تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: فرهنگ سازهاي ايراني

  1. #1
    Babak_mix آواتار ها
    مسئول بازنشسته

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته
    شماره عضویت
    150
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    سن
    37
    نوشته ها
    821
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از پست
    1,206
    2,223 بار تشکر شده در 678 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 6/1
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    Post فرهنگ سازهاي ايراني


    0 Not allowed! Not allowed!
    ارغوان
    بربط
    بم‌تار
    بیشه
    تار
    تنبک
    تنبور
    تنبیک
    توتک
    جلاجل
    جلجل
    چغانه
    چنگ
    خبتر
    دایره
    دف
    دنبره
    دنبک
    رباب
    رود
    زال
    زنگل
    ستا
    سرنای
    سلانه
    سنتور
    سه رود
    سه‌تار
    شارشک
    شاه‌نای
    شهرود
    شوشک
    شیپور
    شیشاک
    شیشم
    عجب رود
    عربانه
    عود
    غچک
    غژک
    غناده
    قانون
    کلی
    کمانچه
    کمانه
    کنگر
    گچک
    مهری
    موسیقار
    موسیه
    مولو
    نای مشک
    نای
    نایچ
    نایلوس
    نوا
    نی


    دوستان اگه سازهاي ديگري هم مي شناسند، لطفا به اين فهرست اضافه كنند...

    با تشكر Babak
    دوستان عزیزم، به دلیل مشغله کاری کمتر میتونم در خدمتتون باشم
    انشاالله به زودی این کم کاری رو جبران کنم

  2. 2 کاربر برای این پست از Babak_mix تشکر کرده اند:


  3. # ADS
     

  4. #2
    Leon آواتار ها
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    726
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    نوشته ها
    1,907
    میانگین پست در روز
    0.40
    تشکر از پست
    960
    7,752 بار تشکر شده در 1,683 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 18/9
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    14

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    فرهنگ سازهاي ايراني

    ابريشم طرب زه ـ وتر ـ تار ـ تاره، از هر ساز زه دار را گويند

    ابواللهو
    تنبور را ببينيد.

    ارغانون
    ارغنون را به بينيد.

    ارغن
    به ارغنون مراجعه شود.

    ارغنون
    سازي كه مركب بوده است از لوله هايي به طولهاي مختلف كه با دميدن در آنها توليد صوت مي شده است. در يونان قديم تعداد لوله ها هفت بوده ولي در ايران به دوازده رسيده است. اين ساز را مزامير نيز مي ناميده اند. در عمارت چهل ستون اصفهان، در نقاشي مجلس شاه عباس كبير و شاه همايون (پادشاه هند) ، در بين نوازندگان يك نفر ارغواني مي نوازد كه تعداد لوله هاي آن از دوازده متجاوز است. بتدريج كه بر تعداد لوله ها افزوده شد، براي دميدن در آنها انبان بكار بردند. اين ساز، را كه يكي از قديميترين آلات موسيقي است به زبان فرانسه ارگ مي نامند. در قديم، ارغنون همچنين به سازي اطالق مي شد كه مثل « كارگاه نساجان » داراي او تار متعدد بوده است. كلمه ارغنون در مورد مطلق ساز نيز در زبان فارسي بكار رفته است. و آن را به صورتهاي ارغن، و ارغون نيز ضبط كرده اند.

    اسفيد مهره
    از سازهاي بادي است.

    اصف
    نام يكي از ابزار موسيقي است.

    اگري
    چنگ را به بينيد.

    اندرواي
    گونه اي چنگ ايران باستان است

    باتره
    دف و دايره را گويند.

    باتوغن
    از آلات غنا است.

    بالابان
    قسمتي از سرنا و كرنا و طبل و شيپور بزرگ كه از سازهاي بادي است و از ني ساخته مي شود.

    بالبان
    بالابان را به بينيد.

    بربط
    از سازهاي باستاني ايران است كه بعد از اسلام عود ناميده شده و در اروپا به آن لوت (Luth) گويند و مهمترين سازي است كه مورد آزمايش موسيقي شناسان واقع شده و فارابي از آن به تفصيل سخن گفته است، اين ساز تا دوره صفويه در ايران معمول بوده است و در تالار چهل ستون نقشي از آن هست.

    برغو
    از سازهاي بادي رزمي است مانند بوق يا شيپور كه طول آن از سرنا بزرگتر است.

    بزق
    تنبور را به بينيد.

    بلبان
    بالابان را به بينيد.

    بوق
    از سازهاي بادي است
    نام سازي است و آن كمينه ترين سازها است.

    پاي شور
    آن سازي است از پست ترين سازها
    تبيره
    دهل است ولي دهل و كوس و طبل و نقاره گويند.

    تار
    ساز زهي ايراني ـ كه داراي 5 سيم است و با زخمه نوازند (و بر كاسه آن پوست بره تنك كشيده اند) سازي است كه ايرانيان آن را اختراع كرده اند و سه تار و ويلن را به پيروي تار ساخته اند. تار عبارت است از كاسه اي از چوب توت و بدنه و دسته تار از چوب فوفل و گردوي كهنه و پوست بره تودلي كه بر روي كاسه مي كشند و روي دسته را با استخوان پاي شتر مي بندند و خرك روي كاسه را از شاخ گوزن مي گذارند و سپس شش سيم، سه تاي آن زرد و سه تا سفيد، از خرك تا دسته مي كشند و از روده گوسفند بيست و پنج پرده به آن مي بندند و با مضراب مي نوازند.

    در مورد سابقه تاريخي تار آنچه مسلم است، تا دوره صفويه سازي بنام و شكل تار امروزي نداشته ايم زيرا در نقاشي هاي آن دوره هم اثري از آن ديده نشد در صورتي كه در مجلس بزم تالار چهل ستون اصفهان كمانچه و عود و سنتور را مي بينيم بعضي گويند تار همان بربط باستاني است كه بعدها عود ناميده شده است. در اينكه عود و بربط يكي است شكي نمي باشد ولي تار به تنبور بيشتر شباهت دارد. و در نقاشي هاي باستاني و مينياتورها اين موضوع كاملا هويدا است،

    تمپال
    از سازهاي باستاني ايران است كه طاس هم خوانده مي شود.

    تمبك
    تنبك را به بينيد.

    تنبك
    دنبك يا تمبك نيز گفته مي شود، سازي است ضربي كه از يك استوانه تشكيل شده كه يك سوي آن را پوست پوشانده و سوي ديگرش باز است و قسمتي از بدنه استوانه را باريكتر گرفته اند تا در بغل نوازنده جا بگيرد. دايره (دف) و دايره زنگي از انواع تنبك است.

    تنبور
    طنبور همان است كه اكنون به كمانچه مشهور است. قسمي ماندولينا از تارهاي زهي است كه در ايران و بلغارستان و ميان اعراب متداول است. قسمتي از آن را شش تار مي گويند و گونه اي ديگر را سه تار، چون داراي سه تار است. عربي آن دنبره است يعني دنب بره جهت شباهت آن به دم بره، صاحب آنندراج گويد: اين ساز معرب تونبره است كه لغت هندي است به معني كدوي تلخ و چون اين ساز در اصل از كدو ساخته اند به مجاز نام شهرت گرفته اين ساز را طنبار و طنبوره نيز گويند، صداي تنبور كم ولي عارفانه است.

    تنبور بغدادي
    نوعي تنبور كه فارابي در كتاب خود از آن ياد كرده است.

    تنبور تركي
    تنبور را به بينيد.

    تنبور خراساني
    نوعي تنبور كه فارابي در كتاب خود از آن ياد كرده است.

    تنبور شروينيان
    تنبور را به بينيد

    جام
    سازي است ضربي همرديف كوس، دهل، جرس و نقاره و امثال آن ها كه صدايي سهناك داشته و در پيكارها بهمراه صداي سازهاي رزمي شنيده مي شده است از اين ساز در موارد مختلف استفاده مي كردند يكي براي تعيين وقت و گاهي براي عزيمت و يا آغاز رزم و امثال آن بكار مي رفته. ساختمان آن از جامي بزرگ درست شده كه براي ايجاد صدا مهره اي در آن مي اندازند.

    جرس
    جسمي تو خالي كه از آهن مي سازند و آلتي بر آن كوبند تا آواز دهد.

    جغاله
    يكي از آلتهاي نوازندگي است.

    جلاجل
    چيزي است قرصي شكل (مدور) كه از روي سازند و رامشگران آنرا در دايره هاي خود تعبيه نمايند و گاه جدا از دايره بكار برند و در وسط آن حباب طوري كنند و مراد از زنگهاي هم باشد كه پيكان در كمربندند و گاه راه رفتن صدا از آنها بلند شود
    چارتا يا چارتار
    چارتاره ـ تنبور و رباب را گويند، هر سازي كه چهار تار داشته باشد.

    چارتاي
    نوعي سازـ رباب ـ تنبور.

    چالپاره
    چهار پاره را به بينيد.

    چرم گرگ
    طبل بزرگ و نقاره را گويند.

    چغاله
    نوعي ساز از سازهايي كه با مضراب و زخمه نواخته مي شده و به هندي آن را «سرمنگل» گويند.

    چغبه
    نام سازي است. و بقولي مخفف چغاله است.

    چگر
    نوعي آلت موسيقي و ساز سيمي ساده كه بيشتر در ميان افراد تركمان متداول است.

    چگور
    چگر، قسمي ساز روستايي و آن ساز سيمي ساده اي است كه بيشتر در ميان تركمانان متداول است.

    چمبر
    طبل كوچك را گويند.

    چند ناي
    ارعنون دهني است.
    سازي است مشهور كه سر آن خميده است و داراي تار مي باشد « ابن خردادبه » و «جوهري» بر اين عقيده هستند اين ساز از اختراعات ايرانيان است.

    چنگ يكي از ساز هاي بسيار قديم است كه دو هزار سال پيش از ميلاد در بابل و آشور متداول بوده. انواع ابتدايي آن مثلثي شكل با تخته اي به طول نزديك به يك گز و داراي ميله چوبي بوده كه بطور عمودي بر يك سر اين تخته نصب مي شده است، انتهاي ديگر اين ميله چوبي به شكل دست انسان بوده است. سيم هاي اين ساز كه معمولا هشت يا نه تا بوده است به موازات وتر اين مثلث قائم الزاويه بين تخته و ميله امتداد مي يافته يك سر سيمها به تخته اي محكم وصل مي شده و سر ديگر آن به دور ميخها يا گوشيهايي كه روي ميله چوبي قرار داشته پيچيده مي شده و باقيمانده آن از طرف ديگر آويزان بوده است.

    چنين بنظر مي آيد كه با پيچاندن گوشيها سيمها را شل يا سفت مي كرده اند و چنين بنظر مي رسد كه نوازنده آن هنگام نواختن به گردن آويزان مي كرده و با قطعه چوبي مي نواخته است.

    در بعضي از انواع چنگها سيمها تا تعداد 17 عدد تغيير يافته در بررسي هايي كه شده معلوم مي شود كه در زمانهاي بعد از دوران ابتدايي چنگ را با دست مي نواختند. در باستانشناسي هايي كه شده انواع چنگها ديده شده است كه گاهي جعبه صوتي در بالا و گاهي در پايين ساز بوده است. نوع ديگري چنگ در كتيبه هاي طاق بستان ديده مي شود كه داراي ده سيم است و آن را به فارسي «ون» ناميده اند. يونانيان به آن لير Lyre مي گفتند.

    چنگ حزين
    چنگي كه آواز ملايم داشته باشد.

    چنگ دهن
    نام سازي است آهنين كه به دهان گذاشته و با انگشت مي نوازند و آن را در هندوستان منهه چنگ گويند.

    چنگ ربع وش
    همان چنگ مشهور است كه مي نوازند و از اين جهت ربع وش گفته مي شود كه شباهتي به ربع دايره اسطرلاب دارد.

    چنگولي
    نوعي ساز است.

    چنگله
    نام سازي است كه آن را چنگ گويند.

    چهار تار
    نوعي تار است كه اختراع آنرا به شيخ حيدر نسبت مي دهند.

    دايره
    دف را ببينيد.

    دايره زنگي
    دايره زنگي يكي از آلات موسيقي ضربي است و از آن براي تشديد وزن در موسيقي رقص استفاده مي كنند. دايره زنگي را در تلفظ عاميانه « داريه » مي گويند. بر چنبر چوبي آن به فاصله كم چند جاي سوراخ تعبيه شده و در هر سوراخ دو سنج كوچك قرار مي دهند چون دورويه را بنوازند از آن سنجها آواز بر آيد.

    دريچ
    تنبور را به بينيد.
    دف
    سازي كه اساساً عبارت است از قابي كه بر يك (و گاه دو) طرفش پوست كشيده شده است، و با زدن يا كشيدن انگشتان بر آن يا (در صورتي كه مثلا داراي زنگ باشد) تكان دادن نواخته مي شود. بر طبق روايات، نخست در شب زفاف سليمان و بلقيس نواخته شد، و نيز گويند بني اسراييل در مقابل گوساله اي طلايي دف مي نواختند بهرحال، در هنر سامي قديم دف با قاب مستطيل و مستدير هر دو ديده مي شود. دف رايج در ممالك اسلامي را بر حسب شكل قاب (مستطيل يا مستدير) و دارا بودن اوتار سنج ها يا «صفحات جرنگي» جلال يا حلقه هاي جرنگي، و جرسها يا زنگها و آنها، به هفت نوع تقسيم كرده اند، كه يكي از آنها داراي قاب مستطيل است كه بر دو طرفش پوست كشيده شده است، و سايرين قاب مستدير دارند. از اقسام اخير دف داراي صفحات جرنگي و دف داراي حلقه هاي جرنگي (بنام دايره) در ايران رايج بوده است. دف داراي زنگها در ايران و آسياي مركزي به نام دايره رايج شده است.

    دف به وسيله مسلمانان اسپانيا در اروپا رواج يافت در قرن 15 ميلادي متروك شد، ولي ديگر بار در قرن 19 ميلادي از سازهاي موزيك نظامي شد.

    دنبك
    تنبك را به بينيد.

    دنبلك
    تنبك را به بينيد.

    دوتا
    دوتار را به بينيد.

    دوتار
    سازي است از نوع سه تار و تنبور كه هنوز هم در ميان تركمن هاي دشت گرگان بكار مي رود. معروف است كه آقا محمد خان در فراغ خاطر دوتار مي زد.

    دهل
    طبل بزرگي است كه در روستاها براي همراهي با خواننده و نوازنده بكار مي رود و مثل گورگه با دوتر كه نواخته مي شود
    رباب
    سازي طنبور مانند و بزرگ شكم و كوتاه دسته كه بر روي آن به جاي تخته، پوست آهو باشد(برهان قاطع) اين ساز هم اكنون در افغانستان متداول است و در تاجيكستان جز ء سازهاي ملي است.

    رمر
    مزمار را ببينيد.

    رموز
    كمانچه اي است كه در سال 1390 هجري قمري توسط يك نفر همداني اختراع شد.

    رواوه
    رباب را گويند و سازي است مشهور و معني تركيبي آن آواز حزين بر آورنده است
    زمري
    ارغنون را ببينيد.

    زنامي
    قره ني را ببينيد.
    سارنگ
    سازي باشد چون كمانچه كه با كمان كشند.

    ساز دولاب
    از سازهاي زهي كه از نظر شكل و ابعاد بي شباهت به دهل نبوده است.

    ساز فولاد
    يكي از آلات موسيقي كه داراي سي و پنج لوح بوده و از هر لوح آهنگي حاصل مي شده است.

    ستار
    در زبان كنوني سه تار گويند و اين ساز بنام ستاره نيز گفته شده و داراي سه سيم است.

    ستاره
    تنبوره و سازي را گويند كه سه تار داشته باشد.

    ستو
    تنبوره را گويند كه سه تار دارد.

    ستويه
    سازي است كه سه تار دارد.

    سرغين
    سرنا كه مخفف سورناست و آن را به تركي ناي نيز خوانند كه در عروسي و عشرت نوازند و ناي سرغينه نيز خوانند.

    سرنا
    مخفف سورنا است كه در نقاده خانه ها و روزهاي جشن و سرور نوازند و آن را ناي رومي نيز گويند. سرني مخفف آن است.

    سرنج
    سنج را ببينيد.

    سمبال
    از سازهاي باستاني ايران باشد كه آنرا زبده نيز گويند.

    سنتور
    سازي شرقي و زهي مضرابي با سيم هاي متعدد فلزي و دو مضراب چوبي و آهنگي پر صدا و زنگ دار دارد.

    سنج
    از دسته سازهاي ضربي است و از دو دايره برنجي ساخته شده است. اين دايره ها در قسمت داخلي محدب مي باشد و از بيرون هر يك داراي دستگيره اي است كه نوازنده از آن استفاده مي كند و در قسمت هايي از آهنگ كه لازم باشد پرهيجان و طنين دار اجرا شود طبل به ياري سنج ها اين منظور را تامين مي كند و هني آن را جهانچه مي گويند.

  5. 3 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند:


  6. #3
    Leon آواتار ها
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    726
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    نوشته ها
    1,907
    میانگین پست در روز
    0.40
    تشکر از پست
    960
    7,752 بار تشکر شده در 1,683 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 18/9
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    14

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    سورنا
    سرنا را ببينيد.

    سه تار
    شايد نوعي تنبور باشد كه ناخن سبابه عمل مضراب را در آن انجام مي دهد. سه تار معمولا سه سيم داشته و گويند كه مشتاق عليشاه سيم چهارمي به آن افزوده است.

    سيتار
    از سازهاي باستاني ايران است كه نام ديگر آن كنار مي باشد

    شاخ و شانه
    ظاهراً قسمي از آلات موسيقي بوده است.

    شاوغر
    نام رويين را نيز گويند و آنرا شيپور نيز نامند.

    شاه تار
    به معني تار بزرگ و آن آلت موسيقي است.

    شاهن
    نوعي ني كه چوپان مي نوازد.

    شاه ناي
    نام سازي است كه به سرنا اشتهار دارد و آن را شهناي و سرناي و سورناي نيز خوانند.

    شبابه
    ني را ببينيد.

    شش تار
    نوعي تار است كه اختراع آن را به رضا الدين شيرازي نسبت مي دهند.

    شندف
    دهل را ببينيد.

    شهرود
    دهل را ببينيد.

    شيزك
    شيشك را ببينيد.
    از آلات سرود است.

    صفاره
    چيزي است ميان كاواك از مس و مانند آن كه كودكان با آن كبوتران را صفير كنند تا بپرند يا خر را تا آب خورد.

    سرنا و سورناي و سوت سوتك را نيز گويند.

    صفير
    سوت سوتك را ببينيد.

    صنج
    سنج را ببينيد.

    صور
    شاخ تو خالي حيواني است كه آن را مي نوازند
    تنبك را ببينيد.
    دايره زنگي را ببينيد

    دهل، كي رويه يا دوريه است.

    طبن
    طنبور ـ رباب

    طرب انگيز
    نوعي كمانچه است كه در سال 1300 هجري قمري ميرزا غلامحسين اختراع كرده است.

    طرب رود
    گويا از ابزار موسيقي بوده است.

    طنبك
    تنبك را ببينيد.

    طنبور
    تنبور را ببينيد.

    طنبور ميزاني
    طنبور بغدادي دراز گردن مي باشد. (مفاتيح)

    طوطك
    نام سازي است. در تداول محلي گناباد به سازي دهني كه از گل پخته سازند گفته مي شود و در شمار بازيچه هاي كودكان است. در عرف آنرا الخوزه نامند.

    طولمبه
    نوعي از دهل و ساز معروف
    غجك
    غژك را ببينيد.

    غرو
    ني ميان تهي كه آنرا كلك نامند و به عربي آن را مزمار گويند.

    غزك
    نام سازي است.

    غژك
    سازي است معروف كه آنرا اكنون كمانچه گويند و آنرا به هندي سارنگي نامند. گويا اي لفظ تركي باشد كه مجازاً در قسمي از سازها بكار رفته چه در تركي به معني آواز، با گريه و فرياد است نظير اين ساز در بلوچستان امروز نيز متداول است.

    غناوه
    سازي است كه رامشگران نوازند.

    غنچك
    نام سازي است و برخي كمانچه را گويند.

    غندرود
    نفير كه برادر كوچك كرنا است و چون در قديم آن با بسبب فراهم آمدن و جمع شدن مردم مي نواختند و غند به معني جمع و فراهم است آن را غندرود خوانده اند. اين ساز را غندرود هم گفته اند.

    غيچك
    غژك را ببينيد.

    غيطه
    گونه اي آلت موسيقي شبيه قره ني باشد

    قانون
    نام سازي است از مخترعات ابونصر فارابي « معلم ثاني» كه متشكل از طبلي مسطح و مستطيل است كه سيمها فلزي به آن نصب شده و با انگشت سبابه مسلح به زبانه فلزي آن را در حالي كه روي زانو نهاده اند، مي نوازند.

    قپوز
    نام التي از موسيقي از دسته سازهاي زهي است.

    قچك
    يك گونه آلت موسيقي است.

    قصابه
    ني را گويند كه ناي هم گفته مي شود.

    قنين
    تنبور را ببينيد.
    كرنا، كرناي، كره ناي، خرناي.

    كاس
    به معني كوس است كه نقاره بزرگ مي باشد.

    كمانچه
    از سازهاي قديمي است كه در مشرق زمين بكار رفته و از دوره صفويه به بعد يكي از اركان موسيقي ايران بشمار آمده است. كمانچه تا حدود 50 سال قبل در ايران سه سيم داشت. بعدها سيم چهارم را به تقليد از ويولون به آن اضافه كردند. رموز و طرب انگيز از انواع جديد آن است.

    كونا
    سازي بادي و بلند با صداي بم فاقد سوراخ كه با دم دادن نواخته مي شود
    گونه اي از كرنا است كه به عربي بوق خوانند و اصولا به هر چيزي كه يك سر آن پهن و سر ديگر آن باريك باشد گاو دم گويند. به رود و نفير و ناي روئين كه در وقت جنگ زنند هم گفته مي شود.

    گچك
    سازي است معروف و مشهور به كمانچه.

    گورگه
    طبلي است از نقاره بزرگتر و پوست آن نازكتر است كاسه آن از گل ساخته مي شود
    و با دو عدد تركه نازك بصدا در مي آيد
    در ديلمان و گيلان به ني گويند.

    لورا
    نام آلتي است در موسيقي كه چنگ رومي ناميده مي شود.

    لير
    چنگ را ببينيد
    نوعي كمانچه است كه در سال 1300 هجري قمري ميرزا غلامحسين اختراع كرده است.

    مزمار
    زمر، سازي شبيه سرناي ايراني كه لوله آن استوانه اي شكل و پرده صوتش ناقص است.

    مزمار عراقي
    ناي را ببينيد.

    موسيقار
    نام سازي است.

    مهري
    چنگ را ببينيد
    ناي
    نيي باشد كه رامشگران زنند و به عربي آنرا مزمار نامند.

    ناي انبان
    ني انبان، انبان پر بادي است كه ني را از ميان آن رد كرده نوازند و خوانند و رقصند خيلي خوش آواز است و مارگيران بدان مار را از سوراخ بيرون آورده بگيرند. اين ساز را در هندوستان بهر خانه اي كه مار دارد براي بيرون آوردن آن مورد استفاده قرار مي دهند.

    ناي تركي
    سورناي را گويند و آن سازي است معروف، بعضي گويند نايي است كه در هنگام جنگ نوازند.

    نايچ
    نايي باشد كه رامشگران نوازند.

    ناي روئين
    نايي باشد كه در روز جنگ نوازند و بعضي گويند نفير است و برخي گويند كرنا است.

    نايلوس
    سازي است مشهور و معروف كه موسيقار هم گفته مي شود نام ديگر آن ناي لوس است.

    ناي نبرد
    كرناي جنگ را گويند.

    ناي نرم
    از آلات لهو فارسي است.

    نپور
    به معني نفير است كه نوعي شيپور است.

    نزهت
    سازي با تارهاي بسيار زياد كه هر تار صدايي خاص داشته و شبيه قانون به شكل مربع مستطيل بود و اختراع آن را به ارموي نسبت مي دهند.

    نقاره
    كه دو طبل كوچك متصل به هم است يكي بزرگتر و ديگري كوچكتر و با دو عدد چوب به نام چوب نقاره نواخته مي شود. كاسه نقاره از مس است و پوست آن از پوست گاو تهيه مي شود.

    ني
    سازي است بادي.

    ني هفت بند
    ني هفت بند يكي از آلات قديمي موسيقي ايران است كه در بيشتر مناطق كشور ديده مي شود. صداي اين ساز كم و ملايم است و به همين جهت در طي مراسم همگاني و مجامع و تشريفات محلي از آن استفاده نمي شود. درازي آن در جاهاي گوناگون يكسان نيست و همانطوري كه از نام آن بر مي آيد از هفت بند ني كه نزديك به 40 سانتيمتر است بيشتر نمي باشد. اما راه نواختن آن در همه جا يكسان ديده شده است. اين ساز به ساز چوپاني معروف است. زيرا بيشتر چوپانان در بيكاري خود را با آن سرگرم مي كنند.

    گويند كه گوسفندان با آهنگ هاي ويژه اي كه با ني هفت بند نواخته مي شود آشنايي دارند و با شنيدن آن به دور چوپان گرد مي آيند
    يراع
    ني را به بينيد.

    يكتاي
    يك تار را به بينيد.

    پيانو سازي است اروپايي که از تکامل هارپ(چنگ) و سنتور ايراني شکل گرفته است.

  7. 3 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند:


  8. #4
    javad17 آواتار ها
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    77559
    تاریخ عضویت
    May 2013
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    0
    0 بار تشکر شده در 0 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    شورانگیز استاد علیزاده

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •