقي و نواختن ساز ويلون سبک کلاسيک گرديد. وي خيلي زود توانست استعداد ويژه و ذاتي خود را در راه فراگيري هنر موسيقي و راز و رمز آن بروز دهد و پس از آن به عنوان ساز دوم خود نواختن کمانچه را نزد هنرمند با ارزش کامران داروغه آغاز و ادامه داد.
    وي از سال 1353 فعاليت هنري خود را با نواختن ساز کمانچه در ارکستر ملي ژونس موزيکال به سرپرستي سر کار خانم مينا افتاده آغاز کرد و با شرکت در کنسرت هاي مختلف در شهرهاي گوناگون، رسما" آغاز و ادامه داد.
    در سال 1354به عنوان نوازنده ويلون همکاري خود را با وزارت فرهنگ و هنر وقت با شرکت در ارکستر هاي گوناگون اين وزارت خانه با خوانندگاني مانند : سرکار خانم خاطره پروانه و نادر گلين شروع کرد.
    در سال 1355 موفق به دريافت ديپلم موسيقي از هنرستان موسيقي ملي شد سپس براي اخذ ليسانس وارد دانشکده موسيقي ملي گرديد و تحت نظر استاد علي تجويدي نواختن ويلون به سبک ايراني شد و تا سال چهارم دانشگاه ادامه داد.
    سعيد زرنيخي از سال 1356 وارد ارکستر بزرگ راديو و تلويزيون ملي ايران به رهبري فرهاد فخرديني شد و با خوانندگاني نظير : محمد رضا شجريان، سيما بينا، ناصر مسعودي و تعدادي ديگر از هنرمندان سرشناس و مطرح که در اين ارکستر فعاليت داشتند، همکاري کرد.
    در ضمن همزمان با اين فعاليت ها در ضبط هاي موسيقي فيلم و موسيقي هاي متفرقه با شادروان مرتضي خان حنانه و فريدون شهبازيان همکاري کرد و در ضبط هاي مختلف شرکت کرد.
    از سال 1363 براي ادامه تحصيلات خود در رشته موسيقي و تحقيق و تفحص در موسيقي اروپايي راهي سرزمين آلمان شد و در آنجا هم ضمن پژوهش در موسيقي آن ديار، برنامه هاي مختلفي را براي تلويزيون آلمان و راديو هامبورگ و کنسرت هاي چندي در کشورهاي مختلف اروپايي مانند : سوئد، بلژيک، اتريش به اجرا در آورد.
    لازم به ذکر است که به مناسبت فتح بستان به دست فرزندان دلير ايران، سرودي در قالب شعر استاد حميد سبزواري به نام حاميان خلق با تنظيم حسن يوسف زماني و آهنگ ديگري به نام رهايي با صداي محمد گلريز و شعر محمود شاهرخي با تنظيم پرويز منصوري ساخت که کاري ارزنده و به ياد ماندني است.


    يکي ديگر از کارهاي بزرگ و چشمگير وي آهنگي است با نام صبر و ظفر با تکنوازي پيانو توسط طاهر جليلي که وي هم اکنون در پاريس است و ديگر نوازندگان آن آقايان : بهزاد بيرقي، ملک زاده، حسين يوسف زماني، سيامک رئوفي مي باشند که اين آهنگ در اينجا به وسيله عباس دبير دانش ضبط شد و براي تاييد به برلين رفت و در ارتباط با ضبط آن تاييديه براي اجرا دريافت کرد.
    به هر حال سعيد زرنيخي در سال 1372 از آلمان به وطن خود ايران عزيز بازگشت در کشور خود مشغول تدريس علم موسيقي و ويلون با دانش و تجربه هايي که اندوخته بود گرديد.


    سعيد زرنيخي از استاداني چون : مصطفي کمال پور تراب، فرهاد فخرديني، اسماعيل تهراني، علي تجويدي و خانم ها : افليا پرتو و مهر بانو توفيق که براي وي زحمات زيادي را متحمل شده اند تا سعيد زرنيخي ديروز، سعيد زرنيخي امروز شود بسيار سپاسگزار است.


    وی همچنین در آهنگ‌های خاطره انگیزی چون: „خلبانان و این پیروزی خجسته باد” به نواختن ویولن پرداخته است. سعید زرنیخی به سال 1372 در پی مراجعت به ایران به تدریس ویولن مشغول شد. اکنون او در „ویولن خانه قاسم آباد تهران” و „فرهنگسرای مدرسه” و ... مشغول به آموزش است. در این سال ها وی به تألیف کتاب هایی در زمینه موسیقی‌های محلی ایران زمین پرداخته است.

    کتاب اول وی با نام „بی قرار” شامل 54 آهنگ محلی برای ویولن است که در سال 1387 به همت نشر سرود چاپ شد و اکنون به چاپ هشتم رسیده است و دومین کتاب او با نام „هوای یار” که شامل 40 آهنگ محلی برای ویولن است نیز در سال 84 با همان نشر به زیر چاپ رفت و به دلیل استقبال بسیار زیاد به چاپ سوم رسید.

    وی در این سال ها با گروه „نوای ایران” به سرپرستی حسن زرگانی و نوازندگی تمبک غلامرضا صدرالدینی و تارباس سهیل سان احمدی به نوازندگی ویولن می پردازد و آخرین کنسرت زرنیخی در شهرستان رودسر در استان گیلان بوده است.

    سعید زرنیخی تنها مجموعه ترانه‌های محلی در تاریخ موسیقی ایران زمین را به چاپ رسانده است. در این کتاب ترانه‌ها و آهنگ‌های محلی سراسر ایران به گونه‌ای جمع آوری شده است که به گفته وی در وهله اول برای شنونده جذاب باشد و دوم برای نوازندگان ویولن و هنرجوها قابلیت بهره برداری داشته باشد.

    لینک نوازندگی استاد :
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    ویرایش توسط mahgam : Sunday 1 September 2013 در ساعت 10:29 PM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  30. 3 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


  31. #48
    mahgam آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    73735
    تاریخ عضویت
    Mar 2013
    نوشته ها
    428
    میانگین پست در روز
    0.17
    تشکر از پست
    1,559
    1,626 بار تشکر شده در 410 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 468/0
    Given: 343/0
    میزان امتیاز
    7

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    زندگینامه استاد محمود ذوالفنون از زبان استاد...

    اینو از تاپیک های زیرخاکی نت درآوردم !!


    نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دورس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می کردند که نباید ساده از آنها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود...

    به موازات فراگیری دستگاه شور، صدای ساز جدیدی به گوشم می رسید؛ کمانچه نوازی نزد پدرم می آمد تا گوشه های مربوطه را بیاموزد و من هم تحت تاثیر صدای ساز کمانی قرار گرفتم. البته در همسایگی ما هم شخصی ویلن می نواخت که صدای ساز او نیز گوشم را نوازش می داد. این نوازنده، عنایت الله روشن (مدیر تلفن خانه شهر آباده) بود و بالاخره از طریق او موفق شدم این ساز جدید را از نزدیک ببینم. آنچنان تحت تاثیر قرار گرفتم که در دل آرزو کردم روزی موفق بشوم گوشه هایی با تار آموخته بودم را به ساز کمانی انتقال دهم. در آن زمان به هیچوجه امکان آنکه صاحب چنین سازی شوم نبود ولی به سبب علاقه زیاد با وسایل منبت کاری و آموزش هایی که در این زمینه در دبستان دیده بودم برای خود چیزی شبیه به ویلن ساختم که اگر امروز موجود بود موجب خنده می شد. با همین ساز تا حدودی به مراد دل خود رسیده بودم و بدون استاد و راهنما نغمه هایی را می نواختم.

    پس از دریافت گواهی شش ساله ابتدایی به اتفاق پدر راهی شیراز شدیم. در این شهر امکانات بیشتری مهیا بود و دونفر از معلمان موسیقی مدارس به نام های جلیلوند و حسنعلی وزیری تبار که به نت آشنایی کامل داشتند راهنمای من شدند. در دبیرستان اقدام به گروه نوازی می کردم که حتا اقدام به کنسرت هم شد و شخصی به نام جاوید که از کارمندان اداره ثبت اسناد بود خواننده ما شد. از نوازندگان دسته موزیک لشکر فارس هم کمک گرفتیم و یک کلاس خصوصی هم در شیراز دایر کرده بودم. همین امر به تجربیات من افزود تا اینکه روزی وزیری تبار اظهار داشت با این علاقه ای که از خود بروز می دهی باید راهی تهران بشوی تا به اصطلاح به تکنیک بیشتری دست پیدا کنی. از این جهت بخش سوم زندگی من آغاز شد.

    پس از انجام خدمت وظیفه در سال 1323 راهی تهران شدم و بلافاصله به اداره موسیقی کشور مراجعه کردم که موسیقی رادیو در آن زمان تحت نظر آن بود. استادان موسی معروفی و روح الله خالقی امتحانی از من به عمل آوردند و سپس هفته ای دو جلسه و هر جلسه یک ربع ساعت برنامه تکنوازی ویلن در رادیو مقرر داشتند و پیشنهاد نمودند که در هنرستان موسیقی نیز برای کلاس های سلفژ و تئوری نام نویسی نمایم. به خاطر می آورم که در آن زمان در هنرستان آقای یوسف یوسف زاده سلفژ تدریس می کردند و آقای احمد فروتن راد نیز تدریس تئوری را عهده دار بود.

    برای صحیح نواختن ویلن به موسیو روبیک گریگوریان مراجعه کردم و در این راه جدیتی که استاد از من می دید تصور می کرد که فی المثل قصد دارم نوازنده کلاسیک بین المللی شوم در حالی که قصد من صرفا این بود که قادر باشم در ارکستر انجمن موسیقی ملی که به تازگی (به رهبری روح الله خالقی) تشکیل شده بود شرکت نمایم. طولی نکشید که به عضویت همین ارکستر درآمدم و کلاس خصوصی خود را نیز در ساختمان اُمگا در خیابان لاله زار پایین دایر نمودم. در عین حال نزد روح الله خالقی به فراگیری تئوری و هارمونی و گاهی هم برای فراگیری گوشه های موسیقی از کلاس استاد ابوالحسن صبا استفاده می کردم.

    ارکستر انجمن هر پانزده روز یکبار کنسرت داشت و من به موازات آن در رادیو سرپرستی گروه های کوچک موسیقی را عهده دار بودم. بیاد دارم که هنگام تقسیم بندی موسیقی رادیو، سرپرستی گروهی به عهده من گذاشته شد که قمرالملوک وزیری خواننده آن بود. در اینجا از فرصت استفاده می نمایم و برای راهنمایی هنرمندان جوان یادآور می شوم که قمرالملوک وزیری در آن زمان دچار اعتیاد شده بود که به سبب آن حساسیت گوش خود را از داده بود و خود تصور می کرد که هنگام اجرا صدایش با صدای ارکستر مطابقت دارد. جوانان هنرمند برای سلامت خود و هنری را که یک عمر برای فراگیری آن با عشق و علاقه آموخته و تجربه کرده اند نباید گرد اعتیاد بگردند و نشئه طبیعی را از هنر خود اخذ کنند و نه به طور مصنوعی از مواد مخدر زیرا موقتی است و فریبنده.

    باری انجمن موسیقی ملی جایش را به هنرستان موسیقی ملی داد. نکته ای که ذکر آنرا در اینجا بی مورد نمی دانم، عشق زنده یاد روح الله خالقی (بنیانگذار و مدیر هنرستان) به کار بود. وی برای اینکه دائما ناظر کار هنرجویان و تمرین مداوم آنها باشد منزل خود را در آپارتمانی که روی سردرب هنرستان قرار داشت برای سکنی گزیده بود و به اتفاق سایر هنرآموزان اقدام به تدوین کتاب های تازه برای هنرجویان می کرد که اینجانب هم در آن سهیم بودم. هنوز هم آن کتابها تجدید چاپ می شود و مورد استفاده داوطلبان فراگیری موسیقی قرار می گیرد. ارکستر هنرستان نیز از شاگردان و استادان هنرستان تشکیل یافته بود که بعدها در رادیو پایه ارکستر گلها شد.

    زمانی به سمت بازرس موسیقی مدارس نیز انجام وظیفه کردم و مدتی هم در انیستیتو امور هنری، کلاس های فوق برنامه دانشجویان در کوی دانشگاه، هنرستان شبانه (به مدیریت محمد علی امیر جاهد) به تدریس ویلن مشغول بودم. چندی نیز به اتفاق آقای گلشن ابراهیمی (عضو شورای موسیقی دانشگاه و معاون دانشکده الهیات) به نت کردن آثار موسیقی قدما اشتغال داشتم و پیش از اینکه عزیمت به آمریکا صورت گیرد در رادیو به اتفاق آقای فریدون ناصری در زمینه بازسازی آثار موسیقی گذشتگان فعال بودم.



    در مهرماه 1355 (اکتبر 1976) همراهی با خانواده راهی آمریکا شدم. در آغاز برای آن که در زمینه موسیقی کار مداومی داشته باشم در دبیرستانی به فراگیری زبان انگلیسی پرداختم و در ارکستر وابسته به همانجا نیز به نوازندگی مشغول شدم و بعداً در شهر سندیگو تدریس خصوصی نیز می کردم. در سال های بعد که تعداد مهاجران ایرانی در آمریکا روبه افزایش گذاشت طبیعتا به تعداد شاگردان افزوده شد تا جایی که برنامه ها به صورت کنسرت و سخنرانی در شهرهای مختلف آمریکا ادامه یافت. فرزندانم نیز در اجرای بیشتر برنامه ها با من همراهند. دو نواز نیز با نام «نقد صوفی» منتشر کره ایم.

    چون از زمان اقامت در شیراز تا به امروز به نت کردن آهنگ های محلی ایران علاقه مند بودم مجموعه ای فراهم گردیده که منتظر گشایش مالی یا وسیله دیگری هستم که به چاپ آنها اقدام شود."

    استاد جلال ذوالفنون و استاد محمود ذوالفنون


    استاد ذوالفنون به کار تدریس عشق می ورزید به طوری که مرحوم صبا در اواخر عمر که حوصلهء لازم را برای تدریس نداشت به بسیاری از شاگردان میگفت حالا که نمیتوانید در کلاس من باشید،من توصیه میکنم به کلاس ذوالفنون یا به قول خود «ویولون فنون! » بروید. (مرحوم صبا با طبع شوخی که داشت ذوالفنون را ویولون فنون مینامید!). ذوالفنون به لحاظ علاقه ای که به کار تدریس داشت در کنار کار هنرستان،کلاس خصوصی خود را هم داشت و بعدها تدریس در کلاس شبانهء موسیقی وابسته به وزارت فرهنگ و هنر را عهده دار شد و نیز در تالیف کتابهای آموزشی ویولون که توسط هنرستان موسیقی ملی منتشر شد سهم به سزایی داشت.
    ذوالفنون در جوار کار تدریس،در زمینهء ارائه موسیقی نیز پرکار بود و فعالیت رادیویی او تقریبا از اوائل تاسیس رادیو تا سال 1354 ادامه داشت و گرچه در برنامه های رادیو در زمینهء آهنگسازی و نوازندگی و سرپرستی گروه های موسیقی نقش موثری داشت،معذالک کار رادیو را یک فعالیت فرهنگی و هنری جدی برای خود نمیدانست و عقیده داشت که این فعالیتی است در کنار هنر!
    وی به منظور معرفی و شناساندن هر چه بیشتر موسیقی اصیل ایرانی به اقوام و ملل جهان،سفر های متعددی از طرف سازمان رادیو تلویزیون،وزارت فرهنگ و هنر وقت به خارج کشور نموده و نیز تحقیقی در زمینهء موسیقی آذربایجان دارد که گزارش تحقیقی آن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی میباشد. همچنین در تالیف كتابهاى آموزشى ویولن كه توسط هنرستان موسیقى ملى منتشر شد، سهم بسزایى داشت.




    کلیپ نوازندگی استاد محمود ذوالفنون :
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    ویرایش توسط mahgam : Tuesday 3 September 2013 در ساعت 06:34 AM
    دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

  32. 4 کاربر برای این پست از mahgam تشکر کرده اند:


صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •