
|
|||||||
| یادآوری ها |
| خوانندگان بيوگرافي و بحث در مورد خوانندگان ايراني و خارجي |
![]() |
|
|
ابزارهاي تاپیک | نحوه نمايش |
|
|
#1 |
|
کاربر حرفه ای
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
پست ها: 1,958
تشکر ها: 1,022
7,143 بار تشکر شده در 1,907 پست
سل ( موجودي بانك ): 13800. واريز وجه Rep Power: 5
![]() |
زندگينامه
![]() غلامحسين بنان در سال 1290 خورشيدی در تهران و در خانواره ای اهل هنر و فرهنگ زاده شده، پدرش از ديوانيان و دارای آوازی خوش بود و مادرش که نسب از خانواده قاجار می برده، با نواختن پيانو آشنا بود. اعضای ديگر خانواده نيز هر يک به شکلی با موسيقی نزديک بوده اند. زندگی ديوانی و فرهنگی، سبب آشنايی خانواده با بزرگان موسيقی زمان شد. دو برادر معروف وابسته به خاندان هنر: آقا حسينقلی و ميرزاعبدالله و نيز درويش خان و مرتضی نی داود از ميهمانان اصلی مجالس بزم در خانه آنها بوده اند. در يکی از همين مجالس بزم، پدر دريافته که فرزندش صدای خوش را از او به ارث برده است. او را نيز چون خواهرانش نزد نی داود فرستانه تا به فراگيری موسيقی و رموز آواز خوانی بپردازد. غلامحسين بعدها از او آموزگار ديگر نيز بهره گرفت: ناصر سيف و ميرزا طاهر ضياء رسايی، روضه خوانی معروف به "ضياء الذاکرين". غلامحسين بنان، از سال 1321، دو سال پس از بنياد نخستين فرستنده راديويی در ايران به اين سازمان پيوست و به آواز خوانی پرداخت. نخست، عبدالعلی وزيری، او را به خالقی معرفی کرد و خالقی نيز آزمايش و پرورش صدای او را به ابوالحسن صبا سپرد. می گويند صبا در نخستين آزمايش، درآمد سه گاه را که به پايان برده از بنان خواسته که گوشه حصار را بخواند و او آن چنان با مهارت خوانده که ديگر نيازی به آزمايش های بعدی باقی نگذاشت! کشف بنان، برای خالقی و ديگر دست اندرکاران موسيقی ملی، موهبتی تلقی می شد. زيرا که تازه "انجمن موسيقی ملی" را بنياد کرده بودند و به خواننده ای خوش صدا و رديف شناس نياز داشتند. با تبديل انجمن، به هنرستان عالی موسيقی ملی، بنان نيز رسما به استخدام هنرهای زيبای کشور در آمد و علاوه بر همکاری با ارکستر هنرستان به تدريس آواز خوانی نيز پرداخت. با بنياد "برنامه گلها"ی راديو از سوی "داود پيرنيا" عرصه تازه و گسترده تری برای آواز خوانی های بنان پديد آمده و او پانزده سال تمام (1350-1335) پای ثابت در بخش های مختلف اين برنامه (گلهای رنگارنگ، گلهای جاويدان، يک شاخه گل و...) بود. در اين برنامه، استادان تراز اول موسيقی سنتی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسين تهرانی، علی تجويدی، لطف الله مجد و جواد معروفی با او همکاری داشته اند. بنان در آغاز کار در راديو، تنها "آواز" می خوانده ولی چندی بعد به توصيه خالقی، پذيرفته که "تصنيف " نيز بخواند. او با اين کار نه تنها به تصنيف های دوره مشروطيت جلوه و جلای تازه بخشيده، بلکه آهنگسازان سنتی را نيز به ساخت و پرداخت تصنيف های ارزشمند برانگيخته است. تصنيف هايی که با صدای او به يارگار مانده، از بهترين آفريده ها در قلمرو موسيقی سنتی به شمار می رود. در اين ميان می توان از فراگير ترين آنها ياد کرد: حالا چرا؟ (آهنگ: خالقی - شعر: شهريار)، روز ازل ( مرتضی محجويی - رهی معيری) ، می ناب و جام جم (خالقی - حافظ)، عاشقی شيدا (تجويدی - منير طه) ، و الهه ناز (اکبر محسنی - کريم فکور) همچنين سرود "ای ايران" (خالقی - حسين گل گلاب) که سالهاست نقش سرود ملی ايرانيان را ايفا می کند، دلنشين ترين يادگاری است که با صدای بنان بر جای مانده است. بنان در سال 1336 در يک سانحه اتومبيل، يکی از چشمان خود را از دست داد، ولی پس از آن نيز همچنان به خواندن ادامه داد. از سال 1345 است که به مرور از حجم خواندنی ها کاسته و چند سال بعد خود را بازنشسته کرد. بنان به گفته همسرش از اواخر سال 1357، سال انقلاب، به سبب "حوادث و وقايع جاری و ياس و نا اميدی" دلخور شد و به بستر بيماری افتاد. او سرانجام در هشتم اسفند ماه سال 1364 به دليل نارسايی "دستگاه گوارشی" چشم از جهان فرو بست. ويژگی ها ارزش موسيقايی در آوازخوانی های غلامحسين بنان از پيوند در عامل طبيعی و هنری شکل می گيرد. عامل طبيعی، جنس و رنگ صدای اوست که در تاريخ موسيقی سنتی ايران اگر نگوييم بی نظير، دست کم کمياب است. وقتی حرف از صدا و آواز به ميان می آيد، همه پيش از هر چيز به "ششدانگ" بودن آن می انديشند. حال آن که موسيقی سنتی ايران بيش از صدای ششدانگی، صدای "با حال" می طلبد. جيغ و فرياد چندان با مزاجش سازگار نيست. اهل نجوا و زمزمه است. صدای بنان همانی است که موسيقی سنتی ايران می طلبد. نه تنها حجم ضروری برای اجرای راحت آن را دارد که با ويژگی های عاطفی آن نيز سازگاری نشان می دهد. صدای او از "بم های ميانی"، صدای مردانه است (نزديک به باريتون) و جان می دهد برای جلادادن به محتوای عرفانی شعر و موسيقی سنتی. غلت و تحرير های کوتاه - و نه بلند- در صدای او، حرکت های آرام و غير جهشی در خط سير آوازهای سنتی همخوانی دارد و به خواب و بيدار مخمل می ماند. اما اين ويژگی های طبيعی صوتی اگرچه ضروری است ولی کافی نيست. بايد با ويژگی های فنی و هنری درآميخته شود. صدا هر چه از "جنس خوش" باشد، تا درست پرورش پيدانکند، به آواز دلنشين تبديل نخواهد شد. دانايی هنری و توانايی فنی می طلبد. دانايی بر محتوای موسيقی و شعر سنتی و توانايی در اجرای ظريف پيوندی آن ها. غلامحسين بنان مجموعه ای از اين داده های طبيعی و يافته های فنی و هنری را در خود داشت آن چه از خوانده های او به جای مانده می تواند برای خوانندگان ريز و درشت ما نقش سرمشق و "دستور" را ايفا کند. "فريدون مشيری" توصيف دل انگيزی برای آواز خوانی های بنان به دست داده است: نغمه می غلتيد، گفتنی بر حرير آبشار شعر، گل می ريخت، نغز و دلپذير مخمل مهتاب بود اين يا طنين بال قو پرنيان ِ ناز ِ آواز ِ سراپا حال او؟ منبع : از کتاب مردان موسیقی سنتی و نوین ایران ويرايش توسط Leon : Monday 24 December 2007 در ساعت 06:55 PM. |
|
|
|
| 2 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند: |
|
|
#2 |
|
کاربر حرفه ای
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
پست ها: 1,958
تشکر ها: 1,022
7,143 بار تشکر شده در 1,907 پست
سل ( موجودي بانك ): 13800. واريز وجه Rep Power: 5
![]() |
محمود خوشنام کارشناس موسيقی هشتم اسفند ماه امسال درست بيست سال از مرگ "غلامحسين بنان" آواز خوان بزرگ ايران می گذرد. بنان نخستين کسی بود که آواز خوانی را از چهارچوب کهنه سنتی به درآورده، پيرايه های تعزيه ای را از آن زدوده، در گزينش شعر پيوند آن با موسيقی دقت و سليقه به خرج داده و با همخوانی های گرم و محفلی خود به آواز سنتی جلوه ای تازه بخشيد. "آواز" در مجموعه موسيقی سنتی ايران اهميت بسياری دارد و بخش بزرگی از اين اهميت از شعر و شيوه پيوند آن با موسيقی بر می خيزد. از همين جاست که نقش آواز خوان بر جسته می شود. او بايد آشنايی عميق با شعر و توانايی کافی در عرضه موسيقايی آن داشته باشد. "روح الله خالقی" بسياری از خوانندگان گذشته را نا آگاه از چند و چون اين پيوند می دانست: " آنان معنای شعر را درست نمی فهمند و چون نمی فهمند، پای بند درست ادا کردن آن هم نبودند و همه حواسشان را به 'چهچه و غلت و تحرير' می دادند. از سوی ديگر 'رسم زمانه هم آن بود که بلند و در اوج بخوانند و در واقع فرياد بکشند.' با چنين شيوه ای خواننده اگر هم می خواسته، نمی توانسته کلمات را درست ادا کند." به گفته خالقی، آنها که "در مکتب تعزيه تربيت شده اند، بيشتر علاقه به بلند خواندن داشته اند ولی سبک خواندن شان امروز مطلوب ما نيست." بنان ولی با آن که يکی از آموزگارانش از اهالی روضه و تعزيه بوده، اين سبک و روش را به هم زده و شيوه ای تازه و شفاف و تاثير گذار در آواز خوانی به کار بست. |
|
|
|
| 2 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند: |
|
|
#3 |
|
کاربر حرفه ای
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
پست ها: 1,958
تشکر ها: 1,022
7,143 بار تشکر شده در 1,907 پست
سل ( موجودي بانك ): 13800. واريز وجه Rep Power: 5
![]() |
به ياد بنان
آزاده نوری ![]() ![]() امروز کمتر از بنان و روح الله خالقی که آفريننده سرود جاودانه ای ايرن بودند ياد می شود، اما اگر بخواهيم ملی ترين سرود ايرانيان را انتخاب کنيم بايد از همين سرود نام ببريم. به بيست و يکمين سال درگذشت غلامحسين بنان خواننده سرود ای ايران و بسياری از تصنيف ها و آوازهای نزديک می شويم. غلامحسين بنان يکی از خواندگان سنتی ايران است. شهرت او بيشتر با اجرای ترانه هايی چون چون مرغ سحر، آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا، با ما بودی بی ما رفتی آغاز شد و با اجرای سرود ای ايران به اوج رسيد. او يکی از چهره های ماندگار برای موسيقی ايرانی به شمار می آيد. غلامحسين بنان در سال ۱۲۹۰ در تهران متولد شد. از خانواده هنردوست و اعيان بود. مادرش برادرزاده ناصرالدين شاه بود و پدرش کريم خان بنان الدوله نوری. از شش سالگی به مکتب مرتضی نی داوود نوازنده و آهنگساز نامدار ايران رفت او اولين معلم رسمی بنان بود. آن زمان شناختی از تئوری موسيقی و نت نداشت و آواز را به شيوه قدما و بدون توجه به جايگاه صدايش می خواند. بنان در سال ۱۳۲۱ خوانندگی را در راديو آغاز کرد، درآن زمان، روح اله خالقی مسوليت راديو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزيری برای امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان می خواهند که برای ايشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغاز می کند و صبا هم باويلن او را همراهی می کند. ![]() آشنايی بنان با روح الله خالقی، علی نقی وزيری و ابوالحسن صبا نقطه عطفی در زندگی هنری او محسوب می شود. او از طريق آشنايی و نزديکی با همين گروه وارد راديو شد. ![]() هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می گويد شما نواختن ويلن را قطع کنيد و به بنان اشاره می کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد که روح اله خالقی بی اختيار بلند می شود او را در آغوش می گيرد و می بوسد. خالق همان جا آينده او را در هنر آواز درخشان پيش بينی می کند. آشنايی بنان با روح الله خالقی، علی نقی وزيری و ابوالحسن صبا نقطه عطفی در زندگی هنری او محسوب می شود. او از طريق آشنايی و نزديکی با همين گروه وارد راديو شد. کم کم آوازهای بنان در راديو شهرت زيادی بين مردم کسب کرد و هنرمندان بزرگ راديو که بيشتر از شاگردان صبا بودند با ساخت قطعاتی همکاری خود را با او آغاز می کردند. همچنين هنرمندان بزرگی مانند جليل شهناز و حسن کسايی که اصفهانی بودند در سفرهايی که به تهران داشتند، در جواب آواز با او همکاری می کردند. می توان گفت مهمترين همکاران بنان در توليد موسيقی خالقی، محجوبی ( و رهی به عنوان ترانه سرا ) بودند. بنان آنزمان ميان خوانندگان ايرانی، آوازه خوانی پيشرو در موسيقی ايرانی محسوب می شد. بسياری از آوازهای او را پيانو و ويلن دو ساز محبوب آن دوران همراهی می کردند که آن سالها اولين تجربه های همکاری با سازهای غربی و از همه مهمتر تجربه همکاری با ارکستر بزرگ به اجرا در می آمد. هنوز هم آوازهای بنان با ارکستر و يا پيانو جزو بهترين نمونه های اين نوع موسيقی است. خوانندگان زيادی هم نسل او آنروزها بودند که هم از نظر وسعت هم حجم صدا بر او برتری داشتند ولی بنان با ظرافت و تيز بينی مخصوص خود همواره چند گام جلوتر از آنها بود. غلامحسين بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاويدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشت که جاصل آنها ده ها برنامه گلهای جاويدان، گلهای رنگارنگ و برگ سبز است و برنامه های متعدد و گوناگون ديگری است که از اين خواننده بزرگ و هنرمند به يادگار مانده است. ![]() ![]() ماجرای ساخته شدن ای ايران سال ۱۳۲۳ وقتی تهران تحت اشغال متفقين بود، شاعر سروی ای ايران، حسين گل گلاب در خيابان شاهد برخورد بد يک سرباز خارجی با مردم بود. با ناراحتی به راديو می آيد و انجا با روح الله خالقی و بنان مواجه می شود. جريان را تعريف می کند و همانجا سرود ای ايران را می سرايد. بنان آن را زنزمه می کند و خالقی هم همان جا شروع به ساختن سرود می کند. اين سرود در کمتر از يک روز آماده اجرا می شود و به سرعت در ميان مردم جای خود را پيدا می کند. اما حکومت پخش آن را به دليل اينکه نامی از شاه برده نشده بود را ممنوع می کند. مدتی بعد دوباره با ميانجيگری شاعر و نزديکانش اجازه پخش آن صادر می شود. بنان در اين روزها گوی موفقيت و شهرت را از ديگر ستارگان موسيقی ربوده بود. ۲۷ مهر ماه همان سال اين سرود برای اولين بار به صورت زنده اجرا شد و بنان را بيش از بيش محبوب کرد. روزهای تاريک اما پر رونق بنان وقتی بنان به ميانسالی رسيده بود، خوانندگان زيادی وارد راديو شده بودند که از نظر ظرافت و دقت در شکل ارائه موسيقی و کلام گاهی با او برابری می کردند. در ميان خوانندگان مرد حسين قوامی و محمد رضا شجريان از ديگران بهتر بودند اما هنوز شنودگان و دوستداران سبک آواز بنان، همچنان مجذوب آثار او بودند و روز به روز به محبوبيتش افزوده می شد. سال ۱۳۳۶ بنان در يک سانحه رانندگی چشم راست خود را از دست داد اين اتفاق تاثير شديدی در روحيه او داشت. بنان پس از اين ماجرا دچار افسردگی شد ولی همچنان با قدرت به کار خود ادامه می داد. ![]() ![]() بنان در طول فعاليت هنری خود، حدود ۴۵۰ آهنگ اجرا کرده است مهم ترين ويژگی او، زير و بم ها و تحريرهای صدای اوست که مخصوص به خودش است. بنان نه تنها در اواز قديمی و کلاسيک ايران استاد بود، بلکه در نغمه های جديد و مدرن ايران نيز تسلط کامل داشت. تصنيف زيبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترين نمونه است. در سال ۱۳۳۲ به پيشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زيبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسيقی ملی به کار مشغول گرديد و در سال ۱۳۳۴ ريئس شورای موسيقی راديو شد. سال های آخر عمر، غلامحسين بنان مبتلا به بيماری سوء هاضمه بود. از طرف ديگر حنجره اش نيز جواب نيازهای درونيش را نداشت و به همين دليل اندک اندک از خواندن خودداری کرد و از صحنه هنر کناره کشيد. حدود بيست سال آخر عمر را تقريبا فعاليت چشم گيری نداشت و روز به روز بيماری اش پيشرفت می کرد تا اينکه هشتم اسفند ماه سال ۱۳۶۴ در بيمارستان قلهک بدرود جيات گفت. |
|
|
|
| 2 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند: |
|
|
#4 |
|
کاربر حرفه ای
![]() تاريخ عضويت: Mar 2007
پست ها: 1,958
تشکر ها: 1,022
7,143 بار تشکر شده در 1,907 پست
سل ( موجودي بانك ): 13800. واريز وجه Rep Power: 5
![]() |
![]() بخش نخست این مجموعهی نفیس در 5 سیدی روانهی بازار موسیقی شده که شامل بررسی و معرفی آثار این هنرمند گرامی در دستگاهها و آوازهای شور، دشتی، ابوعطا، افشاری، بیات ترک و نوا میباشد. آوازهای استاد بنان در این مجموعه جرء به جزء تحلیل و بررسی شده و گوشه ها و نواهای اجرا شده توسط ایشان در جلد هر سیدی به تفکیک قید گردیده است. در دفترچه ای که همراه این مجموعه ارائه شده است به قلم «شهرام آقاییپور» میخوانیم: «غلامحسین بنان نوری»؛ در اردیبهشت 1290 در تهران به دنیا آمد. پدرش «کریم خان بنانالدوله»، فرزند «فضلالله خان مستوفی نوری» و مادرش دختر شاهزاده محمدتقی خان میرزا رکنی بردار ناصرالدین شاه بود. پدرش از مستوفیان خوش خط بود و تا حدی با موسیقی آشنایی داشت و آواز هم میخواند؛ مادرش نیز پیانو مینواخت و خواهرانش نزد درویشخان و مرتضی خان نیداود مشق تار می-کردند. منزل پدر وی محل آمد و شد هنرمندان بزرگی مانند میرزاعبدالله، درویشخان، رضا قلی خان نوروزی و ... بود. اما نخستین کسی که به هنر بنان پی برد، مرتضی نیداود بود و هم تشویقهای وی باعث شد که بنان به طور جدی تعلیم آواز را نزد «میرزا طاهر ضیاء رسائی» (ضیاءالذاکرین) آغاز کند. وی در این راه، از تعزیهخوانان قدیم هم نکات فراوانی آموخت. [همچنین به طور مستقیم و غیر مستقیم از محضر کسانی چون ناصر سیف و ستایشگر بهرهمند شد. بنان از سال 1315 به سمت بایگان، در اداره کل کشاورزی استخدام شد و چندی بعد به شرکت ایرانبار در اهواز منتقل شد و سپس به اداره کل غله و نان رفت.]اما بنان در سال 1321 با معرفی «عبدالعلی وزیری» و «علی نقی وزیری» (برادر همسر اول وی)، بعد از آزمایش توسط روحاله خالقی، به جمع هنرمندان رادیو پیوست. ابتدا مایل به اجرای تصنیف نبود و تنها آواز میخواند، اما با تشویق خالقی و تمرین با ارکسترهای بزرگ، به خواندن قطعات ارکسترال و تصنیف روی آورد. [ در همان سال (1321) بود که آواز بنان با همراهی ساز هنرمندانی نظیر «حسین سنجری» (تار)، «مرتضی محجوبی» (پیانو) و ... از رادیو شنیده میشد. در سال 1327 ارکستر انجمن موسیقی ملی به رهبری خالقی در فیلم «طوفان زندگی» محصول میترا فیلم به کارگردانی «علی دریابگی» به اجرای موسیقی پرداخت و بنان قطعاتی از جمله «دیلمان» را با ارکستر خواند. وی سالها با ارکستر شماره یک رادیو، به رهبری جواد معروفی همکاری داشت و از اولین برنامههای گلهای رنگارنگ، گلهای جاویدان و برگ سبز، آثاری از وی ضبط شدهاند.] بنان در 27 دی ماه 1336 در سانحه اتومبیل، به شدت مجروح شد و چشم راست خود را از دست داد. سال بعد برای معالجه به اروپا عزیمت کرد و پزشکان مجبور به تخلیه چشم وی شدند. بنان از سال 1347 کم کم از خواندن دست کشید و در پاسخ به سؤال مجری برنامه رادیویی «گلچین هفته»، مبنی بر علت کنارهگیری از رادیو، با دو جمله علت کنارهگیری خود را اعلام کرد: «دیگر خسته شدهام. خیلی هم رنجاندنم!». حاصل همکاری بنان با رادیو حدود 350 اثر است که در کارنامه درخشان وی به ثبت رسیده است. اواخر سال 1357 رفته رفته به بیماری گوارشی دچار شد و رنج این بیماری وی را در سال 1364 به بستر کشانید و سرانجام دفتر پر افتخار این هنرمند بزرگ، در ساعت 45 / 18 جمعه هشت اسفند پس از اذان مغرب، در بیمارستان ایران مهر بسته شد. با مشاعیت بسیاری از دوستداران وی، در دهم اسفند، کالبد این بلبل خوش آهنگ در امامزاده طاهر کرج برای همیشه به خاک سپرده شد. هنر اکنون زدل خاک طلب باید کرد چونکه اندر دل خاکند همه پر هنران این مجموعه نفیس هماکنون از فروشگاههای فرهنگیهنری قابل خرید است. ![]() |
|
|
|
| 3 کاربر برای این پست از Leon تشکر کرده اند: |
![]() |
| Bookmarks |
«
تاپیک قبلي
|
تاپیک بعدي
»
| كاربران در حال ديدن تاپیک: 1 (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهاي تاپیک | |
| نحوه نمايش | |
|
|
زمان محلی شما با تنظیم GMT +3.5 هم اکنون 11:54 AM میباشد.









آشنايی بنان با روح الله خالقی، علی نقی وزيری و ابوالحسن صبا نقطه عطفی در زندگی هنری او محسوب می شود. او از طريق آشنايی و نزديکی با همين گروه وارد راديو شد. 



مجموعه 1 – دستگاه شور:
مجموعه2 – آواز دشتی:
مجموعه3 – آواز ابوعطا و افشاری:
مجموعه4 – آواز بیاتترک:
مجموعه 5 – دستگاه نوا:
«غلامحسین بنان نوری»؛ در اردیبهشت 1290 در تهران به دنیا آمد. پدرش «کریم خان بنانالدوله»، فرزند «فضلالله خان مستوفی نوری» و مادرش دختر شاهزاده محمدتقی خان میرزا رکنی بردار ناصرالدین شاه بود. پدرش از مستوفیان خوش خط بود و تا حدی با موسیقی آشنایی داشت و آواز هم میخواند؛ مادرش نیز پیانو مینواخت و خواهرانش نزد درویشخان و مرتضی خان نیداود مشق تار می-کردند. منزل پدر وی محل آمد و شد هنرمندان بزرگی مانند میرزاعبدالله، درویشخان، رضا قلی خان نوروزی و ... بود. اما نخستین کسی که به هنر بنان پی برد، مرتضی نیداود بود و هم تشویقهای وی باعث شد که بنان به طور جدی تعلیم آواز را نزد «میرزا طاهر ضیاء رسائی» (ضیاءالذاکرین) آغاز کند. وی در این راه، از تعزیهخوانان قدیم هم نکات فراوانی آموخت. [همچنین به طور مستقیم و غیر مستقیم از محضر کسانی چون ناصر سیف و ستایشگر بهرهمند شد. بنان از سال 1315 به سمت بایگان، در اداره کل کشاورزی استخدام شد و چندی بعد به شرکت ایرانبار در اهواز منتقل شد و سپس به اداره کل غله و نان رفت.]




Linear Mode
