تعرفه تبلیغات
آگهی های ویژه انجمن ها [ ثبت آگهی ]

لیست کاربران برچسب شده در تاپیک

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 16 از 46

موضوع: احساستان را بیان کنید

  1. #1
    morteza3164 آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    23840
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    1,200
    میانگین پست در روز
    0.35
    تشکر از پست
    2,434
    2,314 بار تشکر شده در 989 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 122/2
    Given: 4/1
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض احساستان را بیان کنید


    0 Not allowed! Not allowed!
    با سلام خدمت کاربران محترم سایت نوت آهنگ
    منظور بنده حقیر از ساخت این تاپیک این بود که چون هر کس پس از خواندن شعری احساساتش برانگیخته میشود و چه لحظه زیبایی میتواند باشد آن لحظه پس میتوان این احساسات را به دیگران منتقل کرد چه شاد باشد و چه غمگین
    قوانین :
    1 . لطفا مختصر و مفید احساس خود را بیان فرمایید
    2. بخاطر اینکه اکثر عزیران بتوانند نظر خود را اعلام نمایند و شعر بعدی ، شعر قبلی را تحت شعاع قرار ندهد از عزیزان خواهش مینمایم که اگر شعری با مضمون خاص را مد نظر دارند به پیام شخصی بنده بفرستد تا در زمان مناسب اینجانب شعر بعدی را آپلود نمایم
    3 . تبصره : با مدنظر گرفتن قانون اول میتوان خاطره ای که نسبت به این شعر دارید را بیان نمایید

    با تشکر الیاس
    شعر رديف و قافيه نميخواهد بوي آغوش تو هر ديوانه اي را شاعر ميكند ....


    www.elyasa.blogfa.com سایت اشعار الیاس

  2. 4 کاربر برای این پست از morteza3164 تشکر کرده اند:


  3. # ADS
     

  4. #2
    morteza3164 آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    23840
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    1,200
    میانگین پست در روز
    0.35
    تشکر از پست
    2,434
    2,314 بار تشکر شده در 989 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 122/2
    Given: 4/1
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    شعر اول



    داد معشوقه به عاشق پیغام / که کند مادر تو با من جنگ



    هر کجا بیندم از دور کند / چهره پر چین و جبین پر آژنگ



    با نگاه غضب آلود زند / بر دل نازک من تیر خدنگ



    از در خانه مرا طرد کند / همچو سنگ از دهن قلما سنگ



    مادر سنگ دلت تا زنده است / شهد در کام من و تست شرنگ



    نشوم یکدل و یکرنگ ترا / تا نسازی دل او از خون رنگ



    گر تو خواهی به وصالم برسی / باید این ساعت بی خوف و درنگ



    روی و سینه ی تنگش بدری / دل برون آری از آن سینه ی تنگ



    گرم و خونین به منش باز آری / تا برد ز آینه ی قلبم زنگ



    عاشق بی خرد ناهنجار / نه، بل آن فاسق بی عصمت و ننگ



    حرمت مادر از یاد ببرد / مست از باده و دیوانه ز بنگ



    رفت و مادر افکند به خاک / سینه بدرید و دل آورد به چنگ



    قصد سر منزل معشوق نمود / دل مادر به کفش چون نارنگ



    از قضا خورد دم در به زمین / و اندکی رنجه شد او را آرنگ



    آن دل گرم که جان داشت هنوز / اوفتاد از کف آن بی فرهنگ



    از زمین باز چو برخاست ، نمود / پی برداشتن دل، آهنگ



    دید کز آن دل آغشته به خون / آید آهسته برون این آهنگ



    آه دست پسرم یافت خراش / وای ، پای پسرم خورد به سنگ



    (ایرج میرزا)
    ویرایش توسط morteza3164 : Sunday 4 April 2010 در ساعت 12:44 AM
    شعر رديف و قافيه نميخواهد بوي آغوش تو هر ديوانه اي را شاعر ميكند ....


    www.elyasa.blogfa.com سایت اشعار الیاس

  5. 9 کاربر برای این پست از morteza3164 تشکر کرده اند:


  6. #3
    morteza3164 آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    23840
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    1,200
    میانگین پست در روز
    0.35
    تشکر از پست
    2,434
    2,314 بار تشکر شده در 989 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 122/2
    Given: 4/1
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    من که خودم هر وقت این شعر را میخوانم اشک در چشمانم جمع میشود شما چطور
    شعر رديف و قافيه نميخواهد بوي آغوش تو هر ديوانه اي را شاعر ميكند ....


    www.elyasa.blogfa.com سایت اشعار الیاس

  7. 5 کاربر برای این پست از morteza3164 تشکر کرده اند:


  8. #4
    كوروش88 آواتار ها
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    22556
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    نوشته ها
    124
    میانگین پست در روز
    0.04
    تشکر از پست
    373
    410 بار تشکر شده در 119 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    اين شعر رابطه عشق و ايثار است ، عشق فرزند به معشوق و عشق مادر به فرزند . ايثار فرزند در راه معشوق و ايثار مادر براي فرزند . البته اين شعر رو همه عنوان كردند عشق مادر به فرزند . اين يك شعر خيلي رمانتيك است و شايد ديدگاه شاعر نسبت به مادر و معشوق باشه . اين شعر من رو ياد مادر بزرگم مي ندازه چون با اينكه بي سواده اين شعر رو ياد داره و هر وقت پاي درد دلش مي شينم ، بعد ازاينكه از پسرهاش مي ناله كه بهش سر نمي زنند ، آخرش اين رو برام مي خونه ! و چندين ساله كه اين داستان ادامه داره ! از ديدگاه امروزي ها اين شعر نهايت زن ذليلي يك مرد را هم مي رساند !
    اگر آنچه بايد نيستي
    چه فرقي مي كند كيستي.

  9. 6 کاربر برای این پست از كوروش88 تشکر کرده اند:


  10. #5
    Mohsen_M آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    24057
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    32
    نوشته ها
    284
    میانگین پست در روز
    0.08
    تشکر از پست
    716
    669 بار تشکر شده در 252 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    درود بر شما،
    تم غمگینی داره! ناراحت می شم!

  11. 3 کاربر برای این پست از Mohsen_M تشکر کرده اند:


  12. #6
    آناهيتا 79 آواتار ها
    کاربر انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر انجمن
    شماره عضویت
    21886
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    نوشته ها
    122
    میانگین پست در روز
    0.03
    تشکر از پست
    356
    421 بار تشکر شده در 124 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 3/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    فكر كنم شما مامانتون رو خيلي دوست داريد !
    اما جداي از شوخي اين شعر به نظر من يه تراژدي هستش ، خيلي با احساس گفته شده . ازش خاطره اي ندارم ، وقتي مي خونمش توي چشام اشك جمع نمي شه اما ناراحت مي شم.
    هر كجا هستم باشم / آسمان مال من است
    پنجره ، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است.

  13. 3 کاربر برای این پست از آناهيتا 79 تشکر کرده اند:


  14. #7
    obvious آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    20962
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    نوشته ها
    578
    میانگین پست در روز
    0.16
    تشکر از پست
    438
    1,266 بار تشکر شده در 445 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    من ياد مدرسه و شيطناتامون افتادم!!! (ببخشيد خوب ولي رو دومين كلمه از اولين مصرع بودم كه تمام خاطرات مدرسه يادم اومد!)
    يادش به خير...
    مرسي از عزيزي كه تاپيك راه انداخت.
    روزگار غریبی است نازنین
    خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد...

  15. 3 کاربر برای این پست از obvious تشکر کرده اند:


  16. #8
    MEHRNAM آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    23172
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    سن
    28
    نوشته ها
    337
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    1,810
    1,159 بار تشکر شده در 328 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 3/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    من یاد همه ی نامردی ها و عشقهای یک طرفه سو استفاده ها و ناعدالتی ها میفتم!!! (متاسفانه)
    درد من حصار بركه نيست؛
    درد من زيستن با ماهيانيست
    كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است.

  17. 3 کاربر برای این پست از MEHRNAM تشکر کرده اند:


  18. #9
    ham-nafas آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    20000
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    499
    میانگین پست در روز
    0.14
    تشکر از پست
    272
    495 بار تشکر شده در 294 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 0/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    یاد کلاس درس و غروب و مادرم میفتم
    و این شعر رو دوست ندارم تا آخر بخونم... وقتی یادم اومد کدوم شعره از همون بین دوم منصرف شدم
    امضا : میخواستم بگم از ریا بدم میاد دیدم شاید همین جمله خودش ریا باشه...

  19. 4 کاربر برای این پست از ham-nafas تشکر کرده اند:


  20. #10
    nabegheh95 آواتار ها
    مسئول بخش شعر و ترانه

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش شعر و ترانه
    شماره عضویت
    678
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    نوشته ها
    457
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    514
    530 بار تشکر شده در 276 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    باید بدانیم و هیچوقت فراموش نکنیم که:
    بهشت زیر پای مادر است ، ...
    ویرایش توسط nabegheh95 : Tuesday 6 April 2010 در ساعت 11:56 AM
    من از هواي عشق تو ، دل بکنم يا نکنم

  21. 3 کاربر برای این پست از nabegheh95 تشکر کرده اند:


  22. #11
    david_santoori آواتار ها
    دوست خوب

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    دوست خوب
    شماره عضویت
    18421
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    سن
    30
    نوشته ها
    217
    میانگین پست در روز
    0.06
    تشکر از پست
    772
    645 بار تشکر شده در 210 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    ای امان از استادی ایرج میرزا که احساسات را اینگونه تحت تاثیر قرار میده . این از نظر من شعر نیست ،حکمته که در شعر نمایان شده . تا میخونمش بیچارم میکنه . جدا عواطف آدمی به درد میاد.
    این علم موسیقی بر من چون شهادتست / چون مومنم شهادت و ایمانم آرزوست

  23. 3 کاربر برای این پست از david_santoori تشکر کرده اند:


  24. #12
    morteza3164 آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    23840
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    1,200
    میانگین پست در روز
    0.35
    تشکر از پست
    2,434
    2,314 بار تشکر شده در 989 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 122/2
    Given: 4/1
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    شعر دوم



    شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم

    اگر سرخم چنان آتش، حدیث دیگری دارم

    گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی

    نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی

    یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود

    و صحرادر عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه

    ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت

    ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته

    و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود زآنچه زیر لب می گفت

    شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری

    به جان دلبرش افتاده بود-اما-

    طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد

    ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند

    شود مرهم

    برای دلبرش آندم شفا یابد

    چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را

    بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده

    و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه

    به روی من

    بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من

    به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به ره افتاد

    و او می رفت و من در دست او بودم

    و او هرلحظه سررا رو به بالاها
    تشکر از خدا می کرد
    پس از چندی

    هوا چون کورۀ آتش،زمین می سوخت

    و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت

    به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟

    در این صحرا که آبی نیست

    به جانم هیچ تابی نیست

    اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من

    برای دلبرم هرگزدوایی نیست

    و ازاین گل که جایی نیست خودش هم تشنه بود اما!

    نمی فهمید حالش را چنان می رفت و

    من در دست اوبودم

    و حالامن تمام هست او بودم

    دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟

    نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو ؟

    و دیگر داشت در دستش تمام جان من میسوخت

    که ناگه

    روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد

    دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه -

    مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

    نشست و سینه را با سنگ خارایی

    زهم بشکافت

    زهم بشکافت
    اما ! آه

    صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
    زمین و آسمان را پشت و رو می کرد

    و هر چیزی که هرجابود با غم رو به رو می کرد

    نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را

    به من می داد و بر لب های او فریاد
    "بمان ای گل
    که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی

    بمان ای گل"

    ومن ماندم
    نشان عشق و شیدایی
    و با این رنگ وزیبایی
    ویرایش توسط morteza3164 : Wednesday 7 April 2010 در ساعت 12:29 PM
    شعر رديف و قافيه نميخواهد بوي آغوش تو هر ديوانه اي را شاعر ميكند ....


    www.elyasa.blogfa.com سایت اشعار الیاس

  25. 5 کاربر برای این پست از morteza3164 تشکر کرده اند:


  26. #13
    morteza3164 آواتار ها
    یار همیشگی

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    یار همیشگی
    شماره عضویت
    23840
    تاریخ عضویت
    Feb 2010
    سن
    36
    نوشته ها
    1,200
    میانگین پست در روز
    0.35
    تشکر از پست
    2,434
    2,314 بار تشکر شده در 989 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    1 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 122/2
    Given: 4/1
    میزان امتیاز
    11

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    فقط میتوانم بگم که عشق چیز خوبیه شما چطور
    شعر رديف و قافيه نميخواهد بوي آغوش تو هر ديوانه اي را شاعر ميكند ....


    www.elyasa.blogfa.com سایت اشعار الیاس

  27. کاربران زیر از morteza3164 به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  28. #14
    obvious آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    20962
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    نوشته ها
    578
    میانگین پست در روز
    0.16
    تشکر از پست
    438
    1,266 بار تشکر شده در 445 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    وای!!! این شعر کی بود؟!!! فوق العاده بود!!! فقط می تونم بگم خیلی هیجان زده شدم... مرسی...
    روزگار غریبی است نازنین
    خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد...

  29. 2 کاربر برای این پست از obvious تشکر کرده اند:


  30. #15
    MEHRNAM آواتار ها
    کاربر فعال انجمن

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    کاربر فعال انجمن
    شماره عضویت
    23172
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    سن
    28
    نوشته ها
    337
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    1,810
    1,159 بار تشکر شده در 328 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 3/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    10

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    منم که طبق معمول قبلا" نظرمو گفتم.. ههههه. ولی با خوندن این شعر احساس میکنم که اگر عشق نباشد زندگی هیچ است؛ و در واقع این زندگی انسان است که به عشق وابسته است، اگر آن عاشق (به صورت نمادین) جانش را فدای عشق نمیکرد ؛ عشق میمرد و از بین میرفت پس باز هم زندگی انسان که به عشق وابسته است نابود میشد بنا براین با فدا کردن جان تنها جان خود را از دست داد ولی عشق را زنده نگه داشت؛ در صورتیکه اگر جانش را همان لحظه فدا نمیکرد هم عشق نابود میشد و هم زندگیش...
    درد من حصار بركه نيست؛
    درد من زيستن با ماهيانيست
    كه فكر دريا به ذهنشان خطور نكرده است.

  31. کاربران زیر از MEHRNAM به خاطر این پست تشکر کرده اند:


  32. #16
    nabegheh95 آواتار ها
    مسئول بخش شعر و ترانه

    وضعیت
    افلاین
    عنوان کاربری
    مسئول بخش شعر و ترانه
    شماره عضویت
    678
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    نوشته ها
    457
    میانگین پست در روز
    0.10
    تشکر از پست
    514
    530 بار تشکر شده در 276 پست
    Mentioned
    0 Post(s)
    Tagged
    0 Thread(s)
    Thumbs Up/Down
    Received: 1/0
    Given: 0/0
    میزان امتیاز
    0

    پیش فرض


    0 Not allowed! Not allowed!
    الان بغضم گرفته ، میخوام گریه کنم ...

    کجاست یه همچین عشق و عاشقی ؟! کجاست ؟ من باور ندارم.
    شعرها خوب دروغ می گن ... و ما باور می کنیم ...
    من از هواي عشق تو ، دل بکنم يا نکنم

  33. کاربران زیر از nabegheh95 به خاطر این پست تشکر کرده اند:


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •