تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

صفحه 9 از 11 نخستنخست ... 567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 129 به 144 از 169

موضوع: صندلی داغ V2

  1. #129
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    82683
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    سن
    21
    نوشته ها
    24
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از پست
    32
    49 بار تشکر شده در 17 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 9/0
    Given: 0/1
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    جواب من موند! البته اگر دوست ندارید جواب ندید!

  2. 4 کاربر برای این پست از violonlover تشکر کرده اند:


  3. #130
    Untouchable آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    47636
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    سن
    20
    نوشته ها
    1,044
    میانگین پست در روز
    0.33
    تشکر از پست
    13,850
    2,656 بار تشکر شده در 944 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    3 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 293/5
    Given: 244/7
    میزان امتیاز
    10

    مدال های دریافت شده

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    به و به و به و به و به...!
    خاله جانمان جلوس فرموده اند که این بار...!
    من یک دور نشستم ده تا سوال تپل طرح کردم!
    بعد دستم خورد ضربدرو زدم قبل پستیدن! و پستم ذخیره نشد!
    و دو دستی بر سر خود کوفتم!!
    و الان برگشتم که هرچقدش یادمه رو دوباره بپرسم!!
    هرچند دیگه منم و آلزایمرم! تقریبا هیچیش یادم نیست!!
    ولی خب واسه ی شما سوالات زیادی به ذهنم میرسه و می تونم تا پایان صندلی خودم یه تنه حرارتشو تامین کنم!!
    بریم سراغ سوالا!


    1. بجز قنادی دیگه چه شغلی رو دوست داشتید داشته باشید؟!

    2. خواهراتون بچه هم دارن خاله؟! اگه دارن که خوشا به حال خواهر زاده هاتون!

    3. بدترین خاطره از نت آهنگ؟!

    4. بهترین خاطره از نت آهنگ؟!

    5. انگیزتون واسه ادامه دادن تو زندگی چیه؟!

    6. از دوره ی نوجوونیتون راضی هستید؟! حسرت چه کاری به دلتون مونده که فک می کنید باید تو اون دوره انجام می دادید؟!

    7. کوثر رو چگونه ارزیابی می کنید؟!

    8. تو هر یک از دسته های زیر یکیو انتخاب کنید.
    9. سپس در مورد تمام گزینه ها نظرتونو بگید!

    الف) شکلات/ بستنی/ کیک خامه ای
    ب) تئاتر/ موسیقی/ نقاشی
    ج) بارون/ دریا/ باد
    د) آب/خاک/ هوا/ آتش
    ه) صبح/ ظهر/ عصر/شب
    و) موبایل/ کامپیوتر/ تلویزیون
    ز) رفتن به کوهنوردی/ سینما/ خرید


    10. در آخر هم به سبک خواهرم می پرسم، یه نصیحت به حقیر بفرمایید!

    من بازم میام!!

    صندلی دااااغی را برایتان آرزومندیم!
    :)


    ویرایش توسط Untouchable : Monday 4 August 2014 در ساعت 02:20 AM

    You've got to face it head on...
    So you can turn this thing around...
    cause this ain't right...
    ......

  4. 6 کاربر برای این پست از Untouchable تشکر کرده اند:


  5. #131
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط Padma [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    سلام بر لاکی جون عزیــــــــزم!:-*

    لاکی جونم علی الحساب همینا باشه خدمتت تا من یکم فکر کنم :

    1. دقیقا کی و چطور با کارهای یانی آشنا شدی؟

    2. نظر و احساست رو مو به مو راجع به قطعه ی until the last moment یانی مربا بگو.

    3. اگه بتونی یه سفر بری تنهایی به هرجا که دلت میخاد اونجا کجاس و بگو که تو این سفر چه چیزایی همراهت میبری؟

    4. بین تمام اجراهایی که یانی تا الان داشته کدومشو بیشتر از همه دوس داری و اگه میتونستی توی یه کدومشون حضور داشته باشی اون کدوم اجراشه؟

    5. علاقه ی تو به هند از کجا نشئت میگیره؟

    سلامممممممم نیلوی شکرپاره ی خودم...


    1. در حقیقت من اولین بار 5-4 سالم بود که یانی رو دیدم... اون موقع تازه ویدئو اومده بود ایران. یکی از فامیلا یک نوار ویدئو از یکی از کنسرت های خیلی قدیمی یانی آورد که ببینیم. یانی خیلی جوون بود. نصف موهاش کوتاه و نصفش بلند بود و با یه کش بسته بودش!!! هههههههه کت و شلوار سفیدی هم به تن داشت. من همون جا بود که عاشقش شدم!!! هه رام! موسیقی یانی یه بچه ی 5 ساله رو به شدت تکون داد! موسیقی یانی بی همتا بود. اعجاز مطلق! من هنگ کرده بودم! سعی کردم آهنگایی رو که توو اون نوار شنیده بودم حفظ کنم و توو خاطرم بسپرم ولی چون فقط یک بار شنیده بودم بعد از یکی دو روز از یادم رفت... و من و یانی از هم دور افتادیم تا چندین سال بعد که کامپیوتر سی دی دار اومد به ایران و من دوباره یانی رو پیدا کردم... آلبوم „اگر می تونستم به تو بگویم” و „اتنیسیتی” اون موقع ها تازه وارد ایران شده بود. خلاصه من موفق شدم یانی جونمو پیدا کنم اما این بار برخلاف بار قبل محکم چسبیدمش که باز گمش نکنم!!! ههههههه
      و این گونه بود که یانی و موسیقی یانی جزئی ثابت از زندگی من شد و تا این لحظه هم همچنان خداروشکر هست...

    2. until the last moment ، یکی از احساساتی ترین قطعات یانیه... یک عشق پر شور و البته خام جوانی رو روایت می کنه. رک بگم، تحمل شنیدنش رو ندارم. من به ندرت گوشش می دم. چون خیلی آهنگ دراماتیکیه... خیلی سنگینه! واقعا حالم بد می شه! شاید باورتون نشه ولی بعضی آهنگ ها برای من در لیست سیاه هستن چون شنیدنشون منو فورا به گریه می اندازه و روانی ام می کنه. یکیشم همین until the last moment نازنینه... اما عاشقشم. متاسفانه موسیقیدانان به ندرت می تونن احساسات و مکنونات عاطفی خودشونو در زندگی شخصی شون بیان کنن! فکر می کنم یانی هم از همین ناحیه ضربه و لطمه خورد. until the last moment شاید شور عشق ، دلواپسی ها ، خجالت ها و شروع و پایان رو به ترتیب بیان می کنه. خصوصا زمانی که گام و تمپوی آهنگ تغییر می کنه کاملا می شه پایان رو توش دید. در زندگی یانی 2 تا زن (حداقل 2 تاشو ما می دونیم!) وجود داشتن که هردو متاسفانه پایان مشابهی داشتن. یانی مجبور شد رابطه ش با هر دو رو خاتمه بده. چون قبلا یک طرفه تموم شده بود. طفلکی... until the last moment دقیقا تمام این داستان ها رو درونش داره. چند آهنگ دیگه هم هست که دقیقا برگرفته از زندگی شخصی خود یانیه.

    3. اگه فقط یه سفر بتونم برم ترجیح می دم برم به دیدار یانی... اونم به کشوری که ایرانی توش نباشه یا کم باشه! چون متاسفانه طرفداران ایرانی معمولا آبروریزی می کنن!!! ههههههه ترجیح می دم برم مکزیک! هم شهر خیلی زیباییه و هم اون جا چند تا دوست خوب اینترنتی یانی ای دارم که حتما در دیدار یانی کمکم خواهند کرد. چیزی که با خودم می برم یه کیف کوچیک لوازم شخصی + هدیه ایه که برای یانی درستش کردم و آرزومه بتونم بهش بدم. نمی تونم بگم چیه!

    4. Yanni Voices اصلا فک کردن نمی خواد! یه سر و گردن از تمااااااام کارهای یانی بالاتره! شیک،حرفه ای، افسانه ای! همیشه افسوس می خورم که ای کاش می تونستم برم مکزیک شهر آکاپولکو و یانی و بر و بکس وویسز رو از نزدیک ببینم. عکس بگیرم. امضا بگیرم. بوسشون کنممممممم واقعا فکر می کنم یکی از بزرگترین حسرت های زندگیم شرکت در اون کنسرت بود... حیف...

    5. قبلا هم فک کنم جواب دادم... این علاقه موروثیه!!! پدرم خیلی بالیوودی بود! عاشق راج کاپور و همه ی فیلماش بود. منم راستش وقتی نوجوان بودم 15-16 سالم بود به طور جدی با هندوستان آشنا شدم و دیدم فوق العاده ست. شروع به تحقیق کردم. و عاشق هند شدم. کمی بعد تصمیم گرفتم رومانمو شروع کنم و داستانی که در بمبئی و چند شهر دیگه ی هند اتفاق می افته... خیلی پژوهش کردم و اطلاعات تقریبا کامل و همه جانبه ای راجع به فرهنگ و رسوم ایالات مختلف هند کسب کردم. هرچند شناختن هند اصلا آسون نیست! شاید سال ها وقت ببره.
      هند کشور جشن ها و رنگ هاست... اونا معتقدن لباس باید رنگارنگ باشه! مردم هند از لباس سیاه بی زارن و لباس سفید رو هم فقط مخصوص خاکسپاری می دونن! مث ما نیستن که همه سیاه بپوشن! سیاهی، دلمردگی هم میاره. شاید دلیل دلمردگی ایرانی ها هم محدودیت رنگ هاست. تا حالا زوار مکه رو دیدین؟ مسلمانان آفریقایی چادرهاشون رنگیه! صورتی،آبی،سبز! سوال من اینه که رنگ های شاد پوشیدن چه اشکالی داره؟ می ترسیم یه موقع خدای نکرده گناه داشته باشه!!! من عاشق هندم چون اون جا مردم واقعا زندگی می کنن. هرچند حقوق زن ها خیلی پایمال می شه ولی لااقل زیبا به نظر رسیدن جرم نیست! رقصیدن یک افتخاره! اون جا خیلی کم زنی شلوار می پوشه! شلواراشونم همه رنگ روشن و راحت و گشاده... به شلوار پاکستانی معروفه! ولی اینجا صبح به صبح ما نفری یه شلوار جین یا شلوار تنگ سیاه می پوشیم و نمی دونیم که لباس رسمی یک زن دامنه نه شلوار! شلوار لباس دوم یک زنه! لباس اولش لباس زنانه است! ماها زنانگی خودمونم دور ریختیم! در هند زنی که زینت الات نندازه فک می کنن چله! ههههه همه چی اصول خودشو داره... جای تاسفه که مردمی که از خیلی جهات هنوز عقب موندن وضعشون از ما بهتره. ببخشید! یهو خیلی احساساتی شدم و وراجی کردم.


    خیلی خیلی ممنونم کلوچه خانوم... راستی آواتارت خیلی قشنگه! نشونه ی یک خانوم پیانیست شیک و همه چی تمومه! خیلی با وقار و نرم و آروم... درست مث خود پیانو ... منتظرمممممممممممم برای راند بعدی!

    ویرایش توسط lakshemi : Monday 4 August 2014 در ساعت 01:04 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  6. 5 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  7. #132
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط violonlover [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    سلام!
    آقا من زیاد فعال نیستم (به خاطر درسم و اینکه این یک سال نت درست حسابی نداشتم) ولی همیشه برام اسم شما جالب بوده! توی بیوگرافیی که از خودتون دادین هم ازش حرفی نزدید !
    پدرتون هندین؟ این سوال بارزترین سوال توی ذهنم بود !
    یه سوال دیگه! اسم منو اصلا تا حالا دیده بودید؟ یا این که مطلبی از من خونده بودید؟
    سلاممممم دوست من خوش اومدی!
    چقد عجله داری بابا! فکر روماتیسم منم بکنید که با این دست درد این همه تایپ می کنم!!! به خدا به نوبت جواب دادم دوست من حالا هم نوبت شماست...

    1. ههههههه نه بابا پدر من دو رگه ی فارس-روس بود. اصلا هیچ ربطی به هندوستان نداشت اما چون عاشق راج کاپور _ هنرپیشه ی فقید هندوستان_ بود این ارث رو به ما رو هم انتقال داد...

    2. نه سعادت آشنایی با شما رو تاحالا نداشتم. اگر هم مطلبی خونده باشم الآن در خاطرم نیست. انشالله از این به بعد دوستان خوبی باشیم.

      امیدوارم توی درساتون هم موفق باشین. ممنونم که منت گذاشتین و تشریف اوردین دوست من. خوش رهونا
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  8. 5 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  9. #133
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط Untouchable [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    به و به و به و به و به...!
    خاله جانمان جلوس فرموده اند که این بار...! من یک دور نشستم ده تا سوال تپل طرح کردم! بعد دستم خورد ضربدرو زدم قبل پستیدن! و پستم ذخیره نشد! و دو دستی بر سر خود کوفتم!! و الان برگشتم که هرچقدش یادمه رو دوباره بپرسم!! هرچند دیگه منم و آلزایمرم! تقریبا هیچیش یادم نیست!! ولی خب واسه ی شما سوالات زیادی به ذهنم میرسه و می تونم تا پایان صندلی خودم یه تنه حرارتشو تامین کنم!!
    بریم سراغ سوالا!


    1. بجز قنادی دیگه چه شغلی رو دوست داشتید داشته باشید؟!

    2. خواهراتون بچه هم دارن خاله؟! اگه دارن که خوشا به حال خواهر زاده هاتون!

    3. بدترین خاطره از نت آهنگ؟!

    4. بهترین خاطره از نت آهنگ؟!

    5. انگیزتون واسه ادامه دادن تو زندگی چیه؟!

    6. از دوره ی نوجوونیتون راضی هستید؟! حسرت چه کاری به دلتون مونده که فک می کنید باید تو اون دوره انجام می دادید؟!

    7. کوثر رو چگونه ارزیابی می کنید؟!

    8. تو هر یک از دسته های زیر یکیو انتخاب کنید.

    9. سپس در مورد تمام گزینه ها نظرتونو بگید!

    الف) شکلات/ بستنی/ کیک خامه ای
    ب) تئاتر/ موسیقی/ نقاشی
    ج) بارون/ دریا/ باد
    د) آب/خاک/ هوا/ آتش
    ه) صبح/ ظهر/ عصر/شب
    و) موبایل/ کامپیوتر/ تلویزیون
    ز) رفتن به کوهنوردی/ سینما/ خرید


    10. در آخر هم به سبک خواهرم می پرسم، یه نصیحت به حقیر بفرمایید!

    من بازم میام!!
    صندلی دااااغی را برایتان آرزومندیم!:)




    سلام گوگولی مگولی ؛ سلام مرغ تنوری ؛ سلام پری و حوری ؛سلام کتری و قوری!
    عیب نداره! فراموشکاری ات رو از خاله ات به ارث بردی!!! ههههههههههه
    تا یادم نرفته نظرمو راجع به آواتارت هم بگم! توو فکرت ،رویای پرواز رو می پرورونی درسته؟ رویای پرواز ، مقدس ترین رویای بشره! فوق العاده ست!


    1. دوست داشتم نویسندگی رو به عنوان حرفه دنبال می کردم. خیلی دوست دارم. اما راستش من آدم خیلییییی آسون گیری ام! خیلی مته به خشخاش نمی ذارم. هیچوقت چیزی رو برای خودم قله قرار ندادم! وقت طلاست! نباید بی جهت تلفش کرد! به نظرم ادم هر بختی که بهش روو می کنه رو باید دو دستی بچسبه! اگر خوب و مناسب بود نباید ولش کنه چون ایده آلش نیست! خیلی ها هیچوقت به چیزی که می خوان نمی رسن اما دلیل نمی شه که خودشونو در محیط های دیگه آزمایش نکنن!

    2. من فقط و فقط یک خواهرزاده دارم. که از تو 3 سالی کوچکتره. متاسفانه رفت خارج. احتمالا دیگه هیچوقت اونو نخواهم دید... آره رابطه مون با هم خیلی خوب بود. او فیلمای هندی خیلی دوست داره، البته رقص ها و جفتک چارکوش هاشو بیشتر!!! ههههههههه او یک طرفدار یانیه و همینطور موسیقی کلاسیک رو خیلی دوست داره. مث خاله ش هم عاشق صدای باریتون-باس هاست!!! زیاد با هم اپرا نگاه می کردیم!!! یادش به خیر!!! من هوای اونو داشتم و او هم هوای منو ... درک خوبی از هم داشتیم... شاید بتونم ادعا کنم او تنها دوست حقیقی من بود...

    3. خاطره ی بد خیلی زیاد دارم... خیلی زیاد... خیلی ها با توهین ها و اذیت هاشون روحمو آزار دادن... خدا ازشون نگذره...

    4. بهترین خاطره شاید پیدا کردن حلقه ی دوستان صمیمیم بود و هست... و همیشه از نت آهنگ به خاطر این دوستان عزیزم ممنونم.

    5. اگر روزی كسی از من بپرسد. كه دیگر قصدت از این زندگی چیست؟ بدو گویم كه چون می ترسم از مرگ ... مرا راهی به غیر از زندگی نیست! هههههههههههه ... البته از مرگ اصلا نمی ترسم... حتی دوستش هم دارم... بی صبرانه هم منتظرش هستم... اما معتقدم که حالا که هستم ، یعنی باید باشم! تلاش می کنم مفید باشم... متاسفانه زندگی من به خاطر مشکلات عدیده ی مادی،خانوادگی و حتی شخصی،در شکلی نیست که بتونم قدم های بزرگ و سازنده بردارم... ولی نهایت سعیمو می کنم که لااقل قدم های کوچیکی بردارم. اما صادقانه بگم ، در حال حاضر هیچ انگیزه ای که برام جالب باشه ندارم. فقط سعی می کنم از تمام قوا استفاده کنم. طوری که اگر مُردم بتونم به خدا بگم هرکاری از دستم بر اومد کردم!

    6. نه! من یه تراژدی رو زندگی کردم! متاسفانه از هیچ دوره ی زندگیم راضی نیستم... اما شاکرم، هرچه از دوست رسد نیکوست! ... حسرت خیلییییییی چیزا به دلم مونده... مثلا یکیش اینه که موهام بلند بود!!! هههههه آخه تا 14-15 سالگی مامانم همیشه موهای ما رو کوتاه (کوپ آلمانی) نگه می داشت... برای همینم من از بچگی دچار یه ناامیدی و احساس فقدان زنانگی می کردم!!! ههههههههه اما دوستام همه موهاشون بلند بود! مدام سر کلاس هی کش سرشونو سفت می کردن! هههههه نمی دونید من با چه حسرتی بهشون خیره می شدم!!! ولی بعد از دیپلم دیگه زدم به سیم آخر! و از اون وقت تا الآن موهام بلنده! هرچند کلا از سر شونه به بعد دیگه بلند نمی شه!!! ههههههههههه 10 ساله همین قدریه! ههههههههه

    7. کوثر!!! یه دختر خیلی عاقل و واقع بین! فکر می کنم واقع بین تر از زهرا هستی! زهرا هم مث من در مرز بین خیال و واقعیت گیر کرده!!! ههههههههههه بحران فلسفی به همین می گن!!! ههههههه اما برخلاف ما ، تو خیلی با تعادل به اطراف نگاه می کنی و خیلی راحت تر حقایق رو می پذیری و همین خصیصه در حکم یه ورق ده لو در دستای توئه! کلا کوثر رو خیلی دوست دارم. از اون شخصیت هاست که نه پررنگه نه کمرنگ بلکه یه رنگ ثابت داره که همیشه پس زمینه است و همیشگی.


    8. الف) شکلات/ بستنی/ کیک خامه ای ... شکلات اصلا دوست ندارم. مگه سالی یه بار یه دونه کوچولو با یه فنجون چایی! /... بستنی خیلیییییی دوست دارم. توو یه ظرف بستنی طالبی،انبه،وانیلی،پسته ای و حتما شکلاتی از هر کدوم یه اسکوپ باشه محشره!!! از وقتی خواهرزاده ام رفته بستنی هم تعطیل شده! همیشه با هم می رفتیم پارک ورزش و بعدم بستنی می خوردیم! آخه بستنی هیچوقت تنها حال نمی ده. همیشه باید با یه دوست بستنی خورد./ کیک خامه ای دوست دارم منتها به این شرط که خامه اش زیاد و بیش از حد نباشه حال آدمو به هم می زنه. ولی اگه خامه ش اندازه باشه خیلی دوست دارم. از بین این سه تا بستنی خودمو ترجیح می دم. ایهـــــیم!

      ب) تئاتر/ موسیقی/ نقاشی ... تاتر تنها رو اصلا دوست ندارم. تاتر و موسیقی رو باهم دوست دارم که می شه اپرا!!! عشق من! /اما نقاشی نه! اتفاقا من قشنگ نقاشی می کشم ولی اصلا برام کار مفرحی نیست و خسته کننده ست! انتخاب من موسیقیه... اگه شد با تاتر باشه که محشره ولی تنهاییشم عشقه...

      ج) بارون/ دریا/ باد ... چه سوال ناجوانمردانه ای!!! بین 3 چیز به این زیبایی چطور می تونم؟ بارون برام مظهر عشقه. جون می ده برای شکست خورده ها و بازنده ها. برای تنها مونده ها. برای اونایی که کسی نیست حرفاشونو بشنوه. این طور آدما هیچوقت با چتر زیر بارون نمی رن... تا حالا در عمرم با چتر زیر بارون نرفتم! کلاه سرم می زارم و می رم زیر بارون. پیاده روی زیر بارون+موسیقی / دریا ! دلم خیلی خیلی تنگ شده برای دریا ... چند ساله ندیدمش! انقدر دلم براش تنگه که اگه ببینمش بی شک خودمو توش غرق می کنم!!! هههههههه جواب همه ی سوالا توی دریاست! دریاها خیلی ماجراها به خودشون دیدن! عشق ها،جنگ ها، مرگ ها، فریادها و همه رو در خودشون حل کردن... واسه همینه که می گم جواب همه ی سوالا پیش دریاست.../باد!!! آرزوم اینه که بتونم باهاش سفرکنم. به هیچکس قدر باد حسودیم نشده! چون آزاد ترین مخلوق خداونده... رها ترین... رهایی همیشه آرزوی من بوده و هست. فکر کنم انتخابم باد باشه .

      د) آب/خاک/ هوا/ آتش ... هوا! مسلما انتخابم هوا ست... چون هم نفس توی هواست و هم می شه توو هوا پرواز کرد... زندگی توو هواست. خاک و آتش رو اصلا دوست ندارم. آب رو هم همینطور! من کلا از آب بیزارم! هههههههههه

      ه) صبح/ ظهر/ عصر/شب ... من صبح ها اصلا احساس خوبی ندارم! صبح رو دوست ندارم./ ظهر ها بد نیست!/اما عصر و شب رو خیلی دوست دارم. خصوصا اگه بتونم برم بیرون و قدم بزنم. کلا حداکثر انرژی من ساعت 6-7 عصره! و این زمان در بهترین حالت و کارآیی خودم قرار دارم.

      و) موبایل/ کامپیوتر/ تلویزیون ... انتخابم کامپیوتره! از موبایل و تلویزیون بیزارم!!! واقعا بیزار! هیچ رغبتی براشون ندارم. اما کامپیوتر خیلی بهتره. هرچند اعتیاداوره...

      ز) رفتن به کوهنوردی/ سینما/ خرید... کوهنوردی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه می خوام خودآزاری کنم؟ من با این پادرد حداکثر 1 ساعت می تونم راه برم./ سینما دوست دارم اما فیلمای ماها یکی از یکی پوچ تر،مزخرف تر و در پیت تره!!! اما فیلم کمدی خوب اگه بیاد حتما می رم! / خرید رو دوست دارم! برخلاف اغلب خانوما ، حداکثر از دومین مغازه خریدمو می کنم! بعدشم پشیمون نمی شم و هی از اینجا اونجا قیمت نمی گیرم ببینم ضرر کردم یا نه!!! ههههههههه کلا خیلی زود و خوب خرید می کنم. البته خرید خونه هم با منه. کسبه ی محترم معمولا خیلی با من خوب رفتار می کنن و جنس خوب بهم می دن! خداروشکر خرید کردنم خیلی خوبه! انتخابم هم خریده!

    9. من خودم محتاج نصیحتم!!! اما پیشنهادی که دارم اینه که اگر می خوای کاری کنی،یا چیزی به کسی بگی ، همین امروز وقتشه! شاید فردا خیلی دیر باشه ...

      کوثر جونم خیلییییییییی ممنونم ازت موشی خانوم که اومدی و سوالای به این خوبی پرسیدی! من جواب دادن به سوال رو خیلی دوست دارم!!! هههههههههه منتظرم داغش کنید!!! هههههههههه
    ویرایش توسط lakshemi : Tuesday 5 August 2014 در ساعت 04:51 PM
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  10. 5 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  11. #134
    Brilliant آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    28337
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    سن
    23
    نوشته ها
    1,488
    میانگین پست در روز
    0.41
    تشکر از پست
    2,970
    5,097 بار تشکر شده در 1,457 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 766/4
    Given: 336/1
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    درودی دوباره به خاله لاکشمیِ کبیر !


    1 - نظرتون راجع به Lana Del Rey ؟!



    2 - تو آسمون چی میبینید ؟



    3 - چرا بعضی از آدما دنیاشون خیلی با بعضیای دیگه فرق میکنه ؟ چرا ماها نمیتونیم مثه بقیه الکی خوش باشیم ؟!




    4 - ماشین مورد علاقه ؟!



    5 - انتخاب بفرمایید خاله جون


    گرگ - شیر - ببر

    کادیلاک سویل - سمند - مزدا 3 !

    شیر - آب - قهوه
    پرتقال - آناناس - سیب
    ماه - خورشید - ستاره

    6 - دنیا چیه ؟


    7 - زیباترین اپرایی که تا به حال اجرا شده ؟


    8 - Happy ending یا یه تراژدیِ تلخ و پر معنا و احساسی و اشک درار ؟


    9 - دانشگاه مورد علاقه ؟ (تو کل دنیا تو ایران فرقی نمیکنه ! :دی)


    10 - من چه رنگیَم ؟!


    مرســــــــــــــــــــــ ــــــــــــــی :-*********************

    ! ... Let it go

  12. 5 کاربر برای این پست از Brilliant تشکر کرده اند:


  13. #135
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط Brilliant [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    درودی دوباره به خاله لاکشمیِ کبیر !


    1 - نظرتون راجع به Lana Del Rey ؟!

    2 - تو آسمون چی میبینید ؟

    3 - چرا بعضی از آدما دنیاشون خیلی با بعضیای دیگه فرق میکنه ؟ چرا ماها نمیتونیم مثه بقیه الکی خوش باشیم ؟!

    4 - ماشین مورد علاقه ؟!

    5 - انتخاب بفرمایید خاله جون

    گرگ - شیر - ببر

    کادیلاک سویل - سمند - مزدا 3 !

    شیر - آب - قهوه
    پرتقال - آناناس - سیب
    ماه - خورشید - ستاره

    6 - دنیا چیه ؟

    7 - زیباترین اپرایی که تا به حال اجرا شده ؟

    8 - Happy ending یا یه تراژدیِ تلخ و پر معنا و احساسی و اشک درار ؟

    9 - دانشگاه مورد علاقه ؟ (تو کل دنیا تو ایران فرقی نمیکنه ! :دی)

    10 - من چه رنگیَم ؟!

    مرســــــــــــــــــــــ ــــــــــــــی :-*********************

    دلاااااااااااام دلااااااااااااام گرگک ناز خودم! خوش اومدی !


    1. راستش!!! هوووووووووم! صداش بم و قشنگه ولی از سبک خوندنش خوشم نمیاد... راک/پاپ می خونه. کلا من شعارم اینه در زندگی : یا راک بخون یا پاپ!!! ههههههههه اما صداش قشنگه و خانوم زیبایی هم هست!... البته یه قدری شبیه ادل اودولو می خونه و تقریبا مث همدیگه هم یهوویی معروف شدن ولی خب ادل فرقی که داره اینه که سبکش سول و پاپه... خیلی فرق داره!

    2. شب ها که آسمون می شه یه دریا!!! من عاشق ابرهام و حرکت اونا... گاهی دیدی ابرها چه سریع حرکت می کنن! یعنی حالی می ده نگاه کردن بهشون!!! عاشق ستاره هام هستم! ولی روز ها نمی تونم به آسمون زل بزنم! چون خورشید تخم چشممو در میاره!!! بی معرفت!!! ههههههههههه من یه بار این بخت بلند رو داشتم که تا صبح بیدار بمونم و به اسمون خیره بشم اونم از طبقه ی دهم !!!... وای خدا بزرگترین تجربه ی شخصی زندگیم بود! من موفق شدم که لحظه لحظه ی گرگ و میش ، سپیده و طلوع آروم خورشید رو تجربه کنم! فوق العاده بود... آسمون کاملا بنفشششششش بود... اصلا نمی تونم توصیفش کنم. فقط بگم که من با هشت تا چشم اون لحظات رو ثبت و ضبط کردم...

    3. فکر می کنم کسانی که قدرت ادراک و تمیز بالاتری دارن معمولا در زندگی به مشکل بر می خورن... نمی تونن با هرکسی معاشرت کنن... نمی تونن هرجایی برن و بیان... تحمل آدمایی بی احساس تر از خودشونو ندارن . معمولا در جمع احساس ناراحتی می کنن!!! ولی با همه ی اینا آدما بای به هر شکلی شده با هم مرتبط باشن. آدم باید بتونه با هر جور آدمی کنار بیاد... هرچند سخت باشه... متاسفانه منم توو همچین هچلی گیر افتادم. دور و ورم همه آدمای سفیه الکی خوش پرن! که 4 کلام حرف غیر از غیبت و جفنگ گویی بلد نیستن!!! ههههههه اما چه می شه کرد؟ می سوزم و می سازم !

    4. اصلا دربند این چیزا نیستم!!! ولی از ماکسیما خیلی خوشم میاد. ولی فقط واسه نگاه کردنش نه واسه داشتنش! ههههههه

    5. ببر! چون خیلی وفاداره! ببرها همیشه در هرکاری نفر اول هستن... موفق ترین فوق ستارگان هنری یا علمی اکثرا در سال ببر به دنیا میان!!!

      سمند!!! هههههههه خیلی راحته!!!

      آب!!! از شیر و از قهوه متنفرررررررررررررررررررم!! !! بیزاریم از آب بازم کمتره!!!

      پرتقال!!! از نوع تامسون چاقالو!!! هههههههه

      ماه!!! عاشق ماهم!!!

    6. دنیا محلیست برای سر کار گذاشتن آدم ها!!! هههههههه بی اونکه بدونن آخرش هیچی نیست دور هم می چرخن الکی!!! خدا هم اساسی حالی با ما می کنه!! هههههههه

    7. انتخاب خیلی سخته!!! من کارمن اثر بیژت و دون جوانی اثر موارت رو از همه بیشتر دوست دارم... هم داستان های زیبایی دارند و هم پر از آوازهای خارق العاده اند... توسکا اثر بی نظیر پوچینی رو هم خیلی دوست دارم اما وحشتناک غمگین و گریه داره.
    8. راستش خود من پایان های شاد رو خیلی دوست دارم... اما گاهی تراژدی ها هم تلخ اما با سربلندی تمام می شن... مرگ با عزت هم نوعی پایان شاده... دون کارلوس پایانش تلخه ولی کارلوس سربلند می میره اما مثلا توسکا پایانش بسیار دردناکه... واقعا دردناک... من تحمل پایان های دردناک ریش ریش کننده رو ندارم... اما یه چیزی بدتر از پایان تلخ هست که اصلا دیوونه ام می کنه! اونم اینه که قصه ، ناتموم تموم بشه... مثلا همون رومان اوگنی اونیگین اثر پوشکین ، ناتموم تموم می شه... اونیگین و تاتیانا محکوم شدن به تا ابد در عشق سوختن ! داستان اونیگن ناتموم تموم می شه ... مرگ خیلی بهتر از زندگی تا ابد محکوم به جدایی و سوختن در فراغه... وحشتناک ترین نوع پایان همینه!!! واییییییی خیلی حالم بد می شه... همونطور که پیش تر گفتم بعضی آثار هنری برای من در لیست سیاهن چون برام سلامتیم خطر دارن!!! ههههههه پایان شاد رو ترجیح می دم . بذار حراقل توو قصه ها یه کمی شاد بشیم! هرچند غیرواقعی باشه... هعییییییییی

    9. دانشگاه هنر رم واقع در ایتالیا !

    10. تو؟ نارنجی!!! پویا،پرانرژی،با روح، دنبال جواب هزاران سوال! ههههههههههههه رنگ مورد علاقه ی من! رنگ پرتقال جون!



      مرسییییییییییی زهرا جونممممممممممممم... لطف کردی اومدی. ممنونم از سوالاتت...
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  14. 5 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  15. #136
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    82683
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    سن
    21
    نوشته ها
    24
    میانگین پست در روز
    0.01
    تشکر از پست
    32
    49 بار تشکر شده در 17 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 9/0
    Given: 0/1
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    جالبه که انقدر به هند علاقه دارید!
    راستش من با اینکه دور و برم هندی و بنگالی و خلاصه آسیای شرق زیاده ولی اونقدرا بهشون توجه نکردم! البته اینو بگم که هندیای معمولی واقعا خوشگل و خوشتیپ و خوش هیکل و البته خوش بو نیستن! (البته توهین نباشه! از سنتشون و البته روغن خاصیه که به موهاشون میزننن) این هنر پیشه هاشونن که اونقدر جذابن! ولی باهاتون موافقم که تاریخ و سنت قدیمی و پخته ای دارن! منم به این خاطر فکر کردم پدر یا مادرتون هندین که دوستی دارم که مادرش هندیه و پدرش ایرانی!
    ویرایش توسط violonlover : Wednesday 6 August 2014 در ساعت 10:35 PM

  16. 6 کاربر برای این پست از violonlover تشکر کرده اند:


  17. #137
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط violonlover [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    جالبه که انقدر به هند علاقه دارید!
    راستش من با اینکه دور و برم هندی و بنگالی و خلاصه آسیای شرق زیاده ولی اونقدرا بهشون توجه نکردم! البته اینو بگم که هندیای معمولی واقعا خوشگل و خوشتیپ و خوش هیکل و البته خوش بو نیستن! (البته توهین نباشه! از سنتشون و البته روغن خاصیه که به موهاشون میزننن) این هنر پیشه هاشونن که اونقدر جذابن! ولی باهاتون موافقم که تاریخ و سنت قدیمی و پخته ای دارن! منم به این خاطر فکر کردم پدر یا مادرتون هندین که دوستی دارم که مادرش هندیه و پدرش هندی!
    سلام... بلـــــــه! کاملا همینطوره که شما می فرمایین. خب بیچاره ها تقصیری ندارن... این همه جمعیت،کمبود آب،کمبود سرویس بهداشتی و اصلا خود بهداشت!!! و البته اون روغن های مخصوص که هر صبح بعد از مراسم دعا به سرشون می زنن هم در این مسئله خیلی دخیله متاسفانه ... اما با وجود این همه کمبود، بازم دوست داشتنی اند... ممنونم از نظر ارزشمندت دوست من.
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  18. 4 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  19. #138
    Brilliant آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    28337
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    سن
    23
    نوشته ها
    1,488
    میانگین پست در روز
    0.41
    تشکر از پست
    2,970
    5,097 بار تشکر شده در 1,457 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 766/4
    Given: 336/1
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط v_i_o_l_i_n_i_s_t [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    سلام!
    خاله شما به یکی از کاربرها به عنوان نصیحت گفتید بهتره انگلیسی رو با فارسی قاتی نکنی... ولی خودتون هندی رو با فارسی قاتی می کنید خیلی مواقع!
    قضیه چیه؟ :-)
    حالا دیگه من شدم یکی از کاربرا بچه پر رو ! ؟! :)
    ! ... Let it go

  20. 6 کاربر برای این پست از Brilliant تشکر کرده اند:


  21. #139
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط v_i_o_l_i_n_i_s_t [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    سلام!
    خاله شما به یکی از کاربرها به عنوان نصیحت گفتید بهتره انگلیسی رو با فارسی قاتی نکنی... ولی خودتون هندی رو با فارسی قاتی می کنید خیلی مواقع! قضیه چیه؟ :-)
    سلام محمد جان! آخرین تفنگدار!!!
    من تا این حد هندی نمی نویسم. من فقط یکی دوتا تکیه کلام هندی دارم که گاهی به عنوان سلام یا خداحافظی ازشون استفاده می نمایم.
    اما قاطی جمله یا حرفام نمی کنم... یعنی اصلا اگه بخوام اندازه ی زهرا توو حرفام هندی بنویسم که کلا هیچکس هیچی نمی فهمه!!! هههههههههههههه اما بعضی وقت ها با خودم هندی حرف می زنم!!! ههههههه

    خوشحال شدم دیدمت موشی. زنده باشی.
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  22. 7 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  23. #140
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    85671
    تاریخ عضویت
    Aug 2013
    نوشته ها
    115
    میانگین پست در روز
    0.05
    تشکر از پست
    111
    378 بار تشکر شده در 111 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 185/1
    Given: 208/0
    میزان امتیاز
    7

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    به به مي بينم كه صندلیتون حسابی داغ شده
    تو اين یه هفته ای که از این صندلی خلاص شدم، داشتم سوختگی هامو دوا درمون می کردم ولی هر از گاهی سر می زدم به نت آهنگ.
    واقعیت اینه که قبل از نشستن رو صندلی داغ با خودم کلنجار فکری داشتم و سوالایی که بچه ها پرسیدن هم خیلی شخصیتی بود و بیشتر و بیشتر منو تو کلنجار فرو برد

    any way حالا اومدم که کمی تا قسمتی سوال پیچت کنم لاکی جون

    1- اولین سوالی که ازت دارم مربوط میشه به حرف خودت که گفتی فکر می کردی منو خوب می شناسی اما بعد از اینکه رو صندلی داغ نشستم متوجه شدی که منو نمی شناسی و با توکتم جدیدی رو به رو شدی. حال بگو ببینم این توکتم جدید رو چطوری تحلیل می کنی و چه احساسی نسبت بهش داری؟؟؟ (این سوال خیلی مهمه دقیق جواب بده )

    2- دومین سوال بر میگرده به خودت، خودت رو چطوری تحلیل می کنی ؟ عایا از آدمی که بودی با تمام شرایطی که داشتی راضی هستی عایا؟

    3- اگه خودت می تونستی انتخاب کنی که تو چطور خانواده ای زندگی کنی؟ چه نوع خانواده ای رو انتخاب می کردی؟

    4- اگه به نظریه تناسخ اعتقاد داشتی دوست داشتی دوره بعدی زندگیت چجور زندگی ای داشتی؟ و با توجه به اینکه در نظریه تناسخ اگه آدم خوبی باشی در زندگی بعدیت زندگی بهتری خواهی داشت و اگه آدم بدی بوده باشی تو زندگی بعدیت نزول می کنی و زندگی بدتری خواهی داشت فکر می کنی تو زندگی بعدیت صعود می کردی یا سقوط؟؟؟ با دلیل بگو

    5- پایه جهان رو چطوری می بینی عایا خدا رو یه خدای ساعت ساز می دونی که یه ساعت بزرگ ساخته و بعدش می شینه و اتفاقات و جریانات رو نظارت می کنه یا خدارو بزرگ مهربونی می بینی که نشسته و تک تک اتفاقاتی که میوفته رو برنامه ریزی کرده؟

    6- عایا به نیمه گم شده اعتقاد داری؟ و اگه آره عایا فکر می کنی می تونی نیمه گم شده خودت رو پیدا کنی؟ و اگه پیداش کنی و نتونی در کنارش باشی چیکار می کنی؟

    فعلا همینقد سوال پیچ شدن واست کافیه
    باشه تا بعد

  24. 5 کاربر برای این پست از Toktam_N تشکر کرده اند:


  25. #141
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط Toktam_N [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    به به مي بينم كه صندلیتون حسابی داغ شده
    تو اين یه هفته ای که از این صندلی خلاص شدم، داشتم سوختگی هامو دوا درمون می کردم ولی هر از گاهی سر می زدم به نت آهنگ.
    واقعیت اینه که قبل از نشستن رو صندلی داغ با خودم کلنجار فکری داشتم و سوالایی که بچه ها پرسیدن هم خیلی شخصیتی بود و بیشتر و بیشتر منو تو کلنجار فرو برد any way حالا اومدم که کمی تا قسمتی سوال پیچت کنم لاکی جون

    1- اولین سوالی که ازت دارم مربوط میشه به حرف خودت که گفتی فکر می کردی منو خوب می شناسی اما بعد از اینکه رو صندلی داغ نشستم متوجه شدی که منو نمی شناسی و با توکتم جدیدی رو به رو شدی. حال بگو ببینم این توکتم جدید رو چطوری تحلیل می کنی و چه احساسی نسبت بهش داری؟؟؟ (این سوال خیلی مهمه دقیق جواب بده )

    2- دومین سوال بر میگرده به خودت، خودت رو چطوری تحلیل می کنی ؟ عایا از آدمی که بودی با تمام شرایطی که داشتی راضی هستی عایا؟

    3- اگه خودت می تونستی انتخاب کنی که تو چطور خانواده ای زندگی کنی؟ چه نوع خانواده ای رو انتخاب می کردی؟

    4- اگه به نظریه تناسخ اعتقاد داشتی دوست داشتی دوره بعدی زندگیت چجور زندگی ای داشتی؟ و با توجه به اینکه در نظریه تناسخ اگه آدم خوبی باشی در زندگی بعدیت زندگی بهتری خواهی داشت و اگه آدم بدی بوده باشی تو زندگی بعدیت نزول می کنی و زندگی بدتری خواهی داشت فکر می کنی تو زندگی بعدیت صعود می کردی یا سقوط؟؟؟ با دلیل بگو

    5- پایه جهان رو چطوری می بینی عایا خدا رو یه خدای ساعت ساز می دونی که یه ساعت بزرگ ساخته و بعدش می شینه و اتفاقات و جریانات رو نظارت می کنه یا خدارو بزرگ مهربونی می بینی که نشسته و تک تک اتفاقاتی که میوفته رو برنامه ریزی کرده؟

    6- عایا به نیمه گم شده اعتقاد داری؟ و اگه آره عایا فکر می کنی می تونی نیمه گم شده خودت رو پیدا کنی؟ و اگه پیداش کنی و نتونی در کنارش باشی چیکار می کنی؟فعلا همینقد سوال پیچ شدن واست کافیه باشه تا بعد

    سلام از بنده ست توکی خانوم... راه گم کردی؟بالاخره اومدی! خیلی پیشتر و بیشتر توقع داشتم بیای برای انتقام!!! ههههههههههههه




    1. راستش من فکر می کردم که تفکرات،علایق و باورهای ما با هم همراستا باشه ولی من یه توکتم متفاوت رو پیدا کردم. توکتمی که خیلی محکمه، حتی گاهی قلبش رو نادیده می گیره. توکتمی که خیلی زود با شرایط جدید کنار میاد و خیلی خاکشیر مزاجه. توکتمی که از احساساتی شدن خودداری می کنه. یه جورایی ترجیح می ده از هرچیزی که احساساتش رو قلقلک بده دوری کنه. شاید برای اینکه دل نازکه! تازه این توکتم جدید برخلاف من حیوانات ناز رو دوست نداره!!! خدایی خودت بگو لنگه کفش حقت هست یا نه؟! هههههههههههههههه

    2. با توجه به شرایط ، وضعیت ، امکانات و موقعیت هایی که من داشتم فکر نکنم می تونستم بهتر از اینی که هستم بشم! این به این معنا نیست که از خودم راضی هستما ولی با توجه به شرایطم هرکاری تونستم کردم.

    3. صادقانه بگم! نه! خانواده ای رو انتخاب می کردم که بچه هاشونو برای رسیدن به اهدافشون تشویق و ترغیب کنن . ولو اگر ثروتمند هم نباشن! مهم اینه که همراه و همدل بچه ها باشن. تشویق، نقش مهمی در موفقیت بچه ها داره. پدر و مادرم متاسفانه خیلی آدمای گرفتاری بودن. تقصیری هم نداشتن... دور و ورشون پر از دردسر بود ...

    4. به تناسخ اعتقادی ندارم. در این مورد فقط خود حضرت دوست می دونه که من لایق عروجم یا سقوط... امیدوارم که از عروج کنندگان باشم و یه رتبه بالاتر برم. اما ذاتا از اون دسته آدمایی هستم که خودمو همیشه گناهکار می دونم. حتی کوچکترین کوتاهی ها و گناهانم رو فراموش نمی کنم و هرگز نمی تونم خودمو ببخشم. خودمو به خاطر گناهانم مدام شماتت می کنم و مستحق عزاب می دونم. به یه جور مرض „مقصر دانستن خود” مبتلام! بنابراین اگه من بخوام جوابتو بدم حتما به شکل موجود پست تری به دنیا میام! اما ترازوی خدا جور دیگریست... خدا آمرزنده و مهربونه...

    5. سگ می خوابه توو سایه ی دیوار،فک می کنه سایه ی خودشه!!! هههههههه آه! امان از این انسان حقیر که فک کردن می تونن همه چیز حتی ولی نعمت خودشونم زیر سوال ببرن!!! از این تئوری متنفرم!!! نظریه ی ساعت ساز نابینا معتقده که خداوند جهان رو خلق کرده و بعدش به حال خودش رها کرده چون جهان بعد از آفرینش دیگه نیازی به او نداره و خود به خود قادر به کار کردنه! عین ساعتی که برای کار کردن به ساعتسازش نیاز نداره!!! نمی دونم این ابله ها قبل از این افاضات فضل، چرا یه سری به زندگی گذشتگان نمی زنن؟ خیلیییییییی بزرگ تر و دم کلفت تر از اینا بودن که ادعا می کردن خدا وجود نداره یا ناتوانه و ... از نمرود قدرتمند تر داریم؟ او رفت بالای بلند ترین برج ها و تیری به آسمان ها شلیک کرد تا خدا رو بکشه!!! هههه اما همون موقع یه مگس کوچولو اومد و رفت توی دماغش و از دماغش هم رفت توی مغزش!!! نمرود از وز وز این مگس توی سرش دیوانه شد!!! اگه خدا جهان رو به حال خودش رها کرده پس چطور و با چه اراده ای یک مگس!!! یک مگس کوچیک و حقیر تونست نمرود به این عظمت رو از پا دربیاره؟؟؟؟؟ هههههههههههه می گن جهان مث ساعته! چون ساعت مظهر دقته! اما ایا ممکن نیست ساعت بی دلیل یهو از کار بیفته؟؟؟؟ شاید باورت نشه توکی، اما همین الآن که داشتم این جملات رو تایپ می کردم کامپیوترم بی علت یهو خاموش شد!!! سبحان الله!!! من هنوزم هنگم!!! خدا شاهدش رو هم برام از غیب فرستاد!!! خدایی که ساعت ها با اراده ی او کار می کنن... قلب ها با اراده ی او می تپند و شب و روز با اراده ی او می آیند و می روند ... من از این دست تجربیات ، بسیار دارم! خدا خیلی به من درس می ده! خیلی! اجازه بده هرچند که زیادی ور ور کردم ولی با این خاطره ثابت کنم که خدا ، ساعت ساز نابینا نیست! یه روز رفته بودم برای خرگوشکام یونجه بخرم. پلاستیک یونجه ها جای دست نداشت. منم یه فکر کاملا چارپایانه کردم!!! یه درخت خشکیده کنار خیابون دیدم و بالای پلاستیک یونجه رو فشار دادم توی شاخه ی خشک اون درخت که یه کم سوراخ شه و بتونم راحت دستم بگیرم. یک باره نمی دونم چطوری تعادلم به هم خورد و شاخه ی درخت دستمو به شدت برید و تازه پلاستیک رو هم کاملا پاره کرد!!! من همون موقع فهمیدم از کجا خوردم!!! فهمیدم که اون درخت هم خدایی داره! حتما از اینکه شاخه اش رو فشار دادم دردش اومده بود! و خداش انتقامشو گرفت!!! خدا رهاش نکرده بود! تنهاش نگذاشته بود! حتی یک درخت بی قدرت که از اون مگس هم ناتوان تر بود رو به حال خودش نگذاشته بود! ازش در برابر من چورداهه حمایت کرد! جای اون زخم هنوز روی سر مفصل انگشتم مونده! اسمشو گذاشتم „انتقام درختی” ... هیچوقت اون درس یادم نمی ره چون ثابت می کنه خدایی که حتی کوچکترین مخلوقاتش رو در همه حال حفظ می کنه نمی تونه ساعت ساز نابینا باشه... من از این درس ها زیاد گرفتم...

    6. معلومه که اعتقاد دارم! خدا همه ی ما رو با جفتمون آفرید! اما ماها توو این دنیای شلوغ جفتمونو گم کردیم... خیلی ها موفق می شن پیداش کنن ولی اکثرا نمی تونن... از خدا که پنهون نیست، از شما چه پنهون، منم یه مرد رویایی برای خودم دارم... نخندی ها! وقتی 10-11 سالم بود پیداش کردم!



      „هرکول” !!! مردی که خیلی قدرتمنده و همون قدر هم احساساتی و پاکدل ... مردی که به خاطر عشقش حتی حاضر می شه از خودش بگذره! هه رام! آره نیمه ی گمشده ی من هرکوله! هیچکس برای من هرکول نمی شه! جدی می گم! ولی حداقل مطمئنم توو ایران که همچین آدمی پیدا نمی شه! شاید یه جایی دیگه از این زمین منتظر من باشه!!! هه رااااااااام! منم چون پاسپورت ندارم بنابراین فکر نکنم بتونم پیداش کنم!!! البته همونطور که از اسمش پیداست مرد رویایی توو واقعیت پیدا نمی شه! جاش توی همون رویاست! ههههههههه اگه نتونم هیچوقت پیداش کنم، غصه می خورم ولی همیشه بهش افتخار می کنم چون حداقل توی رویاهای من مرد بی نظیر و محشریه!!!



    زکـــــــــی!!! فک کردی به همین راحتی من می سوزم؟؟؟؟ من یه بار موقع بچگی سوختگی رو تجربه کردم! الآن دیگه پادتن سوختگی دارم!!! هههههههههههههه اصلانشم این صندلی داغ نیست!!! به هرحال ممنونم از اینکه اومدی توکی جون... دوستت دارمممممممممممممممم موشی.
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  26. 6 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  27. #142
    FMETAL آواتار ها
    مسئول بخش های راک و متال - جز و بلوز

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش های راک و متال - جز و بلوز
    شماره عضویت
    82018
    تاریخ عضویت
    Jul 2013
    سن
    54
    نوشته ها
    1,300
    میانگین پست در روز
    0.53
    تشکر از پست
    4,751
    4,621 بار تشکر شده در 1,188 پست

    شبکه های اجتماعی من

    Follow FMETAL On Twitter Add FMETAL on Facebook
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 955/32
    Given: 2,256/5
    میزان امتیاز
    8

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط lakshemi [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    زکـــــــــی!!! فک کردی به همین راحتی من می سوزم؟؟؟؟ من یه بار موقع بچگی سوختگی رو تجربه کردم!
    خوب همین الانه برای من یه سوال پیش اومد. کجا سوخته؟ چرا سوخته؟ میزان سوختگی چقدر بوده؟ آیا بوی سوختگی هم به مشام رسیده بوده یا نه؟


    مرسی‌.
    Whatever Life throws at you, PLEASE don't Cry & Bitch about it. Either take it like a MAN, or DUCK your F*#@ing head down!!! - F. Metal The Great
    Rockers Nation


  28. 4 کاربر برای این پست از FMETAL تشکر کرده اند:


  29. #143
    lakshemi آواتار ها
    مسئول بخش گوناگون موسیقی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش گوناگون موسیقی
    شماره عضویت
    23680
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    31
    نوشته ها
    2,269
    میانگین پست در روز
    0.61
    تشکر از پست
    3,105
    9,469 بار تشکر شده در 2,269 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    7 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1,579/59
    Given: 1,129/21
    میزان امتیاز
    13

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    نقل قول نوشته اصلی توسط FMETAL [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    خوب همین الانه برای من یه سوال پیش اومد. کجا سوخته؟ چرا سوخته؟ میزان سوختگی چقدر بوده؟ آیا بوی سوختگی هم به مشام رسیده بوده یا نه؟

    مرسی‌.
    سلاممممممم خان داداش عزیز خودم! جای سعادته که بالاخره یه سوال درباره ی من در ذهن شما ایجاد شد!!! چند ماهی از دو سالگیم می گذشته که یه روز ، وقتی تازه راه افتاده بودم. دویدم و رو میزی رو چنگ زدم و کشیدم پایین... روو میز چی بود؟؟؟ یه کاسه شوله زرد داغ داغ... خب حدس زدنش کار سختی نیست که کاسه برگشتن همانا و صورت و دست من به شدت سوختن همان ... پوست و گوشتم کنده شده بود ... مامانم می گفت که توو راه بیمارستان همش گریه کرده و با بابام دعوا می کرده. چون فقط چند دقیقه منو سپرده بوده دست او که ازم مراقبت کنه و این فاجعه بار اومد... خلاصه من به شدت سوختم... بمیرم برای خودم ... شوله زرد حتما می دونید از غذاهای مشابهش خیلی داغ تره و سوختگی باهاش فجیع تر. خوشبختانه توی چشمم نریخت... روزگار همون اول کار ما رو سوزوند که جزغاله شدن های بعدی زیاد برام ناگوار نباشه!!! ههههههههههه صورتم خداروشکر خوب شد ولی دستم نه... جای سوختگی ها برای ابد باقی موند روی دستم... خیلی هم قابل توجهه... اینم از این ...

    ممنونم خان داداش جان... لطف کردین.
    دوغ بالا بود و پایین، ماستی - قصـــــــــه ی بی عشقی ما ، راستی
    هوش آ ای قلبک نالان مـن - ای دل من مُـــــــــــرد هرچه داشتی
    در ته این قصــه ی بی انتها - حق به برحق می رسیـد ای کاشکی
    زیر بار بی کسی های تو آه - چار دستت هم شکستـه لاکش/می

  30. 7 کاربر برای این پست از lakshemi تشکر کرده اند:


  31. #144
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    85671
    تاریخ عضویت
    Aug 2013
    نوشته ها
    115
    میانگین پست در روز
    0.05
    تشکر از پست
    111
    378 بار تشکر شده در 111 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 185/1
    Given: 208/0
    میزان امتیاز
    7

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    دوباره سلام

    1- اسم بابا و اسم مامانتو بگو و بگو کدومو بیشتر دوس داری؟؟

    2- بگو همین الان دوست داری کجا باشی؟ کاملا توصیفش کن

    3- عایا عاشق یه آدم تو دنیای واقعی شدی؟؟ نگو مامانم و بابامو غیره

    4- ازون آدمایی هستی که خوبی و بدی آدمارو جبران می کنی یا ازون آدمایی که حتی بدی دیگرانو می بخشن؟؟؟

    5-عایا وقت عکس منو دیدی با تصوراتت از چهره من منطبق بود؟؟؟

    6- تا حالا تو زمستون زمانی که زمین یخ زده است جلو یه عالمه آدم سر خوردی محکم بخوری زمین؟؟؟ اگه آره چه حسی داشتی و چطوری صحنه رو ترک کردی؟؟؟؟

    7- تو آزمون رانندگی بار چندم قبول شدی؟

    8- تو مدرسه بچه زرنگ بودی یا نه؟ کمترین نمره ای که گرفتی چند بود و چه درسی؟

    9- اگه تو خیابون یه پسر جوونو که سر و وضعشم خوب نیس ببینی که داره از ته دل گریه می کنه عایا میری جلو ازش بپرسی که دلیل گریه اش چیه تا اگه تونستی بهش کمک کنی؟؟

    حالا همینارو جواب بده تا بعد ببینیم اگه زنده موندیم دوباره بیایم سراغت

  32. 5 کاربر برای این پست از Toktam_N تشکر کرده اند:


صفحه 9 از 11 نخستنخست ... 567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •