تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 17 به 22 از 22

موضوع: تاپیک دوستداران فریدون فروغی

  1. #17
    Leon آواتار ها
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    726
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    نوشته ها
    1,907
    میانگین پست در روز
    0.40
    تشکر از پست
    960
    7,752 بار تشکر شده در 1,683 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 18/9
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    15

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    (فریدون فروغی تنها ترین یار دبستانی)

    برخیز با یار دبستانی یار شو
    بگریز از شبُ بیدار شو
    منصور شو تنها شو بردار شو
    این شهر پُر از تاریکیست
    خورشید شو، آماده‌ی پیکار شو
    اما ترانه يار دبستاني در فيلم از فرياد تا ترور جايگاه خاص و ويژه اي دارد. به همين دليل آن بخش هايي را كه ترانه با آواي جاوداني فريدون فروغي در فيلم همراه است را در اين نوشتار مي آوريم. انتخاب آواي عصياني و شب شكن فروغي براي اجراي اين ترانه از آنجاست كه فروغي چه در آن دوران و چه قبل از آن يك چهره‌ي كاملا انقلابي ست و ترانه هاي اعتراضي بسيار تند و زيبايي را مانند سال قحطي، ياران، بت شكن و چند كار ديگر را در كارنامه ي خود دارد كه البته براي اجراي آنها با دردسرهاي بزرگ كوچك از جانب حكومت وقت مواجه شد. به همين خاطر وقتي آواي انقلابي و جاوداني فريدون با ترانه‌ي ماندگار منصور تهراني همراه مي شود هويت ترانه شكل كاملا اعتراضي به خود مي‌گيرد و حس خفته در قلب واژه ها با آواي فريدون جان مي‌گيرند و هر كدام به مبارزه با ديوار ها و پرده هاي ايستاده در برابر ياران دبستاني مي روند. وقتي ياران دبستاني در فيلم در نهايت خواري و بدبختي به خاطر گرفتاری در دام اعتياد جان مي‌كَنَند و البته اين صحنه در فيلم به صورت مستند گرفته شده، فريدون مي خواند:
    حك شده اسم من و تو رو تن اين تخته سياه تركه ي بيداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
    در صحنه‌اي ديگر كه باز هم جامعه‌اي نشان داده مي شود كه در كنار خيابان زندگي مي‌كنند و تا گردن در لجن اعتياد غوطه ورند از جوانان كم سن و سال گرفته تا پيرمردهايي كه ديگر هيچ چيز براي از دست دادن ندارند. در همين صحنه باز هم بغض فريدون است که فرياد می‌کند.
    دست من و تو بايد اين پرده ها رو پاره كنه
    كي مي تونه جز من و تو درد ما رو چاره كنه
    يار دبستاني من با من و همراه مني
    چوب الف بر سر ما بغض من و آه مني
    یار دبستانی را چند نفر دیگر بجز فروغی اجرا کردند اما اجرای فروغی به ویژه بر روی فیلم از فریاد تا ترور شکل و فضای خاصی به ترانه می‌دهد چنان که در برخی از صحنه های فیلم که آوای فریدون، یار دبستانی را فریاد می‌کند (صحنه های مستند اعتیاد و زوال جوانان) به نوعی به خونخواهی از هزاران جوانه‌ی گرفتار در زهر اعتیاد برمی‌خیزد که بی رحمانه سلاخی شده‌اند و فریاد فریدون شاید به دیوارهای زخیم سران دربار برخورد و خوابشان را آشفته می‌کرد. زیرا همانطور که او در بعضی از دستنوشته‌هایش اشاره کرده با آگاهی کامل می دانسته دام را چه کسانی و برای چه گسترده‌اند و از آنجا است که یار دبستانی با آوای فریدون فروغی مانیفست یک خواننده می شود در برابر بزرگانی بر قامت اهریمن.
    در آخر يار دبستاني با آواي فريدون فروغي گلوله‌اي بود كه به قلب تاريك حاكمان استبداد و استعمار انساني شليك شد. چرا كه عامل بدبختي و اعتياد جامعه همانا حكومت وقت بود و...

    تاریخچه

    ياران دبستاني سال 1358نوشته بر تخته سیاه
    قصه‌ی ویرانی ما
    گمشده تو شب سکوت
    یار دبستانی ما()


    سال 1358 و قريب به چهار ماه از پيروزي انقلاب مي گذرد. نامه ي سرنوشت يك خلق در چهارچوبي به نام قانون اساسي توسط چهار حقوقدان برجسته و طراز اول تنظيم مي شود. چهار ماه بعد كه هنوز جوهر سياهه خشك نشده، يكي از رهبران طراز اول انقلاب نقدي مفصل بر آن مي‌نويسد. لانه‌ي جاسوسي توسط انجمن هاي اسلامي دانشجويان فتح مي‌شود. گروهك‌هاي ريز و درشت با گرايشات اعتقادي و ايدئولوژيك متفاوت در همه جا به چشم مي‌خورند. هنوز كشور به امنيت كامل نرسيده. ترور شخصيت هاي برجسته، بمب گذاري ها، حركت هاي تند حزبي نظير سوزاندن جسد عضو قديمي گروهك مجاهدين توسط مجاهدين ماركسيست شده و ظهور روشنفكراني با تحليل ها و تئوري ها هوشمندانه مانند بيژن جزني، فعاليت هاي گروه هاي مختلف از فرقان گرفته تا ليبرالهاي از بند رها شده، از تكنوكرات هاي چپ جوان گرفته تا دكتر پيمان و ...
    اين فضاي سال 1358 است. سالي كه 12 ماه پيش از آن ياران دبستاني دست در دست هم با ايمان و اعتقادي يك دست به پا خواستند و به اميد آرمان شهري با روزهاي پر اميد و شب هاي درخشان از مهتاب يگانگي و وحدت سينه ها را در برابر گلوله ها ديوار كردند تا خونشان شهادت نامه‌ي آرمانشان باشد و به پا خواستن يك خلق براي هميشه در قلب سرخ اين خاك جاودانه شود. آري ياران دبستاني ديروز پرچم داران انقلاب امروز بودند. ياران دبستاني كه دست در دست هم سرود فتح فردا را مي خواندند و شانه به شانه‌ي يكديگر به قربانگاه مي‌رفتند. دوراني كه اعتراض خود به تنهايي يك دانشگاه بود و بُعد وسيعتري از يك فرياد كه به شكلي تمامآً گروهي و ملي تعميم يافته بود. اعتراضي كه ديگر سرب و تازيانه هم نمي توانست آن را مهار كند، چرا كه دانشجويان اين دانشگاه درس هاي خويش راه زيرزمين هاي تاريك در خطوط سرخ از خون شب‌نامه‌ها و اعلاميه‌ها خوانده بودند و امتحانشان را در بستر حادثه ها و گريز از بن بست ها و شكنجه در پشت ميله هاي آهنين پس داده بودند. آري آنان از مرگ نمي هراسيدند و با ترس بيگانه بودند كه در ذهنشان تنها واژه‌ي آزادي بود و در قلب شان ايمان.
    سال 58 ايران زمين در يك گردنه‌ي تند سياسي و تاريخي قرار گرفته بود. در همين سال است كه مردم درد كشيده و جان در گرو اعتقاد گذاشته، چشم اميد به سوي نوع بي قيد و شرط دموكراسي دارند، دموكراسي كه هندسه‌ي آن را عدالت، آزادي و قانونمندي ساخته باشد و در چهار چوب آن رسانه ها و مطبوعات، شاعران، سينماگران و تمامي جامعه‌ي هنر و فرهنگ نيز سهمي از آن هرم مقدس را داشته باشند. در همين روزهاست كه ترانه يار دبستاني من بر روي فيلم از فرياد تا ترور ساخته مي شود. هر چند فيلم بعد از چند هفته اكران ديگر اجازه‌ي پخش نمي يابد و آواي فريدون فروغي هم بر روي فيلم بايكوت مي شود.
    آوايي كه براي اولين بار يار دبستاني را فریاد كرده بود ممنوع الصدا شد.
    اما با پايان كار فيلم از فرياد تا ترور، ترانه يار دبستاني تولدي دوباره مي‌یابد. گويا اين ترانه تاريخ مصرف ندارد و تا زماني كه يك ملت به حقوق از دست رفته اش اعتراض كند و فرياد آزادي خواهي سر دهد، يار دبستاني با آنها خواهد بود و در كنار آنها براي شكستن تركه‌ي بيداد و ستم ترانه‌ي يگانگي سر خوا هد داد. همانطور كه يك خلق در برابر يك حكومت حقوق از دست رفته‌اش را طلب كرد و به بهاي خون‌ها و پيكرهاي مثله شده در غروب پر از فرياد 57 به حق خود رسيد. شايد تولد يار دبستاني كه در سال 58 در ذهن سراينده جرقه مي‌خورد را بايد سالها پيش در بن بستها، شكنجه ها، اعدام‌ها و ساير مبارزات و جريانهايي كه درسطرهاي بالا اشاره شد، جستجو كرد. چرا كه مفهوم و پيام ترانه ريشه در اعتراض به گذشته‌اي پر از ظلم و استبداد و اختناق دارد. آن جا كه مي خواند:
    حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
    ترکه‌‌ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
    دشت بي‌فرهنگي ما هرز تموم علفاش
    خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دلاي آدماش
    شايد دشت پر از هرزه علف ها كه در بي باوري و بي فرهنگي يك نسل شكفته اند تنها و تنها با داس آگاهي و خود باوري ما ريشه كن شود و بذر شكفتني با غرور را دستان خسته‌ي تو، دستان دربند من در دشت پر از فرياد اين خاك بكارد.
    . . . و اما آغاز دوباره‌ی این ترانه را به هنگامی تازه‌تر و نه از دهان رسانه ها، که این بار از زبان توده ها می‌شنویم.
    آري رويش دوباره يار دبستاني در باغچه‌ي خونين كوي دانشگاه 78 بود. وفتی كه از قشرهاي مختلف جامعه از كاسب بازار گرفته تا روشنفكرهاي كروات زده با هم اين ترانه را فریاد کردند. از آن پس این ترانه جايگاه مردمي تر و با اهمیت تری از گذشته پيدا كرد.
    شبانگاه 18 تیر سال 1382 یاد و خاطره‌ی کوی دانشگاه در همه جا حس می‌شد ناگهان خانه‌ی نخستین خواننده‌ی یار دبستانی پایگاه جوانانی می‌شود که ترانه را با هم و یک صدا فریاد می‌کنند.
    حالا ديگر ترانه تبديل به سرود ملي همه‌ی اعتراض ها و اعتصاب ها شده بود، يار دبستاني در تيتر شب نامه، يار دبستاني در زمزمه هاي محافل سياسي، يار دبستاني در قلب دانشگاه و يار دبستاني ناگهان در برنامه تبليغاتي آقاي رئيس جمهور كه به گونه‌ی خود، آغاز دولتی شدن این ترانه‌ی مردمی بود. البته در سال 85 اين ترانه از صدا و سيما پخش شد كه شايد هدف از بين بردن حساسيت ها و نوع استفاده از ترانه در گذشته بود. اما اين ترانه همچنان در جايگاه حماسي و آزادي خواهي خود قرار دارد و آخرين ضربه را در فيلم ضعيف و پر فروش اخراجي ها شاهد بوديم‌ (ياور تخریب‌چی من). و این نه به آن معنا كه با سنگر و جبهه مخالفيم، كه اين دو واژه در بالاترين جايگاه ارزشي براي هر ايراني قرار دارد. مشكل نوع برخورد با يك ترانه و استفاده‌ي نادرست از آن در يك كار هنري ست.
    ای کاش دوستان می دانستند كه يار دبستاني جيغ بنفش نيست كه از آن استفاده‌ي تبليغاتي شود.

    بخشی از گفتگو با منصور تهرانی درباره‌ی ترانه‌ی یار دبستانی برگرفته از پایگاه : هنر و موسیقی

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

    کلیپ های تصویری به صورت : FILM

    • <LI dir=rtl>
      [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


      <LI dir=rtl>
      [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


      <LI dir=rtl>
      [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


      <LI dir=rtl>
      [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


      <LI dir=rtl>
      [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    • [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] <<<<<

    کوروش آريانا
    ویرایش توسط Leon : Tuesday 20 May 2008 در ساعت 09:24 AM

  2. 5 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند:


  3. #18
    Leon آواتار ها
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    726
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    نوشته ها
    1,907
    میانگین پست در روز
    0.40
    تشکر از پست
    960
    7,752 بار تشکر شده در 1,683 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 18/9
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    15

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    Feridoon Forooghi
    DO TA CHESHME
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    Feridoon Forooghi
    Zendooneh Del
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    Feridoon Forooghi
    TANGNA
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

  4. 2 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند:


  5. #19
    Leon آواتار ها
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    726
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    نوشته ها
    1,907
    میانگین پست در روز
    0.40
    تشکر از پست
    960
    7,752 بار تشکر شده در 1,683 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 18/9
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    15

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    به بهانه هشتمین سال خاموشی فریدون فروغی



    شامل : مختصری در باره فریدون فروغی - سخن دیگران درباره فریدون - ترانه ای از فریدون که هرگز پخش نشد و گزارشی از مراسم یادمان فریدون










    13 مهرماه 1380 «فریدون فروغی» خواننده مطرح پاپ ایران، پس از سال ها گوشه نشینی و سکوت، در خانه پدری اش درگذشت. در آستانهء هشتمین سال خاموشی این خواننده محبوب، نظرات چند فعال عرصه موسیقی درباره او را می خوانید. با این توضیح که یادداشت های زیر در تازه ترین شماره ماهنامه «نسیم هراز» به چاپ رسیده است.

    از پنجه‌ء تقدیر من کی رهایم؟

    فریبرز لاچینی (آهنگساز)- فریدون اولین کارهایش را با من شروع کرد. یادم می‌آید که در «متل قو» گیتار می‌زد. از او دعوت کردم که وارد گروهی که داشتم بشود.
    سال‌های ابتدایی فعالیت‌اش شدیداً تحت تاثیر «فرهاد» بود و سعی می‌کرد مثل او بخواند، اما «ری‌ چارلز» را هم بسیار دوست داشت؛ یک جورهایی فرهاد و ری‌چارلز الگوهایش بودند. تشویقش می‌کردم که سراغ صدای خودش برود و مثل خودش بخواند، نه مثل هیچ‌کس دیگر؛ که این اتفاق هم افتاد و توانست از خوانندگان صاحب سبک موسیقی ما باشد.
    بعدها هم که ترانه «آدمک» را در یکی از فیلم‌هایم اجرا کرد. فریدون از دوستان خیلی خوب من بود. سال‌های آخر ندیده بودمش ولی دورادور با هم در تماس بودیم. متاسفانه من ایران نبودم و او هم روزهای دلگیری را می‌گذراند. احساس تنهایی می‌کرد و صدایش بی‌صدا مانده بود. بعد از 15 سال عدم فعالیت، به همت «عباس منطقی» (تهیه‌کننده) قرار شد فعالیت‌های مشترکی را شروع کنیم و برای همین چندبار به اتفاق هم به ارشاد رفتیم تا مجوز فعالیت فریدون را بگیریم. روزهایی را به‌خاطر دارم که سر ذوق آمده بود و کارهایش هم در مسیر قانونی در حال انجام شدن بود تا بتواند مجوز فعالیت بگیرد. اما عمرش کفاف نداد و به ابدیت پیوست.

    دلم از خیلی روزا...

    حمید حامی (خواننده)- تعصب به‌جا و معقول در هنرمندان قدیمی و احترام به گذشته‌ها و بزرگان، یک اخلاق نیکوست که در ابتدا باید عادت اهل هنر باشد و سپس همه‌گیر جامعه‌ء هنردوست و مردم شود. هنرمندانی که برای شکل‌گیری شخصیت و احساس ما از تک‌تک سلول های اندام‌شان دریغ نکردند.
    فریدون فروغی بزرگی از گذشته، از نسل پیشین ماست که به سان فرهاد و مازیارها، فانوس به دست نامدار ادب و عاطفه و هنر و فرهنگ نسل‌هاست. او نیز چون تمامی نغمه های خفته در خاک، خواب نیست؛ بلکه با صدای عشق، تا همیشه، ثانیه به ثانیه و دم به دم اسطوره‌ء بیداری‌ست.
    گمانه‌زنی و درخواست «کیومرث پوراحمد» برای حضور ایشان به عنوان بازیگر در فیلم «گل‌یخ»، از داستان‌های جالب در تولید این فیلم و قبل از کلید خوردن آن بود؛ که در صورت عملی شدن این پیشنهاد، حضور تصاویر او امروز اثری بود ماندنی. و افسوس که عدم حضور ایشان در فیلم مذکور، این فرصت را از متعصبین و طرفداران او گرفت.
    بازخوانی یکی از ماندگارترین ترانه های او (که به درخواست کیومرث پوراحمد و نیز «فردین خلعتبری» در فیلم گل‌یخ و در کنار دیگر ترانه‌های ماندگار قدیمی، به من واگذار شد) مورد اقبال عمومی قرار گرفت. اگرچه در مقابل، تعدادی از متعصبین این خواننده با بازخوانی ترانه های او توسط من مخالفت کردند، اما در نهایت عموم مردم و مخصوصاً اهالی موسیقی به گوش جان و با رضایت کامل به شنیدن آن نشستند. من امروز از حادثه‌ء این افتخار، از اتصال به اسم فریدون فروغی و از اینکه یکی از فانوس‌داران زنده نگه داشتن اسم این هنرمند بزرگ هستم، خوشنودم.
    از فریدون فروغی، فریدون فروغی و از فریدون فروغی همین بس که «دلم از خیلی روزا با کسی نیست... »

    همدم تنهایی های من

    حسین زمان (خواننده)- آنچه مسلم است، نام هنرمندان بزرگی مانند فریدون فروغی هیچگاه از یاد و خاطره ما خارج نخواهد شد . هنرمندانی همچون او نیازی به معرفی و یا تمجید امثال من ندارند؛ که آثار ایشان گواه عشق و اصالتی است که در هنرشان نهفته است. هنرمندان بزرگی چون فروغی و فرهاد که از میان ما رفته اند، از جمله صاحبان سبک هنری بودند که هیچگاه تکرار نشدند و نخواهند شد.
    من با آثار هنرمندانی مثل فریدون فروغی زندگی کرده ام و شب های بسیاری را در خلوت خود با ترانه های ایشان به صبح رسانده ام. صدای رسا، پر طنین و پر صلابت فریدون فروغی از ویژگی های منحصر به فرد این هنرمند توانمند بود. چیزی که در اکثر خوانندگان دهه پنجاه مشهود بود، عشق شان به این هنر و اصالت هنری شان بود؛ که متاسفانه این روزها چه در داخل و چه در خارج از کشور، کم تر شاهد آن هستیم. اکثر هنرمندان امروزی ما بلافاصله پس از یک یا دو سال فعالیت هنری، رنگ عوض کرده و خود را بالاتر از مردم و جامعه دانسته و بسیار سریع جایگاه شان را فراموش می کنند. من به کرات شاهد این رفتارها در بین هنرمندان این دوره بوده ام. آنچه در مورد بسیاری از هنرمندان قدیمی مانند فریدون فروغی صادق است، اینکه همواره خود را از مردم و با مردم احساس می کردند. کبر و غرور و خودبزرگ بینی رایج امروز، در ایشان راه نداشت و «مردمی بودن» از خصوصیات بارز آن ها بود.
    اما دریغ و صد افسوس که به معنای واقعی حق شناس نبودیم و در فشار ظلم و بی عدالتی که سال های آخر عمرشان بر آن ها وارد شد، ایشان را - که سال های زیادی از عمر خود را صرف ما و وقف ما کرده بودند- یار و یاور نبودیم. متاسفانه فرهنگ مرده پرستی در جامعه ما تقریباً نهادینه شده و به زنده ها کم تر از مرده ها بها می دهیم.
    صدای فریدون فروغی یار و همدم روزها و شب های تنهایی من در دوران نوجوانی و جوانی بود، از این بابت از او سپاسگزارم و برایش آرزوی مغفرت دارم و به بازماندگانش درود می فرستم. یادش گرامی.
    (21 شهریور 87- جزیره کیش)


    برادر؛ ترانه منتشرنشده ای از فریدون فروغی

    مرحوم «فریدون فروغی» (1380-1329) خواننده صاحب سبک و پرآوازه ای بود که با خواندن ترانه هایی چون «آدمک» و «پروانه من» کار حرفه ای خود را آغاز و بعد با کارهایی چون «نیاز»، «ماهی خسته»، «زندون دل»، «سال قحطی»، «غم تنهایی»، «همیشه غایب»، «قوزک پا» و... محبوب قلب چند نسل از ایرانیان شد.
    فروغی در گرماگرم انقلاب 57، کارهای دیگری چون آلبوم شبهه کنسرت «با آغازی نو» (که در استودیو صبا و با حضور جمع کوچکی از دوستانش ضبط شد) و همچنین ترانه های خاطره انگیزی مثل «یار دبستانی»، روند تازه ای را در پیش گرفت؛ حرکتی که با آغاز ممنوعیت فعالیت هنرمندان معروف پیش از انقلاب، به محاق کشیده شده و فروغی هم به جمع ممنوع الصداها پیوست.
    البته زندگی این خواننده متفاوت که برخلاف اغلب همکارانش هرگز راضی به ترک وطن و ادامه فعالیت در کشورهای بیگانه نشد، چندان هم بی سروصدا نبود و طی آن سال های سخت، با بی مهری های فراوانی رو به رو شد؛ او که در دوران رژیم پهلوی دو بار به دلیل خواندن ترانه های «نماز» (که بعد از سانسور، به نام «نیاز» و با تغییراتی بازخوانی شد) و «همیشه غایب» به ساواک احظار و مورد بازجویی قرارگرفته بود و حتی بین سال های 1354 تا 56 رسماً ممنوع الصدا شد؛ پس از انقلاب هم دو بار و مجموعاً چهار سال به زندان افتاد که یک نوبت آن در «زندان کچویی» سپری شد. ترانه «برادر» حاصل رنج های این خواننده خاموش و دغدغه هاییست که او در آن ایام و پشت میله های کچویی در دل داشت.
    این سروده فریدون بعدها با ملودی زیبایی - که آن هم از آثار خود اوست - اجرا و متاسفانه حالا در کنار سایر ترانه های منتشر نشده او، آرشیو شده و همچنان ناشنیده مانده است. جالب است بدانید متن اصلی دست نوشته فروغی پشت تکه کاغذی نوشته شده که سربرگ زندان کچویی را دارد؛ بازی روزگار را ببینید که باعث شده ترانه ای که در آن حرف از محبت،یاری و مبارزه با بندهاست، در کاغذهای اداری محبس شاعر به رشته تحریر دربیاید!
    «برادر» توسط «آرش قاسمی» وکیل خانواده فروغی و از مجموعه دست نوشته های خصوصی آن مرحوم انتخاب و در اختیار «خبرنگاران صلح» قرار گرفته تا برای نخستین بار منتشر شود. ناگفته پیداست چون این ترانه (در کلیه مراحل ساخت) در خلوت فریدون شکل گرفته، مسلماً با نواقصی هم همراه است. اما به هرحال فریدون فروغی نزد مخاطبان ایرانی آنقدر عزیز هست که خواندن سروده ای از او خالی از لطف نخواهد بود. ضمن این که آرزوی آزادی صدای او و در دست رس قرار گرفتن انبوه آثار ناشنیده مانده این هنرمند، همواره آرزوی قلبی هواداران پرشمار او بوده است. چیزی که هنوز با پافشاری عجیب سیاست گذاران مرکز موسیقی اداره ارشاد بر عدم صدور مجوز صدای فروغی، محقق نشده و در حالی که می بینیم بسیاری از کارهای همدوره ها و همتایان او منتشر شده اند، صدای کوبنده فریدون فروغی همچنان غیرمجاز است، غیرمجاز!

    برادر
    برادر، دست هایت را به من ده
    به راه تازه ای با من قدم نه
    برادر، بعد این تلخی جانسوز
    بیا بحرم بشو غمخوار و دل سوز
    یه عمری ظلم - از بیگانه دیدیم
    چه تلخی ها که از دوران چشیدیم
    ولی حالا زمان غمگساریست
    زمان مهربانی ها و یاریست
    به اهریمن ز کینه پشت کردن
    تمام خشم خود را مشت کردن
    درون از چرکی و از کینه شوییم
    به هرجا قطعه ها از مهر گوییم
    چه خوش باشد محبت های یاران
    محبت های پاک غمگساران...


    همیشه گریه به دل، خنده به لب...



    پنجشنبه شب، مراسم یادمان «فریدون فروغی» خواننده معترض ایران، توسط کانون ترانه سرایان تهران برگزارشد. هرچند این برنامه به دلیل تقارن سالروز فوت فروغی (13 مهر) و ایام ماه رمضان، با تاخیری دو-سه هفته ای انجام شد ولی کسی علت این عقب افتادن را نفهمید؛ چراکه در برنامه نه خبری از ساز و آواز بود و نه هیچ چیز شبهه ناک دیگر!
    با وجود تعطیلات ناگهانی هفته گذشته که باعث بی نظمی و برهم خوردن برنامه های زیادی در ایران شد، استقبال مناسبی از این مراسم شده و چهره های آشنای زیادی در میان جمعیت علاقه مند به فروغی دیده شدند؛ علاوه بر آرش سزاوار و فرهنگ قاسمی (ترانه سرا) ، پروانه و عفت فروغی (خواهران فریدون) ، سوسن معادلیان (همسر سابق او) ، آرش قاسمی (وکیل آن مرحوم) و شهاب کلیدارزاده (مدیر برنامه فروغی در کیش) ، جمعی از هنرمندان نیز با حضور در مراسم، ارادت خود را به فریدون فروغی نشان دادند؛ کسانی چون: هوشنگ گلمکانی (سردبیر ماهنامه فیلم) ، سعید معظمی (انتشاراتی دارینوش) ، قاسم عابدین (مدیر استدیو صبا) ، خلیل میراشرفی (تدوینگر) ، امیر قادری، مزدک علی نظری، سهیل سلیمانی و رسول ترابی (روزنامه نگار) ، حاتمی (گوینده قدیمی رادیو) ، محمد ملکان سرشت (آهنگساز) و...
    در این یادمان -که با اجرای «نیلوفر لاری پور» (ترانه سرای جوان) همراه بود- با توجه به زمینه فعالیت کانون، بیشتر به همکاران فروغی خصوصاً ترانه سرایانی که آثارشان توسط او خوانده شده، فرصت داده شد تا درباره این خواننده محبوب صحبت کنند؛ کلیدارزاده از خاطرات اجراهای فروغی در جزیره کیش گفت و هرچقدر متن خوانده شده توسط فرهنگ قاسمی تکراری بود (یادداشت 4 سال پیشش در مجله «یک هفتم» که به قول لاری پور: روی تمام سایت های اینترنتی هست!) ، در عوض حرف های سزاوار تازه و جالب توجه به نظر رسید.





    اعتراض شدید ترانه سرا به فیلمساز

    آرش سزاوار را با دو ترانه «زندون دل» و «غم تنهایی» می شناسیم. این ترانه سرای قدیمی ضمن صحبت درباره فروغی، بحث استفاده از ترانه اش در فیلم سینمایی «گل یخ» به کارگردانی «کیومرث پوراحمد» را پیش کشیده و با جملات تندی از این اقدام «غیر فرهنگی» انتقاد کرد.
    سزاوار با اشاره به این نکته که:« قراربود فریدون در فیلم بازی کند اما به دلایلی نشد» (محمدرضا گلزار -مانکن سینمایی- جای فروغی بازی کرد!) اجرای جدید این ترانه توسط «حامی» که به اعتقاد او اصلاً خواننده نیست را غیر حرفه ای دانست!
    سزاوار همچنین گفت: «وقتی معترض شدم هم به من گفتند: مدرک داری که این ترانه را تو گفته ای؟! »






    یک دلخوری دیگر

    آرش قاسمی هم دیگر شرکت کننده مراسم بود که با دلخوری مراسم را ترک کرد؛ وکیل فعال فروغی که طبق معمول با دست پر آمده و دو کار منتشر نشده فریدون را برای پخش در برنامه آورده بود، از اینکه به او و دیگر اطرافیان خانواده فروغی اجازه خواندن متن آماده شده شان را ندادند، گله داشت. او می گوید: «به ما گفتند: متن تان تند است. ضمناً اجازه اجرای ترانه بهمان ندادند و مراسم با ذکر خاطره و حرف های تکراری پرشد. »





    فرهنگ قاسمی خالق ترانه های خاطره انگیزی که با صدای فروغی جاودانه شدند









    چشمان دو خواهر فریدون، در تمام طول برنامه اشکبار بود






  6. 2 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند:


  7. #20
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    15703
    تاریخ عضویت
    Mar 2009
    سن
    19
    نوشته ها
    123
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از پست
    37
    251 بار تشکر شده در 99 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    درود بر دوست داران مرد جاویدان موسیقی آریایی

  8. #21
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    98719
    تاریخ عضویت
    Jan 2014
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    1
    1 بار تشکر شده در 1 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام دوستان
    من خیلی وقته دنبال مستند زندگی استاد بزرگ فریدون فروغی با نام (قریه ی من) هستم اما پیداش نمیکنم لطفا اگه کسی لینک دانلودشو داره بزاره تا دانلودش کنم خیلی ممنون

  9. کاربران زیر از khashool به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  10. #22
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    110415
    تاریخ عضویت
    Jun 2014
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    0
    0 بار تشکر شده در 0 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    واقعا راست میگن که هنرمندان بزرگ همیشه زنده اند ممنون از یاران دبستانی

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. زندگی نامه فریدون مشیری
    توسط gheisar در انجمن بزرگان شعر و ادب
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: Sunday 21 October 2007, 02:49 PM
  2. ترانه ی کارهای فریدون فروغی عزیز
    توسط MonaLisa در انجمن بزرگان شعر و ادب
    پاسخ: 22
    آخرين نوشته: Sunday 30 September 2007, 11:23 AM
  3. لیست تاپیک های موجود
    توسط hichnafar در انجمن بخش عمومی شعر و ترانه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: Wednesday 5 September 2007, 08:35 AM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •