تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

نمایش نتایج: از 1 به 14 از 14

موضوع: شاعران معاصر... گمنام... بعضا بی نام

  1. #1
    Majed آواتار ها
    مدیر کل سایت

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مدیر کل سایت
    شماره عضویت
    771
    تاریخ عضویت
    Jan 2005
    نوشته ها
    1,605
    میانگین پست در روز
    0.29
    تشکر از پست
    3,831
    5,080 بار تشکر شده در 1,121 پست

    شبکه های اجتماعی من

    Add Majed on Linkedin
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 309/2
    Given: 138/1
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض شاعران معاصر... گمنام... بعضا بی نام


    0 Not allowed! Not allowed!
    سلام دوستان ..

    تو این تاپیک اشعار و یا توضیحاتی در مورد شاعران جوان و معاصر رو که تازه پا تو این عرصه گذاشتند رو میگذاریم...

    و یا شاعرانی که نام اونها در اذهان عامه مردم جای خودش رو باز نکرده...

    شاید ما پلی باشیم برای شناساندن این هنرمندان به یکدیگر
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!!

  2. 9 کاربر برای این پست از Majed تشکر کرده اند:


  3. # ADS
     

  4. #2
    Majed آواتار ها
    مدیر کل سایت

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مدیر کل سایت
    شماره عضویت
    771
    تاریخ عضویت
    Jan 2005
    نوشته ها
    1,605
    میانگین پست در روز
    0.29
    تشکر از پست
    3,831
    5,080 بار تشکر شده در 1,121 پست

    شبکه های اجتماعی من

    Add Majed on Linkedin
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 309/2
    Given: 138/1
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    (عمید صادقی نسب)

    زمستان از سوراخ کفشت وارد می شود
    گرسنه کودکی
    که نافت را
    با تیزی بشقابی شکسته بریده اند .

    معجزه ای را در انتظار نباش
    در هیچ کجایی
    گندم از آسفالت نمی روید
    و در شهر ما
    از شکم روسپیان ٬ خداوندان بیرون می آیند .

    مردمان دندانهای خویش را می کشند
    تا گرسنگی توجیه شود
    و با پنجه روی روغن داغ رفتن است
    این که زندگی است.

    اصلا کجای تاریخ
    سعدی به توپخانه می رسید
    و خیام مانده به اعدام بود .

    تهران
    تهران و رهگذرانی که پنداری
    چکه های شمع بر زبانشان می چکد
    صدایت می کنند
    و تو پاورچین
    گویی که زمین پر از تخم پرستوست
    و پای تخت تو باید نشست
    که در خواب یخ می زنی
    سرایت سیبری به رگ ها
    و قندیل بزاق در دهانت.

    تهران
    زورخانه می خواهد
    کباده خال کوبی
    و پدربزرگ را
    که اگر بود نمی خندید .

    تهران ۱۳۸۲
    تو در راه زنان را می بینی
    نشسته تا بشمرند تعداد موهایت را
    و من راهزنان را به تعداد موهایت
    با کنده ای که در دیده هاشان
    به آتش کشیده اند .

    سنگینی این شهر عاقبت
    زمین را از گردی می اندازد .

    تهران برایت پایتخت جهان است
    و سهم تو دندانهایی است که ریخته اما
    با بوی نان
    هنوز تکان می خورند
    و شیر مادران
    که بر جلد بینوایان می چکد .

    از آن سپس
    شهر ها ریخته ٬ ریخته های شهر
    به عطسه ای حتی پراکنده
    پوست مردگان بر باغ خانه های چرک
    نمی خورد
    و انگشت دختران جا میان دار قالی می ماند .
    از آن پس
    پیاده رو ها رویای مقدس قومی شد
    که بی نخاع زاده می شدند.

    (عمید صادقی نسب)
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!!

  5. 8 کاربر برای این پست از Majed تشکر کرده اند:


  6. #3
    Majed آواتار ها
    مدیر کل سایت

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مدیر کل سایت
    شماره عضویت
    771
    تاریخ عضویت
    Jan 2005
    نوشته ها
    1,605
    میانگین پست در روز
    0.29
    تشکر از پست
    3,831
    5,080 بار تشکر شده در 1,121 پست

    شبکه های اجتماعی من

    Add Majed on Linkedin
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 309/2
    Given: 138/1
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    (اردلان عطاپور)

    عقاب
    عقابی بود که وقتی اوج می گرفت
    از آن همه بلندی می ترسید و پایین می آمد
    اما وقتی پایین بود ٬ دورها را نمی دید
    دلگیر می شد و باز اوج می گرفت
    تا باز می ترسید و این جوری
    او همیشه دودل بود و پایین و بالا می شد .
    ***
    باد
    لباسهایم را روی بند انداختم
    تراس من کوچک است برای همین دو رشته طناب بسته ام
    یکی بالا و یکی پایین تر
    پیراهنم را روی بند بالا انداختم
    و شلوارم روی بند پایین بود
    باد که توش می افتاد تکانی می خورد
    رفتم کفشهایم را آوردم
    زیر پاچه های شلوارم گذاشتم که آویزان بود
    حالا هر وقت باد می آید
    همین کار را می کنم
    و می نشینم و خودم را نگاه می کنم .

    (اردلان عطاپور)
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!!

  7. 6 کاربر برای این پست از Majed تشکر کرده اند:


  8. #4
    Majed آواتار ها
    مدیر کل سایت

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مدیر کل سایت
    شماره عضویت
    771
    تاریخ عضویت
    Jan 2005
    نوشته ها
    1,605
    میانگین پست در روز
    0.29
    تشکر از پست
    3,831
    5,080 بار تشکر شده در 1,121 پست

    شبکه های اجتماعی من

    Add Majed on Linkedin
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 309/2
    Given: 138/1
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    (گراناز موسوی)

    تبر
    باز تبر از کنار گفتن گذشت
    و چیزی برای درخت نماند

    نیمی شدم
    نیمی سوز
    از چهره هامان صورتکی سرخ
    مانده برای صبح بعد

    و اما باران
    مثل همیشه نیمی خیس
    نیمی تر
    رویای درخت را
    از خواب دارکوب های گمشده می شوید.

    "پا برهنه تا صبح"
    (گراناز موسوی)
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!!

  9. 7 کاربر برای این پست از Majed تشکر کرده اند:


  10. #5
    Majed آواتار ها
    مدیر کل سایت

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مدیر کل سایت
    شماره عضویت
    771
    تاریخ عضویت
    Jan 2005
    نوشته ها
    1,605
    میانگین پست در روز
    0.29
    تشکر از پست
    3,831
    5,080 بار تشکر شده در 1,121 پست

    شبکه های اجتماعی من

    Add Majed on Linkedin
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 309/2
    Given: 138/1
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    (حافظ موسوی)

    اول باید رودخانه را راه بیندازم
    نه آنقدر ها بزرگ که یک پل چوبی رویش قرار نگیرد

    حالا کمی غروب درست می کنم
    و می گذارم ساعتی بماند
    تا هر چه می گذرد در حوالی این پل
    آرام آرام در قوام خودش حل کند.

    حالا از سایه ها تو را می کشم بیرون
    و می گذارمت دوباره پانزده ساله یاکمی بیشتر شوی
    و ترس خورده پا بگذاری روی این پل
    آن وقت یک شاعر جوان هجده بیست ساله
    آن سوی پل
    باید در انتظار تئ بگذارم

    نه اصلا فکر برگشتن به کله ات نزند
    او هم یکی دو قدم خواهد آمد
    سلام خواهد کرد
    و بعد یک کاغذ تاخورده را که ملتهب است
    به دست تو خواهد داد
    سلام !
    آقای انیگمار برگمن عزیز!
    شما در حوالی این پل
    توت فرنگی وحشی سراغ ندارید ؟

    (حافظ موسوی)
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!!

  11. 6 کاربر برای این پست از Majed تشکر کرده اند:


  12. #6
    Majed آواتار ها
    مدیر کل سایت

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مدیر کل سایت
    شماره عضویت
    771
    تاریخ عضویت
    Jan 2005
    نوشته ها
    1,605
    میانگین پست در روز
    0.29
    تشکر از پست
    3,831
    5,080 بار تشکر شده در 1,121 پست

    شبکه های اجتماعی من

    Add Majed on Linkedin
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 309/2
    Given: 138/1
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    (مهدی فلاحتی)

    سکوت
    سنگ آسیاب سنگینی است
    که بر هیچ می چرخد

    صدات
    بوی آفتاب می دهد
    و هر واژه گندم زرینی است.
    صدات بوی آفتاب می دهد .
    حرفی بزن!
    باری جهانم گرسنه است.

    (مهدی فلاحتی)
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!!

  13. 7 کاربر برای این پست از Majed تشکر کرده اند:


  14. #7
    shahed e borazjani آواتار ها
    کاربر جدید

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر جدید
    شماره عضویت
    12239
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    تشکر از پست
    0
    6 بار تشکر شده در 1 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    ايوب قياسوند نيز از ترانه سرايان گم نام اين سرزمين است:

  15. 6 کاربر برای این پست از shahed e borazjani تشکر کرده اند:


  16. #8
    Majed آواتار ها
    مدیر کل سایت

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مدیر کل سایت
    شماره عضویت
    771
    تاریخ عضویت
    Jan 2005
    نوشته ها
    1,605
    میانگین پست در روز
    0.29
    تشکر از پست
    3,831
    5,080 بار تشکر شده در 1,121 پست

    شبکه های اجتماعی من

    Add Majed on Linkedin
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    4 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 309/2
    Given: 138/1
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    دوست عزیز اگه با معرفی ایشون یک نمونه شعر هم ازشون بذاری ممنون میشیم...

    حداقل با سبکشون آشنا میشیم..
    برای بهتر زندگی کردن باید بهتر دید ...!!!!

  17. 4 کاربر برای این پست از Majed تشکر کرده اند:


  18. #9
    hichnafar آواتار ها
    مسئول بازنشسته

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته
    شماره عضویت
    311
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    1,810
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    1,391
    2,667 بار تشکر شده در 1,085 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 8/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    مهتاب

    به مهتاب می‌نگرد
    به آسمان خون‌آلوده
    هوا سرد و نفس‌گیر است
    آرواره‌ها به افتخار برودت کف می‌زنند.
    و کودک شتابان و عریان با پاهای چوبیش
    در معبر باد می‌دود
    و دست خاطره سوی مسافران دراز می‌کند
    حسرتا – در رؤیای لذیذ نان
    به رهگذران سلام می‌گوید
    و به بازگشتی تلخ گردن کج می‌کند
    و دوباره به مهتاب می‌نگرد

    گرگان-1365
    سفربهرینی
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

  19. 3 کاربر برای این پست از hichnafar تشکر کرده اند:


  20. #10
    hichnafar آواتار ها
    مسئول بازنشسته

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته
    شماره عضویت
    311
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    1,810
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    1,391
    2,667 بار تشکر شده در 1,085 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 8/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    دست‌هایش خیال می‌کردند
    بینشان یک شکاف تاریک است
    چشم‌هایش خیال می‌کردند
    دست‌هایش به ماشه نزدیک است


    مــُتــٌهم ایستاد، محکوم است!
    که: «خدا را بی‌آبرو کردم
    بعد از آن روزهای محوی که
    با سکوتِ تو گفتگو کردم»


    تـُف به این ساعتی که تکراری
    چرخ می‌زد که تازه‌هایت را...
    نیــش ِ هر عقربــَـش کفن می‌کرد
    زنده زنده جنازه‌هایت را


    می‌دویدی تمام شب در من
    شکل اشباح کودکی‌هایم
    چکّــه چکّــه شبیه کابوسی
    می‌چکیدی درون رگ‌هایم


    پلک می/ زد تمام ِ دنیا را
    رنگ ِ هذیان ِ تخت ِ بی‌خوابت
    زندگی مرگ آنی‌ام می‌شد
    پشت ِ ردّ ِ هراس ِ خونابت


    می‌دویدم تمام شب از تو!
    [منفجر می‌شدم به نفرینی
    که تنم را احاطه می‌کرد و...]
    می‌رسیدم به زخم چرکینی


    از طلسمی که باورم می‌کرد
    شکل ابهام ِ توی رگ‌هایم!
    ردّ ِ- هر لحظه تازه‌ی- خونی...
    ردّ ِ اشباح کودکی‌هایم!


    داد می‌زد درون اندامم
    داد/ گاهی خیال ِ بازی داشت
    ازدحام مرا به تصمیمی...
    که فقط متهم و قاضی داشت!


    داد می‌زد – نمی‌زد و می‌زد-
    شکل ِ دیوانگی ِ من بودی
    مـثـل دفن ِ دفاعـیات ِ من
    مـُتهم می‌شدی به نابودی


    متهم می‌شدی که... می‌خندید!
    که... لباس مرا به تن می‌کرد
    ساعتم را به دست خود می‌بست
    و دوباره مرا کفن می‌کرد!!


    من: که تکرار ِ خواب‌هایت را
    سال‌ها می‌شود که... بی‌جانم!
    می‌دوم... می‌دوم... که تا شاید
    می‌رسیدی به خط ِ پایانم


    چشم‌هایش خیال می‌کردند
    بینشان یک شکاف باریک است
    دست‌هایش خیال می‌کردند:
    مرگ چیزی شبیه شلیک است...


    فردین توسلیان
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]

  21. 4 کاربر برای این پست از hichnafar تشکر کرده اند:


  22. #11
    hichnafar آواتار ها
    مسئول بازنشسته

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته
    شماره عضویت
    311
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    1,810
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    1,391
    2,667 بار تشکر شده در 1,085 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 8/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!

    آب
    در شيب خيابان ايستاد
    خيابان در پاي عابران
    پدر كتاب‌ها را خاك كرد!
    تا من بزرگ شوم
    بزرگ شوم مردي شوم
    براي تو؛ زني كه در كتاب‌ها مي‌توان يافت!


    كتاب‌ها را پهن مي كنم
    در معاشقه‌ي ايوان و آفتاب
    پدر و بوي قديمي نم مي‌دوند مي‌ايستند
    در شيب خيابان
    خيابان در پاي عابران


    ما پسري داريم كوچك؛
    گياهي كه روزي جنگل خواهد شد!





    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]
    [ میهمان گرامی برای مشاهده لینک ها نیاز به ثبت نام دارید]


  23. 2 کاربر برای این پست از hichnafar تشکر کرده اند:


  24. #12
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    8048
    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    نوشته ها
    127
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از پست
    41
    253 بار تشکر شده در 118 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    بدتون نیادها ولی شعر نو چه دخلی به ترانه سرایی داره ؟
    اگه قراره محفل شاعرانه تشکیل بشه بهتره بره یه جای دیگه چون ربطی به نت و اهنگسازی نداره
    هیچ کدوم از این شعرایی که در این تاپیک هست اصلا ارزش موسیقیایی نداره که یک اهنگساز بخواد روش وقت بزاره
    خالی از جذابت
    بهتره به شعرایی بپردازید که میدونید به کار اهنگشاز میخوره.

  25. کاربران زیر از ramtin_designer به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  26. #13
    Sohrab Iwis آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    22708
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    سن
    28
    نوشته ها
    1,223
    میانگین پست در روز
    0.33
    تشکر از پست
    585
    1,350 بار تشکر شده در 692 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 2/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    12

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    فقط خودمممممممممممممم !!

    سهراب سپهری

    حجم سبز !!
    قسمتی از وصیت گزنفون یونانی خطاب به کوروش :
    چون من بميرم تن من را در زر نپوشانيد و بلكه با شتاب آن را به خاك بسپاريد . چون همه عمر دوستدار مردمان بوده ام و كام من آن است كه پس از مرگ نيز به آغوش خاك برگردم ... !

  27. #14
    hichnafar آواتار ها
    مسئول بازنشسته

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بازنشسته
    شماره عضویت
    311
    تاریخ عضویت
    Jan 1970
    نوشته ها
    1,810
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    1,391
    2,667 بار تشکر شده در 1,085 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 8/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    بدتون نیادها ولی شعر نو چه دخلی به ترانه سرایی داره ؟
    اگه قراره محفل شاعرانه تشکیل بشه بهتره بره یه جای دیگه چون ربطی به نت و اهنگسازی نداره
    هیچ کدوم از این شعرایی که در این تاپیک هست اصلا ارزش موسیقیایی نداره که یک اهنگساز بخواد روش وقت بزاره
    خالی از جذابت
    بهتره به شعرایی بپردازید که میدونید به کار اهنگشاز میخوره.
    سپاس از دقت نظرتون ولی
    ترانه اگر منظورتون واژگانيه که با موسيقي همراه ميشن ،کلي کار هست که شعرشون „نو” بوده
    اينکه ارزش و جذابيت داره يا نداره ، تا اندازه ايش به سليقه ي هر فرد مربوطه
    اما در باره ي اينجا بودن يا نبودن اين شعر ها
    اگر به نام اين انجمن توجه کرده باشيد ، شعر و ترانه ست
    و اين بخش هم جاييه براي گذاشتن چامه ها و چکامه هاي هر سراينده اي
    آهنگساز سليقه اي داره
    و توان کارييي
    مي تونه از هرکدوم از اينها خوشش بياد يا نياد ... (که البته هدف از اين بخش صرفا" آشنايي آهنگسازا با اشعار نيست)
    ویرایش توسط hichnafar : Tuesday 17 August 2010 در ساعت 03:03 PM

  28. 2 کاربر برای این پست از hichnafar تشکر کرده اند:


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سنتور نوازی معاصر
    توسط mojgan در انجمن سنتور
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: Saturday 25 July 2009, 03:42 PM
  2. تاثیر ادبیات ایرانی در ادب جهان
    توسط kaka در انجمن بزرگان شعر و ادب
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: Monday 17 November 2008, 05:38 PM
  3. پاسخ: 13
    آخرين نوشته: Thursday 23 October 2008, 07:25 AM

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •