تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7

موضوع: تصنیف

  1. #1
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    1477
    تاریخ عضویت
    May 2007
    نوشته ها
    2,129
    میانگین پست در روز
    0.50
    تشکر از پست
    3,762
    6,312 بار تشکر شده در 1,841 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 8/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض تصنیف


    0 Not allowed! Not allowed!
    تصنیف ، کلامی موزون که همراه با آهنگ خوانده می شود. برای تصنیف تعاریف گوناگونی داده شده که از آن جمله است : سخنانی شعر مانند، مرکّب از پاره های مساوی یا نامساوی اغلب دارای قافیه و وزن عروضی و گاه بدون آن ، که معمولاً همراه موسیقی خوانده می شود و امروزه اینگونه سخنان را ترانه نیز می خوانند؛ تلفیق شعر و موسیقی به روش استقرار موسیقی بر شعر یا شعر بر آهنگ (ستایشگر، ذیل واژه) ؛ آهنگ سازی و شعرِ آهنگین (همائی ، ص 82).

    این سنّت که شخصی هم شعر بسراید و هم برای آن آهنگ بسازد، از دیرباز در ایران وجود داشته است. واژة پارتی (پهلوی اشکانی) «گوسان » که معادل واژة «خنیاگر» است ، می تواند نشان دهندة رواج سنّت خنیاگری در زمان هخامنشیان و ساسانیان باشد. گوسانها، راویان شعر و موسیقی و افسانه ها و اساطیر قوم خود بودند و افسانه های کهن از طریق آنان جمع آوری و برای اولین بار کتابت شد (بویس و فارمر ، ص 43ـ 45، 50، 63). در دورة ساسانی ــ که شعر و موسیقی با یکدیگر ارتباط چشمگیری داشتند ــ معمولاً هر کس که

    قادر به سرودن شعر بود، تحصیل موسیقی می کرد و هر کس ذوق موسیقی داشت ، شعر نیز می سرود (اقبال آشتیانی ، بخش 1، ص 14). باربد * ، موسیقیدان و شاعر عصر ساسانی ،

    از نامدارترین این هنرمندان بود.

    سنّت خنیاگری در فرهنگ ایرانی تا دورة معاصر در وجود موسیقیدانان شاعر و شاعران موسیقیدان ادامه یافت. عارفِ قزوینی * (متوفی 1311 ش) و علی اکبرخان شیدا * (متوفی 1285 ش) از آخرین بازماندگان این دسته از هنرمندان بودند. عارف هم شعر می سرود، هم آهنگ می ساخت و هم اجرای تصنیفها را توأمان بر عهده داشت ؛ اما این شکل بسیار عالی و موفق ، با تخصصیتر شدن موسیقی در سالهای اخیر، تقریباً متوقف شد (لطفی ، 1372 ش ، ص 203).

    بنا بر تحقیق ملک الشعرای بهار، در ایران دورة ساسانی ظاهراً سه نوع شعر وجود داشته است : سرود، داستان ، و ترانه . سرودها، همانند خسروانیها، اشعاری هجایی و مُقَفّا و نسبتاً طولانی بودند که در حضور پادشاهان خوانده می شدند و همراه با آنها موسیقی نواخته می شد. داستانها از نوع حماسه و ذکر مناقب پهلوانان و سلاطین بودند که در حضور رجال و در مجامع عمومی و جشنهای ملی ، با ساز و آواز خوانده می شدند. ترانه ها، که به اشعار تصانیف امروزی شباهت داشتند، شامل تعابیر عاشقانه بودند و به طبقات عامه اختصاص داشتند (بهار، ج 1، ص 70).

    بعد از اسلام ، سرودها و داستانها، به سبب تحولات سیاسی و اجتماعی ، از میان رفتند؛ گرچه رسم داستانگویی به شعر و همراه با آواز و ساز هنوز هم در میان روستاییان و برخی قومها، بویژه کردها و بلوچها، وجود دارد (همان ، ج 1، ص 70ـ71). به نوشتة بهار (ص 70ـ71، 101ـ102) ، اعراب به سبب ناآشنایی با زبان فارسی و موسیقی سنگین آن ، از میان تمام انواع شعر، ترانه را به سبب سادگی و زودفهمی آن پذیرفتند و با در آمیختن آن با آنچه از موسیقی روم و شام اقتباس کرده بودند، شعر عروضی عرب را پدید آوردند. این نوع شعر بعدها به ایرانیان رسید، از جمله شعر ابن مفرّغ : «آب است و نبیذ است / و عُصارات زَبیب است / سمیّه روی سپیذ است » یا شعری که کودکان بلخ می خواندند: «از خُتَلان آمذیه / بِرُو ] یاتَرّ و [ تباه آمذیه / آوار باز آمذیه ». اعراب ، این نوع تصنیفهای هجایی عامیانه را «حَرارَه » می گفته اند. از این قبیل تصنیفها که در قرنهای بعد ساخته شده ، یک نمونه باقی مانده است که مردم آن را هنگام به زندان برده شدن احمد عَطّا ش (متوفی 508) ، از بزرگان باطنیه ، برای تحقیر او همراه با طبل و دهل می خوانده اند (رجوع کنید به راوندی ، ص 161) ؛ با اینهمه ، پس از ایجاد حکومتهای امرای فارسی زبان در خراسان ، اقسام شعر غنایی ، به جای سرود و داستان ، پدید آمد: قصیده جانشین سرود، مثنوی جانشین داستان (شعر داستانی) ، و دوبیتی جانشین ترانه شد. سرود را «چکامه »، شعر داستانی را «چامه »، و ترانه را «غزل » نامیدند و در عین حال ، واژه های ترانه و دوبیتی و رباعی هم باقی ماندند و از مجموع غزل و ترانه و دوبیتی ، اشعار آهنگین ، یعنی تصنیف ، به دست آمد (بهار، ج 1، ص 72). به نوشتة همائی ، غزل و ترانه و رباعی و دوبیتی ، مخصوص اشعار غناییِ ملحون بوده که با ضرب و آهنگ و ساز و آواز خوانده می شده است. غزل معروف رودکی سمرقندی با مطلع «بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی »، که رودکی همراه با نواختن چنگ در مجلس امیر نصر سامانی خواند، از همین نوع اشعار ملحون بوده است (ص 77). این نوع اشعار را «قول » نیز می گفته اند و واژة «قوّال » به معنای «غزلخوان و سرودخوان » را از آن ساخته اند. این نوع غزل تا اواخر قرن پنجم ــ که غزل به معنای شعر مجرد در مقابل شعر ملحون باب شد ــ رواج داشته و اصطلاح تصنیف بعدها جانشین همین نوع قول و غزل شده است. تصنیف به معنای اصطلاحی اولین بار در آثار عبدالقادربن غیبی مراغی (متوفی 838) به کار رفته است (رجوع کنید به 1370 ش ، ص 339ـ340، 377، 379ـ380؛ همو، 1366 ش ، ص 217، 221، 230، 237ـ 238 و جاهای دیگر). همائی در بارة علت نامیده شدن شعر ملحون به تصنیف ، نوشته است که در کتابهای عبدالقادر مراغی ، تعابیری چون تصنیفِ قول و تصنیفِ صوت و تصنیفِ عمل به کار رفته و بتدریج ، بر اثر کثرت استعمال ، مضافٌالیه حذف شده و لفظ تصنیف به تنهایی به معنای آهنگ سازی شده و تصنیف قول و صوت و غزل مصطلح گردیده است. این تحول در کاربرد، در کتاب عالم آرای عباسی (تألیف در 1025) کاملاً مشهود است (همائی ، ص 82).

    عبدالقادر مراغی (1344 ش ، ص 198؛ همو، 1370 ش ، ص 336) انواع تصنیف را چنین آورده است : نوبه یا نوبت

    شامل چهار قطعه : قول (شعر عربی) ، غزل (شعر فارسی) ،

    ترانه (در وزن رباعی) ، فروداشت (شبیه قول) ؛ بسیط ، که

    از یک قطعة عربی تشکیل می شود، شامل طریقه ، صوت و تشییعه ؛ کل الضروب ، دارای طریقه و تشییعه ؛ کل النغم ،

    شامل نغمات هفده گانه در یک قطعه ؛ نَشید عرب ، دارای

    دو بیت نثر و دو بیت نظم ؛ عمل ، شامل اشعار فارسی ؛

    صوت ، بدون میانخانه و تشییعه ؛ پیشرو، بدون شعر و زخمه ، گاهی با شعر.

    در دورة صفوی تعداد شاعران تصنیف ساز زیاد بوده ، نام آنان و پاره هایی از اشعار ملحونشان در تذکره های آن دوره آمده است. نصرآبادی (ص 318ـ319) در بارة شاه مراد خوانساری نوشته است که او در فن موسیقی و ترکیب تصنیف و قول و عمل بی مانند بود و شاه عباس ماضی (شاه عباس اول ، حک : 978ـ 1038) به او توجه بسیار داشت ، چنانکه برای تصنیفی که در مقام دوگاه و نوروز و صبا ساخته بود («صد داغ به دل دارم زان دلبر شیدایی / آزرده دلی دارم من دانم و رسوایی ») ، انعام و خلعت گرفت.

    یکی از معروفترین تصنیفهای دورة زندیه ، در بارة فرجام غم انگیز لطفعلی خان زند، تا چند دهة پیش بین اهالی فارس

    و کرمان رایج بود: «هر دم صدای نی میاد/ آواز پی درپی

    میاد/ لطفعلی خانَم کی میاد/ روح و روانَم کی میاد» (ذکاء، ص 110ـ111).

    به گفتة استادان موسیقی اواخر دورة قاجار، سنّت تصنیف خوانی از دیرباز در شیراز وجود داشته و وجود تصنیف سازان نامدار شیرازی تبار و وفور انواع کلام ملحون و آهنگهای با کلام در سنّت موسیقی شیراز، دلیل بر این ادعاست (لطفی ، مصاحبة مورخ 25 فروردین 1377).

    تقریباً از عصر صفوی به بعد، تصنیفها را، به جای تقسیم بندی کمّی یا ظاهری (از باب اندازة شعر و نوع فارسی یا عربی بودن آن) ، به لحاظ کیفی یا محتوایی و بسته به مفاهیم کلام مندرج در آن (مثلاً بزمی ، رزمی ، انقلابی ، انتقادی ، سیاسی و مانند اینها) ، تقسیم کردند. تصنیف و انواع آن را هم مردم و هم موسیقیدانان متخصص می ساختند (همانجا). سازندگان تصانیفِ عامیانه ، افرادی گمنام بودند و محرک آنها در ساختن تصانیف ، مسائل سیاسی و اجتماعی بود. نوع خاصی از تصنیف دارای ارزش هنری بالا، ساختة استادان موسیقی ، به نام «کار و عمل » در دورة قاجار رواج داشت که گاه مقصود از ساختن آنها، نمایش دادن مقام یا بیشترِ گوشه های هر دستگاه یا آواز در متن اجرای کار و عمل بود (مستوفی ، ج 1، ص 297، پانویس).

    آهنگ ضربی نواختن و تصنیف خواندن ، مثل آوازخوانی ، تخصص و مهارت می خواهد و تصنیف خوان باید بتواند ضرب را تشخیص دهد تا در موقع خواندن ، وزن را از دست ندهد و از ضرب خارج نشود (خالقی ، بخش 1، ص 399). نمونه های بسیاری از تصنیفهای مشهور دورة قاجار وجود دارد که گاه کلام یا آهنگ آنها و گاه هر دو توأمان ضبط و ثبت و نگهداری شده اند (همان ، بخش 1، ص 388ـ394؛ کیانی ، ص 68ـ69) ، از جمله تصنیفهایی که مردم به مناسبت اوضاع سیاسی و اجتماعی ، در مورد واقعه ای یا شخصیتی خاص ، می ساختند، مانند تصنیفِ گرانیِ نان ، هنگام سفر ناصرالدین شاه به فرنگ (1287) ؛ کسوف (1299) و عزل مسعود میرزا ظلّالسلطان از حکومت اصفهان و چند ولایت دیگر (1304؛ مشحون ، ج 2، ص 443ـ444). برخی از تصنیف خوانان و ضربی خوانانِ مشهور اواخر دورة قاجار تا اواسط دورة پهلوی عبارت بودند از: آقاجان اول و دوم ، محمدصادق خان * (سرورالملک) ، حبیب اللّه سماع حضور * ، آقاجان ضرب گیر (عین الدوله ای) ، تقی خان نسقچی باشی ، باقرخان لبو، بالاخان (نی داوود) ، عبداللّه دوامی ، حسین خان اسماعیل زاده * ، رضا روانبخش * ، مهدی غیاثی ، حسین تهرانی * و ملوک ضرابی کاشانی . از تصنیفهای دورة قاجار، نمونه هایی باقی مانده که مشتمل است بر مضامین اقتصادی ـ اجتماعی ، مضامین تغزلی و گاه مضامین خلاف ادب و نزاکت (بنا بر رسم آن روزگار در بعضی مواضع). این تصنیفها، در دورة اولِ ضبط صدا در ایران (سالهای قبل از جنگ جهانی اول) ، بر روی صفحات ضبط شده است (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به سپنتا، ص 136ـ 166).

    سه تصنیف ساز بزرگِ دورة معاصر، علی اکبر شیدا، عارف قزوینی و محمدعلی امیرجاهد * (متوفی 1356 ش) بودند. تصانیف شیدا بیشتر دارای مضامین عارفانه و عاشقانه ، و تصانیف عارف قزوینی مستقیماً در بارة انقلاب مشروطه است. اولین بار عارف قزوینی تصنیف با مضامین ملی سرود. تصانیف امیرجاهد بیشتر دارای مضامین اخلاقی و وطن پرستانه و دعوت به نوسازی فردی و اجتماعی است.
    ویرایش توسط arian : Wednesday 22 October 2008 در ساعت 05:01 PM

  2. 6 کاربر برای این پست از arian تشکر کرده اند:


  3. # ADS
     

  4. #2
    کاربر حرفه ای

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر حرفه ای
    شماره عضویت
    1477
    تاریخ عضویت
    May 2007
    نوشته ها
    2,129
    میانگین پست در روز
    0.50
    تشکر از پست
    3,762
    6,312 بار تشکر شده در 1,841 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 8/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    از اوایل دهة 1320 ش ، ترانه سرایی بتدریج رونق گرفت و یکی از مشاغل سازمانهای اداری موسیقی در پایتخت شد و از آن به بعد، به جای تصنیف سازی ، ساختن آهنگ و سرودن شعر دو کار جداگانه شد؛ آهنگ تصنیف را «نواساز» و شعر آن را «ترانه سرا» می ساخت و واژة ترانه سرا از همان سالها رواج یافت و شناخته شد. ترانه سرایان مطرح و حرفه ای نظیر رحیم معینی کرمانشاهی (متولد 1300 ش) ، اسماعیل نواب صفا (متولد 1303 ش) ، پرویز خطیبی (متولد 1304 ش) ، بیژن ترقی (متولد 1309 ش) و تورج نگهبان (متولد 1311 ش) ، رهی معیری * (متوفی 1347 ش) ، از سردمداران اصلی جریان ترانه سازی در سالهای 1325ـ 1355 ش بودند و بعد از انقلاب اسلامی (1357 ش) نیز به طور مقطعی و پراکنده به ترانه سرایی ادامه دادند. در کنار اینان ، تعدادی از شاعران ــ که به طور مقطعی یا دائم با سازمان اداری موسیقیِ رادیو تهران همکاری می کردند ــ گاه ترانه هایی می ساختند، از جمله سیدعلی مرجوع کنید بهید ثابتی ، سیدمحمود فرخ خراسانی ، عبداللّه الفت ، مهرداد اَوستا * ، حسین پژمانِ بختیاری * و نظام وفا * .

    بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، به دلیل نظرگاههای منفی متدینان نسبت به سوابق ترانه خوانی و حتی نام ترانه ، به تصنیفها و ترانه هایی که در ستایش از انقلاب و رزمندگان جنگ عراق با ایران ساخته شد عنوان سرود دادند. در این دوره بتدریج موسیقی گذاشتن بر اشعار سعدی و مولوی و حافظ رواج یافت و تصنیف سرایی و ترانه سازی تقریباً کنار گذاشته شد؛ اما در سالهای اخیر با فعالیت مجدد شعرای ترانه سرای قدیم و جدید، نظیر علی معلم دامغانی ، حمید سبزواری ، سپیده کاشانی ، هوشنگ ابتهاج (سایه) ، جواد آذر، محمود شاهرخی و بامداد جویباری ، این کار همچنان رواج دارد.

    شعر تصنیف ، بر خلاف شعر سنّتی ، دارای اوزان متنوع و مصراعهای نامساوی (برخی کوتاه و برخی بلند) است. نزدیکی اوزان عروضی شعر فارسی با ادوار موسیقایی ، بین شکل اشعار سنّتی فارسی و تصنیف مشابهت پدید آورده است. در تصنیفهای قدیمتر، بیتی از شعرای قدیم تضمین می شد و سپس قافیه آزاد می گردید، مثل تصنیف بیات اصفهان اثر علی اکبر شیدا که در آن بیتی از سعدی تضمین شده است : «سلسلة موی دوست حلقة دام بلاست / هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست »/ تو که بی وفا نبودی ، پر جور و جفا نبودی / من از دست غمت ، من از دست غمت دارم گله بسیار/ مرا صبر و تو را، مرا صبر و تو را حوصله بسیار (مشحون ، ص 467). گاهی نیز تصنیف ساز از ابتدا وزنی را از بحور شعر فارسی انتخاب می کرد و مصراع اول یا دوم را خود می سرود و هنگام تنگنای قافیه ، اصل تساوی اوزان را به نفع زیباسازی موسیقی رها می کرد، مانند این تصنیف عارف قزوینی (ص 341) در دستگاه افشاری : «نمی دانم چه در پیمانه کردی / تو لیلی وش مرا دیوانه کردی / جانم جانم دیوانه کردی / خدا خدا دیوانه کردی جانم / ای تمنای من / یار زیبای من / تویی لیلای من / مرا مجنون صفت دیوانه کردی ».

    این شگرد، این امکان را به تصنیف ساز می داد که نغمه های زیباتری بیافریند. بیشتر ضربها و ادواری (وزنهای موسیقی) که در تصنیف استفاده می شود، باید روان و ساده باشد. بحور موسیقی تصنیف بیشتر بر پایة چند بحر معروف غزلهای فارسی است ، از جمله : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن ، مستفعلن مستفعلن مستفعلن ، و فعولن فعولن فعولن فعول . در تصنیفها از بحرهای ترکیبی ، نظیر وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ، کمتر استفاده می شود؛ اگرچه این بحر در گوشة «کرشمه » استفاده می شود، در تصنیف کمتر به کار گرفته شده است. تصنیفهای شاد همواره در بحور کوتاه و مُقَطّع و تصنیفهای سنگینتر و جدّیتر در بحور بلندتر ساخته می شوند. اصولاً تصنیف قالبی است با بحور خیلی بلند و ادوار سنگین . شاید علت انتخاب وزنهای سنگین ، رابطه ای است که میان آواز آزاد سنّتی و وزنهای تصانیف وجود دارد (لطفی ، 1372 ش ، ص 204ـ 205). با بررسی تصنیفهای قدیمی ، ملاحظه می شود که روند اجرای تصنیفها هم مثل هنر غزل خوانی ، تنها با نظم نغمه ها انجام پذیر است و تکرار چند کلمه از کلام تصنیف یا افزودن کلماتی ظاهراً بی معنی در جای خود، از خصوصیات ویژة این هنر است ، از جمله در تصنیفی معروف و قدیمی در مایة شوشتری : «از تیر مژگان می زنی تیرم چند، تیرم چند، تیرم چند/ دل را همین یک تیر از جا برکند، جا برکند، جا برکند/ چرا می زنی می زنی می زنی می زنی یار/ چرا می کُشی می کُشی می کُشی می کُشی یار/ تو از ناوَک مژگان ، تو از ناوک مژگان / همه خلق جهان را/ همه پیر و جوان را، جانم ، همه پیر و جوان را». این کلمات اضافی و تکراری در بافت کلی تصنیف جریانی روان می یابند و حس و بیان نهفته در اثر را القا می کنند (کیانی ، ص 69ـ70). در بررسی هم آوایی شعر و موسیقی در تصنیفهای ردیف ، خصوصیات اساسی و مشترکات آنها را می توان دید که مهمترین آنها تبعیت کلام از نغمه است ، تا حدی که کلام به نفع نغمه به دو یا چند پاره تقسیم می شود، تکرارها و کلمات اضافی در بین می آیند و انطباق وزن کلام یا نغمه بر اساس کمیّتهای هجاها و تکیه هاست و هجاهای وزنی شعر در تلفیق صحیح با موسیقی ، به تبع پایه های وزنی شعر جابجا می شوند (همان ، ص 79، 85). این خصوصیات در تصنیفهای قدیمی ایرانی به نحوی بارز وجود داشت و از اوایل دورة پهلوی اول و رواج یافتن سلیقه های جدیدی که محمدعلی امیرجاهد، سیدجواد بدیع زاده * ، اسماعیل مهرتاش ، و رهی معیری مروّج اصلی آن بودند، بویژه در دوره ای که ترانه سرایی جانشین تصنیف سازی گردید، اینگونه تصانیف کم شد. آخرین راوی این هنر، علی اصغر بهاری * ، نوازندة برجستة کمانچه ، بود که تصانیف کوتاهی می ساخت و به شاگردانش می آموخت.

    تصنیف ، برنامه های طولانیِ اجراهای سنگین و مفصّلِ موسیقی سنّتی ایرانی را تلطیف می کرد و گاهی در جای مناسب از آن استفاده می شد. در موسیقی ایرانی ، «متون آوازی » اهمیت ویژه داشته است و متون ضربی ، چهار مضرابها و تصنیفها در اصل برای زیباتر کردن متن آواز یا ساز بوده اند. امروزه تصنیف تقریباً همة زمینة موسیقی بازمانده از سنّت هنری قدیم ایرانی را در بر گرفته است (لطفی ، 1372 ش ، ص 206).

    منابع : عباس اقبال آشتیانی ، مجموعة مقالات عباس اقبال آشتیانی ، بخش 1، گردآوری و تدوین از محمد دبیرسیاقی ، «شعر قدیم ایران »، تهران 1369 ش ؛ مری بویس و هنری جورج فارمر، دو گفتار در بارة خنیاگری و موسیقی ایران ، ترجمة بهزادباشی ، تهران 1368 ش ؛ محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی ، به کوشش محمد گلبن : «سبک شعر فارسی »، تهران 1351 ش ؛ روح اللّه خالقی ، سرگذشت موسیقی ایران ، بخش 1، تهران 1353 ش ؛ یحیی ذکاء، «یک تصنیف قدیمی شیرازی »، در شعر و موسیقی ایران ، تهران : هیرمند، ] 1366 ش [ ؛ محمدبن علی راوندی ، راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق ، به سعی و تصحیح محمد اقبال ، به انضمام حواشی و فهارس با تصحیحات لازم مجتبی مینوی ، تهران 1364 ش ؛ ساسان سپنتا، تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران ، اصفهان 1366 ش ؛ مهدی ستایشگر، واژه نامة موسیقی ایران زمین ، ج 1، تهران 1374 ش ؛ ابوالقاسم عارف قزوینی ، کلیّات دیوان شادروان میرزاابوالقاسم عارف قزوینی ، چاپ عبدالرحمان سیف آزاد، تهران 1358 ش ؛ مجید کیانی ، هفت دستگاه موسیقی ایران ، تهران 1371 ش ؛ محمدرضا لطفی ، مرجوع کنید بهسسة فرهنگی هنری شیدا، تهران . مصاحبه 25 فروردین 1377؛ همو، «شناخت فرم های موسیقی ایرانی »، در

    کتاب سال شیدا: مجموع مقالات موسیقی ، ویژة پژوهش در فرهنگ ایران ، گردآورنده محمدرضا لطفی ، تهران : مرجوع کنید بهسسة فرهنگی هنری شیدا، 1372 ش ؛ عبدالقادربن غیبی مراغی ، شرح ادوار ، چاپ تقی بینش ، تهران 1370 ش ؛ همو، جامع الالحان ، چاپ تقی بینش ، تهران 1366 ش ؛ همو، مقاصدالالحان ، چاپ تقی بینش ، تهران 1344 ش ؛ عبداللّه مستوفی ، شرح زندگانی من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه ، تهران 1360 ش ؛ حسین مشحون ، تاریخ موسیقی ایران ، تهران 1373ش ؛ محمدطاهر نصرآبادی ، تذکرة نصرآبادی ، چاپ وحید دستگردی ، تهران 1361 ش ؛ جلال الدین همائی ، «غزل و تحول اصطلاحی آن در قدیم و جدید»، یغما ، سال 13، ش 1 (فروردین 1339).

    / سیدعلیرضا میرعلی نقی /

    دايره المعارف اسلامي

  5. 6 کاربر برای این پست از arian تشکر کرده اند:


  6. #3
    sarveazad آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    54002
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    سن
    29
    نوشته ها
    520
    میانگین پست در روز
    0.21
    تشکر از پست
    395
    746 بار تشکر شده در 364 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 120/8
    Given: 31/15
    میزان امتیاز
    7

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    عبد الله دوامي، دركنار برومند و شهنازي و صبا ، يك عمر در تداوم اصالتهاي موسيقي ايران كوشيد. او ازمعلمان بزرگ موسيقي رديف است. در جواني نزد علي خان نايب السلطنه تعليم گرفت و چندسال بعد همراه هنرمندان بزرگ موسيقي وقت، به خارج سفر كردو صفحه هاي از صداي او ضبطشد او لوح محفوظ رديف هاي آوازي و سازي و قطعه هاي اصيل قديمي بود و يك عمر هرچه مي دانست، بيدريغ به هنر آموزان جوان آموخت. دوامي نيز مثل بيشتر هنرمندانقديم ، اهل معنويت و خلوص وسادگي بود و با هنرش مي زيست. او عضو هيات موسيقيدانانسنتي بود و براي ضبط صفحه به خارج از كشور سفر مي نمود. او همچنين مدرّس آواز درهنرستان ملي موسيقي بود آثار: از او نوارهاي خصوصي اي باقيمانده است كه بيشتر جنبه آموزشي دارند. نت رديف آوازي او و تصنيف هاي قديمي، بهكوشش فرامرز پايور چاپ شده و آلبوم نوارهاي رديف آوازي او نيز انتشار يافته است. صفحات گرامافون به همراه درويش خان، سيّد حسن طاهرزاده ، ابوالحسن اقبال آذر وباقر خان رامشگر ، نوارهاي خصوصي تدريس به شاگردان مختلف ، پنجاه تصنيف عارف (ضبطتوسط ابراهيم منصوري). شاگردان استاد:استاد ابوالحسن صبا،استاد فرامرز پايور، استاد محمود کريمي، استاد نصرالله ناصح پور، استاد محمدرضاشجريان، استاد محمدرضا لطفي، استاد ناصر فرهنگ فر، استاد حسين عليزاده، استاد پرويزمشکاتيان، استاد داريوش طلائي، مجيد کياني، محمد حيدري فاطمه واعظي(پريسا) ، فاخرهصبا، تورج كيارس، كريم صالح عظيمي، شاپور حاتمي، نورعلي خان برومند، شهرام ناظري،سيما بينا، رامبد صديف ... به سال 1270 در (طا) كه يكي از دهات تفرش مي باشد كودكي ديده به جهان گشود كه والدينش نام عبدالله را براي او بر گزيدند. عبدالله دوران كودكي را در اين ده سپري كرد وتحصيلات ابتدايي را نزد تني چند از ملاهاي ده فرا گرفت. وي پس از چندي به تهران آمد و در مدرسه تربيت نام نويسي كرد و در اين مدرسه با ركن الدين خان مختاري همكلاس بود. وي شبي در منزل شخصي به نام مجدالممالك كه از دوستانش بود با علي خان نايب السلطنه كه از خوانندگان بزرگ آن زمان بود آشنا شد و در حضور وي قطعه يي بنا به درخواست مجدالممالك مي خواند كه مورد قبول علي خان نايب السلطنه قرار مي گيرد و او دوامي را تشويق مي كند كه نزد وي آواز كار كند و اولين مشق خود را كه دستگاه شور بود نزد علي خان آغاز مي كند كه اولين استاد وي همين شخص مي باشد. عبدالله دوامي پس از چندي نزد استادان : آقا ميرزاحسينقلي، حسين خان كمانچه كش، درويش خان، ملك الذاكرين و آقا ميرزا عبدالله رفت و بسياري نياموخته ها را از آنان آموخت و خود شد استاد عبدالله خان دوامي. دوامي قبل از انقلاب مشروطيت براي شناساندن موسيقي اصيل و سنتي ايران و براي حفظ و حراست و اشاعه آن قرار شد كه به اتفاق اقبال السلطان و باقر خان و مشير همايون شهردار و عده يي ديگر به برلن بروند ولي به واسطه جنگ جهاني اول وقفه يي در اين مسافرت هنري پيش آمد كه اجبارا به جاي برلن به تفليس و قفقاز رفتند و تصميم خود را آنجا عملي كردند. استاد دوامي مدت هفت سال در اداره پست كار كرد و پس از اين مدت به وزارت دارايي منتقل و تا پايان دوران باز نشستگي در اين وزارتخانه مشغول كار بود. وي از فروردين ماه 1334 همكاري خود را با سازمان راديو و تلوبزيون وقت وقت و مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران شروع كرد كه به واسطه كبرسن شاگردان را در منزل تعليم مي داد. استاد عبدالله خان دوامي در بيستم دي ماه 1359 دار فاني را وداع گفت. منبع: پایگاه مرکز تحقیقات
    خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن

  7. 2 کاربر برای این پست از sarveazad تشکر کرده اند:


  8. #4
    shahparak آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    57322
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    نوشته ها
    192
    میانگین پست در روز
    0.08
    تشکر از پست
    255
    338 بار تشکر شده در 150 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 96/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    7

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    تصنیف یك آواز ساخته شده با وزن آهسته است. تصنیف ذنیز مانند فرمهای آهنگسازی از پدیده های نسبتا اخیر است و از دستاورد های استادان مشهور می باشد.
    طی دو دهه اول قرن بیستم، تصنیفهای بسیاری خلق شد كه بیشتر انها روی اشعار میهن دوستی ساخته شد، و حال و هوای حركت مشروطه خواهی را منعكس می نمود. تصنیف هایی كه طی سالهای 1920 و 1930 ساخته شد اغلب دارای موضوعات عاشقانه بود و از اشعار شاعران كلاسیك استفاده می گردید. بعد از جنگ جهانی دوم، متون شعری رفته رته سبك تر شده و آوازهای عامیانه غربی تصنیف را تحت شعاع قرار داد كه این نوع تصنیف „ترانه” نامیده می شود.

    تعدادی تصانیف قدیمی وجود دارند كه سازندگان آن شناخته شده نیستند ولی اكثر تصانیف مشهور امروز را آهنگسازان مشهور ساخته اند.

    طرح كلی تصنیف با پیش در امد و رنگ شباهت داردو در اینجا هم مقام دستگاهی كه تصنیف در ان ساخته شد در آغاز و دوباره در خاتمه ارائه می شود. در بخش یا بخشهای میانی، ملودی هایی به كار برده می شود كه یاد آمور مقام یك گوشه عمده یا چند گوشه از آن دستگاه می باشد.

    از نظر ریتم، تصنیف انعطاف پذیر بوده و میتواند بر اساس میزانهای دوضربی، سه ضربی و یا چهارضربی باشد. تمپوی (سرعت) آن نیز می تواند آرام و معتدل یا سریع یاشد.
    دوستت دارم ادعای کمی نیست - یاازاین حرفهای دم دستی - کوچه بازار- گفتنش را ازتمام وجودخودت مایه بگذار

  9. کاربران زیر از shahparak به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  10. #5
    sarveazad آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    54002
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    سن
    29
    نوشته ها
    520
    میانگین پست در روز
    0.21
    تشکر از پست
    395
    746 بار تشکر شده در 364 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    2 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 120/8
    Given: 31/15
    میزان امتیاز
    7

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    درباره ی تصنیف « الهه ناز »
    الههٔ ناز نام یک تصنیف یا ترانهٔ اجرا شده توسط غلامحسین بنان است که نخستین بار در سال ۱۳۳۳ خورشیدی از رادیو ایران پخش شد و نزد توده‌های مردم با استقبال عجیب و غیرمنتظره‌ای مواجه گردید. آهنگساز این اثر اکبر محسنی و سرایندهٔ شعر آن، کریم فکور بود و روح الله خالقی، که رهبر ارکستر انجمن موسیقی ملی به شمار می‌آمد، آن را برای اجرای بنان در همراهی با این ارکستر تنظیم نمود. گرچه بسیاری از صاحبنظران ترانه الهه ناز را از برخی ظرایف فنی و هنری، عاری دانسته‌اند، امّا این تصنیف، چه در زمان اجرای نخست خود و چه در طی دهه‌های بعد، همواره از جملهٔ ترانه‌های محبوب و پرطرفدار ایرانی محسوب می‌شده‌است. ترانه الهه ناز را باید حاصل تمایل جمعی از موسیقیدانان و خوانندگان ایرانی به اجرای تصنیف‌های نوآورانه در سال‌های دهه ۳۰ و ۴۰ دانست که حتی شماری از جدی‌ترین خوانندگان موسیقی سنتی ایرانی همچون غلامحسین بنان را نیز به این وادی کشانید. بنان از آغاز کار خویش، تنها به آوازخوانی پرداخته بود و حتی بعد هم که برای خواندن تصنیف تمایل پیدا کرده بود، تنها تصنیف‌های سنگین و رنگین سنتی از آثار کسانی چون علینقی وزیری یاروح‌الله خالقی یا مرتضی محجوبی را می‌خواند و شعر این تصنیف‌ها را نیز از اشعار شاعران کلاسیک یا در پیوند با شعر این شاعران انتخاب می‌نمود. تصنیف‌هایی مثل: «من از روز ازل» ، «کاروان» ، «خریدار تو»، «می ناب»، «مشتاق وپریشان» ، «مرغ حق» ، «من بی دل ساقی» ، «ای امید من کجایی» ، «مرا عاشق تو کردی» ، «دیدی ای مه» ، «نوای نی» و «حالا چرا» نمونه‌هایی از این قبیل آثار وی بودند. ولی در سال‌های دهه سی خورشیدی، ناگهان تصنیفی از بنان از رادیو ایران پخش شد که از نظر فرم و ساختار با تمامی ترانه‌ها و تصنیف‌های پیشین او، متفاوت بود. آهنگساز و همینطور شاعر یاترانه سرای این اثر، هر دو از جمله هنرمندانی بودند که کارهایشان تا آن زمان کمتر به محفل اساتید راه پیدا کرده بود. موسیقی «الههٔ ناز» را آهنگساز نه چندان معروفی به نام اکبر محسنی (۱۳۷۴-۱۲۹۱) ساخته بود که در دهه‌های بیست و سی، یکی از نوازندگان نه چندان مطرح تار، در ارکستر موسیقی ملی محسوب می‌شد. در واقع اغلب نوازندگان آن روزگار ارکستر موسیقی ملی، افراد مشهور و صاحب نامی مانند: ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، حسین تهرانی، جواد معروفی، یحیی زرین پنجه، و رضا ورزنده بودند و در نتیجه نام کسانی مانند اکبر محسنی در زیر سایه این نامهای سنگین قرار می‌گرفت و کمتر دیده می‌شد. اما در عین حال روح الله خالقی دارای این خصوصیت بود که همواره به زیر دستان خود، میدان برای شکوفایی می‌داد و در واقع با تشویق و راهنمائی همو بود که اکبر محسنی، علاوه بر نوازندگی به آهنگسازی نیز روی آورده بود. در واقع روح‌الله خالقی که استعداد محسنی را دریافته بود راه را برای پیشرفت او هموار ساخته و به وی برای طبع آزمایی میدان داده بود. کریم فکور (۱۳۷۵-۱۳۰۴) هم که سرایندهٔ تصنیف‌های معمولی در آن روزگار بود، روی آهنگ محسنی شعر ساده‌ای نهاده بود، که مضمونی عاشقانه داشت. کریم فکور که لیسانسیهٔ حقوق داشت یکی از پرکارترین ترانه سرایان و شعرای ایران محسوب می‌شد و گرچه در زمان سرودن ترانه الهه ناز چندان شهرت نداشت، اما بعدها با آثار دیگری مانند غوغای ستارگان (اثر مهندس همایون خرم و با صدای پروین) که از سروده‌های زیبای وی به شمار می‌رود، خود را مطرح ساخت. «الهه ناز» را روح الله خالقی برای آواز و ارکستر بزرگ به شکلی تأثیرگذار تنظیم کرد و علاوه بر صدای گرم بنان از گروه آواز جمعی (کُر) نیز، در اجرای آن بهره گرفت. ویژگی‌های این ترانه اکبر محسنی در سال ۱۳۳۳ خورشیدی، و پس از ساخت این آهنگ، سفارش شعر آن را به کریم فکور داد. چراکه تنها دختر او، موسوم به (ناناز) به تازگی در همان سال بدنیا آمد و وی قصد داشت ترانه‌ای که در آن بر کلمه «ناز» تاکید شده باشد را، به دخترش تقدیم نماید. کریم فکور برای شعر این ترانه از سروده‌ای غمگین و عاشقانه بهره برد. البته مضمون و ظاهر این شعر چندان قوی نبود و پیام آن نیز، پیامی بسیار ساده و پیش پاافتاده به نظر می‌رسید. در این شعر، عاشق، معشوقه را خدای ناز کردن اطلاق می‌کند و ضمن شرح مراتب وفاداری خود، از معشوقه می‌خواهد که ناز را کنار بگذارد و برگردد؛ همین و بس!. با اینکه اکثر ترانه‌های بنان تا آن زمان، با آهنگسازی برخی از برجسته‌ترین آهنگسازان موسیقی سنتی ایران، همچون روح الله خالقی و مرتضی محجوبی و برخی دیگر از اساتید درجه یک موسیقی ایرانی ساخته شده بودند، و این ترانه (الهه ناز) را، اکبر محسنی، که آهنگساز چندان مطرح و درجه اولی به شمار نمی‌آمد، ساخته بود، با این وجود بنان از شعر و آهنگ ترانه خوشش آمد و اجرا کردن آن را پذیرفت. به خصوص که دوست و همکار قدیمی و همیشگی او، روح الله خالقی نیز به عنوان تنظیم کننده و رهبر ارکستر در خلق این ترانه همکاری داشت. بدین ترتیب ترانه‌ای توسط بنان اجرا گردید که هم در فرم و هم در ساختار با سایر آثار وی متفاوت بود. تفاوت دیگر ترانه الهه ناز با دیگر آثار بنان این بود که تا آن زمان در اکثر کارهای بنان، از ریتم سنگین شش هشتم استفاده شده بود، در حالیکه ریتم این ترانه دو چهارم بود و حتی اندکی به تانگو نیز نزدیک می‌شد. اجرای سبک دوچهارم، نه فقط از اندوه ذاتی آواز دشتی کاسته بود، بلکه نوعی نوآوری را هم در سبک و سیاق این ترانه سبب شده بود. از دیگر نوآوریهایی اعمال شده در ساخت و اجرای این ترانه، خط سیر ملودی‌ها و انتخاب ریتم ویژه، «الههٔ ناز» بود که این نیز ترانهٔ مذکور را از دیگر خوانده‌های بنان متمایز می‌ساخت. این ملودی و ریتم تازه از همان مقدمهٔ تصنیف خود را آفتابی می‌کرد و سرزندگی آن، اندوه آواز دشتی را که ترانه در آن جاری بود، می‌شکست و کاهش می‌داد. به عبارت دیگر، از مهمترین خصوصیات این ترانه، خط سیر متناسب ملودی ساخته اکبر محسنی، به همراه شیوه اجرای بسیار زیبای آن بود، که البته مطمئناً تنظیم استادانه روح الله خالقی نیز، در شکل گیری آن نقش داشت. به این خصوصیات، باید صدای گرم بنان را نیز افزود.
    علل شهرت و محبوبیت شاید یکی از علل فراگیر شدن «الههٔ ناز» همین باشد که اجرای این نوع کارها بنان برای مردم تازگی داشت و این در واقع شور و شوق مردم را در روی‌آوری به کارهای نوآورانه نشان می‌دهد. نوآوری‌ها و ابتکارات اکبر محسنی که نخستین بار در الهه ناز خود را آشکار ساخت، بعدها در چند تصنیف دیگر از ساخته‌های او، از جمله انتظار و ساقیا نیز بازتاب یافت. نوآوری و ابتکاری که برخی آن را دستاورد دورانی از زندگی او دانسته‌اند که در آن، او به عضویت انجمن موسیقی ملی درآمده بود و با موسیقی‌دانان نوآور همنشینی داشت. اما از سوی دیگر شاید دلیل استقبال مردم از ترانه الهه ناز، نوع متفاوت کار بنان بود که همین تفاوت باعث استقبال مردم از این ترانه شد. زیرا مردم تا آن زمان صدای بنان را در برنامه بسیار سنگین و فاخر «گلهای جاویدان» رادیو ایران شنیده بودند که طی این برنامه‌ها، بنان مبادرت به اجرای برنامه‌های بسیار فنی و پیچیده در دستگاه‌های مختلف موسیقی سنتی می‌نمود. حال آن که اجرای وی در الهه ناز در عین بداعت و تازگی، بسیار ساده و صریح به نظر می‌رسید. بدون شک اجرای سبک دوچهارم، که از اندوه ذاتی آواز دشتی کاسته و ترانه را به حال و هوای خاصی سوق داده بود نیز، در رویکرد عمومی مردم بدین ترانه بی تأثیر نبود. بدین ترتیب بنان با خواندن تصنیف «الههٔ ناز»، شهرت و محبوبیت خود را در قشرهای میانی جامعه گسترش داد و از آن پس علاوه بر خواص، جمع کثیری از مردم عادی و عوام نیز به جمع طرفداران بنان و مشتاقان صدای او پیوستند. نظرات صاحبنظران علیرغم برخی انتقادات که به خاطر اجرای این ترانه، متوجه غلامحسین بنان گردید، وی تا پایان عمر خویش هرگز از بابت اجرای این ترانه احساس پشیمانی نکرد و بلکه برعکس اقبال عمومی مردم به سمت این ترانه را دلیلی بر صحت عمل خویش تلقی می‌نمود. از سوی دیگر، بدون شک مشهورترین و پرطرفدارترین کار اکبر محسنی نیز همین ترانه الهه ناز می‌باشد و به همین خاطر وی از میان تمامی آثار خویش، به این ترانه و یک اثر دیگرش یعنی ترانه انتظار (که موجب معرفی خواننده جوانی به نام فرح گردید) ، دلبستگی بیشتری داشت و بارها در مورد آن می‌گفت: «... آهنگهای آدم، مثل بچه‌های آدم هستند، منتها بعضی خلف هستند و برخی ناخلف. در میان متجاوز از ۴۰۰ آهنگی که ساخته‌ام، نمی‌توانم اثر و حالی که دو آهنگ «الهه ناز» و «انتظار» روی من دارند، فراموش کنم. ترانهٔ انتظار را ، «فرح» خوانده‌است : «به یاد وی تا سحر ماندم، او نیامد»... "ساقیاً هم که حالت اپرا دارد، از ساخته‌های من است که در جشن هنر[شیراز] اجرا شد... » موزیسین معروف ایرانی، پشنگ کامکار نیز در پاییز ۷۶ دربارهٔ این تصنیف نوشته ‌است : «... گاهی شنیدن تصنیفی یا ترنمی، روح آدمی را پرداختی جانانه داده با خود به سیر آفاق عرفان و زیبایی می‌برد و از همین روی می‌گویند آن موسیقی مراحل تکوین را طی کرده، به تکامل خود رسیده‌است. مگر می‌توان تصنیف زیبای الهه ناز استاد اکبر محسنی را با گوش جان شنید و متاثر نشد. به گمان من چندین نسل از شنیدن الهه ناز لذت برده و در خاطر خود ثبت و برای نسل دیگر حفظ خواهند نمود... » یکی از پژوهشگران موسیقی نیز در وبگاه خود، تعبیر جالبی در مورد الهه ناز به کار برده‌است: «گاهی نباید تنها در میان عوامل سازنده، به دنبال علت ماندگاری یه ترانه گشت؛ چرا که ترانه‌هایی وجود دارند که از لحاظ محتوایی و فنی بسیار بالا هستند ولی در یادها نمانده‌اند. برعکس ترانه‌هایی وجود دارند که با وجودیکه چندان قوی نیستند ولی سالها در ذهن و خاطر مردم مانده‌اند. ترانه الهه ناز از دسته دوم است... » منابع چهره‌های موسیقی ایران، گردآوری و نگارش: شاپور بهروزی، انتشارات کتاب سرا، چاپ دوم ، ۱۳۷۲، صفحات :۲۴۵ تا ۲۴۹ [با تلخیص و تغییر فراوان در جمله بندی و نگارش]

    خدایا دستم به آسمانت نمی رسد، اما تو که دستت به زمین میرسد بلندم کن

  11. #6
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    152080
    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    0
    0 بار تشکر شده در 0 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    مرسی خیلی ممنونم از مطلب مفیدتان.

    - - - Updated - - -

    مرسی خیلی عالی بودش.

    - - - Updated - - -

    مرسی خیلی عالی بودش.

  12. #7
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    150237
    تاریخ عضویت
    Apr 2017
    نوشته ها
    9
    میانگین پست در روز
    0.02
    تشکر از پست
    0
    3 بار تشکر شده در 2 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    ممنون خیلی خوب بود

    خسته نباشید همگی

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] ، [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


    - - - Updated - - -

    ممنون خیلی خوب بود

    خسته نباشید همگی

    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید] ، [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •